Hungry Ghosts

Hungry Ghosts

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Hungry Ghosts 01×02 POACHER
A Commentary by POACHER2
ENJOY!

Tags

TS
Published on: 2021-10-02
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون اینجاست اون اینجاست

کوانگ برگشته دروازه های جهنم باز شدن

اگه هنگام ماه روح های گرسنه به یه ظرف بکوبی

فکر میکنن داری برای غذا دعوتشون میکنی

مرد غرق شده

-می! -خدای من،استلا

دارن به کار من احترام میزارن. سال هایی که ویتنام بودم

این احمق ها، دارن گذشته رو زیر و رو میکنن

اگن میتونستی بمونی خیلی خوب میشد

از منم حمایت کنی

این تائو است

کجان؟ کجا پنهانشون کرده؟

صبح بخیر خانم وو

-چطور خوابیدید؟ - بد بود

-اوه -خیلیم گشنمه

اینکه خوب نیست

خواب دیدم خط رو رد کردم(مُردم) خیلی ترسیده بودم

نمیدونستم داره چه اتفاقی میفته

خب چطوره برات یکم صبحونه بیارم

و بعدشم بفهمیم با توجه به چارت پزشکیتون که باید چیکار کرد

و وقتی هم فهمیدیم که چه کمکی میشه بهتون کرد

اون موقع هست که میتونید راحت باشید،باشه؟

اوکیه

-دکتر ویلیامز؟ -بله

تو با مادربزرگم فونگ لی صحبت کردی

چند شب قبل اینجا بود

-حمله قلبی داشته - آره،صد البته،من...بیاد میارم

باید باهاتون حرف بزنم

خانم وو الان بر میگردم

قبل از اینکه بمیره گفت (اون اینجاست)

آره این..

نگفت کی؟!

یه چیزی در مورد، آم... شاید یه رستوران؟!

رستوران؟!

نه،در مورد یه چیزایی حرف میزد

مادربزرگتون وضعیت بدی داشت

به مغزش اکسیژن کافی نمیرسید

و خب اینم توضیح خوبیه واسه اینکه چرا غیر منطقی حرف میزده

اگر عقلانی نبوده چرا به خودت زحمت رسوندن پیامو دادی؟!

-چیو بهم نمیگی؟! -هیچی

بخاطر مادربزرگت متاسفم

باید برم پیش مریضام

خانم وو کجاست؟!

😐بیچاره مُرد - به این زودی؟!

نه بابا، 3 صبح بود

POACHER

قهوه ات آمادست سرت شلوغ بود

چرا چندروزیو این اطراف نمیچرخی؟

دلم تنگت شده

میتونیم وقت بیشتری باهم باشیم

و میتونیم سر این موضوع بیشتر صحبت کنیم

آه،تو کلا فقط سر راهی

اینکه از زمان جنگ نیست

-چندروز پیش گرفتم - باورم نمیشه از فیلم های قدیمی استفاده میکنی

دیگه پیر شدم

روح هارو میگیره

چی گفتی؟

اوه،وقتی بچه بودم بعضی از دوستات باهام حرف میزدن

و تو همیشه میگفتی لیزی،اون مال منه. بریم روح بگیریم

یادت نمیاد؟

نه

بزار یه چیزی نشونت بدم

این منم ویتنام سال 1973

-این کیه؟ - تائو هوانگ، مترجم من

اینو بزرگ کردم...

..از این

چی فکر میکنی؟

فکر میکنی شبیه همن؟

نمیتونه باشه

نه. نمیتونه

چه اتفاقی براش افتاد؟

نمیدونم

سلام لیزا منم

ببین تمام روزو سعی کردم با صوفی صحبت کنم

ولی تلفنشو جواب نمیده

خوا؟

خوا؟ متاسفم خوا

-اونگ نویی؟ - متاسفم،متاسفم

بابابزرگ؟ بابابزرگ! -متاسفم

مشکل چیه؟ بابابزرگ؟ بابابزرگ منم،بابا بزرگ منم

مشکلی نیست

هی،مشکلی نیست بابابزرگ

امیدوارم اشکالی نداشته باشه کنترلشو بدست گرفته

اوه لعنتی

-لعنتی -اون نمیتونه به خودش کمک کنه

ولی اون از غروب خورشید تا الان بیرونه

وقتی خیابون بارتون زندگی میکردیم

نصف زندگیش تو حیاط پشتی بود

سعی میکرد باغچه شو دوباره بسازه

همش سبزیجات بود

بیشترشم تابستون اول از دست رفت

باغچه مادرت خیلی زیبا بود

مطمئن شو بتونی تمام پوست های مرده پامو جدا کنی

دفعه قبل که خیلی افتضاح بود

-اوه -می!

