The first 200 lines.
بسیار آرام بود" جز صدای قورباغههای درختی
و قورباغههای توی برکه که صدای حزنانگیزی میدادند
و هر از چند گاهی
میبل صدای خش خش عجیبی را از توی برگها میشنید
سعی کرد مسیر خانه را به یاد بیاورد
ولی جنگل دیگر چهرهی متفاوتی داشت
طوری که نمیدانست کدام مسیر را انتخاب کند
ترس به سراغ او آمد
اون چیه؟" میبل گفت"
"!اوه، من... خیلی میترسم"
...یکی دو دقیقه بعد صدای زوزه شنید
یک سوز طولانی و وحشی
شروع کرد به دویدن ولی ".طفلک مسیر خودش را گم کرده بود
مشکلی براش پیش نمیاد؟
حالش خوبه، جیمی - تو از کجا میدونی؟ -
فقط گوش کن. میبینی
چنان تاریک بود که روی شاخ و برگها"
"...و ریشهی درختان تلوتلو میخورد
تـرجـمـه از: سپـــــهر و رضـــــا SepehrDtj20 & DeathStroke
کار مشترک از تيمهای ترجمه TvWorld LiLMeDiA TinyMoviez
کیم
میدونم
نیازه که شب رو بمونه؟
وقتی این تموم بشه، مرخص میشه
خوبه
دادخواهی
.اتهامات، اتهامات متقابل
اینا وضعیتهایی هستن که هیچ شرکتی دوست نداره واردشون بشه
خب... باعث شرمساری میشه
میدونم همهمون یک راهحل سریع میخوایم
خب، انتخابهامون چیا هستن؟
ببریمش دادگاه
گرونـه
آسیب میزنه HHM و به شدت به اعتبار
نه انتخاب اول من هست، نه شما به گمونم
شرکت میتونه تصمیم بگیره که سهمم رو بخره
که مقدارش به قطع شرکت رو ورشکسته میکنه
دههها برای ساخت این شرکت وقت گذاشتم
نمیخوام مسئول نابود کردنش باشم
یک انتخاب سوم هست
دلیلی نداره که
نتونیم تمام این ناراحتیها رو پشت سر بذاریم
و به شکل همیشگی ادامه بدیم
من تمایل دارم بگم که گذشتهها گذشته
و اگه قبول میکنین
میتونیم همین الان توافق کنیم
با یک دست دادن ساده
میشه همگی اتاق رو در اختیار ما بذارین؟
17سال
توی جولای میشه 18
تمامی این سالها ما با همدیگه این شرکت رو ساختیم
و تمامی این مدت ازت حمایت کردم
برام مثل یه الگو بودی
بهت احترام گذاشتم
چون همیشه فکر میکردم
بیشترین منافع شرکت رو در نظر میگیری
...هنوزم
قبلاً اینطور بودی
برای یه مدت طولانی
ولی به انتقامهای شخصی اجازه دادی
تمرکزت رو از منافع شرکت دور کنن
نیازهای خودت رو اولویت بذاری
به زیان ما - فکر نمیکنم حرفت دقیق باشه -
در لحظهای که اندکی توصیه کردم
با دلسوزی و نگرانی
...که شاید بهتر باشه بازنشستگی رو در نظر بگیری
اولین چیزی که غریزهات بهت میگه اینه که ازم شکایت کنی؟
از شرکت شکایت کنی؟
...خب... من حتی نمیدونم
تو کدوم دنیایی این موضوع غیر از بیشترین میزان خیانت
به تمام چیزهایی هست که برای به دست اوردنش این همه تلاش کردیم؟
تو کدوم جهان این چیزی جز
بیشترین خیانت به دوستیمون هست؟
هاوارد. میتونم اینجوری بگم که این شما بودین که بهم خیانت کردین
این چرنده
خودت هم میدونی
این بیفایدهست
بیا
فقط بگیرش
3میلیون؟
اولین پرداخت از مجموع سه تا
طبق توافق همکاری
شرکت از پس این بر نمیاد
...نمیخوای که
نمیخوای که شرکت رو تعطیل کنی، نه؟
هرگز شرکت رو به خطر نمیندازم
این بیشتر از سرمایهی شخصی خودمه
و چند تا وام
تو میخوای از جیب خودت به من پرداخت کنی
تو بُردی
...یه چیز دیگه مونده
همگی
ممنون که جمع شدین
یک اتفاق تلخ و شیرین رو میخوام اعلام کنم
