The first 200 lines.
تیم ترجمه Opus-SuB تقدیم میکند
« قسمت شانزدهم »
تموم شد؟
چون جي هيون هوانگ
آسمان تاريک و زمين روشن است
مگه آسمون آبي نيست؟
معنيش اينه که چون به « وو جو هونگ آنگ » متصله بعد از اين حروف مياد
چون بين آسمان و زمين فضاي گسترده و بزرگي وجود داره تعداد حروف اين بين بينهايته
به همين دليل نشان دهندهي عظمت اين دنياست
فايده نداره، بهتره آموزشت رو با چيزاي سادهتر شروع کنم
ببين. آدم رو اينطور مينويسن
از اونجا که يه آدم نميتونه به تنهايي زندگي کنه
به همين دليل اينطوري نوشته ميشه
...ولي، به جاي اين چيزا
ميخوام ياد بگيرم اسم « هي » رو بنويسم
...قبلا ديدم که
اسم هي چطور نوشته ميشه
با دقت نگاه کن
:::ترجـــــــــــــــــــــــمه و زيرنويـــــــــــس::: ...:::...:::(m@hsa) مهســــــــــا & (SaFira) ســـفيــــــــرا:::...:::...
ما را در تلگـــــــــــرام دنبـــــــال کنيد @opussUb
چرا اينقدر اسمش پيچيدهاست؟
وقتي تمرين کني، واست ساده ميشه
ولي تو اتاق عاليجناب دارن درمورد چي حرف ميزنن؟
نميدونم
ميخواي بدوني؟
...اينکه امپراطور رو از سر راه کنار زد و
به تبعيد فرستاد واسش کافي نيست الان ديگه دنبال گرفتن جون اعليحضرته
با حضور امپراطور سابق احساس خطر ميکنن
چون تا زماني که ايشون زنده باشه بهش انگ غصب تاج و تخت ميزنن
به نظرت ممکن نيست يه دام باشه؟
بين اين همه افرادش واسه چي بايد به تو همچين دستوري بده
حتي اگه يه دام باشه بايد بريم و اعليحضرت رو نجات بديم
نه ميتونيم بريم، نه ميتونيم دست رو دست بذاريم
حتي اگه تو نپذيري انجامش بدي عموم حتما يه سري قاتل رو دنبالش ميفرسته
بياين بگيم دستور رو انجام ميديم و شاهزاده رو بگيريم
چي؟
شماها اينجا چي کار ميکنين؟
ماه خيلي درخشانه، منم داشتم از روشيگه هنر رزمي ياد ميگرفتم
اگه کنجکاوي ميتوني بياي داخل - شاهزاده -
بين ما راز يا چيز مخفياي وجود نداره
لازم نيست اون بيرون فالگوش وايسين ميتونين بياين داخل
هرچي تعدامون بيشتر باشه، بهتره
فقط خودم تنها نميرم
شاهزاده يانگآن يه محافظ هم همراهم ميفرسته
بايد قبل از اينکه قاتلين از راه برسن اعليحضرت رو از اونجا دور کنيم
ميدونم کار سادهاي نيست ولي ميتوني تا حد امکان حرکتشون رو به تاخير بندازي؟
ممکنه بتونيم با تله گذاشتن بين راه از شر تعداديشون خلاص بشيم
اگه بخوايم مستقيم با محافظيني که همراه اعليحضرت به تبعيد ميرن ...مبارزه کنيم
ممکنه تلفات زيادي بديم
اگه بخوايم اينطوري تمام جوانب رو بسنجيم و با احتياط عمل کنيم اصلا نميتونيم باهاشون مقابله کنيم
فقط بايد رو نجات اعليحضرت تمرکز کنين
من يه فکري دارم
مي تونين واسمون لباس بانوان دربار رو جور کنين؟
...پادشاهي که الان بر تخت نشسته
کسي نيست که شما فکر ميکنين
....مگه تعداد اين شورشيان چقدره که
اينطور پايتخت رو به آشوب کشيدن؟
اين کار همون افراده
همون کساني که بانوي خاندان سونگ رو گرفتن و سعي کردن منو بکشن
