War Dogs

War Dogs

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

War Dogs 2016 1080p Open Matte Amazon WEB-DL DD5 1 H 264-QOQ
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian War Dogs 2016 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 198 lines.

دیوید: خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

متاسفم، من آلبانیایی بلد نیستم!

(آدم‌ربای ۱ به زبان دیگری حرف می‌زند)

بس کنید! نمی‌فهمم!

(آدم‌ربای ۱ به زبان دیگری حرف می‌زند)

آدم‌ربای ۳: حالا فهمیدی؟

دیوید: این یک جریکو ۹۴۱ هست که رو سرم نشونه گرفته شده.

می‌تونی یه دونه‌اش رو از بازار سیاه با ۳۰۰ دلار بخری.

آره.

اسلحه خیلی قابل اعتمادیه.

اسم من دیوید پاکوز هست.

و من یک دلال بین‌المللی اسلحه هستم.

درباره جنگ چی می‌دونی؟

بهت می‌گن که در مورد میهن‌پرستیه، دموکراسیه

یا یه چرت و پرت در مورد اینکه اون یکی از آزادی ما متنفره.

ولی می‌خوای بدونی واقعاً در مورد چیه؟

چی می‌بینی؟

یه بچه از آرکانزاس

که داره وظیفه میهن‌پرستانه‌اش رو برای دفاع از کشورش انجام می‌ده؟

من یه کلاه ایمنی می‌بینم، دستکش‌های ضد حریق،

جلیقه ضد گلوله، و یه ام‌۱۶.

من ۱۷۵۰۰ دلار می‌بینم.

این چیزیه که برای تجهیز یه سرباز آمریکایی خرج می‌شه.

بیش از دو میلیون سرباز

در عراق و افغانستان جنگیدن.

سالی ۴.۵ میلیارد دلار به مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه داشت

فقط برای پرداخت هزینه‌های تهویه مطبوع

برای اون جنگ‌ها.

و جنگ واقعاً در مورد اینه.

جنگ یک اقتصاد هست.

هر کسی که غیر از این بهت بگه

یا تو کارشه یا احمقه.

ولی من اون موقع هنوز اینا رو نمی‌دونستم.

اون موقع، من هیچی نمی‌دونستم.

اینجا نمی‌تونی پارک کنی.

(سرفه می‌کند) اِم...

هی رفیق. من فقط یه مشتری دارم تو ۲۱۵۰، آقای شور.

چند دقیقه زودتر رسیدم.

آره؟ اینجا یه محله با نگهبانیه.

باز هم نمی‌تونی اینجا پارک کنی.

احتمالاً نباید اینجا هم سیگار بکشی.

باشه. ممنون.

دیوید: چیزهای زیادی هست که می‌تونم بگم

درباره این دوره از زندگیم

که می‌تونست به این داستان پیش‌زمینه بده.

می‌تونستم بهت بگم چطور

بعد از یک ترم از دانشگاه انصراف دادم.

اون عضله چهارسر ران چپت چطوره؟

هنوز درد می‌کنه.

با پدر و مادرم دعوام شد.

چطور یا از شش تا شغل مختلف استعفا دادم یا اخراج شدم.

مرد: همینه.

خب. انجام شد.

ولی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم

فکر می‌کنم مهمترین چیزی که باید فهمید اینه که

من کاملاً گمراه بودم.

ببخشید. افتاد.

اشکالی نداره، گری.

۲۲ سالم بود

داشتم تو میامی بیچ پولدارا رو ماساژ می‌دادم

ساعتی ۷۵ دلار.

ولی دیگه خسته شده بودم.

وقتش بود یه تغییری بدم.

و یه ایده بزرگ داشتم.

دیوید: نقشه من این بود که ملافه‌های تخت باکیفیت رو عمده بفروشم

به همه خانه‌های سالمندان جنوب فلوریدا.

و صدها تا از اونا اونجا بود.

خیلی نرمه. دیوید: باید هم باشه.

کتان مصریه، تراکم بافت ۴۰۰.

یعنی، تقریباً بهترین نوعه

برای استفاده سازمانی.

نمی‌دونم. به نظرم زیاده‌رویه.

خب، با ۲۹ دلار برای هر واحد، اصلاً زیاده‌روی نیست.

دیوید، می‌دونی میانگین سن

یک ساکن اینجا در هیل‌دیل چقدره؟

اِم، نه، نمی‌دونم.

هشتاد و دو سال.

وای.

تا حالا پوست یه مرد ۸۲ ساله رو دیدی؟

تا حالا لمسش کردی؟

آره. در واقع، من ماساژور حرفه‌ای هستم

و خیلی از مشتری‌های من مسن هستن.

پس باید بدونی.

این ملافه‌ها،

مثل اینه که یه سوسمار رو تو کشمیر بپیچی.

این کار رو می‌کنی؟

یه سوسمار رو تو کشمیر می‌پیچی؟

فکر نمی‌کنم.

پس چرا انتظار داری من این کار رو بکنم؟

خواهرزاده‌م.

