The first 200 lines.
جنگل متحرک
بر اساس نمايشنامه مکبث اثر ويليام شکسپير
اگه يه ساعت زودتر مرده بودم زندگيم بهتر ميشد
حالا ديگه شکوه و افتخاري در کار نيست
شراب زندگي خشک شده
و تهنشين شده
..الياس
..الياس
انگار مرده
الياس
سلام الياس
منو ميشناسي؟
تو الياس هستي معاون جديد رييس بانک
ببخشيد؟
گفتم معاون رييس چون امروزه
اگه فردا بود ميگفتم
سلام الياس رييس جديد بانک
و تو سزار
همزمان هم کوچکتري و هم بزرگتر
تو هم در کنار الياس رشد ميکني
ما رو از کجا ميشناسين؟
تو خوشتيپ هستي الياس
ولي زيبايي زشته و زشتي زيبا
يعني چي خانوم؟
خانوم، منظورتون چيه؟
بيا بريم بابا
..رييس
ميدونستم بالاخره رييس ميشي
ولي نميدونستم قراره همين فردا رييس بشي
زنه ديوونه بود بابا
ديوونه بود ولي اسم ما رو ميدونست
سزار، اگه يه روزي هم من رييس شدم
بحاطر حرفاي يه پيرزن خل نبوده
نه
ولي خل اگه راست هم گفته باشه ..من که شکايتي ندارم
صبح بخير
من يه سر ميرم دفتر هيتور
صبحبخير ايرينا
صبحبخير آقاي الياس سفر خوبي داشتين؟
خوب بود، ممنون
چرا اتاق گيانکارلو خالي شده؟
آقاي هيتور منتظرتون هستن
خودشون براتون توضيح ميدن
اينم پسر دومم
چطور مگه، هيتور؟
تنها نگراني پدرو حيووناي در حال انقراضن
بهش توضيح دادم خود منم يه حيوون در حال انقراضم
گيانکارلو چي شده؟ از پيشمون رفت؟
وسايلش رو بردن
اون از بانک 18 ميليون دلار برداشت کرده
چي؟
ولي ديگه موضوع گيانکارلو به پليس مربوط ميشه
نه من
چطوري متوجه شدي؟
حسابدار توي بررسيهاي عادي متوجه شد
باورتون ميشه؟
اونقدر از خودش مطمئن بود که حتي به اندازه کافي مراقب هم نبود لو نره
چقدر حيف، هيتور
سالها دست راست تو بود
بعد از 40 سال کار کردن تو صنعت بانکداري
اينو فهميدم که دست راست همزمان ..دم مارمولک هم هست
يکيش رو قطع کني يکي ديگه درمياد
تو تنها نيستي، هيتور
شناسنامه بانکت توي آلمان
يکي ازم 18 ميليون دلار ميدزده
يکي ديگه بهم 140 ميليون يورو ميده
من که معامله رو بردم
شهرت بانک اونقدر خوب هست که لازم نبود کار زيادي کنم
اون جزيياتي هم که واجب بود رو سزار پيگيري کرد
آره، الياس لباس جام قهمراني پله رو داد به آلمان
از کمر تا گردنش رو جر داد
سزار لطفا قرارداد رو بخون
اين ترفيع توست - چطور؟ -
از الان تو جاي الياس رو ميگيري
و تو الياس، همه وسايلت رو جمع کن
و برو توي دفتر گيانکارلو
تو معاون جديد بانکي
هيتور، واقعا نميدونم چي بايد بگم
خيلي ممنونم هيتور
بريم يه مشروب بخوريم - حتما -
اولين پيشگويي درباره من درست از آب درومد
اگه چيزي وجود نداشته باشه
هرگز وجود نداشته
همه حرفايي که اون زن زد درست از آب درومد
اون فقط يه پيرزن دوزندهب ود، کلارا
تو رييس بزرگترين بانک خصوصي برزيل ميشي
اون بانک تمام زندگي هيتوره
هيچوقت پست خودش رو ترک نميکنه
ولي طبيعت کار خودشو ميکنه
اگه اتفاقي براي هيتور بيفته
تو جاي اون رو ميگيري و جفتمون اينو ميدونيم
..شورا، سهامدارها، پسرش
..همشون بهت اعتماد دارن - چي داري ميگي؟ -
من بيشتر ازينا به هيتور مديونم
حتي نميتونم به مرگش فکر کنم
کي از مرگ حرف زد؟
تو زدي
منظورت همين بود ديگه
ميتونه مريض بشه
ممکنه بخواد باقي عمرش رو بره اروپا زندگي کنه
ديگه وقتش هم رسيده اين کار رو بکنه
وقتشه استراحت کنه
حيتور خسته نميشه
چند سالشه؟
بس کن
تو چه ديني به هيتور داري؟
