Release info

What Happened in Bali - E01
A Commentary by m@hsa
m@hsa-ترجمه و زیرنویس:مهســا

Tags

other
Published on: 2014-12-24
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

الو؟

الو؟

خوش اومديد

خوش اومديد

....فکر ميکنم اون قبلي

چيزي انتخاب کردين؟

حتما خيلي ترافيک بوده

جلسه چطور بود؟

هان؟

! اوه ،نه

!ببين ساعت چند شده

بايد من ُببخشيد

چي،مامان؟ داري ميري؟

ميدوني که بايد تو يه بازار ِمهم شرکت کنم

بايد زودتر برم

يونگ جو" حالا که "جائه مين"اومده؛من ديگه ميرم"

باشه

لازم نيست واسه بدرقه ام بياي

واقعا از مدل ِجديد موهات خوشم مياد

من رفتم

خدانگهدار

بله

چيه؟

دکمه هات ُدرست ببند

!موهات هم ؛يه فکري به حال ِموهات بکن

....پسر ِخوش قيافه ام

خدانگهدار؛مامان

باشه

از چيزي خوشت اومده؟

.....اي واي ،خوابم برد

واسه چي اومديم خونه؟ نميريم با هم غذا بخوريم؟

جلوي بزرگترها همچين کارهاي تابلويي نکن

منم اصلا تو اين حس و حال ها نيستم

بهت زنگ ميزنم

چه مرگتون شده؟

اگه مي خواين يه تيم توليد رو حمايت ِمالي کنين؛ !حداقل قبلش بايد يکم در موردش تحقيق کنين

!يه سروگوشي آب بدين که ببينين سودآوره يا نه

کدوم احمقي همچين تصميمي گرفته؟

کدوم احمقي رو يه برنامه ي اپراي آبکي که هيچکي نگاش نميکنه سرمايه گذاري کرده؟

.....قربان؛وضعيت اقتصادي يکم نابسامانه و زمانش هم يکم

"مدير"جونگ

بله قربان

گفتي درآمد ِاين فصلت چقدر بوده؟

نسبت به فصل ِقبل دويست و هفتاد درصد افزايش داشته و نسبت به سال ِگذشته سيصد و پنجاه درصد افزايش داشته سيصد و پنجاه درصد قربان

وضعيت ِاقتصادي بده؟

اون سيصد و پنجاه درصد افزايش درآمد داشته؟

الان ميخواي چي کار کني؟

ببخشيد؟

ميخواي چه غلطي بکني؟

تمام ِسعيم ُمي کنم

تو....سعي ميکني؟

پيرمرد اين همه زور ُاز کجا مياره؟

شنيدم رفته مسافرت

فکر ميکني اشکالي نداره نامزدت ُتنهايي بفرستي؟

به خاطر ِرسوايي اخيرت با اون دختره است؟

شنيدم يه جورايي ميشه گفت هنرپيشه است

به تو ربطي نداره

تو روزنامه ها نوشتن

بله؟

بفرماييد قربان

."برنامه ي سفر ِ"چوي يونگ جو

برنامه اشون اينه که بعد از يه توقف ِکوتاه تو"جاکارتا" ؛ ."برن "بالي

تنهايي؟

بله

به دفترمون تو "جاکارتا"اطلاع ميدم

نه؛نيازي نيست

پس ميخواين با هتل تماس بگيرم؟

"جاکارتا"

"کانگ اين ووک"

