The first 200 lines.
متـرجم : فـرهاد امـین
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
در جاده جليل
مسيح به گدايي برخورد که سه بار از گرفتن صدقه امتناع کرد
مسيح ازش پرسيد آيا قبل از اين چيزي گرفتي که به نظرت بهت تعلق نداشته؟
اون مرد جواب داد بله
اون چيزي رو قبول کرده بود که فکر ميکرد نبايد قبول ميکرد
..مسيح ازش سوال کرد
..مسيح ازش سوال کرد اون رو کجا
اونم بزن
رييس، فکر کنم بدونم اين ماشين کيه
اسم من پاچو هرراست
ميخوام گردا سالازار و پسراي قرمساقش رو تحويل من بدين
تا اون موقع هيچکس توي نورت ولي امنيت نداره
روشن شد؟
حتما اين پيغام رو به گوش اورلاندو هنائو برسونين
.. و حالا
دعا کنين
دعا کنين
جنگ به کلمبيا برگشته بود
قاچاقچيهاي کوکايين داشتن موفق ميشدن
افراد شماره 2 متوجه شدن افراد شماره 1 دارن ازشون جلو ميزنن
واسه همين تصميم گرفتن به کارشون سرعت بدن
اونها با بودن گيلبرتو رودريگز توي زندون آسيبپذير شده بودن
و اين آسيبپذيري بيشتر و بيشتر ميشد
بهتون گفته بودم گروه کالي امپراطوريشون رو مثل کاسبي ميچرخوندن
وقتي کاسبي شما خيلي بزرگ بشه شروع ميکنيد به فروش حق انحصار
کالي اساسا به قاچاقچيهايي که بطور معمول رقيب اونها محسوب ميشدن
اجازه داده بود زير چتر حمايت سياسي اونها فعاليت کنن
تا از شبکه توزيع اونها استفاده کنن
و زمانيکه اوضاع به هم ريخت از حمايت نيروهاي اونها بهرهمند بشن
در مقابل ازشون درخواست وفاداري و درصد قابل توجهي از سودشون رو داشتن
و اين معامله تا مدت زيادي براي همهشون مناسب بود
ولي نقشه تسليم شدن کالي هرچقدر هم که عالي بود
اين حساب رو نکرده بود که هيچکس دلش نميخواد در مقام دوم بازنشسته بشه
کارتلهای نورت ولي آماده بودن تا جايگاه اول رو بدست بيارن
قاچاقچيهايي مثل ايوان اوردينولا
هنري لوايزا
گردا سالازار
و رييس نورت ولي اورلاندو هنائو
اونها نيازي به بازنشستگي نداشتن
اونها نه تنها بخش روستايي نورت ولي
بلکه بندر بوئناونتورا هم تحت کنترل خودشون داشتن
جايي که بيشترين کوکايين دنيا توش بارگيري ميشد
اونجا نگين تاجشون بود
و اونها کاسبيشون رو متفاوت از کالي انجام ميدادن
بهتره اينطوري بگيم که روابط عموني اصلا براشون مهم نبود
:به اين نتيجه رسيده بودن که کون لق آقايون کالي
با بندر و مشکلات حقوقي کالي
فرصتي براشون پيش اومده بو که همه چيز رو صاحب بشن
..اغلب توي جرمهاي سازماندهي شده گفته ميشه
جنگ براي کاسبي خوب نيست..
