Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 17

Release info

Greys Anatomy S17E05 Fight the Power 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TOMMY
A Commentary by mA_Ad
Simpile ترجمه

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Published on: 2020-12-14
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مامانم همیشه بهم میگفت

‫هیچوقت مردم رو تاوقتی که ‫داستانشون رو نمیدونی قضاوت نکن

‫تو ممکنه فکر کنی که میفهمی

‫اما نمیفهمی

‫برای همینه که به عنوان یک بیمار

‫داشتن یک وکیل مدافع مهمه

‫زمانبندی عالی

‫من تازه آخرین معاینه مجازیم تموم شد

.‫من تازه بیدار شدم

‫- اوه ‫- چطور خوابیدی؟

‫اگر تو کنارم بودی .‫ بهتر میخوابیدم

‫کسی که داستانت رو تعریف کنه

...‫تا صدات باشه

‫ تا اسمت رو بگه

‫مخصوصاً وقتی خودت صدایی نداری

‫نیازش به اکسیژن، تا این ‫حد کاهش یافته؟

‫شدت سیتوکین هم ‫کم شده

‫منظورم اینه به ‫CRP و فریتینش نگاه کن

‫این عالیه

‫من دستور تکرار عکسبرداری قفسه سینه رو دادم ‫تا ببینیم انتشارش هم کاهش یافته یا نه

