Wasteland

Wasteland (Pustina)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wasteland aka Pustina 2016 S01 HDTV
A Commentary by masih_mzsh
زیرنویس از مسیح محمودزاده | © masihm.ir | t.me/masihmim

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2018-02-20
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- کی متوجه شدی که نبود؟ ‫- همین صبح. نزدیک‌های ۶:۳۰.

‫- تا حالا فرار کرده بود؟ ‫- نه.

‫ این دور و برها، متوجه چیز مشکوکی نشدی؟ ‫رد پایی، چیزی...

‫نه. چیزی نبود.

‫لطفاً اگه بچه‌ها سراغشو گرفتن، چیزی بهشون نگو. ‫فعلاً بهشون گفتیم که با دوستش رفته مسافرت.

‫می‌فهمم. من خودم هم بچه دارم.

‫- اینجا سردشون نمیشه؟ ‫- خونه‌ت توی محلۀ آپارتمانیه، نه؟

‫ (مهدکودک مِلوزینا)

‫همیشه شب‌ها می‌بستیمش و صبح‌ها می‌ذاشتیم بیاد بیرون.

‫حیوون خیلی آشتی‌ایه. با همه بازی می‌کنه.

‫- شانسی هست که پیداش کنین؟ ‫- اگه زنده باشه، آره، امکانش هست.

‫ولی اگه به خاطر گوشتش دزدیده شده باشه...

‫- احتمالش کمه، اگه بخوام روراست باشم. ‫- گندش بزنه.

‫- خاله! خاله! ‫- چی شده یاخیم؟

‫- چه خبره؟ ‫- اونجا... اونجا بودش.

‫اون وَره.

‫- ببرش اون طرف. ‫- بیا.

‫یاخیم، یه لحظه همین‌جا بمون، باشه؟ ‫جایی نرو.

‫باورم نمیشه.

‫نمی‌خوایم بیاریمش پایین؟

‫پوستینا

‫کیر توش.

‫کون لقت.

‫جنده‌مادر.

‫چی گفتی، تخم حروم؟

‫- تو مدرسه باهات بود؟ ‫- آره.

‫تموم‌مدت؟

‫جدی؟

‫ظهری از مدرسه رفته، برادر جان! ‫جا خوردی؟

‫فکر کردی داری کمکش می‌کنی، داویده؟ ‫به خیال خودت هواشو داری.

‫باز یه گندی می‌زنه و ‫شیش ماه دیگه اینجا خاک می‌خوره.

‫یه کاری داشت، باید می‌رفت.

‫چه کاری؟

‫- هی، کجا بودی تا الان؟ ‫- اتوبوس زودتر رفته بود.

‫چطوره که کس دیگه‌ای از سرویس جا نمونده؟

‫واسه چی زودتر از مدرسه رفتی؟

‫معلمت زنگ زد. خب؟

‫چه کار مهمی بود که باید می‌رفتی؟

‫فروشگاه ورزشی، سوئیشرت‌های جدید اُوُرده بود. ‫می‌خواستم یکی بخرم.

‫نمی‌تونستی تو وقت آزادت این کارو بکنی؟

‫لباس کارت رو بپوش. ‫یه ربع دیگه تو حیاط باش.

‫- پس وقت آزادم چی؟ ‫- لغو شد. چون دیر اومدی.

‫تو هم دیگه، داویده. ‫تا یه وقت فکر نکنی جا موندی!

‫لاشی.

‫شرمنده، دِیوه. ‫ (مخفف داویده)

‫مطمئنی نمی‌خوای نظرتو عوض کنی؟

‫پاولینکا خیلی از اینجا خوشش میاد.

‫از این به بعد مامان می‌مونه خونه، ‫ازش مراقبت می‌کنه.

‫می‌دونی چقدر طول کشید تا خودشو وفق بده؟

‫یه سال بعد، باید باز همین‌ها رو ‫توی مدرسه از سر بگذرونه.

‫اگه دفعۀ بعد یه بلایی سر بچه‌ها بیارن، چی؟

‫اگه به خاطر اتفاقی که برای فرودو افتاد می‌ترسی،

‫بدون که ما همیشه اینجا مراقبشونیم. ‫هیچ چی‌شون نمیشه.

‫پلیسه چی بهت گفت؟

‫هنوز چیزی پیدا نکردن.

‫- جلسۀ شورا امروزه، مگه نه؟ ‫- آره.

‫به ذهنت خطور نکرد که شاید ‫این‌ها به هم مرتبط باشن؟

‫چیزی به گوشِت خورده؟

‫می‌دونستی که خیلی‌ها ازت دل خوشی ندارن؟

‫تو رو خدا، مارتینا. ‫اگه بخوان به کسی صدمه بزنن، اون منم.

‫لازم نیست نگران پاولینکا باشی.

‫- چی شده؟ ‫- داشتن تقلب می‌کردن.

