The first 200 lines.
با افتخار OpusSub تیم ترجمه تقدیم میکند
♥ به سامدالری خوش آمدید ♥
تو واقعاً
به خاطر من اون کارُ کردی؟
چو اونهیه به علت سوءاستفاده از قدرت= =تحت فشار رسانهها
ترسوندی منُ
چیه؟
به چی نگاه میکنی؟
...هیچی... فقط اونجا رو
چیه؟
برو خونه، خب؟ چرا همیشه اینجایی؟
برم خونه؟ باشه
میرم خونه. خسته نباشید
خدافظ. من رفتم
خدافظ
...کلهشق
وایسا ببینم. داره چی کار میکنه؟
اوه اوه! نه، وایسا
خوب جایی برای خوردن پیدا کرده
ببخشید دیر کردم
آیگو، چرا انقدر دیر کردی؟ من باید زودتر برم
ببخشید - !خدافظ -
خدافظ
=قسمت 6= =رویای چو یونگپیل=
اومو
وای نه، بارون گرفت
وای
ها؟
بو سانگدو
تو اینجا چی کار میکنی؟
اگه زیر بارون خیس بشی کچل میشی
پیشبینی وضع هوا که نگفت امروز بارون میاد
قشنگ شهری شدیها
مردم ججو هیچوقت به پیشبینی وضع هوا اعتماد نمیکنن
آها
دوست مهربونم، بو سانگدو
من نصف عمرمُ توی سئول گذروندم
درسته - هیجده سال اونجا زندگی کردن آدمُ شهری میکنه -
آره، پس میتونی شهروند اونجا بشی
میدونستی؟
چیُ؟
از بچگی زن ایدهآلم اهل سئول بود
واقعاً؟
اومو، منُ میگی؟ منم شهریام دیگه
راستی از کجا فهمیدی من اینجام؟
خب، یه جورایی تلپاتی داشتیم
چی میگی؟
این دفعه کجا میری؟
!داره بارون میگیره سقف ماشینتو ببند
هی بو سانگدو، شونهت خیس شده
اشکالی نداره. مهم اینه که خانم سئولیمون خیس نشه
خب بابا! بعداً که سرما بخوری همه کاسه کوزهها رو سر من میشکنی
چترُ روی خودتم بگیر
یا بیا نزدیکتر تا هر دومون خیس نشیم
باشه
چو یونگپیل
هی
چه جالب که اینجا همدیگه رو دیدیم
کجا میرین؟
خودت کجا میری؟
تو این بارون کجا میدوی؟
سر تا پات خیس شده
آها من؟
...امروز هوس دویدن کرده بودم
چی؟
چو سامدال، راستی چرا تو این هوا چتر با خودت نیاوردی؟ اینُ بگیر
باشه
ولی چرا تو دوتا چتر آوردی؟
ها؟
...فکر کردم
شاید موقع دویدن به یکی بربخورم که چتر لازم داشته باشه
میدونی، خوبه
معلوم هست چی میگی؟
.روی پیشبینی وضع هوات کار کن تو که گفتی بارون نمیاد
.هی، من گفتم بارون میاد فقط اونا حرفمُ باور نکردن
خب باید اعتمادشونُ به دست بیاری
،چون بهت اعتماد ندارن به حرفت گوش نمیدن
.نخیرم راستش من کارم بیسته
کجای کارت بیسته؟ فقط خودت اینجوری فکر میکنی
من که میدونم خانم چو هیچوقت همچین کاری نمیکنه
یه بار درباره برنامه تحصیلیِ خارج از کشور مجلهمون میپرسید
میخواست اونجو رو بفرسته
پس چرا باید همچین کاری بکنه؟
منم همینُ میگم
لغو کردن قرارداد اونم فقط بر اساس حرفای بانگ اونجو خیلی بیانصافی بود
...میشه با مجله صحبت کنید
.احیتاط میکنن مهم نیست واقعیت چیه
،اگه بوی دردسر بیاد همه شرکتها احتیاط میکنن
یا شاید شما بتونین مصاحبه کنین و از خانم چو دفاع کنین؟
،بچهها
به جای این کار، تو استودیوهای دیگه دنبال کار بگردید
من میدونم خانم چو ...همچین آدمی نیست ولی
کی میدونه
،من باید برم. راستی
اون پروژه مجله ایکس؟
ظاهراً چون چونگگی به بانگ اونجو کمک کرده بگیردش
من فقط تا همینجا میتونم کمتون کنم، هوم؟
چون چونگگی خیانت کرد و سزاشُ دید
چطور تونست انقدر بدبخت باشه و به خاطرش انتقام بگیره؟
راستش منم اون ویراستارُ درک نمیکنم
