The first 174 lines.
الهه
لونا,ترس تو من رو فرا خوند
غضب من , الهه
لوتوس ها از بین رفتن
تو از داستان میترسی
عصبانیت میکنه
ولی این بیشتر از یک داستانِ
یک پیشگویی
من اونجا بودم لونا
داستان ها تبدیل به افسانه میشن و همینطور مدام تعریف میشن
و به وقایایی که اتفاق نیفتادن معنی میده
سوگند اشخاصی که میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن تبدیل به پیشگویی میشن
همشون زاده داستان هایی ان که شب موقع خواب برای فرزندانمون تعریف میکنیم
شاهدخت میرانا برای اشتباهی که مرتکب شد تبعید شد
من از این تجسس دست خالی به خونه برگشتم
میرانا تبعید نشد اون انتخاب خودش رو کرد
سفر اون به تو مربوط نمیشه
دزدی اون لوتوس ها یک گناه نابخشودنیه
ما بهای سنگینی رو بابتش میپردازیم
ولی باید ایمان داشته باشی
مــجتبی کاظمـی MvTheSaint
دوتــا خــون اژدهــا فصل اول قسمت چهارم
آه,بالاخره خوبه که از طوفان نجات پیدا کردیم
بازوت
متوجه نشدم
بزار باندپیچیش کنم
یه استبل به همراه پتو اسب هم هست فکر کنم اندازه ساگان بشه
برو بریم
ویسکی آتش اژدها
آیس رک سفید نیست ولی گرمت میکنه
آره واسه همین بهش میگن آتش اژدها
حدس میزدم
گوش کن اگه میخوای صحبت کنی من همیجام
یه غذای گرم , خواب خیلی زود آماده رفتن میشی
نه خیلی سریع
مهمون داریم
کیدن
پیداش کردی , تو این سرما
رنگ زرشکی و طلایی خیلی تابلو ان
راحت شکار میشن اما سخت میشه کشتشون
اما انگار واسه تو خیلی سخت نیست
این زره هر تکش از اژدها درست شده
هرچی قدیمی تر بهتر یه اژدهای بالغ, جونشو گرفتم
بالغ؟
فقط یه ارتش باید کمک کنن تا خِر کشش کنی
خودم به تنهایی
توقع نداشتم کسی رو این اطراف ببینم فقط کنم شما از برن خبر داشته باشید عالیجناب
به دژ اژدها فرستادمش
از کجا؟
باروهون,یه لونه رو تمیز میکنه
فکر کردم یه الدوِرم
فکر کردی یا پیداش کردی
ما...نه ما پیداش نکردیم
این خانوم خوشش نمیاد
ببخشید؟
من این قیافه رو میشناسم
فکر میکنی که این حیوون بیچاره
میدونی اون میتونه تو دامن طبیعت با تو چیکار کنه؟
با گازش میتونه گوشتت رو آب کنه و خون تو رگ هاتو آب پز کنه
زنده نگهت داره تا جیغ بزنی مردانِ تنومند برای مرگ التماس میکنند
یک شوالیه اژدها به دشمنش ادای احترام میکنه
ولی ما نمیتونیم برای کاری که میکنن ببخشیمشون
اینا ماشینِ کشتار هستند
من میرم به مارسی برسم
داویون صبر کن
الان نه
بهش دروغ گفتی
خیلی بد تر از اونه
میخواستم باهاش مبارزه کنم
مبارزه کنی؟
دیوونگیه میدونم
وقتی اون مروارید هارو توی دستش میبینم
روی اون چنگک
هدف تو این بود که بری به دژ اژدها تا با یکی درست شبیه به اون صحبت کنی
این شانس توعه
اون هیچی از این داستان رو متوجه نمیشه
منظورت اینه که از این میترسی که اون اینکارو نکنه
منظورم اینه که شوالیه اژدها از هیچی نمیترسه
چند سالت بود که یاد گرفتی از سایه به سایه دیگری بری
بعد از کودکی
تغیراتی در این قدرت به وجود نیومد ؟
شب ها
وقتی ماه کامل میشه
به همراه خونواده
...جالبه,آیا فصل ها
دونستن این باعث میشه که مِنِ برگرده
همیشه انقدر احساسی هستی؟
دیشب یه خواب دیدم
دوست داری خوابت رو بنویسی ؟
بهم بگو تاریک بود
