The first 200 lines.
!پلیس
پلیس داره رد میشه
یه راه باز کنید
پلیس! در حال رد شدنه
راه رو باز کنید. از سر راه برین کنار
یالا، راه رو باز کنید. پلیس اینجا کار داره
!لعنتی
دام پیتر اینجاست؟
نه، خوابه
اما اون از من خواست که صبر کنم
یه محموله ویژه براش دارم
یه سیاهپوست کوچولوئه
!نه، اون کار رو نکن، اون یه محکوم فراریه
هی! از اونجا بیا بیرون
کثافت کوچولو، از اونجا بیا بیرون
از اونجا بیا بیرون - این کاریه که داریم انجام میدیم؟ -
!ها؟ - چیکار میکنی، خواهر؟-
!اینطوره؟ بیا جلو
چیکار میکنی؟ - !اگه جرات داری بیا -
فقط کاغذها رو بگیر، باشه؟
!یا عیسی
اسمش چیه؟ - اسم نداره -
من خواهر آیلینام
!سلام
چیه؟ - اون رو ترسوندی -
اوه
بیا اینجا
اسمت چیه؟
هی
اینجا رو نگاه کن، بچه جدید
آه. اوهوم
یهکم میخوای؟
بگیر
اون یه بچه کانگورو نیست - هوم -
بیا اینجا. بگیر
بیا اینجا
خوشت میاد؟
.اون مارمالاد منه بیا اینجا ببینم
...تو
اینو میخوای، آره؟ - !هی -
اون بچه اهل بیابونه
برگرد بخواب
سلام. اسمت چیه؟
یالا، بیا بیرون
میخوای با همه آشنا بشی؟
بجنب، بیا بیرون
!اون یه لباس زنونه پوشیده
صبح بخیر، پسرم
.خیلیخب. برو برو به برادرات ملحق شو
،درود باد بر پدر و پسر
،و روح القدس، چنانکه در ابتدا بود
اکنون است و همیشه خواهد بود، برای همیشه
آمین - آمین -
...حالا، آه
یه پسر جدید هست که دیشب به ما پیوست...
،مطمئنم همه شما اون رو دیدین اما امیدوارم که شما
روشهای خانواده کوچیکمون رو بهش نشون بدید و ازش توی گروه کوچیکمون
استقبال کنید
ممنون، خواهر
،پس
،همونطور که یه بره از راه میرسه
یکی دیگه میره
و ما امروز ناراحتیم، که جانی ما
ما رو ترک میکنه تا سفری جدیدش رو آغاز کنه
بیا جلو
درسته
آره، باید روش خم بشی درسته
پسر خوب
،خداوند عزیز
این پسر گمشده رو به تو تقدیم میکنم
تا غسل تعمید داده شده و به گله تو بپیونده
باشد که آب
از قلب تو
تمام گناهانش را بشوید
،و به نام پروردگارمان من تو را غسل تعمید میدهم... جان
ممنو، خواهر - باشه -
حالا، همه به صفحه ۶۲
کتابهای سرود مذهبیتون مراجعه کنید
«خداوند شبان من است»
بیاید، پسرها
زودباشید. حرکت کنید
بیاید بگیرید پسرا
از رفتنت ناراحتم، جانی
.تو پسر خوبی هستی مراقب خودت باش
ممنون، خواهر مامان
بدون چه زمانی باید دهنت رو ببندی
مایکل
ممنون، خواهر مامان
متیو
ممنون، خواهر مامان
استیون
ممنون، خواهر مامان
جیمز
ممنون، خواهر مامان
هنری
ممنون، خواهر مامان
آه، کوچولوی جدید
،همهی بچههای اینجا منو خواهر مامان صدا میکنن
چون مامان ندارن
،و اگه تو هم مامان نداری
تو هم میتونی منو خواهر مامان صدا کنی، باشه؟
هوم
خیلیخب، حالا جورج اینجاست
جان؟
میشه لطفاً برای آخرین بار غذای ما رو برکت بدی؟
بله، خواهر
،خداوند عزیز
ازت میخوایم این غذایی
که خواهر مامان برامون آماده کرده رو برکت بدی
