The first 200 lines.
هماهنگی از گروه
Dead Sub Mobin9m
حتي اگه
مجبور بشم آخرين ضربان قلبم رو بشنوم
اول بايد دشمن رو
از پا دربيارم
نميتونم بميرم
چون به خودم گفتم
من شکست ناپذيرم
!پدر
بچه ي بيچاره
هي پسر
جعبه رو بردار بيار چشم
من برگشتم
بخورين اگه نه سرد ميشه
چشم
طب سوزني به دستگاه تنفسي بدن کمک ميکنه
و تنفس هوا زندگي رو به جريان ميندازه
و برعکس اين روند؛کشنده است
براي کساني که هنر هاي رزمي تمرين ميکنند علم پزشکي يه جورايي اهميت ويژه اي داره
بايد همه چي رو خوب به خاطر بسپري
چشم پدر
اونيکي پسر مرُد
اينم ميميره؟
سعي ِخودم رو ميکنم
پاتوژن بيماري وارد بدنش شده
و سوءتغذيه هم داره
!بيفايده است
!نميشه نجاتش داد
هميشه اين ُبه ياد داشته باش
تو هر موقعيتي هم که بودي؛ هيچ وقت تسليم نشو
اجازه نميدم بميري
بايد بلند شي
تو قرار نيست بميري
ميتوني بادام زميني هاي من ُبخوري
بلند شو
خوب گوش کن
اسم ِمن"ونگ في هونگ"ئه
مردم منو"في ِکوچک"صدا ميکنن
من به خودم لقب ِ"شکست ناپذير"دادم
چطور اينقدر قوي شدم؟
بذار دليلش ُواست بگم
به خاطر ِاينه که به خودم گفتم،من شکست ناپذيرم
اين اولين جسدي نيست که تو دريا رها شده
تعداد زيادي از کارگرهايي که تو انبار ِگروه ِ"ببر ِسياه"کار ميکردن ناپديد شدن
يکي از کارگرها اين موضوع رو به قاضي گزارش داد
ولي در نهايت خودش هم ناپديد شد
اينجا منطقه ي دلتا ي رودخانه ي "مرواريد ِگوانگژو" ئه
به نام "جاده ي ابريشم ِدرياي چين"هم شناخته ميشه
از اين منطقه براي عبور و داد و ستد ِخارجي استفاده ميشود
اما با قانون منع تجارت ِدريايي ِسلسله ي چينگ و جنگ ِترياک
شکوه گذشته براي هميشه از دست رفته
اين انبار متعلق به گروه"ببر سياه"ـه
اون ها و گروه "درياي شمال" کنترل اسکله رو به دست گرفتن
اين دو گروه سال ها براي حق ِکنترل اسکله
با هم مبارزه کردن
و انحصار ِتجارت پرُسود ِخارجي رو به دست گرفتند
به غير از تجارت آن ها مالکيت
مخفيگاه ِترياک؛قمارخانه و فاحشه خانه هاي اسکله رو هم دراختيار دارند
زودباشيد؛ بجنبين
ببرينشون اونجا
مراقب باشين؛حواستون ُجمع کنين
زودباش؛تکون بخور
زودباش
زود باشين
تکون بخورين
زودباشين
همه چي رو جا به جا کنين
صد کارگر اضافه کن
استخدام ميکنيم
باج بده و استخدام شو
بدون اين که پولي بدي بايد خيلي خوش شانس باشي
شما پنج نفر؛بياين بالا
برين اونجا، اونجا
تو؛بيا اينجا
...عزيزم
بيدار شو؛لطفا چشم هات ُباز کن
لطفا بيدار شو
اين اسکله متعلق به گروه "ببر سياه"ـه
کي جرات کرده به قاضي شکايت کنه؟
به چي نگاه ميکنين؟ برين گم شين
تکون بخورين. گم شين
گروه "ببر سياه"سه سردسته داره
اين خونخوار اولين ببر ـه
برو. تکون بخور
اين گروه اسکله رو مديريت ميکنه
براي تاجران خارجي اينجا بهشته
ولي براي کارگران ِبارانداز،جهنمه
شرط ببنديد
زودباشين
شرط ببندين
بعدي بايد بزرگ باشه
نشون بده! نشون بده
ارباب ِجوان؛جنگجويان ِکله خر رسيدن
همه به بانکدار ميرسه تمام ِشرط ها رو جمع کن
داري چه غلطي ميکني؟
چي؟ چيه؟
اين عشق ِطلا دومين ببر ـه
استاد؛اين دخترها رو دستچين کردم
بفرستشون به قايق هاي فاحشه
اين يکي رو بذار بمونه
اين يکي شهوت ران سومين ببر ـه
جنگجويان ِکله خر رسيدن
خوبه
من شش ساله که تو اين گروه ام
هيچ وقت فکرش هم نميکردم بتونم ارباب رو ببينم
هي داداش
همه من ُ"دندون خرگوشي"صدا ميکنن اسم تو چيه؟
ادب نداره
