The first 200 lines.
مامانم همیشه بهم میگفت
هیچوقت مردم رو تاوقتی که داستانشون رو نمیدونی قضاوت نکن
تو ممکنه فکر کنی که میفهمی
اما نمیفهمی
برای همینه که به عنوان یک بیمار
داشتن یک وکیل مدافع مهمه
زمانبندی عالی
من تازه آخرین معاینه مجازیم تموم شد
.من تازه بیدار شدم
- اوه - چطور خوابیدی؟
اگر تو کنارم بودی . بهتر میخوابیدم
کسی که داستانت رو تعریف کنه
...تا صدات باشه
تا اسمت رو بگه
مخصوصاً وقتی خودت صدایی نداری
نیازش به اکسیژن، تا این حد کاهش یافته؟
شدت سیتوکین هم کم شده
منظورم اینه به CRP و فریتینش نگاه کن
این عالیه
من دستور تکرار عکسبرداری قفسه سینه رو دادم تا ببینیم انتشارش هم کاهش یافته یا نه
تو باهاش حرف زدی؟ حالش بهتر بود؟
فقط تاحدی که بهش بگم .وارد آزمایش بالینیش کردیم
.اما اون خیلی خسته است
خوب، احتمالاً عوارض جانبیشه
، اون میتونه کل روز رو بخوابه اگر نتایجش همینجوری بهتر شه
.منو در جریان بذار
جو؟ . صبح بخیر
وقت بلند شدنه
میشه خفه شی؟ من بیدارم
.باشه میخوای بیای سر کار؟
.آره
در زمان همیشگی یا...؟
همه چیز خوبه؟
آره همه چیز عالیه
من دیگه به ندرت جراحی میکنم
و وقتیم میکنم، اونها به حدی خوب نمیشن که به خونه برن
و چطور میتونم
کامیون سردخونه پر از اجساد رو فراموش کنم
که باید درمسیرم از پارکینگ تا بیمارستان از کنارش عبور کنم؟
،تنها دلیلی که هنوز در تختم .اینه که فلج هیجانی شدم
- پس میخوای بری؟ - چرا برات مهمه؟
لاستیک دوچرخم پنچره و تو میرسونیم
اون گفت سالادی که درست کردم خیلی کوچیکه
پس من برگشتم و یه بزرگترش رو درست کردم
اون گفت من حتماً ازش متنفرم چون این خیلی بزرگه
.- فقط نمیتونم برنده شم .- نه، اون ازت ممنونه بابا
این خودش نیست این زوال عقله
دونستن این مسئله باعث کمتر شدن دردش نمیشه
ما از اینم عبور میکنیم
ما؟ من فقط تو رو .از پشت تلفن میبینم
و تو حتی زحمت نمیدی ثابت بمونی
من یک بیمارستان دارم، که باید بچرخونم
و من نمیدونستم که یک همه گیری میشه
خواهر بن میخواد با تو بمونه
با پسرها
که منم دیگه نمیبینمشون
بن توی ایستگاه میمونه
و من بیشر اوقات، انقدر خستم که نمیتونم به هتلم برسم
من قول میدم که ویلاهای نقره ای راحت تر از دفتر منه
من فقط از این متنفرم من از همه اینا متنفرم
.این عادلانه نیست
خب، کرونا انصاف نمیفهمه
گوش کن، من باید برم .دوستت دارم
بیرون نرو بابا ، باشه؟ .این امن نیست
به مامانت بگو، اون کسیه که همیشه سعی داره خونه رو ترک کنه
.منم دوستت دارم
.صبح بخیر اوری
نه واقعاً
میدونی این هفته چند لولهگذاری روی بیماران قدیمی برای کرونا داشتم ؟
نه، اما حس میکنم .تو قراره بهم بگی
.11 تا، ریچارد
تقریباً یک ساعت دیگه میشه 12تا
و این تعداد همچنان ادامه خواهد داشت
برای همینه که من لازم دارم در این مورد بهم کمک کنی
مادرت کی رفته سانفرانسیسکو؟
چی؟ نه. این یک پس زمینه الکیه برای وقتیکه با هریت حرف میزد
!- موضوع این نیست. ببین - تو میخوای اون پسزمینه رو عوض کنه؟
من میخوام همسرت رو وادار کنی، اون ماسک لعنتیش رو بزنه باشه؟
اون با رانندش تو یه ماشین پراز میکروب، بدون ماسکه
اون ماسک زده
روی چونهش! باشه؟
یا مثل یک جواهر عجیب و غریب که از گوشش آویزونه
،اون، داره با سرطان زندگی میکنه اون نقص ایمنی داره
من باید برم جراحی
میشه فقط مجبورش کنی، اون ماسک مسخره رو، درست بزنه؟ لطفاً!
