The first 200 lines.
مردم ازم ميپرسن، "کارول، تو و بروس چطوري حرارت زندگي زناشوييتون رو حفظ ميکنيد؟
خب، منم بهشون ميگم واقعاً سادهست
من آخر عشوه اومدنم
من و بروس با هم فرق آنچنانياي نداريم
ميدونيم خواستار چي هستيم
و ميدونيم چطور به دستش بياريم
.مثل ترفيعي که قراره بگيره هر جفتمون ميدونيم که ميگيرتش
،و وقتي ترفيع رو گرفت
منزل رابرتسون
دوباره تبديل به يه خونوادهي بزرگ خوشبخت ميشه
باهاتون شوخي نميکنم
!هو هو
الآن بهم چي گفتي؟
فقط پولت رو بده بهمون، رفيق
!زود باش ديگه لعنتي
...عوضي
!بزنيد به چاک
اسکاتلند
اين جمهوري براي دنيا، تلويزيون، موتور بخار، گلف
ويسکي، پنيسيلين و صددرصد، بهترين بارهاي مشروبخوري رو به ارمغان آورد
.اسکاتلندي بودن خيلي خوبه ما قوم خيلي منحصر به فرد و موفقي هستيم
،و همسرم کارول هميشه ميگه
"هيچجا مثل خونهي آدم نميشه"
روز خوبيه، مگه نه رفيق؟
بازي مثل هميشه تکرار ميشه
،اما هيچکي مثل من بازي نميکنه
،کارآگاه گروهبان يکم، بروس رابرتسون
به زودي ميشه کارآگاه بازرس بروس رابرتسون
فقط بايد توي کارت بهترين باشي، و من معمولاً هستم
همون قوانين هميشگي
اين بوي چيه؟
صبح بخير
خيليخب
قرباني ما يه پسر ژاپنيه
که کمتر از 20 سال سن داره...بله پيتر؟
ببخشيد رئيس، فقط يه نکتهي کوچيک
فکر کنم نبايد يارو رو قرباني صدا بزنيم
،اون حرومزادهي بدبخت مُرده مهم نيست ديگه چي بهش بگي
ميشه معني جوکت رو به ما هم بگي، داگي؟
داگي گيلمن يه پاسبان عادي اسکاتلندي بود
،شش سال پيش تو آلمان پرافتخار کوفتي !آدم رو آلت دست خودشون ميکردن
با نسبت يک به پنج، گيلمن براي ترفيع گرفتنم يه رقيب جدي محسوب ميشه
،پس اونم مثل بقيه بايد از دور حذف بشه
با رقيب اصليم براي شغل بازرسي، پيتر اينگلس شروع ميکنم
اينگلس چيزيه که به يه آدم منحرف ميگن
،اما من بهش ميگم يه همجنسگراي لعنتي شانس يک به دو
،شناسايي دقيقي انجام نشده
اما لنوکس به صحنهي قتل فرستاده شده
،ري لنوکس تازهکار اداره و اهل استفاده از مواده
!من عاشق موادم
اگرچه، لنوکس بيشتر علاقه داره تا منشي اداره رو بزنه زمين
،تا اينکه تو کارش پيشرفت بکنه بالأخره تو ملأ عام بدجوري تحقير ميشه
شانس 1 از 20
...سياست رسمي حال حاضر
بله، گاس؟
مقررات حزبي چيه، رئيس؟
گاس بين، شانس خيلي کمي داره چون زرنگترين آدم اينجا نيست
!يه مسواک جديد خريدم
اما از کي تاحالا، يه آيکيو تکرقمي کسي رو براي ادارهي پليس بازداشت کرده؟
شانس 1 از 7
بر اساس موافقتي که شد کارآگاه دروموند
کار شما رو راه خواهد انداخت
مرسي، باب - "مرسي، باب" -
اين آماندا دروموند دستمال زن
اگه الآن بهش ترفيع بده کيرشم براش ساک ميزنه
،البته نه اينکه براش خيري داشته باشه
چون بالأخره يه پليس جقي بدبخت ميزنه اين آشغال هرزه رو باردار ميکنه
و بهخاطر اينکار کاگني و ليسي لعنتي تا ابد بايد تحملش کنن
شانس 1 از 10
...لولهاي که شمال و جنوب رو بهم متصل ميکنه
لوله؟ آخرين باري که ديدم تونل بود، احمق لعنتي
