The first 196 lines.
نگاهش کن
لباسهای زیبا بهت میان
!صبح شده
!صبح شده
اعصاب خرد کنه
من که توی این دنیا نبودم - من هم همینطور -
اگه صادقانه بگم این بهترین خواب شبونهای بود که در دههای اخیر داشتم
آره. دریا، داروی خدایانه، نه؟
!صبح بخیر، دوستان من
هی، اون ژنگه - !صبح بخیر -
همه خواب آرومی داشتین؟
آره - آره -
اوه، عالیه. من هم همینطور
دریا انرژیبخشه، اینطور نیست؟
!بله، ملکه! من همیشه همینو گفتم
اوه، اون مرد میفهمه چی میگم
چرا بعضیها بهش میگن «ملکه»؟
ظاهراً جایی به اسم چین رو فتح کرده
چین؟ - چین -
لطفاً، به خدمه جدید سوار بر پرچم سرخ» خوشآمد بگید»
خیلی خوشحالم که اینجام
ممنون. آره
.از خواب بیدار شدن حیف بود فقط هر روز صبح اون زنگ رو به صدا درمیارن؟
متوجه میشید که ما روش خاصی برای انجام کارها در این کشتی داریم
،شیوه زندگی ما بر وحدت، انسجام حمایت متقابل و تعادل متمرکزه
از لحاظ تاریخی، مردان برای سازگاری در این کشتی کار سختتری دارن
اما ما تصمیم گرفتیم ...این فرصت رو به شما بدیم، چون
...چطور باید بگمش؟ انرژی شما
لطیفه؟ - ما به شدت لطیفیم -
...میخواستم بگم - ضعیفه -
ملایمه
بهتون برنخوره - به هیچ عنوان -
یه مرد دیگه هم توی این کشتی داریم
!موشگیر! بیا
خیلی خوبه که این لباسا دقیق اندازهان
چی شده، ملکه؟
وای خدا - وای خدایا -
!وای خدایا! شما بچهها
وای خدایا
مردها خیلی احساساتی هستن
« پرچم ما یعنی مرگ »
!فکر کردم مُردی
میدونم. فکر کنم خیلیها اونطور فکر میکردن
و حالا ریش داری؟
ازش متنفری؟
عاشقشم
همهش رو دوست دارم
موشگیر. قضیه این چیه؟
،سعی میکنم در موردش فکر کنم
...به نظرم یه چیزی مثل
مثل یه تقویم قمری یا چیزی باشه
دقیقا چه اتفاقی برات افتاد، لوسیوس؟
...من
از کشتی افتادم توی دریا
تو اونطور آدمی نیستی
تو تعادل بیعیب و نقصی داری، عزیزم
!توجه کنید
خب، تسلیحات. آشپزخونه
خدمات خیاطی
!آره
حوله. تو با موشگیر برو
لعنتی
حوله؟ این چیه؟ اینا شغلن؟
چه اتفاقی داره میافته؟
لوسیوس؟ من استعدادم بیشتر از حولهست
جادوگر دریا
من دور و نزدیک رو به دنبال تو جستجو کردم
اما خودت احتمالاً این رو میدونی
بهتره تصور نکنیم که اصلاً چیزی میدونیم، خانم
برو، شیطان دانا. برو بالا منتظر من بمون
چشم، خانم
ناخدا؟
ناخدا؟
...ناخدا - سلام، اینجایی -
اینجام. به نظر میرسه سرحالی
.ممنون در واقع احساس میکنم که روی ابرهام
آره، شب خیلی سختی داشتم
اما فکر میکنم تمام زهر رو از بدنم خارج کردم
.روز جدیدیه دیگر خبری از مشروب و مواد مخدر نیست
و مهمتر از اونا، دیگه خبری از ایزی نیست - نچ -
نه. تو اون رو کشتی، نه؟
قطعا همینطوره. سالها قبل
خوبه - ممنون -
کار ناخوشایندیه، میدونم
:اما قانون دریا همینه
ناخدایار جدید همیشه ناخدایار قدیمی رو میکشه
همیشه همینطور بوده
.در مورد اعتماده اعتماد خیلی مهمه
اوه، آره. اعتماد پادشاه و ملکهست
اعتماد همه چیزه
.خب، بهتره برم و نظارت کنم مطمئن بشم که همه چیز حاضر و آمادهست
هی، فرنچی
بله، ناخدا
من از تو توقعات زیادی دارم
ممنون
!منو بُکُشید، ترسوهای عوضی
!خدایا، بوی وحشتناکی میده
!آره، پاش پوسیده
باید قطع بشه
.تازه اون رو خوابونده بودیم داری اون رو میترسونی
...منو بکشید
.خیلیخب. فقظ گوش کنید گوش بدید، گوش کنید
از پاش شروع کنید، ببینیم بعدش چی میشه
باشه
این کار رو قبلا هیچوقت انجام ندادم. کدوم یکی؟
.قطعا اونی که داغونه فکر کنم اون یکی خوبه
من که احمق نیستم. کدوم یکی؟
