The first 200 lines.
... آنچه در " گریسلند" گذشت
من افسر ناظر تو هستم
تو تحقیقاتت در مورد پاول بریگز
من بازرس خوان بادیو هستم
دارم به گرفتن مامور پاول بریگز نزدیک میشم
داری به کلی بادیو نگاه میکنی
اون همسر خوان بادیوست
اون خیلی داغونه
یه بچه داره، یه دختر نه ساله
گفتی تو هم یه نفر رو از دست دادی
آره
لوسیا بذارش زمین باشه؟ ببین اگه پلیسا بیان چی؟
با هر کسی آشنا میشم اون فراریشون میده واسه اینکه حسوده
خونواده تو هم اندازه ما داغونن؟
مهم نیست نمیخواد جواب بدی
سلام مامان
دوست من، یه جایی لازم داره که شب رو بمونه
داری مادرت رو واقعا تو خطر میندازی
نمیتونی کارتو با زندگی شخصیت یکی کنی
داری چیزی رو ازم مخفی میکنی خوشگله؟
نه مکزیکیا بهمون کم دادن
اونا هیچوقت تا حالا بهمون کم نداده بودن
سالا به کارلیتو زنگ بزن
یه ساعت پیش یه تماس با تلفن اعتباری سالا گرفته شد
کارلیتو سولانو
اونجا رو ببندین، کسی هم وارد یا خارج نشه
باید صبر کنیم تا کارلیتو دوباره اینجا رو راه بندازه
... دور بزن مامورای فدرال میخوان به گاراژ حمله کنن
چی؟
بازرس سید مارکهام، اون نفوذی ماست
من میدونم که تو با کارتل سولانو کار میکنی
این پاول وسته، تازه از "ال پاسو" منتقل شده
آمارشو در بیار، باید مراقب همه نفرات جدید باشیم
برای ردیابی گردش مالی مارکهام
به چیزی بیشتر از فرضیه نیاز داریم در مورد بانکش چی؟
شاید این همون جاییه که سهمی که از سولانو میگیره رو نگه میداره
...ما به بانک دستبرد میزنیم اگه لونهشو آتیش بزنیم
مجبور میشه یه حرکتی بکنه
و تو میدونی که ما یه نفرو میشناسیم که با همچین آدمایی سرو کار داره
بیلی رو میگی؟
تو چی فکر میکنی چارلی؟
با این کارمون موقعیت بیلی رو به خطر نمیندازیم؟
نه پوشش مطمئنیه
منو بعنوان یه همدست قدیمی معرفی میکنه
که در مورد زدن یه بانک مشورت میخواد
تو با هیچکدوم از این آشغالا
قبلا برخورد نداشتی ؟
نه همهشون برای این حمله از خارج شهر میان
به جز مسئول تدارکات نابغه بیلی که بومیه
،که در نظر نمیگیریمش میخواد امروز همدیگه رو ببینیم
به پشتیبانی نیاز داری عزیزم؟
نه فقط من هستم، بیلی و اون یارو تو یه جای عمومی
امیدوار میرم تو، راه رسیدن به پول سید رو پیدا میکنم و میام بیرون
تا کجای این قضیه میخوای پیش بری چاک؟
تا رسیدن به پول عزیزم
تو چت شده؟
چشمات برق میزنه؟ نکنه سید شده عشق جدید زندگیت؟
تو عشق زندگیه منی و من نگران تو هستم
هی منم نگران تو هستم
که برگردی پیش اون حرومزاده
میدونی، اون کارای خیلی خوبی برای برقراری امنیت انجام داده
نه در حقیقت اون یه پلیس فاسدِ دروغگو
آدم کش و رشو بگیره
و اون باید تاوانشو بده
گور باباش، پولاش میدزدیم
نتایج ارزشها رو توجیه میکنه درسته دی مارکو؟
این عنوان کتاب راهنمات نیست پاول بریگز؟
کی من؟
حواست به امانتی من باشه
در مورد تخته موجسواری حرف میزنی؟
Translated By ELAHE & HamiD
... 18 ماه پیش اومدی اینجا مواد بخری و حالا
داری کارای خوب میکنی خسته شدم رفیق
این مثل "شیر شاه" درموندهست، من کارم تمومه
،من برای کنار کشیدن حاضرم خونوادهمو بردارمو و برم به یه جزیره
اوناهاش، اون یارو سمت راستی رو میبینی؟
اون یارو رو میشناسی؟
آره اسمش باسکو فینه
باسکو آره هه هه
مخفف تاباسکو، اسمش از این اومده (( تاباسکو : یک برند سس قرمز فلفلی معروف
دو هفته قبل با قید سوگند از زندان لامپاک آزاد شده
آره مثل اینکه به زور داره قلمروش رو پس میگیره رفیق
میخوام تو رو معرفی کنم
میدونی فکر میکنم تو دنبال دعوایی سید
اوه من عاشقشم، همیشه باعث دردسرم میشه
خوب اینم یهجورشه دیگه
هی
هی
!مجبورم نکن بهت شلیک کنم
یا خدا
هی
!بلند نشو
!بلند نشو
دست نگه دار
مشکل چیه؟ شماها پلیسین؟
آره من پلیسم بلند نشو
خب لعنت بهش، رفیق تو باید اعلام میکردی پسر
تو که نمیتونی همینطوری بیوفتی دنبال یه نفر
سلام باسکو
سلام سید، حالت چطوره رفیق؟