ميدوني واسه چي اينجاييم؟
ارشدم ازم خواست به جاي اون؛اين مرد ُبيارم که ارباب ُببينه
اين واسم فرصت ِمناسبيه که خوب چشم هام ُباز کنم
....و من....تصميم گرفتم
چهارمين ببر ـه گروه "ببر سياه"بشم
ميدوني ارباب واسه چي ميخواد ما رو ببينه؟
اين....اين قوليه که به برادرم دادم
ارباب؛جنگجويان ِکله خر اومدن
اين ها بهترين جنگجوياني هستند که تو پنج سال گذشته باهامون همکاري کردند
درخدمتيم ارباب
چطور جرات کردي به گروه خيانت کني و قايق ِکارگرانمون رو بسوزوني؟
اسم ِباقي خائنان رو بگو
شايد ارباب زندگي ِحقيرت رو بهت ببخشه
امکان نداره
من هيچ وقت به دوستانم خيانت نميکنم
شما کارگرهامون رو دزديدين و به عنوان ِبرده به خارجي ها فروختين
خداوند اين اعمال رو بي مجازات نميذاره
به ما حقوق نميدين که بعد به عنوان کالا ما رو بفروشين
ما از گوشت و خونيم ......و اجداد و خانواده داريم؛متعلق به شما نيستيم
اين هزينه ي قهرمان بازي درآوردنه
واسه چي خودت ُعقب نکشيدي؟
چون نترسيدم
واسه چي نترسيدي؟
فقط نترسيدم
چاي بيار
بنوش
هرکسي بتونه واسم سر ِارباب گروه"درياي شمال"رو بياره؛
خدمت ِبزرگي به گروه کرده
هرکي بتونه اين کار ُبکنه من قوانين ِگروه رو زيرپا ميذارم
و اون رو به عنوان ِچهارمين پسرم به فرزندي قبول ميکنم
قسم ميخوريم واستون سر ِارباب گروه "درياي شمال"رو بياريم
ارباب ِگروه درياي شمالي
اگه امروز تو رو نکشم؛
خودم هم زنده از اينجا بيرون نميرم
پدر
تکون بخورين
برين کنار
برين کنار
ارباب
پدر
پدر
اون پسرخونده امه
!نميخوام بميره بايد زنده بمونه
چشم پدر
بهترين طبيبان رو براي درمانش مياريم
هيچکدومتون نتونستين واسم سر ِسردسته ي گروه "درياي شمال"رو بيارين
يا خيلي سرسري و آسون گرفتينش
يا وقت ِزيادي رو صرف دعوا بين ِخودتون کردين
غريزه ي قاتل بودنتون رو از دست دادين
درسته
ارباب درست ميفرمايند
به فرزندخواندگي گرفتن ِپسر جديدتون رو تبريک عرض ميکنيم
به فرزندخواندگي گرفتن ِپسر جديدتون رو تبريک عرض ميکنيم
سر ِبريده رو به دروازه آويزان کنيد
بذارين همه ببينند کنترل ِاسکله الان در دست ِکيه
چشم
نميتوني بميري نميتوني همينطوري بميري
به راحتي اين جايگاه رو به دست نياوردي
اين زخم ها که چيزي نيست
من خوش شانسم
بلاخره تونستم يه غذاي درست ُحسابي بخورم
بايد هرطور شده خوب بشي
آره
واسه چي ازم مراقبت ميکني؟
تو يه بار زندگيم ُنجات دادي؛يادت نمياد؟
در نهمين روز ِآخرين ماه سال در تئاتر شهر
يادت رفته؟
حتما اشتباه ميکني امکان نداره
تو خيلي بيريختي عمرا تو رو با کسي ديگه اشتباه بگيرم
به هر حال؛الان ديگه ما باهم رفيق ايم
هميشه دلم ميخواست پيروي يه آدم قوي بشم و خودم هم قدرتمند بشم
پدرم بوکسور ِمحشري بود
ضربه ي هشت قطبش؛خيلي قدرتمند بود
ولي به ترياک اعتياد پيدا کرد و خواهر و برادرهام ُفروخت
......اون رو بيخيال؛بذار درمورد ِخودم بهت بگم
راستش من آدم خوبيم
.......ولي هفت سال پيش اينطوري نبودم
هي،بيدار شو
اگه نميخواي بميرم
اون دهنت ُببند
خوب استراحت کن؛زياد صحبت نميکنم
وقتي يادش بگيرم؛ به "في کوچک"هم ياد ميدم
نميخوام ياد بگيرم
يه بار ديگه بزن " داداش"في
في کوچک"تو دردسر افتاده"
ارباب "لي" ِشرور ميخواد اون ُباخودش ببره
بياين بريم
بريم
برين کنار....برين کنار
!ولش کن
لطفا بذارين دخترم بره بهتون التماس ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.