سلام،بیا داخل بیا داخل بشین اینجا بشین

اوه سلام.اوه نه نه من فقط.. دنبال می لی میگردم

بهم گفتن اینجا کار میکنه

می لی!

-سلام -دکتر ویلیامز

بن هستم لطفا منو بن صدا کنید

اینجا چیکار میکنی؟!

در مورد مادر بزرگمه؟!

نمیدونم والله

یه چندتا صحبت سریع دارم

موقعی که صبح اومدی بیمارستان من با یه بیمار بودم

خانم وو. تو باهاش به ویتنامی حرف زدی

گفتم(متاسفم بخاطر مزاحمتم)

پس دیدیش؟!

اره دیدمش چطور مگه؟!

خب،به نظرم بخاطر شیشه خیار شور تاریخ گذشته هست..

خانم وو ساعت ۳ صبح فوت کرده

پس اونی که توی تخت بود کی بود؟! -خانم وو

آره،من...

شوخی درباره مرگ نمیکنم

یا حتی مریضام

خب چی بود یه روح؟!

اعتقادی بهشون ندارم

نمیدونم داره چه اتفاقی میفته

یا حتی چی دیدم

دیگه چی میبینی؟!

من...خب...

متاسفم.من... من...

صبر کن

یکیو میشناسم میتونه کمک کنه

اسمش رز بود هشت سالش بود

هفته قبل اومد و بعد مرد

آبنبات خفش کرده بود

و منم اونطرف جاده دیدمش

اون اینجا ایستاده بود

بعدم رفته بود

خستم بود فکر کردم یه چیزایی دیدم

ولی

تو خانم وو رو دیدی

باید یه مراسم احضار ارواح انجام بدیم

چی؟ نه یه چی؟!

تو داشتی مرگشونو میدیدی،بن

شامل فونگ هم میشه

شاید دارنس عی میکنه ین پیام دیگه رو برسونه

نمیتونم احضار رو انجام بدم

من یه دکترم

فانگ!

دارم تورو فرا میخونم،فانگ

تو هر بُعدی که روحت وجود داره

بذار من واصل تو باشم

بدن من،بدن تو صدای من،صدای تو

تو را دعوت میکنم!

دایره رو کامل کنید

دستا بچه ها دست ها

با نگویی؟

با نگویی!

الان میدونی من چی میخوام نه؟ کجان؟

-با نگویی؟ -روحشونو پیدا کن

این سه روح رو پیدا کن

کجا پنهانشون کردی؟ هان.

یه جایی مثل اینجا؟

با نگویی؟ با نگویی!

هی،هی,هی

تو نباید اینجا باشی

اوه،اومدم به یه دوست قدیمی ادای احترام کنم

در ضمن کارتم دوست دارم

تو که مارو تا سرحد مرگ ترسوندی عزیزم

تو همش میگفتی:«روحشو پیدا کن،روح اون سه نفرو پیدا کن

روحشو پیدا کنم؟ روح کیو؟!

تو داری واسمون تعریف میکنی چی بیاد میاری؟

آب.

یه رودخونه

با نگویی هم بود

و...و یه نفر دیگه آم..یه مرد.فکر کنم

-یه ماهی رو یادمه - ماهی؟

فکر کنم سعی داشت چیزیو نشونم بده

اگه میخواسته چیزیو به ما بفهمونه

باید میومده سراغ من من متخصصم خیر سرم

ولی اون کاندید شده

هی؟

دستت

سوخت. وقتی که سعی داشتم مادربزرگو نجات بدم

متاسفم باید برم

چی؟ نه نمیتونی

من ۳۶ ساعته دارم کار میکنم..باید برم

-بن،به کمکت نیاز دارم -متاسفم،من..

یه آشپز تو یه رستوران خیالی

گفت قدرت داری تو خودشی

من قدرتی ندارم

این موقعی بود که شنیدم داره فریاد میزنه

توی انباری بود..روی زانوهاش،داشت با یکی

کی؟

هیچکس،کسی اونجا نبود

فقط میگفت متاسفم خوا

متاسفم خوا

خوا کیه؟ مشتریشه؟

میزنتم

بائو ترسیده بود

میگه نمیاد فروشگاه

تا این ماه تموم بشه

اگه بابا حالش واسه کار خوب نیست

تو باید بری اونجا کار کنی

مثل دانشگاه نیست که -نمیتونم تنهایی انجامش بدم

ببینم میتونم چندتا قرار ملاقات جور کنم

پاول،بیا کمکم کن

Hungry Ghosts subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Hungry Ghosts

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left