خانم چو همه مجلههای دیگه رو رد کرد تا با اون همکاری کنه
حتی به خاطر کمکهای خانم چو ترفیع هم گرفت
چطور نمیتونه در حد یه کلمه کمک منه؟
مگه فقط همین یه نفر اینطوریه
همهشون از ترس به دردسر افتادن طفره میرن
،راستی
چرا خانم چو هیچ کاری نمیکنه؟
میتونه از بانگ اونجو به خاطر تهمت و افترا شکایت کنه
پس چرا دست رو دست گذاشته و هیچ کاری نمیکنه؟
چه میدونم
پاشو بریم
ها؟
چی کار میکنی؟
این مال خانم چوئه
چی؟
شما؟
چرا به وسایل دیگران دست میزنید؟
ببخشید ولی این مال استودیوی ماست
بله؟
این مال ماست
باشگاه جنگلی خودمون بود
همون موضوع زمین بازیِ خانم چو برای پروژه مجله ایکس
همون پورتفولیوئه
چی؟
=عکاس بانگ اونجو=
زنیکه دزد
باورم نمیشه ازمون دزدی کرده
حتماً همون روز که اومده بود وسایلشو ببره، برداشتهتش
اونا امروز درباره مفهومش جلسه دارن، مگه نه؟
راستی از دیروز دیگه اون خبرنگاره رو ندیدم
نمیتونه به کسی بگه من اینجام
دقیقاً
ولی مگه تو از دست خبرنگارا نیومدی ججو؟ پس چرا خودتُ درگیر کردی؟
هنوزم زود جوش میاری
اصلاً عوض نشدی
مگه نه، یونگپیل؟
اصلاً عوض نشده
ها؟ آره
میدونی وقتی تجربهت توی قرار گذاشتن و پول درآوردن زیاد میشه، چه اتفاقی میافته
عوض میشی
آدما عوض میشن
انقدر تظاهر نکن که همه چیزُ راجع به من میدونی
آدما به این راحتی عوض نمیشن
به نظر منم اصلاً عوض نشده
،اگه آدما تو هر موقعیتی تغییر میکردن که میشدن تبدیلشوندگان
هی، بو سانگدو
نخیرم. من به خاطر زود جوش آوردن اون کارُ نکردم
بیخیال، تو از قدیم همیشه زود از کوره درمیرفتی
هی، اون مال گذشتهها بود
من دیگه بالغ شدم و زود از کوره درنمیرم
.زود از کوره درنرفتم همه چیز طبق نقشه بود
از لحظهای که اومدم نقشه داشتم
نقشه؟ حتی اون دوربین داشبورد؟
همهش طبق نقشه بود؟ بابا تو دیگه کی هستی
بله! همهش طبق نقشه بود
سانگدو من دیگه میرم. خدافظ
چرا همچین کرد؟
باز از کوره دررفت
آدما عوض نمیشن
خیلی حساسه
از دست این چو یونگپیل
اونم عوض نشده
هنوزم رو مُخه
=معاون کو اونبی=
اونبی
این چیه؟
این پورتفولیوی زمینِ بازی شماست
بانگ اونجو دزدیدتش
میخواد با استفاده از پورتفولیوی شما پروژه مجله ایکسُ انجام بده
واقعاً که
بانگ اونجو صاف تو روی همه در مورد سوءاستفاده از قدرت دروغ گفت
معرکه راه انداخت که بتونه کار شما رو بدزده و شما رو زمین بزنه تا جاتونُ بگیره
آه واقعاً که
!بو سانگدو
چیه؟ چرا دوباره اومدی؟
ببخشید ولی میشه منُ برسونی فرودگاه؟
فرودگاه واسه چی؟
باید برم سئول
ولی چرا یه دفعه؟
باید یه چیزی رو بررسی کنم
چیزی شده؟ چیُ بررسی کنی؟
همه چیزُ
تکتک چیزا رو
فکر کنم بالاخره میتونم از بانگ اونجو بپرسم
برو سئول
بیا باهم بریم
.منم باهات میام سئول اونجا برات خطرناک نیست؟
نمیخواد. تو واسه چی بیای؟
ولی منم باهات میام - چرا همچین میکنی؟ -
چه میدونی چه اتفاقی میافته؟
.سانگدو، اینُ ولش کن راه بیفت بریم
دلم میخواد راه بیفتم ولی ماشین روشن نمیشه
،گفتم سوئیچ ماشینتُ بده نه این که منُ برسون
تو هم همینطور
من وقت زیاد دارم
منُ برسون فرودگاه و برو
سامدال
مگه از دست خبرنگارا نیومدی اینجا؟
پس دلیل به هم زدنشون چی بود؟
!هی
No comments yet. Be the first to leave one.