The first 200 lines.
سرنوشت تقابل بین اراده و نا امیدی است ناشناس
من اینجام
می دونم اینجایی
همینطور لگد بزن ,خوبه
پیتر
پیتر ,بچه داره لگد می زنه
واقعا؟ کجا؟
اینجا ببین
باید باهاش حرف بزنی
مطمئنی؟
بله باید حرف بزنیم
اگه تو چیزی نگی ,یا چیزی نشنوی
احساسی بهش نخواهی داشت
عزیزم تو دیوونه ای
من دوستت دارم
می دونی پیتر,خیلی بیشتراز اینهاست
وقتی نگاهت می کنم
تو را توی خودم حس می کنم
و این ...و این بیشتر از عشقیه که
من بگم, دوستت دارم
مامان؟
مامان؟
من سردمه مامان
مامان من سعی خودمو کردم
پیتر
پیتر
حالت خوبه؟
حالت خوبه عزیزم؟
اه خدای من
ماريا
ماریا به من نگاه کن با من بمون
ماریا عزیزم به من نگاه کن نخواب نخواب
زود باشین سریع تر
عزیزم به من نگاه کن
عزیزم به من نگاه کن ,نباید تسلیم بشی,باشه تسلیم نشو
نگاه کن نگاه کن عزیزم نگاه کن
به من نگاه کن
عزیزم به من نگاه کن
خوبه
ممکنه دو مرتبه تکرار بشه؟
سئوال این نیست که این اتفاق دومرتبه می افته یا نه
منظور اینه که من دیگه بچه دار نمی شم؟ درسته؟
درسته؟
رحم شما اسیب شدیدی متحمل شده و به صورت بدی مجروحه
سعی مجدد برای حاملگی غیر مسئولانه است
همش همین؟
من سرخوردگی شما را با توجه به سنتون درک می کنم
با توجه به اینکه در این دو سال هشت تا سقط جنین داشتید و این یکی در هجده هفتگی
من بهت اعتماد دارم
ماریا تو دو دقیقه مرده بودی
باید درک کنی که رحمت بد جور اسیب دیده هیچ شانسی برای بار داری نداری
باید یه راه دیگه ای باشه باید باشه
واقعا متاسفم
فرزند نداشتن چیز غیر طبیعی نیست
داری منو دیوونه می کنی می تونیم بریم یه کلینیک دیگه
ماریا می شه تمومش کنی بهتر نیست نظر یه دکتر دیگه را بپرسیم؟
پیتر؟
من برای یه جلسه باید برم پاریس
متاسفم
واقعا؟ بله متاسفم
چیه؟ عزیزم این اخرین بار بود
ما بچه دار نمی شیم, باشه؟
فقط خودمون دوتاییم
این عادلانه نیست
باید سعی کنی اینرو درک کنی چی را؟
ما نمی تونیم بچه داشته باشیم اینقدر این را نگو پیتر
باشه
این یه درد خیلی بزرگیه که نمی شه راحت تحملش کرد همین
عزیزم ما ده ساله داریم برای بچه دار شدن سعی می کنیم
ده سال,باشه؟ ما باید یه فکر دیگه بکنیم
دیگه تموم شد ما بچه ای نخواهیم داشت,لعنت بهش
همین لعنت بهش؟ بله
من باید برم پیتر؟
من هنوز اینجام
بیا منو پیدا کن مامان
نه , ده تا کشتی ده تا کشتی ظرفیت هر کدام صد و بیست هزار تن هست
بله ما برای مسیر شمال پنجاه تا کامیون دیگه احتیاج داریم
بله خوب من تا چند دقیقه دیگه می رسم
سلام این پیامگیر تلفن پیتر است لطفا پیام بگذارید
صبح بخیر نینا صبح بخیر ماریا
جلسه یک ربع به یک دالاس با ویدئو کنفرانس و ساعت چهار و نیم تغییر کرد
ایشون ساشا سونسون از بنیاد رفاه کودکان هستند
قرار یک جلسه نیم ساعته با شما قبل از جلسه صبحگاهی دارند
خیلی خوشبختم که بلاخره می بینمتون
ببخشید مجبورم چند دقیقه ای جلسه را عقب بندازم
باشه من منتظر می مونم
سلام سلام ببخشید دیر کردم هیچ مشکلی نیست
خیلی خوب ,موضوع مشخصیه که تجارت فحشا در حال افزایشه
بخصوص در جمهوری چک و اسلواکی درسته
من فقط ازتون می خوام که ایستگاههای بارگیریتون را تغییر بدید و اگه این کار را بکنید
ما نمی تونیم این کار را بکنیم این مشکل کمتر می شه
غیر ممکنه غیر ممکنه چهل درصد زنان روسپی زیر شانزده سال سن دارند
خیلی از این دخترها ناخواسته به این راه کشیده می شند و مجبورند تا اخر عمر روسپی بمونند
ما این کار را نمی تونیم انجام بدیم دولت المان
من دارم در مورد بچه های کوچیک صحبت می کنم
مامان
چند ساله؟ اونها بچه بودند,من اونجا بودم خودتون می دونید
