The first 200 lines.
= قسمت 29 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
هر ده صفحه
تمام ده صفحه اصلی
این چرا اینجاست؟
کار تو بوده؟
تو اون اسناد توی کیف من گذاشتی
درسته
دقیقا همون کاری که تو 15 سال پیش کردی
فکر کردی من نمی تونم به پدر بگم؟
مدرکی داری؟
باید ثابتش کنی
می خوای چی به نخست وزیر بگی؟
...شین سون سو می خواسته دقیقا انتقام کار منو بگیره
همون کاری که من 15 سال پیش کردم " پدر جون "
می خوای اینو بگی؟
سعی کن امتحان کنی
برو بهش بگو
اگه دلت می خواد
می تونی همه چی رو از قبل بگی
آقای جین جونگ گی فوت کرد بخاطر کاری که تو کردی
و منم بیچاره کردی
و زندگیمو داغون کردی
...نخست وزیر
چی می گه؟
من از خون پدرم
و دختر مادرم
باشه
من همه چی رو به پدرم می گم
و بهش می گم که از اون برای گرفتن انتقام استفاده کردی
فکر کردی اون طرف کی رو می گیره؟
...واقعا این دست یون سو بوده
این اسناد از 15 سال پیش
نه این امکان نداره
پدر
نمی خوام ببینمت
این کارو نکنین
اون دختر شماست
چندین بار بهت گفتم
...اما مثل اینکه هیونگ وو از
کارای سیاسیت برات مهمتره
بخاطر اون از پشت بهم چاقو زدی
تو دیگه دختر من نیستی
پدر
قسم می خودم کار من نبوده
کس دیگه ای اون اسناد توی کیف من گذاشته
کی مثلا؟
بازم می خوای بندازی گردن اون؟
من درک می کنم
من این موضوع رو 15 سال پیش تجربه کردم
یکی دیگه بدون اطلاع من اون اسناد گذاشته بوده توی کیف من
...و زندگی من و خانواده ام رو کاملا نابود کرد
بخاطر اون حادثه
...مدتها من در مورد اون
شخص فکر می کردم
اونقدر ناراحت بودم که حتی نمی تونستم بخوابم
...اگر ایل جو
کسی نبوده که به هیونگ وو کمک کرده
الان می دونم دقیقا اون چه حسی داره
همه اش تقصیر من بود اتفاقی که برای تو افتاد
همه اش بخاطر ن بوده
یه روز
زمانی که مقصر اصلی رو پیدا کنم
من تلافیشو سرش در میارم
...مطمئن باش
اونها باید به اندازه جرمشون مجازات بشن
خودت برو بیرون
نمی خوام بیشتر از این اون رومو نشون این آدم بدم
این یه جهش
شماره مورد نظر پاسخگو نمی باشد لطفا پیام بگذارید
من نمی تونم اینطوری ببازم
این یه بازی مرغیه
کسی که اول شروع کنه بازنده است
شاید من الان ببازم
اما این منم که در نهایت برنده می شم
صبر می کردی تا آقای چو تماس بگیره
هوا خیلی سرده
گفت می خواد به بچه اش قول داده
من درکش می کنم برای اینکه پدر من راننده بوده
اون در نهایت باید به وقتی رو برای خانواده اش بذاره
ممکنه نا امید بشه اگه بگیم بیاد
می تونم یه ماشین بگیرم
وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن
باشه
پدر باید باهاتون حرف بزنم
من حرفی با تو ندارم
من هیچ بهانه ای برای این کار ندارم
بالاخره حقیقت روشن می شه
شما درست می گی
...من عقلمو بخاطر هیونگ وو
از دست داده بودم
و می خوام فقط روی مسائل سیاسی تمرکز کنم
...بنا بر این
منو این بار ببخش
شاید گفتنش آسون باشه ولی دل آدمااینطوری نیست
تو هرگز هیونگ وو رو ول نمی کنی
منم انتخابی ندارم جز اینکه تو رو ول کنم
شما فکر می کنی یون سو هیونگ وو رو ول کرده؟