اوه! اوه
هر کدوم خودت دوست داری
باشه، خیلیخب - خیلیخب -
...یک، دو - سه -
!فوران کرد! چقدر خون داره بیرون میاد
و البته، مدت طولانیه که همدیگه رو ندیدیم
میدونم. وحشتناکه
من از این فهرست طولانی از جنایات و رویدادهای هیجانی استفاده میکنم
تا مکانهای که احتمال داره اونجا باشه رو مشخص کنم
!صبر کن. اون ممکنه توی کوبا باشه
مگی، جین، تیف
تنهامون بذارین
اونجا کوباست؟
.مطمئن نیستم آخه خودم این رو کشیدم
لوسیوس، نگاه کن
اون رو شبیه یه غول کشیدن
اصلا میخوای بپرسی حالم چطوره؟
اوه، حالت چطوره؟ - گاییدمت! حالم اینطوره -
چه مرگته؟
.من از «انتقام» نیُفتادم اون منو انداخت پایین
اِد انداختت پایین؟ چرا باید اون کار رو بکنه؟
.وقتی رفتی، نابودش کردی و بعدش اون منو نابود کرد
از اون زمان هر اتفاقی که !برای من افتاده تقصیر تو بوده
صبر کن! لوسیوس
بیخیال. کجا میری؟
اوه، آره. حالا اهمیت میدی؟
میبینم که خودت رو به شکل یه مرد فروتن درآوردی، جادوگر دریا
:برات یه هدیهای آوردم
«کتاب طلسم راجع به «دگردیسی به موجودات
توانایی تغییر شکل بین اشکال انسانی و غیر انسانی
بگیرش، ای شیطان
.عاقلانه ازش استفاده کن به سفرهای ما برکت بده
اوه، بله
اوه، بله
خب، اینجا چی داریم؟
یا خدا - سلام -
کسی مجروح شده؟
نه. وسایل جعبه کمکهای اولیه رو جمعآوری میکنم، محض اطمینان
یه سوال سریع - شلیک کن. به معنای واقعی کلمه نه، امیدوارم -
ایزی رو چطور کشتی؟
گلوش رو بریدم. کلاسیک
حالا، تو چپ دستی، مگه نه؟
الان از دست راستت استفاده کردی - واقعا؟ -
،حتما قاطی کردم. میدونی کمی پانتومیم برای ناخدا اجرا کردم
پانتومیم؟
من کنجکاوم - باشه -
فکر میکنی که من بوی ناخدایار سابق فاسدم رو نمیشناسم؟
اون یه پای بوگندو بود که پروندهش بسته شد
انجامش دادیم! زنده میمونه؟
به نظرم ۵۰/۵۰
آره، الان خیلی بیحرکت مونده
اصلاً چه علاقهای به این یارو دارین؟ به نظر آدم عوضیایه
همینطوره
اما عوضیِ ماست
یه زمانی زندگی توی این کشتی معنایی داشت
وقتی که برای هم زندگی میکردیم
نه برای اینکه فقط زنده بمونیم
حدس میزنم آدم هیچوقت نمیفهمه که داره «زندگی خوب گذشته» رو زندگی میکنه
این برای چی بود؟
تو امید داری. بانمکه
به علاوه، من اون داستانی که برام گفتی
در مورد پسر شیطانیِ چوبی که عطش زندگی داشت رو خیلی دوست دارم
یا خون بود؟ ...نه، داشتم خون رو پاک میکردم
اینجا چی داریم
هی، کسی به من نگفت که این اتاق اینجاست
تنهام بذارید، همهتون
پای کوفتی رو ببر
اون دوست تو بود
میدونم داری چیکار میکنی
دارم چیکار میکنم؟ من فقط به یه نفر نیاز دارم که دفترم رو تمیز کنه و بایگانی رو انجام بده
تو به این نوع حواسپرتیها نیاز نداری
اون حتی نمیدونه بایگانی کردن چیه - البته که میدونه -
چطور داری اونا رو بایگانی میکنی؟
یه جورایی دارم بر اساس وزن جداشون میکنم
اگه بخواید، میتونم بر اساس پهنا انجامش بدم
یا حتی میتونم بازشون کنم و اینطوری انجامش بدم
هدف اصلی اینه که روی زمین نمونن
کارت عالیه
ممنون
من یه سیستم داشتم - سیستمت چی بود؟ -
خب، تو نمیفهمی چون پیشرفتهتر از زمان خودش بود
چیکار کردی؟
اوه، آره، گفتم یه کم مرتبش کنم
میدونی، کشتیهای کوچولو شلخته بودن
و چندتاشون توی خشکی بودن
...فقط آشفته بود - !ساکت -
هرکدوم از این کشتیها بر روی مختصات خاصی قرار داشتن
،و روزانه بر اساس جریان آب
الگوهای آب و هوا و سرعت باد حرکت میکردن
No comments yet. Be the first to leave one.