There Be Dragons

There Be Dragons

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

There Be Dragons2011 DVDRip Persian
A Commentary by Namju

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2011-08-15
Downloads: 73
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقديم به تمام پارسي زبانان جهان

جنگها خيلي قبلتر از شليک اولين گلوله" "آغاز ميشوند و بعد

از گذشت مدت زيادي از " "شليک آخرين گلوله به پايان ميرسند

،زماني که فاشيسم وکمونيسم در اروپا گسترش پيدا کرد

در اسپانيا، يک جمهوري با دولت چپگرا تاسيس شد

بعد از گذشت سالها ناپايداريه سياسي و اجتماعي در زمستان سال 1936

گروهي از ژنرالهاي ارتش يک شورش را رهبري کردند

که تبديل شد به يک جنگ داخليه وحشتناک

،خانواده ها از يکديگر جدا ميشدند برادر ،برادر را ميکشت

آنها مجبور بودند يا به کتاب مقدس سوگند ياد کنند

يا بر روي آن تف کنند

: همگي با يک سوال مواجه ميشدند

"و شما طرفدار کدام دسته هستيد ؟"

اژدها وجود دارد

اين فيلم الهام گرفته از يک واقعيّت است

من در زمان جنگ بدنيا اومدم

اما از شانسه خوبم مجبور نبودم توي هيچ کدوم

از 165 جنگي که در طول زندگيم اتفاق افتادن شرکت کنم

ولي پدرم زياد خوش شانس نبوده

تو دوران جوونيش هر کسي تو اسپانيا

مجبور بود يه طرف رو انتخاب کنه ودست به اسلحه بشه

شايد اين تصميم يک ثانيه بيشتر وقت نخواسته

اما عواقبش تا آخر عمرش باهاش بود

اون هيچوقت در مورد جنگ حرف نميزد

تا زماني که من خواستم که در مورد يه کشيش مرده يه کتاب بنويسم

و اونوقت بود که اون شروع کرد به حرف و حرف

و حرف زدن

اينطوري شد که من رفتم دنبال يه کشيش ولي در عوض پدرم رو پيدا کردم

: اگه اشتباه نکنم (اوسکار وايلد) گفته

"هر پرهيزکار گذشته اي دارد"

"و هر گناهکار آينده اي"

پدر ،زودباش

سريع برو دکتر بيار

در ژوئن 1976 راهبه درحال مرگ بود

علت بيماري يک نوع تومور

به اندازه يک

پرتقال در شانه چپ او بود

او بطور ناگهاني و کاملا بهبود يافت

...بعد از اينکه

(خادم پروردگار (خوزه ماريا اسکريوا

"براي او دعا کرد"