بدترين راز شهر ادينبورگ اينه که رئيس بازرس باب تول که ميبينيد
علاقه به نوشتن فيلمنامه داره
اگه اون تنبل چاق عوضي، زمان کمتري رو صرف رؤياي رسيدن به هاليوود بکنه
،و وقت بيشتري براي ترفيع من بذاره اونوقت خيابونا براي همه امنتر ميشه
و بعد همونجا مثل يه تيکه آشغال ولش کردن
شايد واقعاً آشغال بوده - چي؟ -
البته، براي کسايي که بهش حمله کردن
آره، همينه، حرفشنوي رئيس رو تحتِ تأثير قرار ميده
اما خماري من رو تحت تأثير قرار نميده
يه خبرايي براي اين الاغا دارم
فقط يه اسب ميتونه اين مسابقه رو ببره و اون اسب، آقاي بروس رابرتسون ـه
خيليخب، رو اين قضيه کار کنيد
باهات حرف دارم بروس - بله رئيس؟ -
اوضاع اينجا تا وقتي کارآگاه بازرس جديد رو انتخاب کنيم بدجوري کساده
.ميخوام به پرونده رسيدگي کني منم همينجاها هستم، اما سرم با بقيهي چيزا گرمه
،پس تو مثل يه بازرس رفتار کن البته پاداشي نميگيري
،تمام مرخصيهات متأسفانه کنسل ميشه
اما اينکارت کمک ميکنه که ترفيع بگيري
چون افراد ديگهاي هم رقيبت هستن
هيچي واسه يه زن از قدرت وسوسهکنندهتر نيست
،پس وقتي بروس ترفيعش رو گرفت
ديگه يه لحظه هم نميتونم کنارش نباشم
کارآگاه بازرس رابرتسون
حتي زمزمه کردنش هم باعث ميشه دلم بخواد الآن اينجا باشه
نگران نيستي که اگه بفرستنت هامبورگ
اينکار جلوي ترفيعت رو بگيره؟
ترفيع؟ - آره -
مگه چارهي ديگهاي هم دارم، ري؟
"تعطيلاتم رو واسه يه ژاپني به قتلرسيدهي "کاميکازيِ سوشيخورِ حرومزادهي کاراکوئهباز بيخيال بشم؟
!راه نداره
آره خب، يه زن با فهم و کمالات داري، روبو
آره، آره، دارم
اي کاش منم يه زن اينطوري داشتم - مطمئنم که داري، ري، مطمئنم که داري -
بذار بهت بگم، بايد يه قرار سهنفرهي ديگه
با اون جندهبازه برات ترتيب بديم، مگه نه؟ اونو که يادته؟
لنوکس متنفره از اينکه يادش بياريم اون دفعه رو که رفتيم ترتيب يارو رو بديم
بچه خروس، هنوز شروع نکردي؟
هرکسي يه نقطه ضعفي داره
و منم توي به ياد آوردن نقطه ضعفهاي همکارام استادم
مثل يه حيوون بودي، ري
.اوه، بفرما حرومزاده خان سر رسيد
خدايا، صورت اون دختره رو نگاه کن
تاحالا همچين دختر جووني نديدم
!عجب کون پرپيچ و خمي داره
نگفتم که به کونش دقت کن، ري
يه کم جوون نيست؟ - لبِ مرزه، بيخيال -
لب مرزه؟ - آره -
از دختراي کمسن خوشت ميياد، ري؟ عاشق کون تاسي؟
پس لب مرزه، ها؟
پنج برابرت شرط ميبندم باشه؟
.نه، شايد حق با توئه کاملاً حق با توئه
اصلاً اهل مبارزه نيستي، ري
به همين دليله که لنوکسهاي اين دنيا نميتونن جاي رابرتسونها رو بگيرن
باهات شوخي نميکنم، دوستِ صميمي صميمي خودم !يالا
خيليخب، چيکار بايد بکنيم؟ - قضيهي ديو هميشگي -
يکم تابلو نيست، روبو؟ - با بيتابي ميري داخل -
اين تنها زبونيه که اين آشغالاي خيابوني ميفهمن، باشه؟
ميخوام به اين حرومزاده نشون بدم کي تو اين شهر واقعاً بيگذشتتره، باشه؟
هيچکس...هيچکس مثل پليس شهر ادينبورگ با بيتابي نميره تو
برو - خيليخب -
.دو ثانيه صبر کن وقتي خواست طرف رو بکنه سر بزنگاه مچش رو ميگيريم