متأسفم که این رو میگم ولی رهبر شجاع ما، چارلز مکگیل
رو ترک خواهد کرد HHM
در اسرع وقت
میخوام در این لحظه از چاک تشکر کنم
به خاطر همهی کارهایی که انجام داد HHM برای
ما باید شش کارمند شروع کردیم
و با کمک چاک رشد کردیم
تا به یکی از بزرگترین شرکتهای ایالت تبدیل بشیم
تا ابد قدردان زحمات او هستیم
حرفی واسه گفتن داری؟
!خیلی خب، بیاین براش دست بزنیم
هی
صبح به خیر
تقریباً
نوشیدنی مقوی
به الکترولیت نیاز داری
گشنهاتـه؟
یه چیزی برات درست میکنم
الان برمیگردم. این رو تموم کن
هی
گفتم که برات میارمش
باید به پاهام یه تکونی میدادم
بشین. تخممرغ
این چرخیده
اوه، ممنون
این مسخرهبازی یه دست بودن خیلی زود قدیمی شد
قهوه هست؟
آره، ولی اول نوشیدنی مقوی بخور
...خیلی خب، دو تا انتخاب داری
یک ایبوبروفن قشنگ
که خب تا حدودی التیام میده
"یا اینکه یه "جنس خوب
همیشه جواب سؤال "جنس خوب" هست
درست. ولی اول غذا بخور
نمیذارم لقمه دهنم بذاری، جیمی
خطوطی هستن که ازشون نمیگذریم
داشتم به اجارهی دفترمون نگاه میکردم
اگه بشکونیمش قطعاً زیاد از دست میدیم
ولی اجازه داریم که اجارهی فرعی بدیم
شاید بهترین گزینهمون باشه
بیشتر لوازم که ماه به ماه اجاره داده میشن
پس اون مشکلی نیست
برای تو، فکر میکنم یه میز چند تا کمد برای پروندهها
چند تا درگاه قانونی
و هنوز نمیدونم با فرانچسکا چیکار کنم
اون مربوط به یه بحث دیگهست
به نظرت چطورن؟
در مورد اینا مطمئنی؟
منظورم اینه که، حتی با پول سندپایپر؟
...ببین، بعد از
...همهی اتفاقات
دیگه دفتر برام هیچ اهمیتی نداره
پس میشه دنبال یه جا برای اجاره بگردم؟
آره
آره
ممکن بود یکی رو بکشم، جیمی؟
آره، خودتـو
بیشتر هفتهی پیش رو با خوابِ شیش ساعت شب کار کردم
...و بعدش من
از دو تا مسیر ترافیک گذشتم
...و هیچی ازش یادم نمیاد
ببین، فقط داشتی کاری رو میکردی که فکر میکردی باید بکنی
به خاطر من - تو که منو ننشوندی تو ماشین -
همهاش خودم بودم
آدم بالغی هستم. انتخاب کردم
هی
چیزی که میخوام بگم اینه که
مسائل رو ردیف میکنم
خب ما همه چی رو سمت پشت انجام میدیم
بیشتر اینجا تبلیغاتیه برای همین شبها خلوته
کامیونها رو میاریم کنار درها
مستقیم خالی میکنیم توی مغازه
اینجا میتونیم محموله رو جدا کنیم
اون پشت جا برای انبار کردن هست
همچنین محمولات وقتی که مغازه بازه
توی شب میشه همه فرآیند رو انجام داد
خودم اینجام تا درستی کار رو زیر نظر داشته باشم
بابا کجاست؟
من ترتیب تمامی کارها رو میدم
ولی مشکلی نداره
وقتی همه چی رو بسته بندی کردیم
آرتورو به توزیع نظارت میکنه
مطمئن میشه که همه چی مرتبه
!بابا اونجاست
...دون هکتور
ایشون پدر من هست، مانوئل
بابا، دون هکتور سالامانکا
راحت باش
ما دوستیم
بهتر شد؟
هان؟
...لطفاً
از مغازه من برین بیرون - بابا، لطفاً -
دون هکتور بسیار سخاوتمند هستن
بیاحترامی نکنین
بابا
به خاله رزا و دوقلوهاش فکر کن
خانوادهی مامان توی گالئانا
لطفاً
تفکرش قدیمیـه. ولی راه میاد
دون هکتور
باهاش صحبت میکنم
کنار میاد
بهش اعتماد ندارم
اینا از طرف کوین و پیج هست
خب فکر کنم از طرف همهی کسایی که توی میسا ورده هستنـه
No comments yet. Be the first to leave one.