The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي با افتخار تقديم ميکند برترين سايت ترجمه ي زيرنويس فيلم و سريال
قسمت 15
مادر
مادر، پسرت هنوز زندست
مادر، پسري که اين حلقه رو بهش داديد زندست
!اما نه
فقط من ميتونم پسرتون باشم
!نه
...اين حلقه
اين حلقه رو برش گردون به من
!نه
گروه پيشگوي بزرگ از مترجمين آريايي اين زيرنويس را تقديم مي کند
!مادر
بانوي من
!جناب ايم جونگ گون اينجا هستند
جونگ گون؟
!جونگ گون
صورتت چي شده؟
دعواکردي؟
ضربه خوردم
درمانگاه بسته بود
ميدونم ديره
اما اومدم اينجا براي گياهان دارويي
قبل از اينکه زخم بدي بشه بايد درمانش کنيم
يه لحظه صبر کن
فقط صورتم نيست که درد ميکنه
قلبم هم هست
قلبم هم درد ميکنه
احساس خفگي ميکنم
نميتونم نفس بکشم
احياناً چيزي شده؟
يکي هست که براي من از همه ي دنيا با ارزشتره
...اما من براي اون
فکر کنم من براش اون قدر مهم نيستم
جونگ گون
...اون
فکر نکنم با گياه خوب بشه مگه نه؟
منو احضار کردين بانوي من؟
بانوان سئو وون و سونگ سو هردو حاضرن
بيارش داخل
بله بانوي من
!نه! به هيچ وجه اين قبر مادر منه
حتي اگه قرار باشه جونتو براش بدي؟
!نه
بايد شاهزاده رو بشناسيدش
کاهن بزرگ رو بايد باراولتون باشه که ميبينيدش
اون با اعلاحضرت خواهدبود
اسم من بان ياست
سئو وون زمان همخوابي اين دختر با اعلاحضرت رو مشخص ميکنه
سونگ سو هم دعا ميکنه که اين دختر بتونه حامله بشه
اما بانوي من
من از رئيس سئو وون شنيدم که تاريخ تولدش با اعلاحضرت نميخونه
اون مادرش رو توي زمين پرقدرت اژدها دفن کرده
سئو وون بايد يه راهي براي خوب پيشرفتن اين قضيه پيدا کنه
...اگه اين خواسته شماست
ما بايد تا زماني که شما بچه تون رو بدنيا بيارين صبر کنيم
همه به جز شاهزاده اينجارو ترک کنن
تو با اعلاحضرت خواهي بود
تبريک ميگم
من بهترين تلاشم رو تو دعا کردن ميکنم تا تو بتوني يه پسر بدنيا بياري
من هم اين خدمتتون رو هرگز فراموش نميکنم
چطور منطقه پرانرژي اژدها رو پيدا کردي؟
وقتي بچه بودم دوستم برام پيدا کرد
اما يکي سعي کرد از من بدزدتش
پس دوباره من مادرمو اونجا دفن کردم
من از اعلاحضرت ميخوام که اون يکي قبر رو که همونجاست از اونجا خارج کنن
و بندازنش دور
اگه يه پسر بدنيا بياري
ايشون قطعاً اين کارو خواهند کرد
خدا رو شکر
هر طور که شده من يه پسر براي عاليجناب به دنيا ميارم
اون بالاخره مادرش رو تو مقبر مادر من دفن کرد
من نميتونم قبر مادرمو از دست بدم
جزئيات محل تولدشو به دقت پيدا کنيد
وقتي يه پسر بدنيا بياره
من اون بچه رو برميدارم
و مادرو از اينجا ميندازم دور
اون نبايد پيش اعلاحضرت باشه
به اين صورت سرنوشتش نميتونه به اعلاحضرت ضربه اي بزنه
بانوي من
من دوباره خونريزي داشتم
دکترا گفتن اگه بازم اينطوري بشه ديگه نميتونم بچه رو بدنيا بيارم
نميتونم بذارم اعلاحضرت بازم صبر کنن
جونگ گون
اين گياه داروييه
اين زخمت رو سريعتر درمان مي کنه
ممنونم
حالت خوبه؟
!آره
جونگ گون! چيزي بين من و هونگ دائه بوک نيست
!هونگ دائه بوک
اجازه ي ورود تو ديروز باطل شده
حالا چي شده؟
من نيازي به اجازه براي ورود به قصر ندارم
بايد دعوا کرده باشيد
شما که نميخوايد روي صورت زيباتون يه زخم باشه؟
منو ببريد پيش رئيس سئو وون
بله. از اين طرف قربان
!استاد
اون اينجاست
کي؟
!هونگ دائه بوک
!هونگ دائه بوک برگشته
.من هيچ کاري نکردم
.همش به لطف شما بود
.شما جايي که مادرتون دفن شده بود رو ترک نکردين
،در تمام مدتي که ما اونجا بوديم شما روي همون نقطه ايستاده بوديد
