The first 200 lines.
« این فیلم، نمایشی اقتباسگرفته از کتاب » « کاست: خواستگاه نارضایتیهایمان میباشد »
« و تفسیری هنری از زندگی نویسنده » « و رویهی نویسندگی است »
اِلا، میدونم میخوای بگیش
بگو
نمیگم
ولی میخوای؟
آره، میخوام
میدونم. بگو
گفته بودم
دیدی؟ همیشه این «گفته بودم» رو میگی
!چون گفته بودم
این بار درست میگی
منظورت از این بار چیه؟
من همیشه درست میگم
باشه باشه، فهمیدم. آروم باش، آروم بگیر
باشه، دیگه برو شکلات یا خرت و پرتت رو بگیر
بعدش باهام تماس بگیر - خیلیخب -
سلام
سه دلار و پنجاه سنت
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
...نمیدونم دیگه
مثل صبحونه
باشه، صبحونه - ...تخممرغ دوست دارم -
اوتمیل و توت دوست داری. گرفتم
...گرفتی؟ نمیدونم که تو توت دوست داری؟
با پنکیک توت میخوری؟
آره دیگه
.مثل پنکیک بلوبری خیلی بمبه
.دیدی، باشه، باشه باید خوش بگذرونیم
.باید برنامه خودمون رو بریزیم ...حس میکنم
.برنامه خودمون رو میریزیم فوقالعاده میشه
...خیلی هیجانزدهام
تری؟ - ...هی، فکر کنم -
فکر کنم یه ماشینی دنبالمه
چی؟ جدی؟
همهاش بلوک رو دور میزنه
لعنتی. از یه راه دیگه برو
وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن، باشه؟
خیلیخب
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
مامان؟
مامان؟
بعد از ظهر بخیر
.بعد از ظهر بخیر خوابی یا نه کامل؟
نه کامل
سلام، زیبای خفته
سلام - هی. سلام. سلام -
میخوای بشینی؟ بشین
بیا. خیلیخب
زودباش، یه بار دیگه
خوبه. خوبه - باشه -
باشه - چطوره؟ -
آره. همینه
محبوبت باهات اومده؟
داره زبالهها رو میبره پشت
آره، روز جمعآوری زباله
همه چیز در مکان درستش
،البته که بلدی چطوریه
،ولی لازم نیست انجامش بدی نه تا وقتی من هستم
کارم رو ازم نگیر، لطفاً
،شادیهای کمی تو این دنیا برام مونده
باید این یکی رو ازم نگیری دیگه
باشه
حاضری؟
بیا اینجا
باشه
آروم برو، باشه؟ زودباش
دارمت. باشه
...میشه بگید چندتا آپارتمان
ما 200 واحد داریم
دویست، باشه - دویست واحد -
...و کامله
...آشپزخونه، آشپزخونه کامل
...آشپزخونه کامل و... آره
خب، همه خیلی مهربون به نظر میان
بله. گروه خیلی خوبیه - ،میدونی آقای مِیهیو -
شوهر من یه هوانورد توسکگی بود
در جنگ جهانی دوم برای آمریکا جنگید
اوه
اینجا باشگاهه، درسته؟
زیباست، 24 ساعته بازه
ممنون
ممنون
خب، یه آشپزخونهی خیلی قشنگ داره
هی
حداقل نورگیرش خوبه - آره -
اون ابر رو ببین
یه استخر میبینم که پسرها دارن میپرن داخلش
کجاست؟ - اونجا. ببین -
اون دستهاشونه
آره. دیدمش. دیدم
،یه تیم لیگ کودکان هستن ،که تازه بازی نهایی رو بردن
دارن جشن میگیرن و تفریح میکنن
آبهایی که پخش شدن رو میبینی؟
مامان
تیم لیگ کودکان. آبپاشی
واقعیت داره
از دست تو و قوه تخیّلت
مشکلی برات پیش نمیاد؟
نه
مشکلی برام پیش نمیاد، عزیزم
مشکلی برام پیش نمیاد
باشه
اگه کسی قدرتش رو داشته باشه، مامانته
باشه؟ همیشه چی میگه؟
شوهرم یه هوانورد تاسکگی بوده