مگه اينکه توش برنده بشي
بوئناونتورا قلمروي هنائوست
ما بايد بندر رو پس بگيريم که بتونيم برنامه تحويلمون رو حفظ کنيم
..فکر ميکني
ميشه اين کار رو کرد؟
مذاکره با دولت و تسليم شدن کوفتي
همش فقط يه معني ميده
همه متحدين و دشمنهامون فکر ميکنن ما ضعيف هستيم
مسئول اين هم، برادرم گيلبرتوست
الوارو چطوره؟
انتظار داري چي بگم، ميگل؟
دکترا هنوز نميدونن کيرش هيچوقت ميتونه کار کنه يا نه
اون همش 22 سالشه
پاچو، به جون خودت سالازارها تاوانش رو پس ميدن
شما که ميدونين ميگل کجاست چرا نميرين دستگيرش کنين؟
به اين سادگيها نيست، خورخه
اينجور عملياتها نياز به بررسي و تاييد داره
واستا ببينم، چند نفر اين قضيه رو ميدونن؟
خيلي کم، هيچکسي هم اسم تو رو نميدونه
ما ميگل رودريگز رو دستگير ميکنيم، خب؟
تو هم ميتوني همه اين چيزا رو پشت سر بذاري
ميشه بپرسم نقشهتون چيه؟ - تيمهاي کوچيک، قبل از سحر -
کي؟ - ساعت 4 صبح فردا -
ماشينهاي حمل و نقل از سه جهت مختلف ميان
نه، اينطوري شدني نيست محافظهاي ميگل دور ساختمون ميگردن
همينکه يه چيز غيرمعمول ببينن خبرش ميرسه به فرچو کاستيلو
اون دستيار ميگله
قبل ازينکه پاتون به لابي برسه اونا ازونجا ميرن
خب پس کمکمون کن يه نقطه کور توي اون محيط پيدا کنيم
هيچ نقطه کوري نداره اينا افراد حرفهاي هستن
اگه موقع تعويض شيفت بهشون حمله کنيم چي؟ - به همين دليل هم شيفتها رو روي همديگه عوض ميکنيم -
!بچهها
همين؟ نقشهتون همين بود؟
يا پيغمبر
کل گروهتون رو بفرستين سمت کاررا ديز بياين توي خيابون سيات
من اونجا يکي رو ميذارم نگهباني بده همون ميذاره شما وارد بشين
خيلي داري به اين آدم اعتماد ميکني مطمئني ميتونيم روش حساب کنيم؟
خودم اونجا هستم ولي اگه شما ميگل رو نگيرين
اونا منو ميکشن ميفهمين؟
کل خانوادم، بچههام رو ميکشن - نميذاريم همچين اتفاقي بيفته -
دفعه بعد که ببينيمت، تو و خانوادت رو با يه هواپيما ميفرستيم امريکا
همونطور که بهت قول داديم ازينجا فراريتون ميديم
حالا که ميگل رودريگز رييس شده
با کارتلهای متفاوتي روبرو هستيم
پس شايد نبايد برادرش رو دستگير ميکردين
اين عمليات ميتونه بطور قابل ملاحظهاي به کارتلها ضربه بزنه
و جلوي خونريزي رو بگيره
بر اساس اطلاعاتي که مايل به درميون گذاشتنش نيستيد
..خب، با توجه به حساسيت اوضاع - بعله، اينو قبلا گفتين -
ولي آقايون، از من ميخواين کورکورانه اجازه اين عمليات رو بدم؟
به جز يه اسم رمز هيچ چيز ديگهاي به من نگفتين
تا چه حد ميتونيد به اين مخبر ناتاليا اعتماد کنيد؟
يا نکنه اينم نبايد بپرسم؟
من اين محروميت شما رو درک ميکنم
ولي بهتون اطمينان ميدم اون جاسوس قابليه
اگه بهم نميگين چي دارين پس لطفا هر چي لازم دارين بردارين
يه تيم کوچيک، بيشتر از 10 نفر هم نميخوايم - با ژنرال وارگاس تماس بگيريد -
بهش ميگم در اختيارتون بذاره - راستش قربان -
اميدوار بوديم يکي ديگه رو به جز ژنرال وارگاس در نظر بگيريد
اگه ميشه با اين درخواستمون مخالفت نکنيد
خودتون کسي رو در نظر گرفتين يا نه؟
ژنرال سرانو، قربان
..مامور پنيا
يک بار ديگه شکست بخوريد ديگه نميتونم بهتون کمکي بکنم
پرونده معامله تسليمشدن محکمتر ميشه
و کار شما و گروهتون تموم ميشه
از صداقتتون ممنونم، قربان
ممنونم جناب وزير
..ميون ارعاب و فساد
کارتلهاي کالي بطور موثري بيشتر نيروهاي پليس ملي کلمبيا رو تحت کنترل خودشون گرفته بودن
و ازشون براي مقاصد خودشون استفاده ميکردن
ولي يک نفر بود که نتونسته بودن تحت کنترل دربيارنش
مردي بنام ژنرال خوزه سرانو
