The first 200 lines.
"وقت استراحت"
سلام موریل
خوب خوابیدی؟
آلیس سخت بیدار شد؟
...من خوبم
.من یه قرار ملاقات اون ور مارسی دارم
!همینطوریشم دیرمه
!آره، همه صبحم رو میگیره
!نمیدونم
.ساعت یک ظهر بهت زنگ میزنم اون موقع خونه ای؟
...خب، باشه
می بینمت... دوستت دارم
!موریل، گذر زمان رو احساس نکردم
می ترسیدم الانشم برای رفتن !به مدرسه خونه رو ترک کرده باشی
...آره خوب پیش رفت
!...ولی این ضرب العجل های غیرممکن
من باید به یه قرار با کسی برسم
چی؟ داری شوخی میکنی؟
!مسخره م نکن
!انتظار نداشته باش که کامل باشم
...الو... الو ...من نمی شنوم چی میگی
.الان بهتر شد
.روزم هنوز تموم نشده !هنوز یه مشتری دیگه باید ببینم
!خلاص شدن از شر این یکی خیلی راحت نخواهد بود
ما یه نقشه ی بازسازی داریم تا برنامه ریزیش کنیم
امیدوارم خیلی طول نکشه
!برای شام رو من خیلی حساب نکن
!البته که میخام بیام خونه
حدود ساعت شش بهت زنگ میزنم
اون موقع بیشتر از وضعیت خبر دارم. باشه؟
دوستت دارم
...:تغییرات بازار بورس امروز بدین شرح است
اصلا خوب پیش نرفت
...سه نفرمون رفته بودیم !ولی نتونستیم متقاعدش کنیم
!الان هم باید با اونا شام بخورم
...یه جورایی اورژانسی شد
ببخش منو. امشب نمیتونم برسم
فردا حتما میام، قول میدم
باید راجع به سوئیس باهات صحبت کنم
...یه شانس خیلی خوبه
!شاید خوب از آب دربیاد
البته چیزی هنوز قطعی نیست
آخر هفته با هم صحبت میکنیم، باشه؟
من باید برم. دوستت دارم
فردا می بینمت
!بابایی! بابایی
هیولاهای کوچیک من چطورن؟
!...واس نمایشگاه مدرسه من عجله کن که بریم
مامان گفت نمیتونی سر وقت برسی
واقعا؟
!خیلی زود برگشتی
چون دیروز واقعا حس بدی داشتم زود بیرون زدم
.برات یه یادداشت گذاشتم چون ما داریم راه می افتیم
.ما فقط برای اون نمایشگاه سه تا معلم داریم !منم باید برم، به خدا
زود باش آلیس. و گرنه دیر میشه
با ماشین تو یا ماشین من؟
...من خیلی خستم یه استراحت میکنم و بعدش به شما ملحق میشم
فلیکس روت حساب میکنه
حتما. فقط یه چرت کوچولو
سلام مامان
سلام پسرم
موریل گفت تو شاید شغلتو عوض کنی
بهت که گفتم به کسی نگو ...تو باید بش میگفتی؟
درسته یا نه؟ هنوز هیچی مشخص نیست-
!مگه میتونی از این اطلاعات بکشی بیرون
!مادربزرگ
تو چته آخه؟
!میشه بهم در مورد این کار بالاخره چیزی بگی؟
قول میدم که میگم
!بعدا می بینمت
...قبل این که فراموش کنم
...همکارت... اون انگلیسیه
جفری؟ ...آره، تماس گرفته بود-
...همین که رفتی تماس گرفت ...فکر کنم چهار شنبه بود
چی میخواست؟
!نمیدونم... میخواست با تو صحبت کنه
بعدا می بینمت
.گوش کن جفری بهت که گفتم اینجا زنگ نزن
.بهت که گفته بودم !موریل هنوز خیلی ضعیفه
نمیخام اون چیزی راجع به این قضیه بدونه
...میدونم خیلی در دسترس نیستم
ولی نیمخام اینجا زنگ بزنی، باشه!؟
.متاسفم ولی من وقت ندارم
بعدا زنگ میزنم بهت
...وینسنت
وینستنت... بیدار شو
سلام پدر
...نشنیدم بیاین
ساعت چنده؟ امیدوارم نمایشگاه مدرسه هنوز تموم نشده باشه
.به همین خاطر اینجام !خوبی ت رو میرسونه این کارت-
رنگت پریده
من رو که به دکتر نمی فرستین؟
.ولی خیلی خسته به نظر میرسی
فقط یکم بیش از حد کار کردم
!پس داری برای یه شغل جدید آماده میشی
!خبرها زود میرسن
نمیخای بیشتر توضیح بدی؟
...الان امید بیشتری دارم
چرا از من پنهان کردی؟
احمقانست
نمیدونستی چقدر خوشحال میشم؟
چقدر برای اون قرمزه؟
این؟
نه اون یکی
پونزده فرانک
تو دیوونه ای فلیکس
چرا قیمتات رو پایین میاری؟ !نمیدونم-
اون یکی رو 30فرانک فروختی
