The first 200 lines.
اسم من کلاریـه و ،یک شکارچی سایه هستم
زاده شدم تا درمقابل شیاطین از بشریت حفاظت کنم
،نبردی پایانناپذیر علیه شر
ولی میدونم میتونم روی کی حساب کنم
سایمون، دوست قدیمیم. یک خونآشام
مگنس، وارلاکی اهل بروکلین
لوک، رهبر دستهای از گرگینهها ،و پلیس نیویورک
،و جیس، ایزی و اَلک
سه نفر از شجاعترین شکارچیان سایهی دنیا
تنها که باشیم، قوی هستیم
ولی با همدیگه، توقفناپذیر
...آنچه در شکارچیان سایه گذشت
پرباتای من
اَلک لایتوود
تو حالا رئیس سازمان نیویورک هستی
یه شکارچی سایه ناقص شده و به قتل رسیده
،فقط یه گرگ تنها نیست
چندتا از ساکنین دنیای زیرین هستن
این ممکنه شروع یه شورش باشه
فکرنکن این معنی خاصی داره
کار کیلی بوده
،همهچیز داشت. پنجههای گرگینه
...نیشهای خونآشام
ازشون استفاده کرده تا بهنظر بیاد یه ساکنین دنیای زیرین شورش کردن
سؤال اینه که، چرا؟
illusion مترجم: امیرعلی
آفرین
نمیدونستم یه هنرمند بینمون داریم
آره، باشه
...نه، جدی میگم، خیلی
عالی بود
یعنی، کاش منم میتونستم اونجوری بزنم
از کجا یاد گرفتی؟ کی بهت درس داده؟
،ولنتاین
اگه باورت بشه
عجب
فکرکنم حتی یه نابغهی شرور هم میتونه موسیقی ناب رو درک کنه
...آره
شاید یهذره زیاد
،هربار که اشتباهی میکردم
،انگشت اشارهام رو میشکوند
بعد با طلسم دستم رو شفا میداد و میگفت از اول شروع کنم
...خب، من
تعجب میکنم که هنوز میزنی
فقط وقتی حسش میاد
واسه همین اینقدر زود بیدار شدی؟
یا صبرکن، اصلاً خوابیدی؟
همین الان از هانترز مون برگشتم
و فکرنکنم رفته باشی مشروب بزنی، درسته؟
بخاطر اون متصدی بار رفتی، نه؟
همون خوشگله
رابطهمون جدی نیست
خب، فکرمیکردم از کلاری خوشت میاد
کلاری؟ چرا این حرف رو میزنی؟
...خب، یعنی، میدونی
،حالا که خواهرت نیست ...و اون
...خوشگله و گرممزاج و
چی جلوت رو گرفته؟
خب، دوستپسر داره
من رو فراموش کرده
منم فراموشش کردم
دیگه گذشته
شرمنده مزاحم شدم
اَلک میخواد صحبت کنه
،هفت نفر از خودمون رو از دست دادیم
،ولی نمیتونیم اجازه بدیم یه پری تنها و افراطیگرا
،نمایندهی حرف تمام ساکنین دنیای زیرین باشه همچنین که نمیتونیم اجازه بدیم ولنتاین
نمایندهی شکارچیان سایه باشه
،بنابراین، برای تجدید اتحاد با متحدهامون
قراره جلسهی کابینهی معمولی رو در اینجا
با رهبران ساکنین دنیای زیرین نیویورک برگذار کنم
من طرفدار اتحادم. ولی لازمه که حتماً بیارتشون اینجا؟
چه انتظاری داری؟
با یه وارلاک قرار میذاره
هنوز باورم نمیشه اَلک لایتوود رئیسه
فقط صبرکن و ببین
تا یه هفته دیگه، میشه یه آدم دیگه
هی. یکم احترام بذارید
خواهش میکنم، بیاید کاری کنیم ساکنین دنیای زیرین حس راحتی داشته باشن
نگاش کن
هنوز یه هفته نشده رئیس شدی، به همین زودی داری اوضاع رو تغییر میدی
فکرنکنم این کابینه فکر خوبی باشه
آره، بعید میدونم همه موافق باشن
بازم دلیل بیشتر واسه انجام دادنش
چه کمکی ازم برمیاد؟
راستش، میخوام تو و جیس یه مأموریتی برین
باید به بارگاه پریها برید
کجا هست؟
نزدیکترین ورودیش در پارک مرکزی قرار داره
ولی تو یه دنیای دیگهاست
جایی که ملکهی پریها توش زندگی میکنه
درخواست کردم باهامون ملاقات کنه تا دربارهی جرایم کیلی صحبت کنیم
ولی گفت فقط با آزمایشهای ولنتاین ملاقات میکنه
