Film d'amore e d'anarchia, ovvero 'stamattina alle 10 in via dei Fiori nella nota casa di tolleranza...'
The first 200 lines.
Http://Forums.Animworld.Net دنیای انیمه تقدیم میکند
تـــــرجمـــه و ویـــــرایــــش : DiarY
.شرمنده که نشونه گرفتمت ، کانیه سیا کون
ولی بیا این یکشنبه بریم پارک تفریحی.
وایسا ببینم ، داری باهام قرار میذاری؟
همینطوره.
چرا حالا یه اسلحه مثل اینو(ماسکت) رو انتخاب کردی؟
برای اینکه نذارم فرار کنی.
اگه مخالفت کنم ، منو میکشی؟
دقیقاً.
جوابت چیه؟
ببین ، چطوره یه خورده آرومتر پیش بریم؟
کانیه کون.
داغه !
جوابت؟
یه روز دیگه و بازم همون ماجرای قدیمی.
اون یارو رو نگاه
اگه میتونستم خودمم عاشق خودم میشدم.
با این قیافه دختر کش و نمره های توپی که تو مدرسه دارم ،
میفهمم که چرا یه دانش آموز انتقالی ،
ازم میخواد که باهام قرار بزاره.
بزن بریم.
بـ - باشه.
.سنتو ایسوزو
چیه؟
کجا داریم میریم؟
آمابوری.
آمابوری؟
پارک تفریحی ـه آماگی
میتونیم از این ایستگاه با اتوبوس بریم.
من که رفتم !
مامان ، اون دختره شورت آبی راه راه پوشیده.
حسابی مجهزّه !
خفه شو بچه !
مثل یه جنتلمن رفتار کن و انگار شتر دیدی ندیدی.
یعنی میگی اگه نیام منو میکشی؟
همینطوره.
از بین این همه جا ، چرا حالا پارک تفریحی؟
.اگه دقیقش رو بخوای شهربازیه
حالا هرچی.
چرا میخوای به اون پارک عجیب بری؟
تازه منتقل شدی اینجا.
چرا انقدر اصرار داری که با من بیرون بیای؟
منظورم اینه ، میدونم پسر دختر کشی هستم ،
ولی باید یه دلیل دیگه ای داشته باشی.
اصلاً از کجا اون اسلحه رو آوردی؟
حالا چرا باید به این پارک تفریحی بریم؟
وایسا بینم ، تو واقعاً....
لطفاً برای خروج این دکمه را فشار دهید
آماگی شهرداری بیمارستان
آماگی تفریحی پارک
غرب تامارو
قبلاً اونجا رفتی؟
شاید وقتی بچه بودم یک بار رفته باشم.
یه جورایی جالب و تأثیر گذار بود.
ایستگاه بعد : پارک آماگی
پارک تفریحی آماگی
وایسا.
هنگام پیاده شدن مراقب باشید.
ایستگاه بعدیه.
کاخ ورودی اصلی نیست ؟
نه ، هتل عشق ـه.
که اینطور ،
چی؟
گفتم هتل عشق ـه.
دوباره تکرارش کرد !
یه اشتباه رایج شده.
ورودی اصلی اونجا بود.
ولی ده سال قبل برای بازسازی و بروز رسانی پارک ،
قصر نزدیک ایستگاه اتوبوس ساخته شد.
چـ - چه گمراه کننده !
چرا اسم ایستگاه رو درست نمیکنن.
هر چند وقت درخواستی واسه اینکار فرستاده میشد ،
ولی یه دلایل مختلف به تعویق افتاد.
با اینکه خیلی از مهمون ها اشتباهی اینجا پیاده میشن.
مهمون؟
بازدیدکننده ها !
تو بیشتر شهربازی ها به "بازدیدکننده" "مهمون ،
و به پرسنل" "بازیگر" میگن.
یادت باشه.
سنتو ایسوزو.
اطلاعات خاصّ عجیبی داری.
غرب تامارو
غرب تامارو
بزن بریم ، کانیه کون.
مگس هم پر نمیزنه !
میانگین مهمونهایی که تو تعطیلات به اینجا میان 1.2 ـه.
اطلاعاتت خیلی خوبه.
بیا اول بریم "تپّه جادوگران"
تپّه جادوگران؟
یکی از بخشای آمابوری.
.اینجا سرزمین پری های شانس بیار از قلمرو سحر و جادوئه
اصلاً رویای بنظر نمیرسه ، سنتو ایسوزو.
ماجراجویی در باغ تیرامی
تیرامی پری ـه گلهاست.
سوار یه گاریـه قلب مانند میشی و به اعماق عشق و شادی سفر میکنی.
اصلاً شبیه قلب نیست ، سنتو ایسوزو.
