Release info

Its My Life E21(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2018-12-28
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت بیست و یکم

‫بفرمایین ‫ممنون

‫تعداد پارچه های معیوب کارخونه چینی ‫که 10 سال تامین کننده ـمون بود، بالا رفته بود

‫واسه همین رفتم کارخونه ـشون ‫و بازرسی کردم

‫اما اونا داشتن دوباره بسته بندی میکردن ‫و پارچه های فروش نرفته رو دوباره میفروختن

‫چی؟

‫ادامه همکاری با اون شرکت...

‫که جنس های قدیمی و فروش نرفته ـشون رو ‫دوباره بسته بندی میکردن و میفروختن...

‫قابل قبول نبود

‫دقیقا

‫اونا اعتماد شما که پایه و اساسِ ‫همه چی بوده رو شکستن

‫اما همه اون کارا رو بخاطر هیچ کرده بودم

‫بخاطر اون کار، منو بردن دفتر حسابرسی

‫و بهم تهمت زدن که از تامین کننده جدیدمون ‫رشوه گرفتم

‫بخاطر بازجویی ‫داشتم از بی خوابی زجر میکشیدم

‫به هر حال آخرش اخراج میشم

‫واسه همین خیلی دوست دارم خودم استعفا بدم ‫و بیام بیرون

‫اما هنوز مجردم ‫و اگه بیکار بشم...

‫آه، واقعا که

‫خب،

‫اگه به هر حال قراره یه سال دیگه اخراج بشین،

‫نظرتون چیه این زمان رو ‫رویِ من سرمایه گذاری کنین؟

‫چی؟

‫چرا آدمی مثل من رو میخواین؟

‫مگه چجور آدمی هستین؟

‫تو این شرکت هیچکس بهتر از شما ‫پارچه ها و موادها رو نمیشناسه

‫کو جه سون معروف به "کله خرِ حسابداری" ـه

‫اگه هر کس حتی یه دلار هم ‫از حساب شرکت برای خودش خرج کنه

‫کو جه سون گیرش میندازه

‫سرپرستش بخاطر همین ازش خوشش نمیومد...

‫و موقع ارزیابی عملکرد بهش امتیاز پایین داد...

‫و اولین نفر تو لیست اخراجی هاس

‫17.85 دلار؟

‫نزدیک دفتر نبوده

‫ کراکر ارگانیک

‫اینطوریه؟

‫شما 17.85 دلار خرج کردین، درسته؟

‫ظاهرا نزدیک خونه ـتونه

‫ای بابا. کله خر

‫بیا. این 20 دلاره

‫2.15 دلار برای انعامته

‫من انعام لازم ندارم

‫چند بار باید بهتون بگم؟

‫نباید از کارت بانکی شرکت ‫برای خرید کالاهای شخصی استفاده کنید

‫ای بابا ‫زنم بهم گفت برای بچه ـمون...

‫کراکر ارگانیک بخرم. کراکر ارگانیک

‫واسه همین با کارت شرکت خریدم

‫میخواستم بهت پسش بدم

‫دارم میرم ناهار بخورم

‫ای بابا.کله خر

‫تا ارزیابیِ عملکردِ بعدی منتظر بمون

‫سلام، آقای کو

‫شما... شما کی هستین؟

‫من آن نام جینم ‫آن نام جین؟

‫آها، نوه ی رئیس؟

‫داری میری ناهار بخوری؟

‫بله. چطور مگه؟

‫وای. منم هنوز ناهار نخوردم ‫میخوای باهم بریم بخوریم؟

‫چی؟ ازم میخواین باهاتون کار کنم؟

‫بله، آقای کو

‫مسخره ـس

‫اگه اخراج بشم چی؟

‫ترجیح میدم تو این یه سال، ‫یه مهارت جدید یاد بگیرم

‫به نظرت این ناعادلانه نیس؟

‫تو اصول کاری رو رعایت کردی ‫و بخاطر این باید اخراج بشی؟

‫به پدر مادرت که خیلی به کارت افتخار میکنن ‫میخوای چی بگی؟

‫حتما اینو نمیدونین

‫من یه حسابدار رده پایینم

‫تنها چیزی که میدونم اعداد و حسابداریه

‫گزارش پیش بینی فروش ‫که دو سال قبل برای برند جدید نوشتی...