همون افرادن که الان دارن تو شهر اطلاعيه پخش ميکنن
و منو غاصب تاج و تخت معرفي ميکنن
...بياين تعداد نگهبانها رو کمتر کنيم
اگه خاطر جمع باشن، ممکنه دچار اشتباه بشن و گير بيفتن
...دوباره بررسي کنين که افسر ارشد فرمان سلطنتي
مرتب به کجا رفت و آمد ميکنه
گفتم که نميتوني بياي تو بايد اينجا بموني و از اقامتگاه کوهستاني مراقبت کني
پس اينجا واسم چه فرقي با جونگبون ميکنه؟
خطرناکه
اگه خطرناکه واسه شما هم خطرناکه اعليحضرت
اگه بهتون بگم نرين، به حرفم گوش ميکنين؟ - خواهش ميکنم -
بهم گفتين کارها رو باهم پيش ميبريم ولي الان که موقع عمل رسيده، ميگين خطرناکه و خودمو درگير نکنم
اينکه گفتين بهم احترام ميذارين، فقط درحد حرف بود؟
منم بي دليل و منطق اصرار نميکنم
براي نجات پادشاه سابق، منم نقشي دارم که بايد ايفا کنم
گمونم اينُ بتونیم بخوریم
!هو چي
بيشتر بِکنين
اين ديگه چيه؟
کهیر زدید
دوباره سمه؟
در تست غذا هيچ مشکلي وجود نداشت
زود باشين اينو ببرين
بهش دست نميزنين
طبيب سلطنتي رو خبر کنين به نگهبانها خبر بدين تمام خدمهي مطبخ رو دستگير کنن
هرکسي که دستي در پختن غذاي امروز داشته رو دستگير کنين
اطاعت ميشه اعليحضرت
!ولم کنين! ولم کنين
!ولم کنين
!ولم کنين
کارتون خوب بود
به نظر نمياد سمي در کار باشه
بدنتون به غذايي که با مزاجتون سازگار نيست واکنش نشون داده
چطور غذايي ممکنه اعليحضرت رو به اين روز بندازه؟
وقتي به محتويات غذاتون نگاه کردم به نظر مياد تو غذا خرچنگ بوده
...خوردن خرچنگ خام ممکنه باعث ايجاد
کهیر و خارش بر پوست بدن بعضي آدمها بشه
اين ديگه چه مزخرفاتيه؟
فکر کردي تا حالا به خرچنگ دست نزدم؟
تا حالا بارها خرچنگ پخته و خام خوردم و بدنم هيچوقت همچين واکنشي نشان نداده
تو هم باهاشون همدستي؟ تو هم آرزوي مرگ منو داري؟
سرورم، لطفا آروم باشين
اعليحضرت، آلرژي به غذا ميتونه ناگهاني به وجود بياد و از بين بره
آلرژي حتي ممکنه مدتي از بين بره و مجدد عود کنه
...اعليحضرت شما بعد از به تخت نشستن
اشتهاتون رو از دست دادين و نميتونين راحت بخوابين
آلرژي ممکنه وقتي بدنتون ضعيف ميشه خودش رو نشون بده
براي آلرژي به خرچنگ چه درماني مناسبه؟
اگه بعد از درمان شما آثار کهیر و خارش از بين بره متوجه ميشيم که حق با شما بوده و ايشون به خرچنگ آلرژي پيدا کردن
...بايد برگ پنج درخت مختلف رو
باهم بجوشونيم تا داروي مناسبش به دست بياد
و براي تجديد قوا واستون طب سوزني انجام ميديم
سرورم به نظر مياد التهاب پوستتون کمي بهتر شده
اگه جوشونده رو بنوشيد و حالتون بهتر بشه
ممکنه ثابت بشه سمي در کار نبوده و شما به غذا آلرژي پيدا کردين
تمام و کمال حقيقت رو گفتي؟
گردنم از مو باريکتره اعليحضرت
به خدمهي مطبخ بسپاريد براي اعليحضرت خرچنگ سرو نکنن
اطاعت ميشه اعلياحضرت
سروم، دارين چي کار ميکنين؟
بعد از پوشيدن اين لباس، بدنم به خارش افتاده
حتي به تيرهاي تمرينم هم سم زده بودن ممکن نيست به لباسمم سم زده باشن؟