اون سالهاست خون تو رو کرده تو شيشه
حتي نصف چيزي که حقته هم بهت نميده
همين امروز منو معاون رييس بانک کردها
بله ولي تو براش يه معامله 140 يورويي جوش دادي
من فقط واسطم همه تصميمات بزرگ رو اون ميگيره
البته بعد از مشورت با تو
..عشقم
الان سه ساله داريم نقشه ميکشيم يه سفر بريم چين
ولي حتي يه هفته توي نيويورک نميتوني پش من بموني
همش کار ميکني، آخرش چي داريم؟
پول داريم يه خونه قشنگ داريم
سه تا ماشين تو پارکينگ داريم
منظور من ماديات نيست
دارم درباره قدرت حرف ميزنم
تو از دل و جون براي اين بانک مايه گذاشتي
ولي هيچکس تو رو نميشناسه
اين يه واقعيته
البته متوجه حرفي که ميزني ميشم
در ضمن از هيتور هم ممنونم
اصلا بيا واسه شام دعوتش کنيم
نميدونم
خيلي عجيبه که تو ترفيع گرفتي
ولي ما جشن نگيريم
هيتور ازمون دعوت کرده يکشنبه بريم قايق تفريحيشون
بريم؟
بيانيه همونه ايرينا
ديگه چيزي واسه اعلام کردن نيست
اين قضيه پاش به مطبوعات کشيده ميشه
واقعا همينطوره
اين روزا ديگه نميشه اينجور اطلاعات رو مخفي نگه داشت
خبرنگارا عين خوناشام شدن
البته اگه بشه بهشون گفت خبرنگار
اي بابا
آهان آه، تموم شد
هيتور، اين خيلي خوبه
اگه کلارا بگه خوبه يعني نيديا خوب درستشون کرده
دستپخت خودت که حرف نداره
رواندرماني من همينه ولش هم نميکنم
تازه داره بهتر هم ميشه
پشت سر هم غذاهاي خوشمزه درست ميکنه
خب کي ميخواين منو شام دعوت کنين خونتون که بتونم ببينم مزشون چطوره؟
فردا ساعت 9
هيتور که وقتش ازاد نيست هر وقت ما بگيم بتونه بياد
البته که ميام
همه فکر ميکنن سرم خيلي شلوغه واسه همين همش تنها ميمونم
يکشنبهها که هميشه مصيبته
ديدي؟ پس فردا اوکي شد
ولي گوشيهات رو ديگه با خودت نيار
قراره يه شام مخفي داشته باشيم
آدمو تحقير ميکني
يواشکي تمرين ميکردم
سزار، من بابت زحماتي که توي هامبورگ کشيدي خوب ازت تشکر نکردم
بيخيال بابا همون جمعه به هيتور گفتي ديگه
نوکرتم
مال منه؟
کلارا مسيج داده
امشب ساعت 9 شام اوکيه
من يه راست ميرم پيش حسابدارا تو نمياي؟
الياس؟
اول بايد يه سر برم بانک
ديشب خواب اون دوزندههه رو ديدم باورت ميشه؟
کدوم دوزنده سزار؟ ول کن بابا
به سرنوشت اعتقاد داري؟
که همهچي از قبل مشخص شده
من جاي تو بودم رو اين قضيه حساب نميکردم
!صبح بخير
صبح بخير اتاقتون مزاحم داره
تو که مزاحم نيستي
ولي اونا هستن
يه ارتش مورچه به پنجره شما حمله کردن
من برام مهم نيست ولي ايرينا عصباني ميشه
همه جور حشرهکشي رو امتحان کرده
ولي اون مورچهها هيچيشون نميشه
ببخشيد بي اجازه اومد اتاقت ولي ايرينا اين جلسه رو ترتيب داده بود
خودشم تو پذيرش نبود
اومدم اينجا ببينم خودت هستي
که چشمم افتاد به جنگل و مورچهها
چي داري ميگي الياس؟ تو هر وقت بخواي ميتوني بياي اتاق من
شب ساعت 9 خونت دعوتم ديگه؟
بله
قرارداد رو خوندي؟
البته
ولي هنوز امضاش نکردم
بدمش به ايرينا؟
توروخدا تا نظرت عوض نشده امضاش کن ديگه
چه قشنگه
اين قشنگترين قلمي هست که تا حالا ديدم
من حدود 15 سال پيش اين قلم رو خريدم
ولي ممکنه هنوز بشه لنگهش رو جاي ديگه هم پيدا کرد
من نميخوام انحصار تو رو خراب کنم
ولي دنبال يه قلم به قشنگي اين ميگردم که وساه خودمم بخرم
از ترفيع خودت راضي هستي؟
خيلي خوشحالم
ولي دربارش صحبت کرده بوديم من آماده نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.