که ايمان و درستي اون دقيقا همون چيزي بود که ما لازم داشتيم
مامور پنيا، خوشحالم ميبينمتون شهرتتون به گوشم رسيده
:سرانو دو چيز رو خيلي جدي ميگرفت
..خدمتش به خدا
و اعتقادش به اجراي قانون
از افراد خودش هم همين انتظار رو داشت
اين طرز فکر از زمان بچگي در اون شکل گرفت
اون يه دهاتي بود ..پسر يک کشاورز
هيچوقت يک جفت کفش نداشت
روزي يک گروه از پليسهاي سوارکار به روستاي اونها اومدن
که اون رو به ياد شواليههاي مقدسي که دربارشون خونده بود مينداختن
جنگجوهاي مذهبي که براي خدا خدمت ميجنگيدن
..از همونجا بود که فهميد
دلش ميخواد يکي ازونا باشه
به اميد اينکه افرادي با همين طرز فکر پيدا کنه به نيروي پليس ملحق شد
ولي بجاش با فساد روبرو شد
هر جا که تونست، جلوي اون رو گرفت
وقتي توي اولين شهرک کوچيک به سمت رياست رسيد
دو سوم حوزه پليس رو فاسد خوند
و اعلام کرد مبارزه با قاچاقچيها و پليسهاي فاسد فرقي با هم ندارن
من تمام توان خودم رو به کار خواهم گرفت
تا با فساد مبارزه کنم
..چون جايي که فساد باشه
هيچ روندي وجود نداره هيچ آسايش خاطري وجود نداره
اون بعد از 20 سال که بارها مورد سوقصد ترور قرار گرفت
همچنان جنگ خودش رو ادامه ميداد
البته از روش قانوني
اين مخبر شما
به ميگل رودريگز نزديکه؟
جاي ميگل رودريگز رو اون بهمون گفته
براي همين خيلي واجبه که سريع اقدام کنيم
دفعه ديگه فقط معجزه ميتونه ما رو اينقدر بهش نزديک کنه
معجزه رو فقط خداوند بوجود مياره
اين بعهده ماست که با ابزاري که خداوند به ما عطا کرده اينجور مشکلات رو حل کنيم
احيانا خدا افرادي که بتونيم باهاشون توي اين عمليات موفق بشيم، عطا نکرده؟
خداوند سربازان بيشماري داره
سربازهاي من افراد صادقي هستن که به قدرتي مافوق من و شما جواب پس ميدن
من نگران اونها نيستم من نگران مسائل ديگهاي هستم
دستگيري گيلبرتو رودريگز قوانين جديدي رو بوجود آورد
از الان به بعد هر حکمي رو که من امضا کنم
بايد توي اداره دادستانی کالي ثبت بشه
که کارتلها ازش باخبر ميشن
احتمالا
حقيقت اينه که تاکتيکهاي شما اجازه عمليات دوم رو نميده
بايد راه جديدي پيدا کنيم، ژنرال
ژنرال افرادتون الان کجا هستن؟
منتظر دستوراتشون
هدف ما ميگل رودريگزه
عمليات ما موفقيتآميز خواهد بود
چون شما در راه خداوند و در راه کشورتون
وظيفه خودتون رو انجام ميدين، متوجه شدين؟
!بله، قربان
اين عمليات از ديد استراتژيک يه کابوسه
اونجا يک محيط کاملا محافظت شدست
همينکه گروه اول به لابي برسن هدف متوجه حضور ما داخل ساختمون ميشه
مامور فيستل و من دقيقا پشت سر شما با هليکوپتر به اونجا ميرسيم
روي پشتبوم فرود ميايم و از بالا به طرف پايين حرکت ميکنيم
پس قراره از همه طرف محاصره بشن - بله -
ما يه آدم نفوذي داريم
اون اينجا نگهباني ميده و بهترين راه ورودي رو در اختيارمون ميذاره
کدومشو ميخواي؟
اين يکي رو - باشه، عاليه -
دخترا، آماده بشين
پائولا.. نميتوني همچين کاري بکني
من دخترا رو ميبرم خونه مامانم اينا - پائولا، نميتوني همچين کاري کني -
مخصوصا با اوضاعي که براي قاچاقچيها پيش اومده
چيه؟ چي ميگي؟
داري ميگي نميتونم از دخترام محافظت کنم؟ منظورت همينه؟
نه، دارم ميگم بايد خيلي طبيعي رفتار کنيم انگار همه چي روبراهه
هيچي روبراه نيست خورخه همه چي به هم ريخته
ممکنه مراقب تو، من، دخترا باشن
ميگل به همه بدگمان شده ميفهمي اينو؟
چند روز ديگه باهات تماس ميگيرم که دخترا ازت خبردار بشن
پائولا، خواهش ميکنم
امريکاييها ميخوان ميگل رو دستگير کنن
No comments yet. Be the first to leave one.