دوست دارم
ایستگاه ها را تغییر می دیم چی گفتید؟
ایستگاه ها را تغییر می دیم ممنونم
اونها چرا بچه هاشون را می فروشند؟
اونها را دوست ندارند؟
چکار می کنی ماریا؟
ماريا ؟
بهش نگاه می کنم خیلی ممنونم
متاسفم که تو را ناراحت می بینم
نمی دونم کجا برم
من هیچ کس را غیر از تو ندارم
من ماریام ,پیام بذارید
سلام ,منم من برگشتم فقط
احتیاج داشتم یکم تنها باشم
من توی هتل اتلانتیک اتاق گرفتم
یه کم زمان بهم بده, باشه؟ متاسفم
بله
پیتر؟
اینجا چکار می کنی؟
لطفا بیا خونه
خودت می دونی ماریا من بهت احتیاج دارم
من فقط یکم زمان لازم دارم نمی خوام رابطه مون بهم بخوره
تو دیگه نمی تونی باردار بشی
می دونی مُردن چطوریه؟
من دیدم که مُردی
دوباره زنده شدی و هنوز همون کار را می خوای انجام بدی
ما می تونیم بایه موسسه برای فرزند خواندگی صحبت کنیم
شارلوت می تونه بهمون کمک کنه بله می تونه
یه بچه ,یکساله
نه نمی تونم اینکار را بکنم
نمی تونی نمی تونی چی؟ نمی تونم بچه ای به فرزندی بگیرم
باید بی خیال بشی
من بچه می خوام
من ,من نمی تونم باهات بیام
من نمی تونم باهات بیام
متاسفم
نمی تونم نمی تونم
ما باید فقط تو غمها کنار هم باشیم؟ می دونی
ما یه زوج کاملا غمگینیم
لعنت بهش
ما به اندازه کافی پول داریم
هرچیزی بخواهیم می تونیم داشته باشیم
نمی تونم نمی تونم
زود باش
نینا صحبت می کنه منم
سلام ماریا هنوز اون برگه هایی که ساشا اورد را داری؟
برگه ها؟اونها که مال تغییر ایستگاه بارگیری ها بود؟ صبر کنید فکر کنم اینجا باشه
می دونی گفت توی کدون شهرها نباید توقف داشته باشیم؟
بذارید ببینم,خوب بیشتر مناطق مرزی المان با جمهوری چک می شن
این منطقه ایه که تحقیقاتمون روش متمرکزه
خوب بهتره اسم مناطق را در بیاری چون من بهشون احتیاج دارم
خیلی خوب,به من اجازه بدید
یه منطقه بد نام هست بین دابین و تبلیشه
کجا بچه ها را بفروش می ذارند؟ یه لحظه
چب,اونجاست چب جاییه که کودکان را می فروشند
اونجا توسط مافیای روسی اداره می شه هشتاد درصد کودکان روسپی از اونجا می یاند
خوب,خیلی ممنون
لعنتی
نگاه کن مامان داره بارون می یاد
پولها را بده من پولها مال منه
احمق
ببین ما مثل افسانه ایم
ناراحت به نظر می رسی
سلام ممنون
شما پاریس می رید؟ پراگ
مشکلی نیست
شما امریکایی هستید؟ نه من فرانسوی ,کانادایی هستم
اسم من ماریاست از اشناییتون خوشبختم
اسم من کریس پتو است
معدود دوستام منو پیتی صدا می زنند
پیتی؟ درسته
تو یه خرس پاندایی؟
اینا را برای مسابقات کشتی کج المان پوشیدم
این کاریه که براش پول می گیرم
خوب پول می دند خیلی کم
منظورم اینه که,کافیه
قبلش چکار می کردی؟ کارهای فصلی
من توی کریسمس جن بودم و توی تابستون گنوم
برای پول ,همه کاری انجام می دم
ماشین خوبیه تو چکار می کنی؟
من یه مدیر اجرائیم
حالت خوبه؟ بله فقط
خوبم
به نظرم تو اصلا خوب نیستی
فقط خسته ام روز طولانی داشتم
و هیچ پولی ندارم
من بهت پول می دم واقعا؟
من نمی تونم بچه دار بشم
خیلی متاسفم
من در مورد یه شهر شنیدم,یه شهرتوی چک
نزدیک مرز المان
جایی که بچه ها را مجبور به خود فروشی می کنند
برای همین اومدم اینجا تا یکیشون را نجات بدم یکی را؟
بله یکی از اونها
ولی فکر نمی کنم بتونم تنهایی این کارو انجام بدم
می دونی منظورم چیه؟
اما تو می تونی
شاید نتونستم منظورمو برسونم خوشحال می شم اگه بتونید همینجا ها پیادم کنید
خواهش می کنم فقط گوش کن لطفا ماشین را نگه دار , ماشینو نگه دار
خواهش می کنم نرو ولم کن برم
لطفا نرو
كريستين ؟
من فقط می خوام بهم کمک کنی,همین بله شما کمک احتیاج دارید
No comments yet. Be the first to leave one.