‫بازی‌شون بهتر بود، بردن. ‫دفعۀ بعد تو می‌بری.

‫اشکالی نداره، بازیه.

‫من میرم توپ‌بازی...

‫می‌دونم دلت می‌خواست ببری، ‫ولی نمی‌تونی همین‌جوری بگی تقلب می‌کردن.

‫بازی‌شون بهتر بود، بردن. ‫من از پنجره دیدمتون.

‫- ولی جدی‌جدی داشتن تقلب می‌کردن. ‫- نه.

‫با هم تمرین می‌کنیم، دفعۀ بعد ‫بهشون نشون می‌دیم، باشه؟

‫باشه.

‫- زود باش. ‫- چیزی نمونده دیگه!

‫- چی گرفتی؟ خرگوش؟ ‫- آره.

‫کرم نریز.

‫هی، اونجا رو نگاه.

‫تیبور بالُگه.

‫- میشه زنگ رو بزنی؟ ‫- باشه.

‫دفعۀ بعد که فرار کنی، می‌برمت یه دوری می‌زنیم، ‫بعدش فکر فرار از سرت می‌پره.

‫پس دفعۀ بعد ببین من سر کار هستم یا نه.

‫- حتماً. ‫- آفرین.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- کجا پیداش کردین؟ ‫- بچه‌های شهرک اوسترُو اوردنش.

‫- دردسری درست نکرده؟ ‫- هنوز چیزی پیدا نکردیم.

‫یه لحظه وقت داری؟

‫- آره. ‫- دستت رو بیار.

‫خبر داری نزدیک‌های مهدکودکِ بیرون شهر چی شده؟

‫آره. همکارهات اینجا بودن. ‫از بچه‌ها پرس‌وجو می‌کردن.

‫سابقۀ آزار رسوندن به حیوون‌ها رو داره، مگه نه؟

‫منظورت اون سگیه که می‌خواست گازش بگیره؟

‫صاحب سگ جور دیگه‌ای تعریف کرده.

‫نه، صاحب سگ، خودش اقرار کرد که سگش وحشی بوده. ‫قبلاً به آدم‌های دیگه‌ای هم حمله کرده.

‫ببین، به نفع همه‌مونه که دوباره فرار نکنه.

‫به نفع خودشه.

‫خداحافظ.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫تکون بخور.

‫- مشروب نخوردی؟ ‫- نه.

‫کیر توش.

‫- علف، مواد؟ ‫- نه.

‫- ببخشید... ‫- خدا لعنتت کنه تیبور.

‫دست‌هاتو بیار.

‫بگیر بالا.

‫این دفعه درگیر دعوایی نشدی؟

‫داریم پیر می‌شیم، مگه نه؟

‫بیا اینجا. ‫شورتت رو بده پایین، خم شو جلو.

‫گم شو بیرون، کثافت.

‫گم شو!

‫- کلارا، نیم‌ساعت شد. ‫- می‌خوای سریع‌تر بشاشم؟

‫اگه نرسیم، بدون من شروع می‌کنن.

‫الان میام. کلاهت رو برداشتی؟

‫راست میگی. کلاهم.

‫لعنت بهش.

‫- خدافظ. ‫- جایی میرین؟

‫- مسابقۀ رالی. ‫- بهت گفته بودم.

‫- فکر کردم فرداست. ‫- نه.

‫- میشا خونه‌ست؟ ‫- نه، شاهزاده خانوم هنوز نیومدن.

‫- مگه امروز ۲:۳۰ مرخص نشده؟ ‫- آره.

‫می‌کشمش! قول داد امروز درس بخونه. ‫فردا امتحان داره.

‫- تلفنش خاموشه. ‫- تعجبی نداره.

‫بعداً باز بهش زنگ بزن، ‫بگو فوراً بیاد خونه.

‫فکر می‌کنی به حرفم گوش میده؟

‫تو زنگ رو بهش بزن. من باید برم جلسه.

‫- کی برمی‌گردین؟ ‫- فوقِ فوقش ساعت ۱۰.

‫ایتکا؟

‫چی؟

‫صبر کن، صبر کن، آروم‌تر، خب. ‫الان میام اونجا. خدافظ.

‫از این بهتر نمیشه...

‫توندا...

‫- چی گفتی؟ ‫- ایتکا چه‌ش شده؟

‫از دیشب اینجوریه.

‫- داخله؟ ‫- جای دیگه‌ای هم داره؟

‫ایتکا؟

‫- ایتکا. ‫- یه لحظه.

شارکول خوردی؟

‫آره. یه مشتی خوردم تا الان. ‫ (داروییست برای رفع مسمومیت گوارشی)

‫خیلی مهمه که به این جلسه بیای.

‫به رأی‌ات نیاز دارم، ‫وگرنه نمی‌تونیم جلوی همه‌پرسی رو بگیریم.

