Specials

Release info

Doukyonin wa Hiza Tokidoki Atama no Ue 08 [HorribleSubs] by [@animkingdomsub]
A Commentary by animkingdom
مترجم: d.gray-man | کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام | TLG: @animkingdomsub | Instagram: animkingdom | Forum: animkingdom.xyz/Forum | سواستفاده از زیرنویسهای انیم کینگدام به هر نحو حرام است | چنانچه دلی و رایگان علاقه به ترجمه دارید به تیم ترجمه انیم کینگدا

Tags

other
Published on: 2019-03-01
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 159 lines.

زندگی بچه گربه

خودشه

میتونم بدون بیدار کردنش‏،‏ اونو بردارم؟

زندگی بچه گربه

بنظرمیاد اونجا برا خوابیدنش جای راحتیه

Why Won't You Move?

ویژگی مخصوص : چطور احساس گربه تون رو بفهیمن ، قسمت 2

بهترین نقط برای چرت زدن کجاست ؟ از گربه بپرسید

ها ‏.‏‏.‏‏.‏

این واقعا راحته

My R oo mm ate is a Cat

بخاطر اینکه تو اینجایی

‏"‏هلال ماه گفت‏،‏‏"‏

The Moon and the Sun

‏"‏بنظرمیاد خورشید بیداره پس من میرم بخوابم"‏

این باورنکردنیه‏،‏ سوبارو‏!‏

همه ی راهنمایی های اون کتاب رو تا آخرش یادته ؟

نه ، همشو قسمتای آخرشو بیشتر یادمه

اوه‏،‏ دومین داستان خورشید و ماهه؟

آره

فوق العاده س‏!‏ برام بگو‏!‏

باشه‏.‏ اینجوریه که ‏.‏‏.‏‏.‏

یه روز‏،‏ خورشید و هلال ماه تصمیم گرفتن بیرون برن

بعدش چی؟

هلال ماه گفت‏،‏ ‏"‏من صبح میخوام برم بیرون‏،‏‏"‏

و خورشید گفت‏،‏ ‏"‏من عصر میخوام بیرون برم‏"‏

تموم شد‏!‏

کتاب بدون پوشش

خورشید و هلال ماه 2

سوبارو‏!‏

میشه بیای اینجا؟

چیه‏،‏ ماـــــ

ایشون یاساکا سانه همسایه ی جدیدمونه

این پسرمه‏،‏ سوبارو

اونم همسن هیروتو‏-‏کنه

هیروتو‏-‏کن‏،‏ ناگیسا‏-‏چان‏،‏ میشه باهم دوست بشین؟

به چشم‏!‏

فقط بگو ‏"‏بله‏"‏‏!‏ از دست تو ‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی متاسفم‏.‏ اون همیشه سعی میکنه بامزه باشه

خوشحالم سوبارو با یه دوست جدید شاد ملاقات میکنه‏!‏

The Moon and the Sun

سوبارو‏-‏کن‏،‏ از دیدنت خوشوقتم‏!‏

به زودی باز میبینمت

بیا‏،‏ هیروتو‏!‏

باشه‏!‏

وای‏!‏

اینجا مثل یه کتابخونه س‏!‏

ها؟ چرا تو اینجایی؟

هیروتو‏-‏کن

با مادرت تماس گرفتم

اون ناگیسا‏-‏چانو به بیمارستان برده

میتونی تا برمیگرده اینجا بمونی‏،‏ خب؟

به چشم‏!‏

هی‏،‏ اینا همه کتابای توئن؟

بله ‏.‏‏.‏‏.‏ اونا ‏.‏‏.‏‏.‏

جداً؟

هی‏،‏ میتونم این یکیو بخونم؟

باشه

ممنون‏!‏

الماس نفرین شده

هی ‏.‏‏.‏‏.‏

میخوای یه کتابدار بشی؟

نه

چی‏!‏؟ پس‏،‏ چرا اینقدر زیاد کتاب داری؟

چرا؟ چون ‏.‏‏.‏‏.‏

من میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏ کتاب درست کنم

اوه‏،‏ میخوای چاپخونه بزنی؟

ها‏!‏؟ نه‏!‏

با اینحال‏،‏ چیکار داری میکنی؟ چرا نمیشینی؟

ها؟

آخه‏،‏ اینجا اتاق منه ‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ درسته‏!‏

