The first 200 lines.
،یهجا خوندم.. نوشته بود اوایل قرن 19
زنها انقدر تو جامعه جایگاه پستی داشتن ،که اگه زنی کسی رو میکُشت
،میتونستن شوهرشـو دستگیر کنن ،انگار تقصیرِ اون بوده
چون طبق قانون فکر میکردن که زنـه واقعاً توانِ همچین کاری رو نداشته
اونا فکر میکردن زنها اصلاً قابلیت داشتنِ اصول اخلاقی یا عقل سلیم نداشتن
که یعنی شوهره مسئولِ همهی کارای زنـه بوده
،یعنی اگه زنـه کسی رو میکُشت میشد شوهرشـو اعدام کنن
حالا هواییش نکن - کاش میشد -
لوسی به مامانت بگو هوایی نشه الان، جونم در خطره
،همین که رفتی اونجا هر چه زودتر این قانونرو برگردون
باهاشون صحبت میکنم - آفرین پسرم -
این که دادستان کل کشور نیست قراره حقوق بخونه، نه که قانون وضع کنه
حالا صبر کن
نه خیر! اصلاً معنیِ کلمۀ وکیل خدمتگزارِ قانون»ـه»
اون داره از خونه میره که کلی کار کنه و زحمت بکشه، و مهم هم همینه
راستی میخواستم بگم هفتۀ بعد کمدت رو مرتب میکنم
خرت و پرتهای دوران 12 سالگیت هم اونتوئه
همهرو بندازیم بره
،ولی.. شما زحمت نکش خودم وقتی برگردم تمییزش میکنم
تو که تا کریسمس برنمیگردی - آره، ولی خودم میدونم هرچیزی کجاست -
خرابکاری نمیکنم چیزای خوبتـو برات میذارم کنار
ولی میتونم همهچی رو در بیارم و قشنگ تر و تمییزش کنم. گوشهموشهها رو
شاید حتی رنگشم کردیم تا تو برگردی، نوی نو شده
« گــنــاهــه »
بهتون زنگ میزنم و شمارهمـو بهتون میدم
جدی میگم تو کلانشهرها اوضاع جور دیگهایـه
،اگه دیدی چیزی تو اتوبوس جا مونده بود ،یا تیوب یا هر چی که ول شده بود
بهش دست نزنیهـا، خب؟
مادرت یهچیزی برات نذاشته بود
نمیخوام یه دختری رو بدبخت کنی
ولی حتماً از همهشون استفاده کن
مادرت راست میگه، کلانشهرها یهجور دیگهن خیلی بیشتر خوش میگذره
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:تــــــرجــــــمــــــه از »:» AbG ســــــروش «:«
ببینم داستان چیه؟ - منظورت چیه؟ -
باباتـو میگم. تو این هفته هر شب اومده دنبالت
این نزدیکـا کار میکنه و دوست داره بریم یه مشروبی بزنیم، همین
خیلهخب یه پیک هم جای من بزن، خب؟
فردا میبینمت - فعلاً -
اون کی بود؟
نامردیـه نمیشه که با مردها کار نکنم، میشه؟
،پدر، به پسرم راسکو رحم کن اون در منجلابِ لواط گیر کرده
پروردگارا، نجاتش بده
عمو بازیل اومده. بهت گفته بودم میخواد ببردت خونه
ببین، 120 پوند دارم تمام پولیه که دارم، بگیرش و برو
ولی آخه کجا برم؟
نمیدونم. اونی که دوستهای سرّی داره تویی
برو پیش همونـا، فرقی نداره
،عمو بازیل که نمیتونه ببرتم خارج کشور اگه خودم نخوام
،اگه قشقرق به پا کنی
،میگه که همۀ خانواده برگردن نیجریه !و من بر نمیگردم اونجا
بر نمیگردم نمیتونی زندگی منو هم خراب کنی
،راسکو، اگه برت گردونن خونه
میزننت و شکنجهت میکنن
به اسم خدا، میزنن میکُشنت
و بعدم جسدتـو میندازن تو جنگل
تا غذای حیوونها بشی
بچۀ احمق
عمو بازیل طبقۀ پایینـه فقط فرار کن
فرار کن
گفتن نداره، ولی اگر بخواید ،منم تو این سفر همراهتون بیام
خیلی خوشحال میشم مایۀ افتخاره
کمک بزرگیـه ممنونم
،با توجه به زمانی که میرسیم
یهسری تصمیم میگیرن ،شب اول رو تو لاگوس بمونن
،ولی اگه نظرِ منو میخواید در اسرع وقت از شهر خارجش کنید
،میتونم ماشین و راننده براتون جور کنم کاری نداره
،ولی این که یه هزینهی جدا داره بهعلاوۀ بقیۀ هزینهها
،اجتماع» کمک میکنه» اصلاً واسه همین وجود دارن
،اگر سقوط کنید با آغوش باز میگیرنتون
ولی خوب شدنِ پسره ممکنه ماهها طول بکشه
چطوری با رفتنِ اسکار و بیپولی کنار بیام؟
بازم اجتماع کنارتونـه ما فکرِ همهجاشـو کردیم
داره چیکار میکنه؟
امشب شیطون رفته تو جلدِ پسرت، رُزا