‫تنها چیزی که می‌خوام جلوش رو بگیرم، این اسهاله.

‫کنار خونۀ ما وایمیسیم. ایندیارون دارم. ‫ (نوعی قرص ضداسهال)

‫بذار ببینم، شاید منم همین‌جا داشته باشم.

‫صبر کن. یه جایی همین‌جاها هست.

‫این در کوفتی هم...

‫- نیم‌ساعت دیگه جلسه شروع میشه، ایتکا. ‫- خب من باید چی کار کنم؟

‫همین که زنده‌م، خوشحالم. ‫بیا، قرص رو هم انداختم.

‫تو فقط میای رأی میدی، ‫بعدشم برمی‌گردونمت خونه.

‫ولی مطمئن نیستم که می‌خوام به همه‌پرسی رأی مخالف بدم.

‫به تو هم پیشنهادی رسیده؟

‫- چه رویی داری. ‫- اگه نه، پس قضیه چیه؟

‫هانیه، تو مهدکودکت رو داری، ‫ولی ما چی؟

‫تموم پول من خرج اون مِی‌خونه میشه. ‫توندا هم ۹ ماهه که بی‌کاره.

‫به خیالت معدنچی‌ها می‌خوان دوباره همه‌چی رو سر و سامون بدن؟

‫قول دادن مردم بومی رو استخدام کنن.

‫و سقف خونه‌ت رو هم زیر بیارن. ‫چقدر برا خونه‌ت زحمت کشیدی؟

‫توندا هنوز هم می‌خواد به عنوان ‫کاردان فنی تو شهرداری استخدام بشه؟

‫آره، می‌خواد.

‫اسم افرادِ استخدامی بعد از ‫تعطیلات تابستون اعلام میشه.

‫اگه امروز موافق ما رأی بدی، ‫بهت قول میدم که توندا کار رو بگیره.

‫و چطوری همچین کاری می‌کنی؟

‫یه راهی پیدا می‌کنم. نگران اونش نباش.

‫می‌خوای همینو بپوشی؟

‫خوب نیست، نه؟

‫نه.

‫سریع لباسم رو عوض می‌کنم. ‫توی ماشین منتظرم بمون.

‫یادمه اون وقت‌ها شونزده سالمون بود

‫دنیا با ما دو تا چه مهربون بود

‫چشم‌های آبی آسمونیت دلم رو می‌برد

‫ولی ته دلم... می‌دونستم... ‫من آدمی نیستم که پیشت بمونم

‫خدا نگه دارت اولین عشق

‫اولین عشق، خدا به همراه

‫رفتنم دست خودم نیست

‫کار این پاهای دنیاندیده‌ست

‫خدا می‌دونه که دوسِت داشتم

‫ولی ازم چه توقعی داشتی؟

‫من اونی که می‌خواستی نبودم

‫باید رختمو از این خونه می‌بستم

‫زمونه گذشت و من هنوز حیرونم

‫هر خونه‌ای که بودم، انگار نبودم

‫شعرهایی که این دل سرود، ‫مرهمی بودن...

‫کل شب خوابتو می‌دیدم!

‫ساک ۵۰۰، کلاسیک ۸۰۰. ‫دربست ۱۰۰۰ کرونا.

‫بیا تو ماشین خودتو گرم کن. ‫هر چی اینجاست، مال تو.

‫خیلی خوشگلی.

‫چقدر خوشگلی تو.

‫اشکال نداره اسمتو حدس بزنم؟ ‫کاترینا؟

‫درست گفتم، نه؟ ‫کاترینا!

‫- وایسا، کجا میری؟ ‫- مکان من. اینجا نمی‌مونیم.

‫نگه دار. بزن کنار. ‫هر کاری می‌کنیم، همین‌جا می‌کنیم.

‫بهم اعتماد نداری؟

‫ازم ترسیدی پس. ‫خب، نگاه کن...

‫۲۰۰۰ کرونا بهت میدم. ‫کلبه‌م ۵ کیلومتر دورتر، توی محلۀ بابیلونه.

‫یه ساعت دیگه برمی‌گردیم.

‫باشه، سریع برو.

‫معلومه دیگه. ما که برات مهم نیستیم.

‫میگی به من چه ربطی داره!؟ ‫خونه و زندگیم اینجاست، زبل‌خان.

‫آره دیگه، چون یه خونۀ ییلاقی اینجا داری، ‫خودتو بومی می‌دونی.

‫- بده من اینو. ‫- مرتیکۀ نفهم.

‫چی کار می‌کنی لویزا، ولش کن.

‫لویزا، ولش کن. ‫بس کنین دیگه.

‫برو کونتو تمیز کن با اون کاغذه، ‫اینجوری بهتره.

‫اون هم حق داره نظرشو بگه.

Wasteland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wasteland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left