سوبارو‏،‏ کالج چطوره؟

بنظرم ‏.‏‏.‏‏.‏ عادیه

از عادی لذت میبری‏،‏ آره؟

خوشحالم

اوه‏،‏ راستی‏!‏ کی بقیه ی داستانو مینویسی؟

بقیه؟

صبرکن‏،‏ یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏

داستان منو خوندی؟

درحال تمیزکاری چشمم بهش افتاد بنابراین دزدکی نگاش کردم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏دزدکی؟‏"‏

هی‏،‏ پس کاراکتر اصلیت از قبل فهمیده مجرم کیه‏،‏ درسته؟

نه‏،‏ جوری که اون رفتار میکرد فکر میکنم که نفهمیده

شمام خوندینش‏!‏؟

خب مادرت بهم گفت اینجوریه که ‏.‏‏.‏‏.‏ فهمیدم

ن‏-‏نمیتونین اینکارو بکنین‏!‏

کسی نگفت میتونین‏!‏

متاسفم که بدون اجازه اونو خوندیمش ‏.‏‏.‏‏.‏

اما ما همیشه طرفدار نوشته هاتیم‏،‏ سوبارو

کار درستی نیست که توی خوندنش زیاده روی کنیم

درسته‏،‏ عزیزم؟

جایزه ی بزرگ رمان رمزآلود جایزه In the Still of the Moonlit Night by Mikazuki Subaru

رمان من‏.‏‏.‏‏.‏

بله ‏.‏‏.‏‏.‏ بله ‏.‏‏.‏‏.‏

اِ ‏.‏‏.‏‏.‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی ازتون متشکرم

جلد های اون داره منتشر میشه

تبریک میگم

تو فوق العاده ای‏،‏ سوبارو‏!‏

بله ‏.‏‏.‏‏.‏ ممنون

فکنم خوابم میاد

اولین بار وقتی که داشتم رمان خودمو شروع میکردم حتی خوابشم نمیدیدم

چرا الان؟

هارو؟

ووپس‏،‏ آخ‏!‏

چی شد‏!‏؟

Nori

چه غلطی داری میکنی؟

چطور این اتفاق افتاد؟

خب‏،‏ تا من در رو باز کردم اومدم‏،‏

پامو گذاشتم رو دم هارو ‏.‏‏.‏‏.‏

بعدش سعی کردم اجتناب کنم که یهو همچین شد

و اونم پرید اون بالا

چرا هر وقت میای اینجا همچین صحنه هایی درست میکنی؟

والدینم امشب بیرونن‏،‏

برا همین مواد غذایی بسته بندی شده گرفتم

اما کیسه پاره شد

این چیه؟

اوه‏،‏ آره‏،‏ اون‏!‏

دیروز تو خونه ی والدینم پیداش کردم

کتاب بدون پوشش

ماه و خورشید 2 میکازوکی سوبارو

آره‏،‏ متاسفم‏،‏ یادم رفت پسش بیارم

یادم نمیاد بهت داده باشمش ‏.‏‏.‏‏.‏

ها؟ نه‏،‏ من واضح گفتم که ازت قرضش میگیرم

هی‏،‏ سوبارو ‏.‏‏.‏‏.‏

میشه خواهر و برادر کوچیکمم اینو بخونن؟

اوم

باشه‏.‏ قرضش میگیرم

اوم

اصلا یادم نمیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

میتونم تصور کنم

، وقتی که درگیر کتابایی مغزت بیش از حد معمول هنگ میکنه

مغز هنگولیده؟

، منظورم اینه ، که یه موقعی تو راه از مدرسه تا خونه‏.‏‏.‏‏.‏

اون ‏.‏‏.‏‏.‏

حتی درحال راه رفتنم باز کتاب میخونی

خیلی عجیبی

فکر نمیکنم تا ابد باهاش دوست بمونم

ها‏!‏؟

ح‏-‏حالت خوبه؟

دستتو بده من‏!‏

امپراتور آسمانها

بیا‏!‏ اینو بگیر‏!‏

ها؟

خدارو شکر ‏.‏‏.‏‏.‏

کتاب خیس نشد

حتی اینم یادم نمیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

دیدی؟ مغز پفکی

این حادثه کاملا منو شوکه کرد

فکر میکردم خیلی عجیبی

اما اینم فکر میکردم که واقعا جالبی

روحمم خبر نداشت بچه ای مثل تو وجود داره

اولین بار که تو اتاقت رفتمم خیلی هیجان زده بودم

اون روزو یادمه

اوه؟ این یه سوپرایزه

فقط بخاطر اینکه قبلا درموردش خواب دیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

فکرشو که میکنم‏،‏

My Roommate is a Cat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left