Rurouni Kenshin: Meiji Kenkaku Romantan

Rurouni Kenshin: Meiji Kenkaku Romantan

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rurouni Kenshin (2023) - 14 [AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-14-[AioFilm com]
Rurouni Kenshin 14 [AioFilm com]
Rurouni Kenshin 14 [AioFilm com]
Rurouni Kenshin 14 (2023) [AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-Meiji-Kenkaku-Romantan-14-[AioFilm com]
Rurouni-Kenshin-14
A Commentary by AioFilm
🔷 Amir Cooper آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-10-07
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫یاهیکو جانشین عزیز ، کامیا کاشین ریو

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫ قسمت ۱۴ جنگ یاهیکو

‫یاهیکو گم شده ؟

‫آره

‫حالا که فکرشو میکنم ، این چند وقته ‫‫زیادی غیبش میزنه .

‫مگه نه ؟

‫شاید دوست دختری چیزی تور کرده .

‫یکم سوسول ، میدونید که .

‫مطمئنم رفته یه جا ، داره غذا میخوره .

‫خیلی تو غذا خوردن ، حرص میزنه .

‫فکر کنم رفته یه جا تا تنهایی روی شمشیرزنی ‫‫تمرین بکنه .

‫فکر کنم داره میفهمه که روش اصلی شمشیرزنی ‫‫خودش چه شکلی .

‫عمرا ‫‫عمرا

‫جدی ؟

‫یه دختر ، مطمئن باشید .

‫غذا ، رفته دنبال شکمش قول میدم .

‫فکر کنم داره شمشیر زنی . . .

‫عمرا ! ‫‫عمرا !

‫غذا

‫دختر

‫شما دوتا دارین راجب ‫‫چی حرف میزنید ؟

‫ای زرنگ !

‫ولم کن بابا !

‫چی . . .

‫کجا رفته بودی ، یاهیکو ؟

‫قدم میزدم ‌

‫تمرین نکردن و به جاش پیاده روی کردن

‫فقط قدم زدن نیست .

‫من تمرین هامو صبح انجام دادم .

‫و واسه ۶ روز تمرین در هفته ‫‫سر ۴ تاش حاضر بودم .

‫پس ایرادی نداره .

‫نیازی نیست نگران باشی .

‫اورو . . .

‫چند روز بعد

‫ایول

‫اون واقعا عجیبه

‫یه چیزی داره قایم میکنه .

‫خب واسه کشتن وقت کار خوبیه .

‫یه دختر ! دختر !

‫غذا ! همش راجب غذاست !

‫من که میگم داره تمرین میکنه !

رستوران آکابکو خوراک گوشت و مشروب

‫چی ؟ رسیدیم به آکابکو .

‫دیدین ؟ گفتم که غذاست .

‫اورو ؟

‫هر روز یواشکی میاد اینجا .

‫ها ؟

‫عجیبه ، مطمئنم که اومد اینجا.

‫کائورو !

‫خوش اومدین ! چند تا جای خالی داریم .

‫برید بشینید .

‫حتما ، شرمنده که سرزده اومدیم .

‫موضوع این نیست .

‫خانم تای ، راستش . . .

‫هی ، پسر !

‫ذغال کم داریم ، برو یه کیسه دیگه بیار .

‫باشه !

‫سوبامه ، تو هم برو یه کیسه بیار .

‫اینجا داره شلوغ میشه ، کارت که تموم شد ‫‫برو داخل و سفارش هارو بگیر .

‫چشم .

‫فهمیدم ‌

‫پس داره روزانه کار میکنه .

‫راستش ، بهم گفت که بهتون ‫‫چیزی نگم .

‫اومد اینجا و گفتکه استخدامش بکنم ‫‫و به شما چیزی نگم .

‫چرا همچین کاری کرد ؟

‫شاید دنبال اونه ؟

‫اون ؟

‫اوه، سوبامه ؟

‫نه اینطور نیست .

‫سوبامه بعد از یاهیکو اینجا مشغول شد .

‫چیکار داری میکنی ؟

‫شرمنده ، یاهیکو کوچولو .

‫انقدر نگو کوچولو .

‫ببخشید !

‫انقدر هم بغض نکن .

‫از همچین آدمایی متنفرم .

‫یاهیکو کوچو . . .

‫یاهیکو . ..

‫تمرین پایین تنه هم خودش جزو ‫‫شمشیر زنی حساب میشه .

‫پس عجله کن و برو سفارش هارو بگیر .

‫غذا ، دختر و شمشیر زنی.

‫حداقل ، هر سه تاشو داره انجام میده .

‫ولی هدف اصلیش هیچکدوم از اونا نیست .

‫یعنی میخواد فقط یکم پول در بیاره .

‫اگه موضوع اینه

‫پس چرا داره یواشکی اینکارو میکنه .

‫شاید میخواد به بودجه ‫‫باشگاه کامیو کمک بکنه .

‫هرگز ! اون همچین شخصیتی نداره .

‫کی به کی میگه !

‫تو داری مفتی پیش ما غذا میخوری .

‫لعنتی ! سفارشمون دیر شد !

‫چشم ! الان میام .

‫شرمنده که دیر شد ، سفارشتون . . .