‫تو باهاش حرف زدی؟ ‫حالش بهتر بود؟

‫فقط تاحدی که بهش بگم .‫وارد آزمایش بالینیش کردیم

.‫اما اون خیلی خسته است

‫خوب، احتمالاً ‫عوارض جانبیشه

،‫ اون میتونه کل روز رو بخوابه ‫اگر نتایجش همینجوری بهتر شه

.‫منو در جریان بذار

‫جو؟ .‫ صبح بخیر

‫وقت بلند شدنه

‫میشه خفه شی؟ ‫من بیدارم

.‫باشه ‫میخوای بیای سر کار؟

.‫آره

‫در زمان همیشگی یا...؟

‫همه چیز خوبه؟

‫آره همه چیز عالیه

‫من دیگه به ندرت جراحی میکنم

‫و وقتیم میکنم، اونها به حدی ‫ خوب نمیشن که به خونه برن

‫و چطور میتونم

‫کامیون سردخونه پر از ‫اجساد رو فراموش کنم

‫که باید درمسیرم از پارکینگ تا ‫بیمارستان از کنارش عبور کنم؟

،‫تنها دلیلی که هنوز در تختم .‫اینه که فلج هیجانی شدم

‫- پس میخوای بری؟ ‫- چرا برات مهمه؟

‫لاستیک دوچرخم پنچره ‫ و تو میرسونیم

‫اون گفت سالادی که درست ‫کردم خیلی کوچیکه

‫پس من برگشتم و یه بزرگترش ‫رو درست کردم

‫اون گفت من حتماً ازش ‫متنفرم چون این خیلی بزرگه

.‫- فقط نمیتونم برنده شم .‫- نه، اون ازت ممنونه بابا

‫این خودش نیست ‫ این زوال عقله

‫دونستن این مسئله باعث ‫ کمتر شدن دردش نمیشه

‫ما از اینم عبور میکنیم

‫ما؟ من فقط تو رو .‫از پشت تلفن میبینم

‫و تو حتی زحمت نمیدی ‫ثابت بمونی

‫من یک بیمارستان دارم، که باید بچرخونم

‫و من نمیدونستم که یک ‫همه گیری میشه

‫خواهر بن ‫میخواد با تو بمونه

‫با پسرها

‫که منم دیگه نمیبینمشون

‫بن توی ایستگاه میمونه

‫و من بیشر اوقات، انقدر خستم ‫که نمیتونم به هتلم برسم

‫من قول میدم که ویلاهای ‫نقره ای راحت تر از دفتر منه

‫من فقط از این متنفرم ‫من از همه اینا متنفرم

.‫این عادلانه نیست

‫خب، کرونا انصاف نمیفهمه

‫گوش کن، من باید برم .‫دوستت دارم

‫بیرون نرو بابا ، باشه؟ .‫این امن نیست

‫به مامانت بگو، اون کسیه ‫که همیشه سعی داره خونه رو ترک کنه

.‫منم دوستت دارم

.‫صبح بخیر اوری

‫نه واقعاً

‫میدونی این هفته چند لوله‌گذاری ‫ روی بیماران قدیمی برای کرونا داشتم ؟

‫نه، اما حس میکنم .‫تو قراره بهم بگی

.‫11 تا، ریچارد

‫تقریباً یک ساعت ‫دیگه میشه 12تا

‫و این تعداد همچنان ‫ادامه خواهد داشت

‫برای همینه که من لازم دارم ‫در این مورد بهم کمک کنی

‫مادرت کی رفته سانفرانسیسکو؟

‫چی؟ نه. این یک پس زمینه الکیه ‫برای وقتیکه با هریت حرف میزد

!‫- موضوع این نیست. ببین ‫- تو میخوای اون پسزمینه رو عوض کنه؟

‫من میخوام همسرت رو وادار ‫کنی، اون ماسک لعنتیش رو بزنه باشه؟

‫اون با رانندش تو یه ماشین ‫پراز میکروب، بدون ماسکه

‫اون ماسک زده

‫روی چونه‌ش! باشه؟

‫یا مثل یک جواهر عجیب و ‫غریب که از گوشش آویزونه

،‫اون، داره با سرطان زندگی میکنه ‫اون نقص ایمنی داره

‫من باید برم جراحی

‫میشه فقط مجبورش کنی، اون ماسک ‫مسخره رو، درست بزنه؟ لطفاً!

‫خوب، میدونی که وادار کردن ‫مادرت به انجام کاری چجوریه؟

‫آره، برای همینه که نیروی کمکی گرفتم

‫وال اشتون

‫وضعیت پس از عمل هپاتکتومی، بخشهای ‫5 از 8، ناشی از خونریزی بارداری کبدی

‫دوروز پیش لوله تخلیه گذاشته شد ‫اما امروز، ضربانش روی 120 بود

‫فشارخونش کم شده و ترانس ‫آمینازها و بیلیروبینش ‫در حال افزایشه

،‫اون مهربونه، بخشنده‌است، موفقه ‫و از رمانهای عاشقانه لذت میبره

‫بی هیچ خجالتی

‫من تعریف هم ‫ لازم دارم بچه ها

‫خوشحالم که روحیه خوبی داری وال

‫اما آزمایشهات ‫نگران کنندست

‫من برات اسکن مینویسم

‫من یه بچه رو در .‫کبدم حمل کردم

‫نمیشه برای مادران و نوزادان ‫ نادر، استثنا قائل شید؟

‫من از ویدیو چت خسته شدم

‫لونا فکر میکنه مامانش ‫یک صفحه پیکسلییه

‫درواقع، این دقیقاً همون جوریه ‫که میبینه

‫بچه ها فقط میتونند ...‫حدود شش اینچ جلوترو

‫اشمیت موضوع این نیست

‫وال، میدونم که این چیزی ‫نیست که میخواستی بشنوی

‫اما لونا درون دستگاهه و ‫حرکت دادنش خیلی خطرناکه

‫درضمن، باید مطمئن شیم، که تو ‫ بخوبی تحت مراقبتی، قبل ازاینکه ملاقاتش کنی

‫به خاطرخوبی لونا و ‫ خوبی تو

‫باشه؟

‫ میدونیم خوبه یا نه؟

.‫مطمئن نیستم ‫ همینه

...‫ گوش نمیدید

‫من باید خونه باشم، من ...‫ نمی‌خوام، از دستش بدم

.‫خدای من

‫باشه، ما یک مذکر با کرونای مثبت داریم ‫ضربان قلب 123 ، فشار خون 9 روی 6

.‫نبض اکسیژن 92 روی 100، جریان بالا ‫اون مبهم و نامنظمه

‫من همین دو روز پیش .‫دیدمش، حالش خوب بود

‫ سکته مغزیه؟

‫میتونه. یا انسفالیت ناشی از کرونا

‫من بلیط افتتاحیه رو گرفتم

‫و دیوید خیلی مشتاقه که ‫بتونه توپ بیسبال و بگیره

‫- دیوید کیه؟ .‫- پسرش

‫ببریدش به اتاق ‫کرونا، همین حالا

‫وایسا داره تشنج میکنه

‫بیاید به پهلو بخوابونیمش

‫آماده؟ 1 ، 2 ، 3

‫آناتومی گری ‫قسمت پنجم، فصل هفدهم

‫ترجمه و زیرنویس ‫نسیم پیله ور ابریشم

‫این قسمت ‫«با قدرت بجنگ»