من اسم مِنِ رو بار ها و بار ها شنیدم
دونه من , خانواده من ,ما پرستیدیم ,ما عشق ورزیدیم
صورتشون رو دیدم
دیفد ,ایدوال ,ادارا
اونا لبخند میزدن
بعدش بیدار شدم
تنها در یک قلعه
تمام این کتاب ها ,تمام این قدرت ها تو هیچی نمیفهمی
من باید با این چکار کنم؟
همه چیز رو یاد بگیر
مشکل از غذاست یا مهمونیه که اومده؟
ببخشید؟ تو غذا نمیخوری
خیلی سخت بود که از کوهستان عبور کنیم
این واسه توعه, نوک پوست اژدها
اینا خرج سفرت رو کمتر میکنه
ممنون
من تصور میکنم که شما تمام راه رو برای شکار این موجودات نیومدین
قرضمو تسویه کنم قرض اژدهامو
قرض اژدها
قرضی به همراه اژدهایان
اژدها نه , آدم ها
تقریبا 20 سال پیش بود
سی تن از ما تو شهر لیتشم
شهر قشنگی بود , پر از ورملینگ بود
اگه اژدهای بالغی میومد سراغمون هیچ شانسی نداشتیم
یه راهنما باهامون بود واسه دخترش نگران بود
یا یه همچین مزخرفی
ناگهان آسمون دهن باز کرد و یک توده عظیمی از آتش پدیدار شد مثل روز شده بود
شبیه جهنم بود
دیدیم که زن ها در آتش سوختند
شجاعت و تمریناتمون باعث شد که نزدیکش بشیم
درست درون دهان مرگ
نمیدونستیم نمیتوستیم بدونیم تا زمانی که دیدیمش
درست درون روشنی آتش خودش
نوک پوسته هاش توی نور ماه قرمز شده بودن
اندازش
نمیتونستم بفهمم که چجوری حرکت میکنه
و بعدش دهنش باز شد
و ازش درد اومد بیرون
مرگ اومد بیرون
هوا رو غبار گوشت سوخته فرا گرفته بود
دست کاپیتان رو روی پام حس کردم
به عقب تلو تلو خوردم
و دیدم که از قفسه سینه به پایین چیزی ازش باقی نمونده
همون مردی که بهم مبارزه رو یاد داد جلو چشم منفجر شد
سی مرد به لیتشم تاختیم
و فقط یکی برگشت
من برگشتم
پس آره من یچیزی از ورملینگ ها بزرگتر رو شکار میکنم
من اسلایرک رو شکار میکنم
بعد از 20 سال لونش رو پیدا کردم
خالی بود و اون هیولا مرده بود
دنبالش گشتم
من رو رسوند به کوهستانی خارج از باروهون
شهر قشنگی بود
اسلایرک رو پیدا نکردم یک اژدهای مرده رو پیدا کردم , یک مَردِ مُرده رو پیدا کردم
و همچنین این رو مال توعه
تو به اون غار رفتی و واسه چیزی که دیدی آماده نبودی
تو فرار کردی و تو شرمساری
نباش
من نزدیکش بودم و دیدم که یه الدرورم میتونه
با ارتشی از شوالیه های اژدها چکار کنه
یک مرد , مردی که آماده نیست هیچ امیدی برای پیروزی نداره
ولی برای کشتن اسلایرک میخوام بدونم چی دیدی
وقتی بیدار شدم , من لخت بودم همه چیز از دست رفته بود حتی این
تنها چیزی که بیاد میارم همینه به کمکت احتیاج دارم
ما سوگند مقدس رو یاد کردیم
شوالیه اژدها
برادران, من به تو کمک خواهم کرد
قول میدم
میدونستم کمکت میکنه شخص خوبی نصیبت شده
شخص خوبی نصیبم شده
جفتمون هم همینطور
هنوز اون ویسکی رو داری؟ باید جشن بگیریم
فکر کنم که اینکارو بکنم و فکر کنم که درست میگی
دقیقا من درست میگم در کنار اون فردا روز بزرگی رو پیش رو داریم
اژدها کشون داریم یا شاید یه اژدها بشم و بمیرم
پس بریم بنوشیم
چی؟ پس همش راجع به اینه
متوجه نیستم چی میگی
لبخند , نوشیدنی
تو و من, داری لاپوشونی میکنی
داری میشی داویون شوالیه اژدهای لعنتی
چی اون اژدهای لعنتی رو کشت
No comments yet. Be the first to leave one.