‫هی .

‫چرا صورتت این شکلی ؟

‫اینطوری به اربابت نگاه میکنی ؟

‫پسر ، چقدر سخته .

‫از تمرین های کائورو هم سخت تره .

‫ولی باید پول جمع کنم تا بگیرمش .

‫نباید ناله کنم .

‫صبر کن ببینم ، اصلا پول اون چقدره .

‫خب ، چطور بود ؟

‫ازت پرسیدم چطور بود ؟

‫آکابکو پول زیادی نگه نمیداره .

‫صاحبش همه سودشو باخودش میبره خونه .

‫فکرشو میکردم .

‫حالا بدش به من .

‫همونطوری که بهت گفتم ‫‫درستش کردی ، مگه نه ؟

‫گلی که قالب کلید خونه صاحب ‫‫اینجارو درست کرده .

‫نباید اینکارو بکنید ارباب میکیو .

‫اگه تبدیل به دزد بشین

‫شما اسم ناگائوکا ، مهمترین وصله دوره شوگونا. . .

‫لعنت بهت

‫از کی تاحالا جرعت کردی به من ‫‫نظرتو بگی ؟

‫تو فقط دختر یه سامورایی فقیری .

‫کسی که ۳۰۰ ساله زیر دست خانواده ‫‫ما تو دوره ادو بزرگ شده .

‫و الان که انقلاب شده ، راه و رسم سامورایی ها

‫و خانوادهامون براشون عحیب شده .

‫میجی واقعا دوره نکبتی برای زندگی کردن .

‫هیچ وفاداری دیگه وجود نداره .

‫سر و صدای حوق برابر برای همه طبقات

‫پا گذاشته روی ۳۰۰ سال تاریخ وفاداری .

‫اما . . . . شما نباید دزدی بکنید .

‫اوه فهمیدم ، اصلا نباید از ‫‫غریبه ها چیزی بخوام .

‫از الان به بعد هر کاری بخوام انجام میدم .

‫بدون کلید ، چاره ای جزو کشتن ندارم .

‫اگه شاهدی پیدا بشه ، من اسم ناگائوکا ‫‫رو لکه دار میکنم .

‫فکر کنم باید اون زن تای و بقیه رو بکشم .

‫باید اینطوری رفتار کنی .

‫تو یه احمقی ؟

‫ده سال از دوره میجی میگذره .

‫و تو هنوز درگیر این ارباب و برده بازی ها هستی ؟

‫اون کیه ؟

‫هی ، شما ریقو هایی که اون پایین هستین .

‫به عنوان یه سامورایی ، اجازه نمیدم این کارو بکنی .

‫یاهیکو کوچولو !

‫گفتم که دیگه نگو کوچولو .

‫هی ! این فکر احمقانه دزدی بزار کنار .

‫اگه اینکارو نکنی سامورایی توکیو ، یاهیکو میجوین ، دهنتونو صاف میکنه .

‫ای توله سگ !

‫انقدر زرنگ بازی در نیار .

‫بدن !

‫لعنت بهت !

‫میتونم انجامش بدم ، شمشیر زنیم به این حد رسیده

‫چرا، تو . . .

‫حمله کن !

‫هی ، بدش به من .

‫حالا، محاصرش کنین .

‫اورو ؟

‫چرا همینطوری ایستادی و داری ‫‫نگاه میکنی ؟

‫درسته! یاهیکو تو دردسر افتاده .

‫آروم باشید .

‫نمیتونم .

‫اون شاگرد عزیز منه .

‫صبر کن

‫یاهیکو نمیدونه ما اینجاییم .

‫خیلی غیر طبیعی اگه خودمونو نشون بدیم .

‫اما . . .

‫اگه یه نفر همیشه نجات پیدا کنه ‫‫قوی نمیشه .

‫این جنگ یاهیکو .

‫اگه یاهیکو ازمون درخواست کمک کنه، یه چیزی

‫این موضوع مربوط به ما نیست ‫‫که بخوایم دخالت کنیم .

‫مثل کاری که شیر ها انجام میدم و توله هاشون میفرستن داخل دره

‫صبر کن .

‫ارباب میکیو تمومش کنین ، اون تقصیری نداره .

‫من بهتون قالب کلیدو میدم .

‫هی ! این فقط یه چشمه از کار بزرگ ماست .

‫کافیه .

‫بله ، قربان !

‫حالت خوبه ؟

‫لعنتی ! اگه یک به یک بودیم ، اونا . . .

‫سوبامه !

‫همینطوری بهم وفادار بمون .

‫میبینمت ، یاهیکو کوچولو

‫شرمنده که تو رو قاطی این ماجرا کردم .

‫شرمنده .

‫حداقل یه روز تا درست کردن کلید ‫‫از روی قالب طول میکشه .

‫حداقل تا فردا شب حمله نمیکنن .

‫یاهیکو کوچولو !

‫مهم نیست .

‫اگه هنوز به امثال اینا میبازم ‫‫پس باید بهم بگی کوچولو .

‫من قاطی این ماجرا ها نشدم ‫‫خودم خواستم بیام .

‫پس تو نباید نگران باشی .

‫یاهیکو کوچولو . . .

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left