خوش اومدین.
دوتا لطف کنید.
رو چشم !
مثل اینکه ریل قطار انحراف داره.
خطرناکه که !
اوهوم.
به ماجراجویی در باغ تیرامی خوش اومدین.
چیه؟
تیرامی باید از اونجا واسمون دست تکون میداد.
ولی مثل اینکه امروز دیگه اینورا نیست.
"دیگه"؟
روزی چند بار میای انجا ، سنتو ایسوزو؟
خوشت اومده؟
داغونم !
مکان بعدی : تئاتر موسیقی ـه ماکارون ـه
ماکارون پری ـه موسیقی ـه.
موسیقی و ریتم عاشقانه اون میتونه هر قلبی رو به لرزه در بیاره.
هرکسی که به صداش گوش کنه حسابی شاد و خوشحال میشه.
ولی اون قدرام شاد بنظر نمیاد...
وقتی نتونه کسی رو تحت تأثیر قرار بده میره مرخصی.
یه هنرمند واقعیه.
توأم مشکلی با این قضیه نداری؟
.خونه ی آبنباتی ـه موفل
موفل پری ـه آبنبات ـه.
.سرپرست پری های شانس بیاره آمابوری ـه
خوردن شکلاتاش شما رو سرشاز از امید و آرزو میکنه.
ولی...
.به موفل خوش اومدین
متأسفانه این محل توسط موشهای خبیث آلوده شده.
اونارو با اسلحه جادویی آبپاشتون مجازات کنید.
یه بازی تیراندازی ، هان؟
فقط باید با این بهشون شلیک کنم ، آره؟
درسته.
راستِ کار خودم ـه.
سرعت عملم برقُ از چشاتون میپرونه.
باشه بیا مبارزه رو شروع کنیم.
مبارزه؟
.خیلی سریعاً
یه دونه زدم !
بعدی انبار غذاست.
آماده باش.
هی ، خیلی سخت ـه.
تمرکز داشته باش.
قبلاً هم از این بازی ها دیده بودم ولی این...
این دیگه مسخرست.
چقدر افتضاح.
نتونستی زیاد بکشی.
کشتمشون؟
مگه قرار نبود فقط مجازاتشون کنم.
درسته ، کشتیشون.
هرچی بیشتر موش بکشی ،
جایزه بهتری میگیری.
خیلی ایده ظالمانه ای ـه.
تو این دنیای خانواده محور از کشتن حرف نزن !
باعث نگرانی میشه.
موفل خیلی از شما سپاسگذاره.
به این مناسبت یه عکس بگیرین ، باشه؟
.اینجا میتونی با موفل عکس بگیری
...زیاد مایل نیستم با همچین شخصیتی عکس بگیرم
فقط ببینش.
مطمئنم از بودن باهاش لذت میبری.
آدمای دیگه ای هم هستن که از همنشینی باهاش لذت ببرن؟
البته.
به این عکسا از مهمونای رده بالا نگاه کن.
یه گرایش بارزی تو این مهمونا میبینم.
موفل ، پری ـه شکلات.
.سرپرست پری های شانس بیاره آمابوری
که اینطور.
موضوع چیه؟
هیچی.
چرا انقدر رو اعصابم ـه.
میخوایم یه عکس بگیریم.
اشکالی نداره؟
وایسا ، چرا خودتم نمیای با ما عکس بندازی؟
این دیگه چجور رفتاریه.
.میدونی که ما مهمونتیم
آروم باش کانیه کون.
نگران نباش.
آرومم.
دست از پا خطا نمیکنم.
مسخرست.
من میرم.
وقتم رو واسه یه عروسک بدلی تلف نمیکنم.
موفل از اینکه تقلبی خونده بشه متنفره.
کدوم شانس بیاری به سمت مهمونش دوربین پرت میکنه؟
و منظورت از اون حالتی که گرفتی چیه؟
باشه ، اینطوریه !
پس آماده باش !
تمومش کنید.
تیر خوردم؟
واقعاً بهم شلیک کرد.
یعنی میمیرم...
اونم سرِ یه موضوع الکی...
حتی خراشم بر نداشته؟
اگه بیشتر از این ادامه بدین به قیمت جونتون تموم میشه.
این خونه امید و آرزو رو با خونتون آلوده نکنید.
چه امیدو و آرزویی؟
یکی باید به خودت بگه خانم ماشه کِش خوشحال !
چه احساسی داری ، کانی کون؟
از اینکه با مشتهات با موفل اختلاط کردی؟
"اختلاط"؟ بی دلیل منو زد !
فکر میکنی میتونین دوست باشین؟
عمراً !
No comments yet. Be the first to leave one.