بابت این غذا، ازت تشکر میکنیم
آمین - آمین -
،پروردگارا به ما
،سفری بیخطر اعطا کن
،تا تحت هدایت تو و فرشتگان مقدس
به سلامت به مقصد برسیم
،سنت کریستوفر، قدیس حامی مسافران
برای ما دعا کن، و ما را از شر محافظت کن
...به نام پدر و پسر
به نام پدر، پسر و روح القدس
آمین - آمین -
برای ما نامه مینویسی، جان؟
مشتاقانه منتظر شنیدن پیشرفتت هستم
و اینا، اینا کاغذهای توئن
اونا رو جای امنی نگهدار، میفهمی؟ - بله، خواهر -
!اوه
ببین، یه معجزهست
یه شیلینگه
فقط محض احتیاط
ممنون، خواهر
پسر خوبی باش
...آه
.زیاد هیجانزده نشو هیچ چاقویی توش نیست
خداحافظ، جانی
نگران نباشید، بچهها
،با مایکل که اینجاست
،به عنوان پسر ارشد جدید
میدونید که توی دستای امن هستیم
هی، خواهر مامان، میشه امشب کیک بخوریم؟
.به افتخار روز بزرگ مایکل نظرتون چیه پسرا؟
رام و کشمش؟ ها؟ - بله، خواهر -
عجله کنید
تختتون رو مرتب کنید
و حتما تخت من رو هم مرتب کنید
باشه
آه. صبح بخیر، دام پیتر
روز دلنشینیه
به هر حال من، به یه پلیس دروغ گفتم
...خب
در واقع دعوا راه انداختم...
...و آم
خب، همه بچهها خوبن
،و همونطور که میبینی
...دیشب یه بچه جدید دریافت کردیم، پس
...آه
...آره
!وای
خیلی چیزها توی یه یک سال تغییر میکنن، ها؟
...به هر حال، آم
.آره، بریم پسرم اینجا چیزی برای دیدن نیست
آره، و من جانی رو غسل تعمید دادم
،مطمئن نیستم جواب داده باشه ،میدونم باید یه کشیش اون کار رو بکنه
نه یه راهبه
!هی! مراقب باشید
یکسال از اون روز گذشت، میدونی؟
از زمانی که اون مُرد
در حالی که باسنش رو پاک میکردیم بهمون فحش میداد
آره. خب، هنوز صاعقه بهمون نخورده
فکر میکنم خدا ممکنه
با توافقنامه کوچیک ما مشکلی نداشته باشه
هوم؟ - اونا متوجه میشن -
ما مجازات میشیم
و یکی دیگه رو میفرستن - برای اونا مهم نیست -
تا زمانی که سود حاصل از برداشت رو بفرستیم
خدا ازمون محافظت میکنه، خواهر
اون پسر جدید کجا رفته؟
اونجاست. یه درخت رو بغل کرده
هی! تمومش کن
بیا. بیا دیگه
الان دستت رو میشکونی
برو
برو با بقیه پسرا بازی کن
،به محافظ اصلی بومیان»
آقای کرانک
جان برای کار در ایستگاه درموت داونز فرستاده شده
در حالی که قدردانی میکنم که جنگ
،بسیاری از مزارع رو دست خالی گذاشته
تحصیلات آن پسر آسیب میبیند
در نتیجه این فراخوانی زودهنگام به نیروی کار
بالاخره، جان فقط یک پسر ۱۳ سالهست
اطمینان دارم که شما حکمت خدا رو در این موضوع میبینید
،ارادتمند شما
«دام پیتر
بشین سرجات
!نه
اونوقت جورج واسه خاطر اون عصبانی میشه
!هی، سیاهپوست
متیو میگه که میخواد باهات بجنگه
آره، میخوام بهت بدمش
!مبارزه کنین! مبارزه کنین !مبارزه کنین! مبارزه کنین
!مبارزه کنین! مبارزه کنین! مبارزه کنین !مبارزه کنین! مبارزه کنین! مبارزه کنین
No comments yet. Be the first to leave one.