خوب، میدونی که وادار کردن مادرت به انجام کاری چجوریه؟
آره، برای همینه که نیروی کمکی گرفتم
وال اشتون
وضعیت پس از عمل هپاتکتومی، بخشهای 5 از 8، ناشی از خونریزی بارداری کبدی
دوروز پیش لوله تخلیه گذاشته شد اما امروز، ضربانش روی 120 بود
فشارخونش کم شده و ترانس آمینازها و بیلیروبینش در حال افزایشه
،اون مهربونه، بخشندهاست، موفقه و از رمانهای عاشقانه لذت میبره
بی هیچ خجالتی
من تعریف هم لازم دارم بچه ها
خوشحالم که روحیه خوبی داری وال
اما آزمایشهات نگران کنندست
من برات اسکن مینویسم
من یه بچه رو در .کبدم حمل کردم
نمیشه برای مادران و نوزادان نادر، استثنا قائل شید؟
من از ویدیو چت خسته شدم
لونا فکر میکنه مامانش یک صفحه پیکسلییه
درواقع، این دقیقاً همون جوریه که میبینه
بچه ها فقط میتونند ...حدود شش اینچ جلوترو
اشمیت موضوع این نیست
وال، میدونم که این چیزی نیست که میخواستی بشنوی
اما لونا درون دستگاهه و حرکت دادنش خیلی خطرناکه
درضمن، باید مطمئن شیم، که تو بخوبی تحت مراقبتی، قبل ازاینکه ملاقاتش کنی
به خاطرخوبی لونا و خوبی تو
باشه؟
میدونیم خوبه یا نه؟
.مطمئن نیستم همینه
... گوش نمیدید
من باید خونه باشم، من ... نمیخوام، از دستش بدم
.خدای من
باشه، ما یک مذکر با کرونای مثبت داریم ضربان قلب 123 ، فشار خون 9 روی 6
.نبض اکسیژن 92 روی 100، جریان بالا اون مبهم و نامنظمه
من همین دو روز پیش .دیدمش، حالش خوب بود
سکته مغزیه؟
میتونه. یا انسفالیت ناشی از کرونا
من بلیط افتتاحیه رو گرفتم
و دیوید خیلی مشتاقه که بتونه توپ بیسبال و بگیره
- دیوید کیه؟ .- پسرش
ببریدش به اتاق کرونا، همین حالا
وایسا داره تشنج میکنه
بیاید به پهلو بخوابونیمش
آماده؟ 1 ، 2 ، 3
آناتومی گری قسمت پنجم، فصل هفدهم
ترجمه و زیرنویس نسیم پیله ور ابریشم
این قسمت «با قدرت بجنگ»
هیچ اثری از ضربه به سر نیست
اما هلم با CT تماس بگیر، بگو در اسرع وقت میریم اونجا
.ما انجامش میدیم هلم ، بیرون
...اما من قبلاً کرونا داشتم
مهم نیست تو رزیدنتی
و اون مثبته بیرون الان
از من دور شو عقب بمون
تام تام این منم، تدی سعی کن، آروم بمونی
.-من... نکن...به من دست نزن -تام
آروم باش، ما سعی داریم ازت مراقبت کنیم، دو واحد آتیوان تزریق کن
نه ، نمیدونم... من نمیشناسمت نمیشناسمت!
فاز بعد از تشنج، یک دقیقه صبر کن، تا داروها عمل کنه
تدی ، من حواسم هست، باشه؟
لطفاً با CT تماس بگیر
.باشه
سلام فرشته
،من میخواستم بیام اونجا پیشت اما دکترها میگن نه
میتونی بگی "بدجنس"؟
میتونی تلفن رو نزدیکتر بگری تا بوی سرش رو حس کنم؟
چطوره یکی از پتوهایش رو برایت بیارم؟
من به معنای واقعی کلمه باهات ازدواج میکنم
وال
لعنت. این قیافهی خبر بدته
اسکنت نشون داده که تو یک آبسه داری
که یکی از رگهای کبدت رو فرسوده کرده
و باعث ایجاد شبه آنوریسم شده
.باشه
این یک ضعیف شدگی رگ خونیه که باعث ایجاد نشت میشه
ما فوراً باید برای ترمیمش، .جراحیت کنیم
من خیلی متاسفم که این . خبر بهتری نیستش
برو
.هشت سال
من میخواستم مامان بشم بمدت هشت سال
من اسم بچم رو میدونستم
من رنگ اتاقشو میدونستم
من لالایی که شبها میخواستم بخونم رو میدونستم
و حالا که بالاخره ...شانسش رو پیدا کردم
مادر بودن فقط یک نمایش تلویزیونی عجیبه که با تلفنم تماشا میکنم
و من اصلاً نمیدونم که این واقعی باشه
لطفا واقعیش کن
در مورد کوراسیک شنیدی؟
آره. اون بهترین مراقبتهای دنیا رو داره
. و من سعی میکنم بهش فکر نکنم
پس، میتونی مدت بیشتری برای تبدیل اتاقها صبر کنی؟
گزینه سریعتری هم هست؟
،ببین، حتی با قرنطینه وضعمون خرابه
ما امروز شش مورد از موسسات .مساعدت درزندگی داشتیم، سه نفر از یکجا
- از کدومشون؟ - ویلاهای نقره ای در بالارد
کرونا مثل آتش سوزی تو این مکانها گسترده شده
!تو کجا میری؟
.این جاییه که پدر و مادرم هستند
- مأموریت نجات؟ .- آره
فقط آب دستته بذار زمین و برو ویلاهای نقره ای
تا مامان بابات رو بیارم؟
من سعی کردم با نگهبانی تماس بگیرم اما اونا جواب نمیدن
-خب، میخوای کجا ببرمشون؟ -به هتل من
فرقی نداره . فقط ببرشون بیرون
آره، الان میرم .دوستت دارم
...- خب، پد آزمایشی - بفرما
خان در پاکستان یک سرپرست بوده
احتمالاً بتونیم بهش کمک کنیم
چنین اتفاقی نمیافته
.نه من میدونم من فقط... اشاره کردم
ساکشن
تو جراح عروق بودی، درسته؟
بله، دکتر اشمیت ، یکی از اولین کسانی که در کشورم مدرک گرفته
چرا ترکش کردی؟
باشه گیره کلی
انتخابی نداشتم
،من خونم رو دوست دارم اون به من شکل داده
No comments yet. Be the first to leave one.