براي شانس کوکائين ميکِشي؟ - سر وظيفه ام -
آره
!بسه ديگه، دارم مييام
شما ديگه کدوم خرايي هستيد؟ - دو شاهد کوفتي خدا -
در گاله رو ببند، ميفهمي؟
وقتي ازت خواستن حرف ميزني، فهميدي؟
گفتم، متوجهي چي ميگم؟ - !آره، آره، آره -
!گمشيد بيرون - اوه، يه خانم -
چند سالتونه، خانم؟
پدرم يه وکيل خيلي محترمه، ميدونستيد؟
پس من چي هستم؟
خيلي خب، چند سالتونه؟
16 - کارت شناسايي؟ -
نه، بهش دست نميزني
لطفاً بنويس، يه دختر زيرسن قانوني تحت رضايت پدر مادر
استفاني دونالدسون
رابطهاي با کورنالد دونالدسون نداري؟
!زدم تو خال
تصور کن بابات بفهمه چي ميگه
خواهشاً چيزي نگيد
ارزشش رو داره، استفاني؟
ميتوني تصور کني رفيقاي باکلاسش چي ميگن
وقتي بفهمن داشته کل پولش رو خرج شاهزاده کوچولو اش ميکرده
که نذاره بازداشت بشه؟
ميخواي باهاش اينکارو کنم؟
!لعنتي !يا عيسي
کي بهت اينکارو ياد داده؟ رندهي پنير؟
بعد اين بهونهي ضعيفت حالا ديگه ميخوام برم به پدرت بگم
!خواهشاً نگو، اصلاً انصاف نيست
بهم گفت 18 سالشه - اوه عزيزم، عزيز من -
زمونهي خوبي واسه کردن بچهها نيست، مگه نه؟
.درستت ميکنم بايد 6 ماه بري زندان
اه، کون خوبي هم داره - منصفانهست، دو سال پس -
مشکل اينجاست که اگه چندتا افسر مطيع قانون ميخواستن به يه
...پسر فراماسون مثل روني مکآرتور سختگيري کنن - روني مکآرتور -
...و دختره که تو بازجوييه 10 يا 11 سالش بود - يا حتي 8 -
هي، بيخيال، بچهها - آره، هشت -
اونوقت زندگي اون دختر ديگه ارزشي نداشت، مگه نه؟
مستقيم ميبَرنش بخش وحشيهاي زندان ساوتن - آره، اما يه لحظه صبر کن -
فرض کن اين تجاوزگر به بچهها اطلاعات دقيقي داشته باشه
که بتونه به افسراي مطيع قانون کمک کنه
تو زمينهي قتل - آه، لعنتي -
نه من خبرچين نيستم
خيليخب، ببين اوکي، يه يارو تو بخش وحشيها هست که بهش ميگن ديو
ديو؟ - نه نه اينطوري نه -
د...ي...و
اگه بخوايم منصف باشيم، نبايد تو يه زندان معمولي باشه
نه، اما دفعهي آخر که بخش روانيها بردنش بيرون
واسه سرماخوردگي بردنش بخش دامپزشکي
ميگن يه گاو کوهي رو تا سر حد مرگ کرده - کون گاو بدبخت بيچاره رو پاره کرده بوده -
روني ميگه تنها راهي که ميتونن ديو رو ساکت نگه دارن
اينه که يه آدم جديد رو هرچند هفته يهبار بندازن تو سلولش
يه آدم؟ - آره -
روني و همهي بچهها به دخترايي که ميفرستن براش همينو ميگن
يه آدمِ بگاي گنده رو تصور کن
دستت رو ازش بکش و درست وايسا
قدش 184 سانته و پر از عضله و گوشاش واسه همهچيز کَره
کَر بودنش چه ربطي داره؟
چون وقتي داري داد ميزني ميگي "نه"، صدات رو نميشنوه
،اونطور که روني ميگه مثل برندهي اسبدواني آويزونت ميکنه
کل استخونات رو همون بار اول بدون اينکه شکست بخوره ميشکونه
يه چيز رو مطمئنم، از اونجا با 5 تا سوراخ کون ميياي بيرون رفيق
تازه اگه از اونجا بياي بيرون
پس قضيه از چه قراره، اوکي؟
لوشون ميدي؟ - يا ميري زندان؟ -
بگيرش، رفيق
ديگه سيگار نکش، باشه؟
!آرهههه - همينه -
No comments yet. Be the first to leave one.