چرا فقط استاندارداتون روی من کار می کنه؟
...فکر نمی کنین شمام شیفته
یون سو شدی؟
...من فکر نمی کنم
اون کاملا هیونگ وو رو فراموش کرده
اما اون با تو فرق داره
اون یه سیاستمدار نیست
و من کاری می کنم اون فراموش کنه
اما تو باید رویای بزرگتری داشته باشی
...چطور می تونی به رییس جمهور شدن فکر کنی
اونم وقتی نمی تونی از یه مرد دست برداری
می خوام ولش کنم
بالاخره می بینید
این کارو با من نکن
هیچی برای صحبت کردن نداریم
چیکار می کنی؟
...اینو
از کجا گیر آوردی؟
این چیزیه که من می خوام از تو بپرسم
چرا این پیش تو بوده؟
چی داری می گی؟
من اینو توی اتاق می ری دیدم
از کی اینو داری؟
جواب بده
تو بودی که این اسناد 15 سال پیش دزدیده بودی؟
این توی اتاق می ری بوده؟
چطوری رفته اونجا؟
دقیقا کجا پیداش کردی؟
پس تو هم در موردش نمی دونستی؟
پس این مدت دست تو نبوده
بدش به من
اول جواب بده
وگرنه بهت نمی دمش
زود باش قایم شو نخست وزیر داره میاد
چرا باید قایم بشم
من کار اشتباهی نکردم
چرا هنوز اینجایی؟
نتونستم تاکسی پیدا کنم
...بخاطر همین
بهت گفتم به آقای چو زنگ بزنی
شما چرا اومدی اینجا؟
می خواستم یه کم پیاده روی کنم
بیا تا جاده اصلی با هم بریم
چطوری این دوتا اینقدر خوش شانسن
حالا همه رو باختم حالا چیکار کنم؟
نمی تونم از یون سو بیشتر پول بگیرم
مامان
...ببینم شما
یه سند ندیدی که نوشته های خرچنگ قورباغه روش باشه
حروف دره م برهم؟
آره من گذاشته بودم زیر قابلمه
یه دقیقه صبر کن همینچا بود
اونو از کجا آوردی؟
تمام این مدت اون دست شما بوده؟
اون توی کیفی بود که تو بهم دادی
اون توی زیپش بود
موضوع چیه؟
خیلی مهم بوده؟
فکر کردم به درد نخوره انداختمش سطل آشغال
شاید پرستار انداختش دور
حالا چیکا کنیم؟
تو اصل مدارک برداشتی؟
برای اینکه نذاشتم با هیونگ وو باشی انتقام گرفتی
کار کیه بهم بگو
اون اسناد کجا قایم کردی؟
اینقدر اینا رو می خواست
واسه چی از اینا کپی گرفتی؟
چرا؟
به چه دلیل؟
...تو گذاشته بودی اونجا
وقتی که داشتی فرار می کردی
حتما خیلی ترسیده بودی
ازت معذرت می خوام می ری
می ری
بخاطر اینکه می خواستی اونو بدی به من این اتفاق برات افتاد
بدون اینکه بدونم این کیفو هر روز دستم می گرفتم
من یه احمقم
من ازت معذرت می خوام می ری
من اونو بر می گردونم
وقتی که برش گردوندم
کاری رو که اون زن با تو کردی
تلافیشو سرش در میارم
کجا رفته بودی ؟ اتفاقی افتاده بوده؟
رفته بودم افکار عمومی رو بررسی کنم
افکار عمومی؟
پدر بندازش بیرون
اون شما رو بخاطر اون 100 میلیون اغوا کرد
الان شما رو به درد سر انداخته
فقط تو آروم باش
هر بار که تو حرف میزنی فشار من میره بالا
ما برنامه یه کنفرانس خبری رو گذاشتیم
تو ایده ای نداری؟
بهتره این کارو نکنیم
منظورت چیه؟
می گی دست رو دست بذاریم؟
اگه مشکلی پیش بیاد من و پدرم دستگیر می شیم
...اینطوری بدتر زیر سوال میرین
به جای کنفرانس مطبوعاتی
فقط یه اطلاعیه کوتا ه بنویسین
...در مورد تحقیقات آقای کانگ
و اینکه شما به هیچ وجه قصد داشتن این پولو نداشتین
با کاری که آقای کانگ کرد
No comments yet. Be the first to leave one.