‫خیلی خوب بود

‫تو تویِ پیش بینی روند فروش فوق العاده ای

‫از کجا اینو میدونین؟

‫به هر حال آخرش اخراج میشی ‫پس مثل یه مرد سرتو بالا بگیر و این کارو انجام بده

‫از کجا معلوم؟

‫شاید تیم ـمون برنده بشه ‫و ترفیع بگیری و پیشرفت کنی

‫مطمئنین که میتونین برنده بشین؟

‫نه، مطمئن نیستم

‫اما، اگه چیزی برای از دست دادن نداشته باشی،

‫چیزی نداری که ازش بترسی

‫تا وقتی موفق بشیم، تمام تلاشمون رو میکنیم

‫اگه تلاشمون به نتیجه نرسید،

‫پس کاریش نمیتونیم کنیم

‫موافقی؟

‫ظاهرا فشار خونِ بابام بالاس

‫کیمچی چغندر قند، جو دو سر ‫و فرنی لوبیا؟

‫میشه طرز درست کردنش رو بهم بگین؟

‫بله، مواد اولیه رو میخرم ‫چی لازم دارم؟

‫جو دو سر، سیر...

‫بله ، بله، متوجه شدم

‫سونبه، من اینو می برم

‫اوه، باشه ‫طراحیِ خودته پس بایدم پیش خودت باشه

‫بذارش داخل این کیف

‫خیلی ناراحتم

‫اگه کسی از روش کپی نمیزد، ‫همش به فروش میرفت

‫میدونم. فکر میکردم حداقل این به نتیجه میرسه

‫وای. تحملش خیلی سخته وقتی میفهمی ‫یه سری آدم از روی طراحی هامون کپی میزنن

‫منم همینو میگم

‫ فرم درخواست عضویت

‫از این متقاضی خوشم میاد

‫اوه! جونگ جین آه هم درخواست عضویت داده؟

‫آقای جانگ، نظرتون چیه؟

‫اگه میخواد عضو تیم ـمون بشه ‫با دستای باز ازش استقبال میکنم

‫میدونی وقتی برای اولین بار دیدمش، ‫چه حسی داشتم؟

‫نسخه کوچیک خانم چویی

‫چی؟ مامانم؟

‫آره

‫اون دقیقا شبیه جوونی های خانم چوییه ‫که برای اولین بار اومد تو شرکت

‫ضعیف به نظر میومد ‫اما اشتیاق رو تو چشماش می دیدم

‫سرسخت بود...