کيه؟

کيه؟

پس آدرس ُدرست اومدم

ميتونم بيام تو؛مگه نه؟

ميخوري؟

مجبور بودي تا اينجا پيش بري؟

حداقل ميتونستي بهم بگي

متاسفم

واسه چي متاسفي؟

اوني که بايد متاسف باشه منم

تو رو ول کردم تا با يه مرد ديگه ازدواج کنم؛يادت رفته؟

اينجا تنهايي زندگي مي کني؟

با اون اومدي؟

نه

نميخواي بدوني کيه؟

نميخوام بدونم

بازم آبجو داري؟

اتاق شماره ي 1920؛لطفا

منصفانه نيست

واسه چي اينقدر فقيري؟

واسه چي خانوادت فقيرند؟

همين ُبگو

شنيدم داوطلبانه اومدي اينجا

آره

به خاطر ِمن؟

هرطور دوست داري فکر کن

پس ممکنه به خاطر ِمن نبوده باشه

زندگي خيلي غير منصفانه است

آره

يه لطفي بهم بکن

تا وقتي که برگردم؛پيشم بمون

باشه

هنوزم....دوستم داري؟

ميخواي دوست داشته باشم؟

نه

نداشته باش

فکر نميکنم تو هتل باشن

ولي نگران نباشيد . حتما حالشون خوبه

ميخواين با دفترمون تو "جاکارتا"تماس بگيرم و بگم دنبالش بگردن؟

اول با سفارتخانه تماس ميگيرم

ميگن همه ي زن ها قبل از مسائل مهمي مثل ِازدواج از اين کارها ميکنن

از نظر روانشناختي بهش ميگن هراس

لطفا نگران نباشيد قربان حتما به زودي برميگردن

برنامه ي امروزم چيه؟

حالت خوبه؟

جايي ميري؟

بايد برم سر ِکار

کي ميري؟

واست صبحونه درست کردم.کليد خونه هم رو ميزه وقتي که رفتي بدش به مدير ساختمون

يا ميتونيم همين الان باهمديگه بريم

ولم کن

ميرسونمت

!ولم کن

کدوم هتل ميري؟

نميخواي ولم کني

عصباني نشو

تو حق نداري عصباني بشي

نميتوني حداقل يکم باهام بموني؟

ميدونم واسه چي اين همه راه ُتا اينجا اومدي

چي ميدوني؟

اونقدرها که فکر ميکني احمق نيستم

لازم نيست نسبت بهم احساس ِگناه کني

بيا بريم

باشه. بريم

الان اين زماني که دارم با تو ميگذرونم؛واسم آخرين فرصته

به محض ِاين که برگردم "سئول"؛ بايد زندگيم رو به عنوان ِزن يه نفر ديگه شروع کنم

سلام؛منم

فکر ميکنم امروز نميتونم واسه قرار ملاقات بيام

ميتونين به دو روز ديگه موکولش کنين؟

تا اون موقع؛به زمان ِبيشتري براي بررسي نمونه ها احتياج دارم

بله.اوه؛تا وقتي همديگه رو ببينيم؛پروژه رو نابود نکني امروز باهات تماس ميگيرم

ترس؟ نه درمورد ِچي صحبت ميکني؟ !بله؛باشه! اگه مشکلي داشتي؛باهام تماس بگير

متشکرم؛خدانگهدار

حالا چي کار کنيم؟

يادت مياد خيلي وقت پيش به همديگه چي گفته بوديم؟

ميخواستيم بدون ِاين که به چيزي فکر کنيم با هم فرار کنيم و بريم تو يه جزيره زندگي کنيم

سوپرايز شدي؛نه؟

.....چطور

کيه؟

اوه؛يه دوست قديمي ِ زمان دانشکده

اتفاقي همديگه رو ديديم

گفت تو "جاکارتا"کار ميکنه

واسه چي اومدي اينجا؟

کيه؟

از ملاقاتتون خوشبختم من "جونگ جائه مين" هستم

آه؛بله.من "کانگ اين ووک" هستم

خوشحال شدم سفر به سلامت

اوه باشه

اينجا کار ميکني؟

بله؟

اوه؛درسته

واسه چي اومدي بالي؟

تو تعطيلاته

اوه؛واقعا؟

پس؛از حضورتون مرخص ميشم

اگه برنامه اي ندارين؛چطوره با هم شام بخوريم؟

کدوم هتل مي مونيد؟

يه ماشين دنبالتون مي فرستم

نه؛نيازي نيست خودم ميام

کدوم هتل ميرين؟

واسه چي اين کار ُکردي؟

چه کاري؟

ميخواي چي بفهمي؟

واقعا داري عجيب رفتار ميکني ها

هيچ فکر خنده داري به سرت نزنه

مگه چيزي گفتم؟

چون اومدم ناراحت شدي؟

ميخواي برگردم؟

نه.ممنون

واسه چي؟

که اومدي

عاليه

اسمش "کانگ اين ووک" ئه

تو دفتر ِ"جاکارتا"ي شرکت خودمون کار ميکنه

واسم اطلاعاتش رو دربيار

همين الان

چيه؛عجيب شدم؟

نه

خوب شدم؟

آره

چه مدته که با شرکتمون کار ميکني؟

سه سال

فکر کنم هنوز ترفيع نگرفتي

نه

قبل از اين که بياي اينجا کجا کار ميکردي؟

تو دفتر اصلي شرکت بودم

کدوم قسمت ِدفتر اصلي؟

تو قسمت برنامه ريزي

چطوره که قبلا حتي يه بارم نديدمت؟

منم شما رو نديدم

من معمولا جيم ميزنم. احتمالا دليلش اين بوده

What Happened in Bali subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for What Happened in Bali

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left