خوبه، نه؟

من تمام پس‌انداز زندگیمو گذاشته بودم

رو ۶۵ جعبه ملافه اعلا

ولی یه نکته کلیدی رو حواسم نبود.

هیچ‌کی واقعاً دلش به حال پیرها نمیسوزه.

خب چرا پسشون نمیدی؟

این‌جوری که نمیشه. من عمده خریدمشون.

حسابی گند زدم.

تو که گند نزدی.

پیت گند زد.

اون مرده.

وای! اون افرایمه؟

دیوید: آره.

فکر کردم هنوز لس‌آنجلسه.

روزن: منم.

دوست خوبی بود. ممنونم.

چقدر برنزه شده.

دیوید: افرایم دایورولی بهترین دوستم بود وقتی بزرگ می‌شدیم.

ولی از وقتی که فرستادنش

تا با عموش تو کلاس دهم زندگی کنه، ندیده بودمش.

فکر کنم پدر و مادرمون می‌خواستن ما رو

تا جای ممکن از هم دور نگه دارن.

رابی: فهرست مطالب توی کتاب زندگی وجود نداره.

ما نمی‌دونیم که در ابتدای

یه فصل جدیدیم، یا پایان یه داستان.

به همین دلیله که باید شکرگزار باشیم

هر بار که ورق برمی‌گرده.

فقط برای این برگشتی؟

عمراً! پیت رو به زور می‌شناختم.

امیدوار بودم اینجا ببینمت.

می‌دونی مامانت شمارتو بهم نداد؟

چی، به خونه ما زنگ زدی؟

نه، داشتم با مامانت حال می‌کردم.

هنوز ازم متنفره، آره؟

آره، به احتمال زیاد.

دلم برات تنگ شده بود، داداش.

آره، منم.

بریم یه دور بزنیم.

اِم...

نمیتونم. ساعت ۴ مشتری دارم.

ولش کن بابا. کنسلش کن.

رفیقت برگشته.

یالا!

دیوید: خب، لس‌آنجلس چی شد، رفیق؟

چرا برگشتی؟

آها، می‌دونی که پیش عموم کار می‌کردم، درسته؟

آره، شنیدم که انگار

یه اسلحه فروش بودی یا یه همچین چیزی.

تقریباً. یعنی،

ما سلاح‌های مصادره شده رو از حراجی‌های پلیس می‌خریدیم

و تو اینترنت می‌فروختیمشون.

باحاله.

باحال بود تا اینکه عموی عوضی‌م ۷۰ هزار دلار سرم کلاه گذاشت.

وای خدای من! هفتاد هزار دلار؟

گور باباش.

یه عالمه پول درآوردم.

تصمیم گرفتم برگردم میامی،

کار خودمو راه بندازم.

باحاله.

هی، این بابا کجا زندگی می‌کنه؟

حدود پنج دقیقه دیگه راهه.

جایی باید بری؟

نه.

خیلی خب. نمیدونم کدوم یکی بدتره.

اینکه ملافه به خونه سالمندان می‌فروشی

یا اینکه واسه پول به مردا حال میدی؟

برای اطلاع شما،

من یه ماساژور رسمی‌ام، اوکی؟

کاملاً قانونی.

باشه. ولی آخرش، مردا باید ارضا شن، نه؟

مثلاً رو سینه‌ت یا هر جای دیگه؟

میدونی چیه؟ گه بخور.

تو هم گه بخور رفیق!

داداش، یادت میاد آخرین باری که

با هم رفتیم ماری‌جوانا بخریم؟

معلومه که یادمه. دهنمون سرویس شد.

آره، ولی روز بعد یادت میاد،

وقتی رفتیم مدرسه

و همه فهمیدن که ما دستگیر شدیم؟

آره، ما گنگستر بودیم، داداش.

فکر می‌کردیم ساوت بیچ دست ماست.

یشیوا رو که دستمون بود.

ما از هیچ‌کی باج نمی‌گرفتیم.

آره، دلم برای اون تنگ شده.

دلت برای یشیوا تنگ شده؟

نه، دلم برای

باج نگرفتن از هیچ‌کی تنگ شده.

مرد: هی!

اون نیست. دنبال علفی؟

بستگی داره. جنس مشتی داری؟

این‌جوری بگم، جنسشو من به خودش می‌فروشم.

این یارو چشه، مرد؟

باحال. یه اونس میتونی بدی؟

آره، مشکلی نیست. سیصد تا.

سیصد. خوشم اومد.

قیمت بهتر رو می‌گیری

وقتی مستقیم میای پیش پخش‌کننده.

فکر کنم همین‌طوره.

خیلی خب.

آره، خب، اون در رو باز کرد.

و منم گفتم، "هِی. آروم باش. من اهل این حاشیه‌ها نیستم."

می‌دونی چی میگم؟

"می‌دونم یه کسِ دیگه‌ای تو خونه‌ت داری."

چته؟

چی؟

یعنی چی؟

کدوم کوفتی؟

من تازه ۳۰۰ دلار دادم بهت واسه یه کم علف.

More Farsi Persian subtitles for War Dogs

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left