شما با قاضي (مانولو تورس) تماس گرفتيد پيغام بگزاريد

بابا ؟

(منم، (رابرت

پسرت

من تو (روم) هستم

دارم درمورد (خوزه ماريا اسکريوا) يه کتاب مينويسم

(دارم ميام (مادريد

راستش ميخواستم درموردش با تو حرف بزنم

اونجايي ؟

پدر لطفا گوشي رو بردار

باشه ،وقتي رسيدم بهت زنگ ميزنم

و چرا به (اسکريوا) علاقه مند شديد

حد بالاي قديس بودن اون تو مطبوعات

باعث شد

ميدونيد...راستش

اون همشهريه پدرمه

بله البته حال قاضي (روبرتو) چطوره ؟

...راستش من

ما هشت ساله که با هم حرف نزديم

...پس من به سلامتي به لندن رفتم و بعد از اون

خوب، اون آدم زياد مهربوني نيست - ! هشت سال -

بچه داريد ؟ - نه -

اثلا نميتونم خودم رو بعنوان يه پدر تصور کنم

شرايط الآن پدرت بخاطر گذشته سختشه

سعي کن اينو درک کني

من سعي خودو رو ميکنم قربان

انشاالله تو تحقيقت موفق باشي ...و سلام برسون به

ليلا

خداحافظ

مطمئني ؟ - بله -

...اين وسطيه (خوزه ماريا اسکريوا)ست و

سمت راست منم

و سمت چپش...پدرته

اينم يکي ديگه

تو صومعه

بابا ؟

(من تو (مادريدم خيلي وقته نيومدم اينجا

ببين من نزديکه خونه اتم ميخواستم ببينمت

چرا ميخواي يه کتاب درمورد اون بنويسي ؟ - درباره همين ميخوام باهات صحبت کنم -

(دست از سرش بردار (روبرتو

...من فهميدم که تو صومعه با هم بوديد و

هيچوقت بهم نگفتي که ميخواستي يه کشيش بشي

يکم عجيب نيست؟

آره منم همينطور فکر ميکردم

بخاطر همين بعد از يه سال ولش کردم

چرا ؟ بخاطر جنگ داخلي ؟

دانشگاه لندن، بفرماييد - با دکتر ليا (آزولي) کار دارم

از کدوم قسمت ؟

رياضي فيزيک

چه به موقع، الآن ميخواستم بهت زنگ بزنم

اسپانيا چطوره ؟ - من عاشق اسپانيام -

پدرت چطوره ؟ -

من عاشق اسپانيام

بهم بگو

نميخواد در مورد (خوزه ماريا اسکريوا) کتاب بنويسم

حداقل باهم حرف زديد اين خودش پيشرفتيه، مگه نه؟

يه چيزهايي در مورد (خوزه ماريا) ميدونه، گندش بزنن

ميدونم که ميدونه

چرا بهم نميگه ؟

ميتونم آخر هفته رو بپيچونم

ميخواي بيام پيشت ؟

تفنگ

تنهام بزار

مردشورشو ببرن

(برسد بدست پسرم (روبرتو تورس

من 9 سالم بود

وقتي که (خوزه ماريا) رو ديدم

قديما

(هميشه بهم ميگفتي که من پدر خيلي بدي هستم، (روبرتو

چيزي که هيچوقت بهت نگفتم اينه که حق با تو بود

خيلي چيزها رو بهت نگفتم که بايد بدوني

اگه ميخواي درباره گذشته بدوني بهت ميگم

: ولي بهت اخطار ميکنم اونجا اژدها داره

مانولو) حالت خوبه ؟)

خرم کردي

منم يه بچه توخس بودم مثل بقيه بچه ها

خوزه ماريا) هم قديس نبود)

يه روز نزديک بود منو بکشه

خوب ميروني پسرم برو

پارو) ؟)

نگه دار ،نگه دار - بي خيال، تندترش کن -

مثل يه (تورس) واقعي برون پسرم تندتر

مانولو) حالت خوبه ؟)

چه مرگتونه ؟

خوزه ماريا) به بابات ميگم بگيره سير کتکت بزنه)

حالم از اين شهر بهم ميخوره

(قول ميدم همه چيزارو بفروشم و برگردم به (مادريد

ميزاري بازم برونم بابا ؟ - نه (مانولو) ديگه بسه -

افسانه هاي اژدها 2

اين اوليشه

ميبينيد ؟

چندين نوع اژدها وجود داره که بايد باهاشون روبرو بشيد

منو ميترسونه

(نترس (مانولو

(چند تا اژدها وجود داره، (آبيليزا ؟ يه عالمه -

ولي مهم اينه که چطور باهاشون روبرو ميشيد

پرستار (خوزه ماريا) طوري درباره اژدها حرف ميزد که انگار اونها واقعي اند

25سال طول کشيد تا من فهميدم که حق با اون بوده

اما اتفاقاتي که تو زندگيه (خوزه ماريا) افتاد

باعث شد که اون اينو زودتر از من درک کنه

بچه ام،آخه چرا ؟

سه تا از خواهرهاي (خوزه ماريا) مردند

منم برادرمو از دست دادم

اون روزها مرگ بخشي از زندگي بود

مامان ؟

الآن از خدا متنفري ؟

نه عزيزم

خيلي هم دوستش دارم

اگه منم با خودش ببره اونوقت ازش متنفر ميشي ؟

بيا اينجا

درمورد خواهرت متاسفم

پدر (خوزه ماريا) صاحب يه کارخونه شکلات سازي بود

يه پيرمرد خيلي عجيب مديرش بود

ما ميدونيم چيزي که اينجاست رو دوست داريم

ما ميدونيم چيزي که اينجاست رو مي خوايم

ولي دقيقاً چي اينجاست ؟

اينو بزاريد رو زبونتون

پنج ثانيه نگهش داريد

حالا بجويدش، 3 بار

مانولو)، چه مزه اي داره ؟)

بادوم

بادوم !؟

دارچين - !دارچين ؟ -

مسخره نکن

ميگفتي، دارچين

اوکي، ميتونيد بريد

خوزه ماريا) تو بمون)

من (مانولو) رو فرستادم بره چون تجربه کردن رو مسخره کرد

نه براي اينکه نتونست درست جواب بده

آه، اينو نيگا

زشته ،مگه نه ؟

فقط يه دونه ي معموليه بيچارس

...،اما با صبر

مهارت، تلاش زياد

و علاقه

در نهايت طعم عاليي که درونش مخفي شده رو ميتوني آزاد کني

بگيرش

ميفهمي چي دارم بهت ميگم ؟

اما هر کسي طعم خوشه داخلش رو حس نميکن

...نميدونم چرا اينجوريه

واستا منم بيام

(واستا (مانولو

شيطونيه مورد علاقه من اون روزها

دزديدن شکلاتهاي باباي (خوزه ماريا ) بود

ولي باباش ورشکست شد و کارخونه رو از دست داد

و من ديگه اجازه نداشتم با اون بازي کنم

پدرم فکر ميکرد که فقر واگير داره

اون ميگفت که (خوزه ماريا) از ما نيست

و پدرم خوب ميتونست ملت رو متقاعد کنه

پدر من پول بيشتري داشت

ماشينهاي بيشتر

خونه هاي بيشتر

ولي (خوزه ماريا) "بابا"ي بيشتري داشت

ميدونستم که درونم حسادت داره رشد ميکنه

دونه هاي متفاوتي تو قلب يه بچه کاشته شده

ولي هيچوقت نميدوني که کدومشون رشد خواهد کرد

من مطمئنم که مارو نديد

همون موقعها بود که (خوزه ماريا) تغيير کرد

داستان رو همونطور که اون برام تعريف کرد بهت ميگم

More Farsi Persian subtitles for There Be Dragons

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left