The first 200 lines.
دوباره توضيح بده ما اينجا چيکار ميکنيم
وقتي ميتونستيم مشغول هر کار ديگه اي تو دنيا باشيم
ما داريم به مردي که
زندگيش رو وقف اداره ي پليس سانتاباربارا کرده اداي احترام ميکنيم شاون
برو بابا تو جيم رو نميشناسي
سلام رفقا کي پينياتا ميارن؟
فکر نکنم پينياتا داشته باشن
...يه پينياتا
بهم گفته بودن اينجا جشنه
اگه قراره اينقدر بهمون خوش بگذره من بيخيالش شدم
نه ، داري ميري؟
جيم چي مشه؟ من اصلا جيم رو نميشناسم
تازه ، من بايد رو پرونده ي دادستاني کار کنم
من و لسيتر بايد فردا تو دادگاه شهادت بديم
لسيتر هنوز اينجاس لسيتر خوابه
ميخواي باهات بيام؟ لطفا بگو اره
بشين سر جات
انگار من به همراه نياز دارم
خداي من
جيم دوبوا برات مهم نيست
حالمو بهم ميزني خاک تو سر قيافه ي چندشت
من دوست دختر دارم اون همينجا وايساده
درسته . من اينجام اونا هردوشون براي خودمن
نصف يه زنم برات زياديه چه برسه دوتا
برو بابا من ختم روزگارم
خوش بگذره
کافيه ديگه
داري چيکار ميکني؟ دارم جشن رو شروع ميکنم
ببخشيد خانوم ها و اقايون
ميشه يه لحظه به من توجه کنين
چه مدت خدمت طولاني اي داري مرد
شايد طولاني ترين مدت خدمت دنيا
تو اينجا جا داري
يکم اين بالا
...فقط يه کوچول موچول
شاون
...و تو کلي ادم بد رو انداختي زندان
اون کار اداري ميکرد اون هيچوقت از تفنگش استفاده نکرده
با دست خالي تو ساعت بيکارت
و حالا ، جيمي ميتونه به سمت غروب بره
و باقي عمرشو با مادرش بگذرونه
اون زنشه
براي جيم
گارسن يه دور به حساب
اداره برامون بيار
گاس؟
گاس
چيه؟
من اماده ام بريم
چيه؟
مرد من فکر کنم اينجا خوابيديم
ديشب چه اتفاقي افتاد؟
عجيبه. من نميدونم
صبر کن
هيچي عجيبه ، در هم و برهمه
وسيله ي انگشت به ابروم شکسته
قبلا همچين اتفاقي برام نيوفتاده
حافظه ام کاملا پاک شده شاون
چرا يه کلاه حموم رو سرته؟
مطمئنم يه توضيح اسون براي اينا هست
توضيح اسوني براي اين هست
که چرا تو صندلي پوشيدي که براي خودت نيست؟
کتونيام کو؟
و چرا يه زنجير طلا انداختي شاون؟
خداي بزرگ بهم بگو که اين يه خوابه
اروم باش ، عسلم
برگرد به تخت
هر اتفاقي که فکر ميکنين ديشب افتاده نيوفتاده
چون هيچ اتفاقي نيوفتاده فهميدين؟
خوبه لسي حسابي تحقيرش کردي
اره کاراگاه من احساسات دارم
تو صورتت چي چسبيده؟
نميدونم
اوه خدا
تو يه کلمبيايي کوچيک
با يه چنگک رو بازوش نديدي که؟
نه نه؟
چرا يه چشمت سياه شده؟
چيزي براي ترسيدن نيست
همه اروم باشين
اتفاق مهمي نيوفتاده فقط يه کبودي کوچيکه
لسي کاملا حق داره
مشاجره ي عاشقانه ي اون با وودي به ما ربطي نداره
من بايد به زنم زنگ بزنم نه
ما از هم چيزي مخفي نميکنيم هيشکي به هيشکي زنگ نميزنه
عزيزم
سه تا گلوله اش کم شده
ميتونم از رو وزنش بگم سه تا سبک شده
باهاش شليک شده
الان کسي نبايد وحشت زده بشه؟
يه ديقه صبر کن اين چيه؟
انگار من ديشب فيلم گرفتم
اون يارو با اون لباس کاغذ کادوش کيه؟
نميدونم شاون؟
بهت گفتم من شکستم
هيچي نميدونم لعنتيا
چطوره که هيچکدوممون هيچي از ديشب
يادمون نمياد؟
نور افکن باشه
بهم گفتن برگردم اداره
ضروريه
منم همينطور
کليدام کجان؟
ماشينم اون بيرون نيست