‫هیچ اثری از ضربه به سر نیست

اما هلم ‫با CT تماس بگیر، بگو در اسرع وقت میریم اونجا

.‫ما انجامش میدیم ‫ هلم ، بیرون

...‫اما من قبلاً کرونا داشتم

‫مهم نیست ‫ تو رزیدنتی

‫و اون مثبته بیرون الان

‫از من دور شو عقب بمون

‫تام تام این منم، تدی ‫سعی کن، آروم بمونی

.‫-من... نکن...به من دست نزن ‫-تام

‫آروم باش، ما سعی داریم ازت مراقبت کنیم، دو واحد آتیوان تزریق کن

نه ، نمیدونم... ‫من نمیشناسمت نمیشناسمت!

‫ فاز بعد از تشنج، ‫ یک دقیقه صبر کن، تا داروها عمل کنه

‫تدی ، من حواسم هست، باشه؟

‫لطفاً با CT تماس بگیر

.‫باشه

‫سلام فرشته

،‫من میخواستم بیام اونجا پیشت ‫اما دکترها ​​میگن نه

‫ میتونی بگی "بدجنس"؟

‫ میتونی تلفن رو نزدیکتر ‫بگری تا بوی سرش رو حس کنم؟

‫چطوره یکی از ‫پتوهایش رو برایت بیارم؟

‫من به معنای واقعی ‫کلمه باهات ازدواج میکنم

‫وال

‫لعنت. این قیافه‌ی خبر بدته

‫اسکنت نشون داده که ‫تو یک آبسه داری

‫که یکی از رگهای ‫کبدت رو فرسوده کرده

‫و باعث ایجاد شبه آنوریسم شده

.‫باشه

‫این یک ضعیف شدگی رگ خونیه ‫ که باعث ایجاد نشت میشه

‫ما فوراً باید برای ترمیمش، .‫جراحیت کنیم

‫من خیلی متاسفم که این .‫ خبر بهتری نیستش

‫برو

.‫هشت سال

‫من میخواستم مامان بشم ‫بمدت هشت سال

‫من اسم بچم رو میدونستم

‫من رنگ اتاقشو میدونستم

‫من لالایی که شبها میخواستم ‫بخونم رو میدونستم

‫و حالا که بالاخره ...‫شانسش رو پیدا کردم

‫مادر بودن فقط یک نمایش ‫تلویزیونی عجیبه ‫که با تلفنم تماشا میکنم

‫و من اصلاً نمیدونم که این واقعی باشه

‫لطفا واقعیش کن

‫ در مورد کوراسیک شنیدی؟

‫آره. اون بهترین ‫مراقبتهای دنیا رو داره

.‫ و من سعی میکنم بهش فکر نکنم

‫پس، میتونی مدت بیشتری ‫برای تبدیل اتاقها صبر کنی؟

‫ گزینه سریعتری هم هست؟

،‫ببین، حتی با قرنطینه ‫وضعمون خرابه

‫ما امروز شش مورد از موسسات .‫مساعدت درزندگی داشتیم، سه نفر از یکجا

‫- از کدومشون؟ ‫- ویلاهای نقره ای در بالارد

‫کرونا مثل آتش سوزی ‫تو این مکانها گسترده شده

!‫تو کجا میری؟

.‫این جاییه که پدر و مادرم هستند

‫- مأموریت نجات؟ .‫- آره

‫فقط آب دستته بذار زمین و برو ویلاهای نقره ای

‫تا مامان بابات رو بیارم؟

‫من سعی کردم با نگهبانی ‫تماس بگیرم اما اونا جواب نمیدن

‫-خب، میخوای کجا ببرمشون؟ ‫-به هتل من

‫فرقی نداره .‫ فقط ببرشون بیرون

‫آره، الان میرم .‫دوستت دارم

...‫- خب، پد آزمایشی ‫- بفرما

‫خان در پاکستان یک سرپرست بوده

‫احتمالاً بتونیم ‫بهش کمک کنیم

‫چنین اتفاقی نمیافته

.‫نه من میدونم ‫من فقط... اشاره کردم

‫ساکشن

‫تو جراح عروق بودی، درسته؟

‫بله، دکتر اشمیت ، یکی از اولین ‫کسانی که در کشورم مدرک گرفته

‫چرا ترکش کردی؟

‫باشه گیره کلی

‫انتخابی نداشتم

،‫من خونم رو دوست دارم ‫ اون به من شکل داده

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left