از تو بهترم
ببخشید، رفیق اگه متوجه میشدم تو بودی
... شاید مجبور نمیشدم چیزی حمل میکنی باسکو؟
اوه نه رفیق من تازه از زندان آزاد شدم نمیتونم چیزی حمل کنم
!بعله به من نگاه کن
فقط همینو داری؟
باشه فقط همینه، فقط همینه
باسکو، بیا در مورد این حرف بزنیم که اون تفنگ رو از کجا اوردی
به گا رفتم درسته؟
بدجوری
برگرد برگرد برگرد
بیلی بوی، حالت چطوره؟
خیلی خوبم
اوضاع بین تو و
پاول چطوره؟
مثل قبل ولی فرق کرده
آره شرط میبندم
تو الان بهم چشمک زدی؟
حدس میزنم بتونیم بزنیم قدش
بهخاطر اینکه شما نهایتا چیزی رو که میخواین بهدست بیارین
خیلی شبیه زمان دبیرستان میشه
بزن قدش
به جفتتون تبریک میگم
ممنون
مطمئنم شما دوتا زوج خوبی میشین
خیلهخب، دیگه بسه، این یارو مسئول تدارکاتت کجاست؟
من مسئول تدارکات ندارم تو گفتی که یه نفر رو داری
که میتونه تو زدن این بانک بهم کمک کنه
نوچ بیلی
من گفتم یه نابغه دارم
سلام آمبر این چارلیه
سلام
سلام
امروز دیگه مشکل چیه؟ مسئول دینامیت ما داغونه
اگه صدای انفجار چاشنیها نبود نمیتونست دماغشو خالی کنه
و گیرندههای صوتی؟
خیلی گندن، تو جنس گوه چینی خریدی
من بهت گفتم ژاپنی
اونا شبیه همن، میدونم ولی نیستن
همین؟
نه، فشردهسازهای هوای آندرسون آسیب دیدن و از دست رفتن
منظورم اینه که اون نفر دوم خوبی نیست رفیق
نمیتونه طبق برنامه پیش بره
خب ما در این مورد حرف زدیم آمبر
و من تو فکر اینم که یه تغییراتی بدم
کی دست از فکر کردن برمیداری؟
خب من نمیتونم کارمو تموم کنم اگه تو همچنان فشار بیاری، میتونم؟
خدافظ هی پس کار من چی ؟
اوه آره تو، این یکی
روی شانسی
انتخابهای زیادی داری ولی اگه من جای تو بودم
از اینکه بالاخره کار رسوندن مترو به دریا رو تموم کردن از شهرداری تشکر میکردم
در موردش برام بگو
خیلهخب بانک شما تو راهروی ویلشیره
کمتر از دو کیلومتری ایستگاه فارم دیل
هیچکس صدای اومدنتون رو نمیشنوه
تقریبا پونزده متر زیر صندوقهای امانات
زیر این گوشه از پارکینگ یه مجرای فاضلابه
خیلهخب؟ یه نقطهای که ازش امکان ورود دارین
سطح زمین با رسوبات دریایی گرفته شده
پس از طریق استخر آب میتونید نزدیک بشین
بعدش یه دستگاه هدایت صفحهای امواج انفجاره
و شما دیگه تو قسمت صندوق امانات هستین
اون منفجر میشه و در رو از جا درمیاره
دستگاه هدایت امواج چی؟ اوه اون یه
یه دستگاه شارژیه، خوب سوراخ درست میکنه
شما قبلا از این کارای بزرگ انجام دادین دیگه؟
من دزد انباریم
وایسادن جلوی پلیسای محافظ با تفنگ اسباب بازی
و هر چی که تو قفسههاست رو بر میدارین؟
بخش صندوق امانات یکمی بیشتر پیچیدهست
اگه اشتباهی منفجرشون کنید محتویاتشو از دست میدین
بخاطر اینکه اونا ساخت شرکت میچلز هستن
یه مخزن آبی توصیه میکنم، حداقل 4 نفر آدم داشته باشین
اگه سوال بیشتری داشتی شمارهمو اون پشت نوشتم
اوه بعله اندرسون لاشیه
عجب
... بیخیال بچهها، همهش کار و هیچ تفریحی
باعث میشه یجورایی بد به نظر بیایی
آره حالا اینا چیه؟
کارلیتو به سالا گفته همه چی رو متوقف کنه
تا وقتیکه یه روش جدید برای جایگزینی اتوبوسها پیدا کنن
یا اینکه سولانوها موقعیتشون رو از دست میدن
اگه اونا درنهایت از روش ما استفاده بکنن
دیگه همه چیز سولانوها تو مشتمونه
میدونی چیه؟ من از این لعنتی خوشم میاد
اوهوم شماها راهی هم انتخاب کردین؟
تونلهای زیرزمینی بدون بخشهای جابجایی
ما دستگیرشون میکنیم، یکم سر و صدا میکنیم
و من دارم پرونده چند تا تونل رو که در حال حاضر در جریان هستن رو بررسی میکنم
ببینیم میتونیم از یکی از اونا استفاده کنیم یا نه
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟ بله قربان
با سید چیکار میکنی؟ خیلی خوب داره پیش میره
اون شبی یه چند تا آبجو با هم زدیم
صبح بخیر شب بخیر
مایک بیا طبقه بالا همین الان
چی شده؟
من، کل شب مراقب سالا بودم
No comments yet. Be the first to leave one.