همونطور که کتاب ميگه، انرژي .اجداد به نوادگان نيرو ميده
.مادرِ مرحوم و پسرش با هم ارتباط تنگاتنگي دارن
.تو فقط يه دانشجويي
.ولي با اين وجود، استعداد زيادي داري
.خانه سئو وون منو تحت تأثير قرار داد
.قربان
.من يه دانشجو نيستم .فقط يه دانشجوي موقتم
.به خاطر بيکفايتي، اخراج شدم
از پادشاه گوريو ميخوام که تو .رو به خانه سئو وون برگردونن
.قربان
.منم ميتونم اين کارو بکنم
چرا بيخودي عاليجناب رو درگير کنيم؟
مطمئن ميشم که که بتونه .دانشجوي بازرس خانه سئو وون بشه
دانشجويان بازرس، موقتي هستن چون اگه .در يک امتحان رد بشن، ميندازنشون بيرون
.حتماً در اينباره با عاليجناب صحبت ميکنم
.نه، قربان
دانشجوي موقت کدومه؟
.اون کار بزرگي انجام داده
.از اين به بعد يه دانشجوي دائمي خواهد بود
هونگ دائه بوک قبر مادر .سفير چين رو پيدا کرد
.واي
.اون خيلي فوقالعادهست
.فکر ميکردم فقط ادعاست
.واقعاً از عهده هر کاري برمياد
.سفر خوبي داشته باشين، قربان
،اگه يه روز بيام چين .حتماً به ملاقاتتون ميام
.اگه بياي خوشحالم ميکني
.ممنونم قربان
.مادر
.يه بخشي از کتاب رو متوجه نميشم
ميتونم بيام ازتون بپرسم؟
.بله، عصر بيا به اقامتگاهم
.در حين شام، بهت ياد ميدم
.تا حالا مثل يه سگ بودم
.مثل يه سگ شکاري
!ژنرال
منظورتون از اين حرف چيه؟
،هر وقت بهم مأموريتي ميدادن بلافاصله انجامش ميدادم
وقتي بهم دستور دادن به يوجين حمله کنم، اين کارو کردم
.شورشيها رو شکست دادم
دقيقاً مثل سگي که هر کاري .صاحبش بگه انجام ميده
و حالا که از اون سگ شکاري استفاده کردن، ميخوان بکشنش؟
.درسته
... ولي مشکل اينجاست
.که شکار هنوز تموم نشده
دزدان دريايي ژاپني و همينطور .شورشيها دائماً حمله ميکنن
ولي چون الان گشنه هستن، ميخوان اون سگ شکاري باوفا رو بخورن
... کسي که تا حالا بهش خدمت ميکردم
يه احمقه که ميخواد براي برطرف کردن .گشنگيش، سگ شکاري باوفاش رو بخوره
.اين کارش منو عصباني ميکنه
ژنرال، حالا ميخواين چيکار کنين؟
يعني واقعاً نميدوني؟
.نميتونم به همچين کسي خدمت کنم
!ژنرال
... شما که نميخواين
ميخواين به گوريو پشت کنين؟
،چه من به گوريو پشت کنم ... چه گوريو به من
... اگه بتونم از اين زندان خلاص بشم
.ديگه مثل قبل زندگي نميکنم
!ژنرال
!ژنرال
کار لي سونگ گي چطور پيش ميره؟
.سربازان سربازخانه گاگيونگ مرخص شدن
.دونگ بوک ميون هم سکوت کرده
سکوت کرده؟ سکوت کرده؟
.لي سونگ گي تأثير زيادي روي زيردستاش داشت
،حالا که دستگير شده زيردستاش سکوت کردن؟
.يه خبرهايي بايد باشه
.چند نفرو بفرست مراقب لي سونگ گي باشن
.بله قربان
پس لي سونگ گي حتي به دونگ بوک ميون هم نرفته؟
.ظاهراً که نه
سربازخانههاي لي سونگ گي .در گاگيونگ هم خالين
پس لي سونگ گي الان کجاست؟
از چي نگرانين؟
.شايد رفته شکار
شما که ميدونين اون .نميتونه يه جا بيکار بشينه
اون با وجود اينکه خيلي کله شقه و پر انرژيه اما هيچ وقت بي خبر جايي نميره
جناب فرماندار
شما هيچ خبري از لي سونگ گي نداري؟
... خوب، من يه ملاقات با عاليجناب داشتم
.ايشون هيچي درباره لي سونگ گي نگفتن
... پس که اينطور
ما خونهاي که عاليجناب ميخوان بيرون .از قصر توش بمونن، تزئين ميکنيم
.به کمکتون نياز دارم
... وقتي که دارين اتاق عروسي رو آماده ميکنين
بايد به همه تزئينات دقت کنين، تا سرنوشتشون .رو به بهترين نحو به انجام برسونن
.موک دونگ يون
موک دونگ يون؟
... پس تو
پسر دونگ يوني؟
... تو ... تو
.همه برين آماده بشين و برگردين
No comments yet. Be the first to leave one.