عجب. چه لقبهای خوشگلی
خب، فکرمیکنی ملکهی پریها
مسئول حملههای کیلیـه؟
میخوام همین رو بفهمین
منطقیه
اون قتلها به سبک کیلی نبودن
از کجا کیلی رو میشناسی؟
کلاب کتابخونی
کتاب میخونی؟
آره. چرا درک کردن این موضوع واسه همه مشکله؟
ببین. تمرکزکنید
،باید بفهمیم که شریک جرم بوده یا نه
ممکنه یه فرقهی کامل علیهمون شده باشن
نباید کار سختی باشه، درسته؟
پریها نمیتونن دروغ بگن
...از نظر فنی آره، ولی
،بعد از صدها سال تمرین
،میتونن خیلی حرفهای واقعیت رو دستکاری کنن
و ملکه استاد این کاره
خیلی خطرناکه
تمام دنیاشون همینطورن
بیشتر از یه شکارچی سایه تا حالا نتونسته از اونجا برگرده
چه مشکلی میتونه پیش بیاد؟
ولی ما، آزمایشهای ولنتاین هستیم، درسته؟
سر به سرمون نذارید
فقط تو موافقت نکردی که
به کابینه ملحق بشی
چرا قبول کنم؟
خب، تو مورداحترامترین رهبر دستهی نیویورک هستی
،و به عنوان یه شکارچی سایهی سابق
میفهمی که برای هردو طرف چه چیزهایی در خطره
،آره
...واسه همین میتونم ببینم ته اینکار چیه
یه کار نمادین توخالی
ببین، بعد از تمام اتفاقهایی که برای ساکنین ،دنیای زیرین افتاده، اَلک
به تغییر نیاز داریم
تغییر واقعی
کاملاً موافقم
پس ثابتش کن
شمشیر روح رو خراب کن
میدونی که کلیو هیچوقت
یه شیء فانی رو نابود نمیکنه
پس ولنتاین باید بمیره
درست میگی
فول میدم هرکاری بتونم انجام بدم
تا درخواست اعدام ولنتاین رو به کلیو بدم
ولی این موضوع فقط دربارهی ولنتاین نیست
دربارهی پیشرفت دادن ،ارتباطهای دنیای سایهاست
...و این کابینه میتونه اینکارو انجام بده
ولی نه بدون تو
،فقط آماده باش
چون جیس از اینجا بودنت خوشحال نمیشه
مگه میشه از دیدنم خوشحال بشه؟
...خب، درسته، ولی
اون اینجا چیکار داره؟
سلام عرض شد
به مأموریت ملحق میشم
نه، نمیشی
تو دعوت نشدی
قبلاً بهش گفتم
ولی بعدش من گفتم که هرچی پشتیبانی داشته باشی بهتره
دیدی که مهارتهای جنگیدنم عالین
قرار نیست جنگی درکار باشه
،اگه به کسی تو دنیای پریها صدمه بزنی
حق داره بهت صدمه بزنه
این یه مأموریت حساس و سیاسیه
باید جذبهی خاصی داشته باشی
،خب، باید خاطرنشان کنم که
بنده در کلاس هشتم معاون مبصر کلاس شدم
و بدون جذبه نمیشه انتخابات رو برنده شد
...پس
سایمون، اینجا مدرسه راهنمایی نیست
موضوع مرگ و زندگیه
مدرسه راهنمایی رفتی؟
،ببین
،پریها به زیبایی فرشتهها هستن
،و به شرارت شیاطین
و این ویژگیهای مغایر باعث میشن غیرقابل پیشبینی باشن
یه خونآشام یا گرگینه، ترجیح میدن ،مستقیم بهت حمله کنن
ولی پریها، میخوان گولت بزنن
تا خودت رو نابود کنی
یکم دراماتیک شد، درست میگم؟
...یعنی، مگه پریها شبیه
آدم جنگلیهایی که توت و مورچه میخورن نیستن؟
منم همین نظر رو راجعبه کیلی داشتم
و کی کلاری رو از دستش نجات داد؟
جیس، نمیتونی نظرش رو عوض کنی
باید بریم. ورودی کجاست؟
اونجا
بارگاه پریها توی یه جویباره؟
...توش نه
...از داخلش
آخرین فرصت برای برگشتن
هرجا تو بری منم میرم، فری
...وای
بعد از شما، آقای معاون مبصر
پس مهمه که این جلسه خوب پیش بره
میره
تمام مدت کنارتم
...راستش، من
ترجیح میدم نباشی
کار نادرستی کردم؟
نه، اصلاً
فقط، نمیخوام متهم بشم به
...هرجور
علاقمندی به وارلاکها
که اینطور
No comments yet. Be the first to leave one.