گوش کن، میدونم ...نگه داشتنِ سالمندان در خانه
،کار شرافتمندانهایه و این حرفها
...ولی مسئله اینجاست که
تا حد امکان مستقل نگهش داری
کجا بودن؟ - کنار لامپ -
زیر یه شال و مکانیابش هم خاموش بود
...اه
.باید از قلاب استفاده کنی واسه همین هستش
صدای آقای برت بود؟
!اوه - آمادهاید بریم بیرون؟ -
ماریونه؟ حال تدی چطوره؟
،میدونی دیگه، رو اعصابمه ولی مگه خبر جدیدیه؟
حوله کاغذی نیاز داری؟ - آره -
بیا این پرواز رو از دست ندیم، باشه؟
عاشقتم. لطفاً مراقب باش، خب؟
باشه
کارت پروازت رو داری؟
میدونستم دست توئه - آره، میدونستی، ها؟ -
دو بار - خدافظ -
خدافظ عزیزم
...کارگران کشتیسازی بلام و فاس
...برای مراسم رونمایی از کشتی جدید
و 90 متری کارخونه، جمع شدن
،درودِ نازیها
که توسط نازیها استفاده میشد برای شهروندان آلمان اجباری بود
،ولی اگه دقیق نگاه کنید
کسی رو پیدا میکنید که زیر بارش نمیرفت
باور میره اسمش آگست لندمسر بوده
دو سال قبل از این روز ،به حزب نازی ملحق شده بود
،ولی در اون زمان
...آگست با زنی آشنا و عاشقش شده بود
که برخلاف هر زنی بود که به عمرش دیده
برخلاف هر زنی که قرار بود ببینه
اِرما اِکلر
یک زن یهودی
انتظارش رو نداشتم. زود اومدی
استاد غافلگیریام
درسته
جذابشم هستی
،با اینکه عضو طبقهی حاکم بود
آگست چیزی رو در اِرما دید که دیگران انتخاب کردن نبینن
،انسانیتِ اِرما، زیباییش
عشقش
،در این روز
...دستهاش رو جمع کرد
تا بخواد به رژیمی درود بفرسته که اون عشق رو غیرقانونی میدونست
در این روز، شجاع بود
...امکانش نیست فقط اون حس کرده باشه
که اتفاقی غمانگیز در حال رخ دادنه
...پس چرا فقط اون یک مرد
اون روز زیرِ بار نرفت؟
...شاید بتونیم به این فکر کنیم
که امروزه جای اون بودن، یعنی چه
با همین صحبتم رو تموم میکنم
ممنون
« برنده جایزه پولیتزر » « ایزابل ویلکرسون »
« نویسندهی کتاب گرمای خورشیدهای دیگر »
موفق باشی - ممنون -
خدافظ
بذارید این رو بردارم
ممنون - متشکرم -
آب میل دارین؟ - خیر. خیلی ممنون -
ممنون
!ایزابل، ایزابل. سلام
!آماری
نمیدونستم سخنرانی داری
نه، نه، نه، یکی از خبرنگارهام سخنرانی میکنه
هی، میشه یه لحظه بهم فرصت بدین؟ باشه
خیلی خوب بودی
کارت خوب بود - ...نویسندگیم -
بهتر از سخنرانیمه
...آره خب، استعداد نویسندگیت
بهتر از بقیه است
حالا گوش کن، میخواستم بابت یه مسئلهای باهات تماس بگیرم
پس دیدنت رو به عنوان نشونه در نظر میگیرم
این... پرونده تریوان مارتین
میدونم - نوارهای صوتی رو شنیدی؟ -
نه. نوار صوتی چی؟
نگو قتل؟
.تماسهای 911 ...قاتل قبل از کشتنش
با 911 تماس میگیره
و نوار صوتی مردمی که ...صدای فریادهای پسره رو شنیدن
و با پلیس تماس گرفتن
عمومی شده؟ - نه -
ولی در حال انتشاره
به کُندی
ولی گرفتیمش
،دوست داری گوش کنی
تا یه چیزی برامون بنویسی؟
آماری، تو یه اصطبل نویسنده داری
جوایز پولیتزر نبردن
راستش چندتاشون برنده شدن
...آره خب، پس به اندازه تو
تو این مسائل نابغه نیستن
No comments yet. Be the first to leave one.