The first 200 lines.
=تابستان لبریز از عشق=
قسمت دهم
تو بودی
یون شوو؟
تیاران
اره من تیارانم
لو تیاران
خوب دستشو میگیری
..من
زیی
باید یادت بندازم
که ایشون زن منه
بیا بریم بیرون حرف میزنیم
یون شوو فردا میام دیدنت
بیا
فردا میای دیدنش؟
بیا
این چیه؟
فیل کوچولوی قرمز
همه ورژناییش
که تو بازاره این توئه
انقد زیاده؟
اینو میخواستی؟
کتاباشم پیدا کردیم
برات گذاشتم
باشه نگاه میکنم
پس من برم
باشه
اینارو ببین
برو
چقد زیاده
=لوشون و من=
این غاز خنگ اهل کتاب خونده ها
بابام اینو واسم ضبط کرده
میدمش به تو
بیا تو
سرت شلوغه؟
تیاران
اینجا چیکار میکنی؟
برات غذا پختم
اونقدم زخمم عمیق نبود
مجبور نبودی
بخاطر حرفای زیی
اینطوری رفتار میکنی؟
زیی راست میگه
تو زنشی
..ولی
توام دوستمی
بخاطر کار دیروز زیی عذرخواهی میکنم
ببخشید
دکتر یوون پانسمان زخمتون باید عوض بشه
باشه یکم دیگه میام
چشم
تیاران
مرسی واسه محبتات
من
اینو
میخورم
پس
من برم
باشه
خدافظ
اینو
ببرین
اینم ببرین
بله
با این اخری همشو بزاریم؟
دارین میرین؟
بله مدیریت میخوان اینجارو ببندن
چرا؟
نمیدونیم
کار خوب نبود
پس من در اینده
دیگه جاییو ندارم البوم بخرم
میتونین چندتاشو بردارین
شاید خوشتون اومد
من برم سرکارم
ببخشید
خواهش میکنم
اقای جین
چرا استراحت نمیکنی؟
نتونستم خونه بمونم
برا همین میخوام کار کنم
وقتی سرم شلوغه کمتر ناراحتی حس میکنم
پس یچیزی ناراحتت میکنه
یون شوو
باید مراقب خودت باشی
سیستم بدن خاصی داری
برا همین زخمات
راحت خوب نمیشن
اگه درد حس نکنی
زخمات عفونی میشن و مشکل ساز میشه برات
متوجهم
مرسی اقای جین
نمیدونم چرآ
ولی منو یاد یکی میندازی
اونم مث تو عاشق موسیقی بود
مث تو مهربون و
معصوم بود
تو بدترین لحظات
و سخت ترین روزام
شادم میکرد
شاید قسمت شد
بازم دیدیش
و تقدیر به هم رسوندتون
تویی
تیاران
اره من تیارانم
لو تیاران
این سه تارو بزار
البومای پشتی رو بزار
اقای یوون
چه خبره؟
حراج گذاشتیم داریم مغازرو میبندیم
میتونین البومایی که میخواینو بردارین
چرا؟
مگه چندنفر
اینروزا میتونن
با گوش دادن به این موسیقیا اروم شن
ببخشید
بله؟
میخوام رییستونو ببینم
الو؟ چه خبر؟
زیی میخواد بعد برنامه فرداش
تایم استراحت داشته باشه
برا تیاران یه دوچرخه خریده
گفت میخواد به تیاران دوچرخه سواری یاد بده
منم نباید دنبالشون برم
دوچرخه سواری؟
مسخره
آروم برو
چرا اول کاری انقد سریع میری؟
هی
چرا برام دوچرخه خریدی؟
من برا تو دوچرخه نخریدم
برا خودم خریدم
هی
چه رنگ خاصیم خریدی
- دیگه به خودم مربوطه - کمک
هر رنگی بخوام میخرم
مراقب باش
مراقب باش
یاد گرفتم یکم
اینجا چیکار میکنی؟
باید باهات حرف بزنم
شما حرف بزنین
من میرم اونجا
مراقب باش
نیوفتی
چه خبره؟
ازین کارا زیاد میکنین؟
همینطوری میچرخیم
الان چند وقته
با لو تیاران داری زندگی میکنی
عاشقش نشدی؟
معلومه که نه
اون بچس
هیچوقت عاشقش نمیشم
خوبه
فقط میخواد یه ازدواج سوری داشته باشه
یه از یسری مسائل دوری کنه
اینطوری میتونه تو کارش پیشرفت کنه
فقط باید عروسی کنی
بعدشم طلاق بگیری اینطوری همه چیز خوب میشه
حالا که عروسیتون فقط رو کاغذه
نباید کاری کنی که از خط قرمز بگذری
جین زیی
عوضی بی شرم
چیشد؟
چرا یهو اینکارو کردی؟
اوه
دیدم تازگیا ورزش میکنی
میخواستم چک کنم
افرین
راستی
باید همیشه جواب تماسامو بدی
اگه ندی من میدونم و تو
کجا میری؟
دور نشو
به تو ربطی نداره
تیاران
تیاران پاشو
دکتر
افتاد غش کرد
دکتر
دکتر زانگ
دکتر زانگ بیا اینجا
بیا
اورژانس کجاس؟
چیشده؟ ازین طرف لطفا
زود بیارینش اورژانس
اون جین زیی نیست؟
زنش تو بغلشه؟
فک کنم
بیاین
ازین طرف
زود باشین
زود
سریع به دکتر یوون خبر بدین
تیاران
No comments yet. Be the first to leave one.