‫و خیلی بلند پرواز بود

‫منم دقیقا مثل شما فکر میکنم

‫کس دیگه ای هست که بخواین پیشنهاد بدین؟

‫میخوام خانم سو یونجی رو پیشنهاد بدم

‫خانم سو یونجی؟

‫آره، آخرین گزارشش خیلی عالی بود

‫به نظرم میتونه تو تیم ـمون نقش بزرگی داشته باشه

‫چیه؟ ازش خوشت نمیاد؟

‫نه، اینطور نیس

‫هر کاری میخواین بکنین

‫خب، اینو به خانم چویی گزارش میدم

‫باشه

‫هیون گانگ مالِ یه شخص نیس

‫مال همه کارکناس

‫اینطوری فایده نداره

‫باید هر چه زودتر یه کاری کنم

‫سلام، عمو

‫من سوهی ام، مامانِ شی وو

‫احوالتون چطوره؟

‫میخوام امروز ببینمتون

‫وقت آزاد دارین؟

‫باشه. پس همون موقع می بینمتون

‫میخوای بدون من بری دیدن کی؟

‫اوه

‫بفرما. این لاته وانیلیه

‫میدونی که من قهوه شیرین نمیخورم

‫خیلی از خودت کار کشیدی

‫خوردنِ قهوه باعث میشه خستگیت از بین بره

‫واقعا؟

‫آه، خیلی شیرینه

‫اما باعث میشه حس بهتری داشته باشم

‫هووم. خوبه

‫تو مرد شیرین و جذابی هستی

‫نمیدونم چرا زَنا بهت پیشنهاد نمیدن ‫باهاشون قرار بذاری

‫بهم خیلی پیشنهاد میدن

‫اگه خیلی بهت پیشنهاد میدن ‫پس چرا هنوز مجردی؟

‫نکنه تو...

‫نه، نه

‫به تمایلات جنسیم شک داری؟

‫اوه خدای من

‫برام مهم نیس چه تمایلاتی داری

‫اینو نشنیدی؟ ‫تو یکی از سریالای آمریکایی دیدم

‫یکی از لازمه های زنِ موفق شدن تو نیویورک،

‫دوست شدن با مردِ همجنس بازه

‫درسته که تو این زمینه کاری، ‫تعداد مرد همجنس باز زیاده،

‫اما من نیستم

‫تنها دلیلی که هنوز مجردم... تویی ‫خودتم اینو خوب میدونی

‫آیگو. همچین حرفی نزن ‫اینجوری معذب میشم

‫من حتی نمیتونم باهات دوست بشم

‫اوکی. فهمیدم

‫خوشم نمیاد معذبت کنم ‫پس حرفمو پس میگیرم

‫آه... طراحا رو انتخاب کردی؟

‫آره. جونگ جین آه که تو مسابقه برنده شده بود ‫و سو یونجی انتخاب شدن

‫و مدیر چویی بعدا بقیه اعضای تیم رو انتخاب میکنه

‫اون انقدر سختگیره،

‫که باعث میشه کارکنا با ترس و لرز براش کار کنن

‫این بخاطر کمال گراییشه

‫با اینکه حریفش در برابرش هیچی نیس،

‫اما شی وو تمام تلاششو میکنه ‫و رو مسابقه تمرکز میکنه. همیشه همینطوریه

‫فکر میکنی اینو نمیدونم؟

‫اون یکی تیم هنوز طراح پیدا نکرده

‫اما مدیر چویی داره انقدر سخت کار میکنه،

‫که باعث میشه نگران بشم

‫لطفا به شی وو کمک کن که بتونه تحمل کنه

‫تو تنها کسی هستی که اخلاقش رو میشناسی

‫باشه. هر کاری بخوای برات میکنم

‫ممنون بابت قهوه

‫صبر کن. داری جایی میری؟

‫بخاطر اون کسی که از ناکجا آباد پیداش شده،

‫سرم خیلی شلوغه

‫"کسی که از ناکجا آباد"؟

‫آن نام جین؟

‫اومدی؟

‫چطور پیش رفت؟

‫سعی کردم متقاعدشون کنم ‫اما اونا گفتن یه کم زمان لازم دارن که فکر کنن

‫اگه صداقتت رو دیده باشن، حتما عضو تیمت میشن

‫طراحی که قرار بود باهاش مصاحبه کنم چی شد؟

‫تو سالن منتظره

‫برم بیارمش؟

‫بله، لطفا بیارینش داخل

‫بفرمایین تو

‫بشینید

‫ مسابقه طراحی مد سئول

‫مطمئنین اینا طراحی خودتونه؟

‫بله. چطور مگه؟

‫عجیبه

‫این طراحی ها خیلی شبیه به...

‫طراحی های برند ایتالیایی، ایمیلو پوچیه...

‫که فصل بهار و تابستون 2007 طراحی شده

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left