فورد فيوزنم من گم شده
حالا ميشه هممون وحشت زده بشيم؟
همه اروم باشين
با بلوبري ميريم
و در کمال ارامش و با رعايت قوانين
رانندگي ميکنيم مثل چنتا مرد با شخصيت
افرين به تکنيک پارک کردنت
از کجا ميدوني اون رانندگي ميکرد؟
اگه کس ديگه اي نميخواد وحشت زده بشه
پس من ميشم
خداي من
خداي من ماشينمو ديدي؟
ماشينمو ديدي؟
ماشينم
فقط يه ذره خراش برداشته رفيق
ميتوني ازش استفاده کني
چون نور افتاب تو اون زاويه پنهانش ميکنه
درست نميگم وودي؟
عقلم درست کار نميکنه
اوه خداي من اوه خدا
باورم نميشه
ماشينمو ببين
ما يه مرد ناشناس داريم ، سفيد پوست
40 ساله
کاراگاه لسيتر چرا عينک افتابي زدي
...من رئيس اگه اجازه بدي
لسي يه هفته پيش باهامون
درباره ي عينک افتابي زدن تو سردخونه
براي اداي احترام به مرده ها حرف زده بود
من يادم رفت و گاس قبول نکرد
چون اون براي زندگي انسان ها ارزش قائل نيست
جسد رو امروز صبح
تو اب هاي نزديکي ساحل اوريو پيدا کردن
سه بار بهش شليک شده
سه تا گلوله اش کم شده ميتونم از رو وزنش بگم
چند بار؟
سه ، چرا ميپرسي؟
مترجم fatemeh nurse
ارائه اي از سايت tv center
هر زماني که يه ناشناس پيدا ميشه
اولويت اول ما ميشه
يه نفر اون بيرون اين فرد رو کشته
و بدون شناسايي
سر نخي نداريم که دنبال کنيم
اما اين مسئوليت ماست که ته توي ماجرا رو دربياريم
و مجرم رو دستگير کنيم و به سزاي عملش برسونيم
از پرونده هاي افراد گمشده شروع ميکنيم
که ممکنه به مشخصات قرباني بخوره
واحد سي اس اي
با جستجو تو اطراف جسد
فقط تونستن اين وسايل رو پيدا کنن
يه ساعت داريم و يه کيف خالي
و يه جفت کفش
که حتي سايز پاي قرباني نيستن
من ميخوام همه تو اين پرونده کار کنن
اما چون تو و اوهرا بايد چهار ساعت ديگه
تو دادگاه شهادت بدين
ميدوني رئيس اشکالي نداره رئيس
اوهرا ميتونه بره لازم نيست من اونجا باشم
در اصل اون بود که قرار بود شهادت بده
من فقط ميخواستم جلوي قضات خودي نشون بدم
جدا؟ کاملا
اره . نه
يعني اره يه جنازه اينجا هست
و اين غم انگيز و دردناکه اما من از عهده اش برميام
تازه شاون و گاس هم هستن که کمکم کنن
ببخشيد . تو درخواست ميکني که با شاون و گاس کار کني؟
چه خبر شده؟ و خواهشا اون عينک افتابيا رو دربيار
تو عينک افتابي بزن چشت
چرا اخه من عينک افتابي بزنم؟
ببين ،راستش حق با اونه اوهرا
بزار اونا بکارشون برسن
و تو هم ميتوني بعد از دادگاه بهشون ملحق بشي
وودي؟ به کارتون برسين
شاون؟
يه لحظه
اونجا چه خبره؟
منم ميخواستم همين سوال رو ازت بپرسم بداخلاق شدي
بد اخلاق نشدم پس کي بد اخلاقه؟
شاون من ديشب اصلا نخوابيدم
نميخواي چيزي در مورد حرفايي که
ديشب پشت تلفن بهم زدي بگي؟
خيلي موضوع مهميه پشت تلفن؟
اره البته ، معلومه خيلي مهمه مگه نه؟
گاس در اين مورد ميدونه؟
چرا ... چرا ندونه؟
يه چيز به اين با اهميتي خيلي مهمه
و ما بايد در موردش حرف بزنيم
اما موافق نيستي که الان من بايد برگردم اون تو؟
اره درسته اما شاون
در موردش حرف بزنيم اره حتما ، به زودي
شرايط رو براي همه تغيير ميده
تغيير شرايط
به زودي
ديشب چه اتفاقي افتاده؟
درا رو بستي؟ اره
No comments yet. Be the first to leave one.