.اون یکی رو بیشتر دوست داشتم این یکی خیلی مهم نیست برام
!ولی اون که نمیدونست تو خیلی دوستش نداشتی
هرکاری بخام میکنم
!پونزده فرانک. دیگه دیر شده
!بچه تون خیلی قدرِ استراتژی های تجاری شما رو نمیدونه
اون کمی بی میله !ولی من بیخیالش نمیشم
!بابا بیا اینجا پدربزرگ داره نوشیدنی میخره
!خبرای خوب
.تو برو ...من چشام به غرفه ست
.حواست به فلیکس باشه داره اسباب بازی هاشو زیر قیمت میفروشه
نگران نباش
.عصر بخیر لوک عصر بخیر قربان-
کمی با ما شامپاین میل میکنید؟
خوشحال میشم. به چه مناسبتیه؟
.اینو دیگه باید وینسنت بگه !دست نگه دارین. من چیزی برای گفتن ندارم-
اون داره شغلشو عوض میکنه
!و بیشتر از این هم فعلا نمیگه
واقعا وینسنت؟ ...!نه... داره رویاپردازی میکنه-
من تورو میشناسم
!هیچ چیز معلوم نیست فعلا
!سلام غریبه حالت خوبه؟-
!از ملاقاتت خوشبختم
.تو تولد پاتریک جات حسابی خالی بود !خوبه که به یادم بودید-
کار نقاشی چطوره؟ !نپرس-
حرکت کردید؟
!دو هفته پیش... خوب خبرارو دارینا
...ما هفته آینده یه مهمونی خواهیم داشت
میتونیم روتون حساب کنیم؟
چرا که نه؟
همتون بیاید اینجا و با ما یه نوشیدنی بنوشید
!به مناسبت شغل جدید وینسنت
...جالبه. موریل اصلا اشاره ای نکرد
!چون هنوز هیچ چیز معلوم نیست
خب شغلت چیه؟ !هنوز هم به ما نمیگه-
بازم مشورت میکنی؟ !نه متشکرم-
!هرچیه به سوئیس مربوط میشه
!معما حل شد .اون حتما تو یه بانک کار خواهد کرد
!شایدم نه
مهم ترین مساله اینه که به !فرانک سوئیسی دستمزد خواهی گرفت
تو ژنو؟
.همتون به زودی متوجه میشید
شغلت رو داری عوض میکنی؟
.نمیدونم عزیزم
چی میتونم برات بگیرم؟
یه کولا برای من
من باهاش شریک میشم
!تو با ما شامپاین خواهی نوشید
!دیگه کافیه
!این همه راز
خیلی امیدوار نباشید
شما ناامید خواهید شد
من احمق نیستم
اگه مطمئن نبودی که چیزی نمی گفتی
!ولی من که چیزی نگفتم
تو اداره درباره ش میدونن!؟
!نمیتونی همینجوری ولشون کنی
...باشه! من یه ماه پیش استعفام رو نوشتم
خب، حالا میتونیم به راحتی شامپاین رو بزنیم بالا
!باورت نمی کنم
!ولی این که خبر خوبیه موریل
بالاخره کِی میخواستی بهم بگی؟
!موریل، این واقعا احمقانست
کِی شروع کردی؟
این هفته به سوئیس برمی گردم تا قرارداد رسمی ببندم
پس به زودی شروع میکنی کارتو؟
و این هفته هم اینجا نخواهی بود؟
میدونستم اینطور برخورد خواهی کرد
!بخاطر همین اینقدر مبهم صحبت کردم
باید چه واکنشی نشون بدم؟ !به زور همدیگه رو میبینیم
برای مدت نه چندان کمی
!من از کارم بیزار بودم
تو باید متوجه میشدی !من واقعا داشتم عذاب می کشیدم
داری راجع به چی صحبت میکنی؟
مطمئن باش من بخاطر عوض کردن شغلت تو رو سرزنش نمی کنم
پس نتونستم خوب شغل قبلی م رو مدیریت کنم
!ولی این یه شانس خوب برای منه
.این واقعا یه شغل خیلی جالبه .تو شگفت زده خواهی شد
!احساس میکنم باز هم اون شور و شوق خودمو بدست آوردم
من برات خوشحالم
خیلی خوبه که زندگی یه نفر عوض بشه
!ولی من هنوز مثل قبل خواهم بود ...کارِ خونه... بچه ها
!احمق بازی درنیار !تو که داری میبینی من درگیرِ چی هستم
!هیچ موقع خودم رو اینطور تصور نکردم
چرا بیخیالش نمیشی؟
...جدی میگم، کلی پول درمیارم به زودی
...تو می تونستی کار دیگه ای بکنی
...آره میتونستم به مدرسه برگردم و استاد بشم
!نه من میدونم تو از شغلت خسته ای
...مطمئنا جاه طلبی های دیگه ای بجز تدریس هم داری
...50 متر فاصله با خونه ...همون صورت های همیشگی
مشکل چیه؟
هیچی
No comments yet. Be the first to leave one.