اينو بگير و خوب بررسي کن ...ببين در لايهي زيريش
مواد عجيبي وجود نداشته باشه
اطاعت ميشه اعليحضرت
...هرجا ميره، هرچي ميخوره و هر قدمي که برميداره
کوچکترين چيزها رو هم بررسي ميکنن
و نه به نگهبانها اعتماد دارن نه به بانوهاي دربار
به گفتهي طبيبان سلطنتي، اين ميتونه به خاطر مشکل روانشون باشه
با توجه به اتفاقي که دفعهي قبل واسشون افتاده
نگراني اعليحضرت قابل درکه ولي شدت اين موضوع نگران کننده است
با گذشت زمان حالشون بهتر نميشه؟
...مشکل اينه که
هر روز واسه اعليحضرت جهنم شده
ايشون فکر ميکرد با اومدن به قصر و بر تخت سلطنت نشستن تمام مشکلاتشون رفع ميشه
ولي حالا هر روز يه نگراني جديد واسشون به وجود مياد
بايد هرچه سريعتر يه وليعهد به دنيا بياري
...اگه پسري به دنيا بياري
اعليحضرت هم آسوده خاطر ميشه
اگه در جايگاهي بشيني که متعلق به تو نيست
هر روزت با نگراني و اضطراب ميگذره حتي يه آب خوش هم از گلوت پايين نميره
شب ها خواب به چشمت نمياد
به کوچکترين چيزها شک ميکني و غذا از گلوت پايين نميره
لباس ابريشمي تنت رو آزار ميده و در تخت سلطنتي احساس آرامش نميکني
اعلاحضرت، به شما هم سخت ميگذره،نه؟
دلت واسه روزهايي که هيچ مقام و منصبي نداشتي تنگ نشده؟
منم اصلا دلتنگ اون دوران نيستم
به جاي لبخند زدن تو خونهاي با سقف پوشالي
ترجيح ميدم تو قصر خون گريه کنم
حتي اگه اينجا تنها و در عذاب باشم
بازم اين لباسها و قصر ملکه گيوتهجون رو دوست دارم
مادر
هي
!هي
!هو چي
گير افتاد
حالت خوبه؟
گمونم بايد يه جايي توقف کنيم و اسبت رو عوض کنيم
داري چي کار ميکني؟
يه اسب پيدا کن و سريعا دنبالمون بيا
راه بيفتين
اين جزء نقشهامون نبود - چطور ممکنه همچين آدمي وجود داشته باشه؟ -
يکي از زيردستهاش رو پياده کرد و اسبش رو گرفت
کاپيتان، بياين دنبالشون بريم
تو همچين وضعيتي بايد يه نقشهي جايگزين داشته باشيم
کار سختيه
بياين بريم
کي هستين؟
خسته نباشيد
از قصر اومدين؟
از قصر ملکه اومديم
...ملکهي مادر از اينکه پسرش رو به اينجا آوردن نگران شده
...واسه همين از ما خواست واسه شماهايي که براي حفظ امنيت
اعليحضرت اينقدر زحمت ميکشين يکم خوراکي بياريم
پذيرش همچين هديهاي اشکالي نداره؟
اين رشوه يا پول نيست
فقط يه مقدار غذاست
اين بانوي دربار با خودش از نوشيدني شخص امپراطور هم آورده
ميخواين يکم بنوشيد؟
نوشيدني مخصوص امپراطور؟
هرچه سريعتر ميز رو آماده کنين
واقعا نبايد همچين هديهاي قبول کنيم
آه، واقعا که
....واقعا نميخوايم
اعليحضرت
اعليحضرت
اعليحضرت
عمو
اومدم از اينجا ببرمتون
...منو پيش مادرم
ميبري؟
ما به حسابشون ميرسيم، شما برين
!ما اعليحضرت رو با خودمون ميبريم، راه رو باز کنين
امکان نداره - شما از کي دستور ميگيرين؟ -
!اعليحضرت رو رها کنين
شاهزاده اونسونگ؟
!خفه شو
ميرم دنبال اوني که فرار کرد
اي عوضي ها
خيلي سريع رسيدين
تلهامون کارساز نبود
No comments yet. Be the first to leave one.