مشکل هم دقیقاً همینه
آخه داری چه غلطی...؟
من دارم میرم. پس خیلی ممنونم ،و اگر خواستید نامهای برام بفرستید
«من تو فلکۀ «لندن اینو بخورش»، خیابون «سیکتیر 23اُم اقامت دارم. مرسی و خداحافظ
!نه. نه
!نه. نه
!راسکو! برگرد اینجا ببینم
!راسکو! راسکو، گفتم برگرد
!راسکو! برگرد اینجا !اگه الان بری، دیگه نمیتونی برگردی. راسکو
سلام
،همینجوری اونجا واینستا بیا تو دیگه، آفرین پسر
،خب من همهچیزو با مادرت هماهنگ کردم ولی اول نکات مهم
این تلفنـه
و یه دفترچه هم کنارش هست که میتونی تماسهاتـو یادداشت کنی
،فقط طول تماسهات رو بنویس و اینکه قبل یا بعد از 6 عصر بوده
،اینم خانوادهمون این مایکـه و اونم پسرم، راس
کالین اومده، پسرا
همین که مستقر شدی همگی میتونیم یه فنجون چایی بزنیم
صبحونه هم داریم
،اگر رادیویی، ضبطی چیزی داری ،بعد از ساعت 10 شب قدغنـه
و جمعه صبحها چک برات میاد
این موجودی انبارمونـه
و البته که دختر آوردن تو اتاق ممنوعه دیگه گفتن نداره
ولی جای خوبیه، نه؟ - محشره. خیلی ازتون ممنونم -
محشره.» خیلی بامزهای»
«کالور و هاوند»
هر روز یهچیز جدیدی یاد میگیرم
باید همه کرواتهای مختلفِ ،آکسفورد و کمبریج رو حفظ میکردم
چون هر دانشکدهای کرواتِ خاص خودشـو داره ولی حفظشون کردم
،تو همیشه حافظۀ قویای داشتی اینو خودمم میتونستم بهشون بگم
دورهکردنِ درسهاتـو یادمه
همۀ فصلها رو از بَر میشدی اوضاع خارج از محیط کار چطوره؟
خوش میگذره؟
آره - دوست پیدا کردی؟ -
آره
خب پس، خوش به حالشون چی کارا میکنید، میرید مشروب میزنید؟
آره، بعضیوقتا
امشب هم میری بیرون؟ - آره -
ایول، کجا میری؟ - نمیدونم، هر جا -
اینجا هزارتا بار و چیزای دیگه هست که همهش میریم، حرف نداره
خب، فردا میبینمتون خدافظ، و دست مریزاد بابت امروز
همهش کارِ آقای کالترین بود بهنظرم اصلاً هیچ شانسی نداشتن
انجام وظیفهست، آقا - خب.. تبریک میگم -
کالین، اگه ممکنه بمون فعلاً
کُتت رو در بیار مسئله ذرات ریزِ نخـه
،میره زیر ناخنها میتونه وارد جریان خون بشه
الیاف ریزی که تو جونمون خونه میکنن برای همین باید کامل بشوریش
،آخر هر روز دستات رو خوب بشور
ناخنها، بین انگشتها و انگشتای شصتتـم یادت نره
و گرنه اون الیاف میرن تو جونت
یالا دیگه. شروع کن میخوام تکنیکت رو ببینم
ناخنها و انگشت شصتت
بیا اینجا تمام اون الیاف ریز رو از بین ببر
تکتک اون کثافتهای ریز رو بجنب، پیرهنتـو در بیار
بدو دیگه، درش بیار
باید بازوهات رو چندین مرتبه خوب بشوری
فهمیدی، کالین؟ چندین و چند مرتبه بشورش. چندین و چند مرتبه
و دوباره چند مرتبه بشورش چندین و چند مرتبه بشورشون
بعدم زیر بازوهات
ببخشید، اون پروژۀ پنهالیگون ،رفته بود تو مخم
...گفتم اگه ایرادی نداره یهکم راجعبهش تحقیق کنم؟
داشتم نظافت رو به کالین یاد میدادم - خیلیم عالی -
شیرفهم شدی؟ - بله، قربان -
فردا صبح زود میبینمتون
اگر یهوقت چیزی گفت، اگر حتی ،کوچیکترین کارِ خارج از عرفی ازت خواست
کافیه یه ندا به من بدی
همیشه میتونم یهجوری زنشـو وارد بحث کنم
البته باید اقرار کنم که خیلیخوب انتخاب میکنه
،آقای هارت کلاً بلده اگه متوجهِ منظورم باشی
اهل کجایی؟ - برینگاف. تو جنوبِ ولز ـه -
آره گمونم، یهنمه از لهجهت معلومه
ولی گمون نکنم دوستدختری تو ولز چشمانتظارت باشه، ها؟
یا شایدم دوستپسر؟ - نه -
ولی میبود؟ اگه میتونستی؟
نمیخواد نگرانِ من باشی من هیچ علاقهای ندارم
،حالا اگه حتماً باید بدونی
و نمیذاری هم آدم ،یه کلوم حرف بزنه، ای خدایا
ولی من تو شهر هکنی با یه مرد فوقالعادهی پرتغالی زندگی میکنم
،و سالیانِ سالـه که با همیم
،پس پیش من جات امنِ امنـه !کالین موریس جونز
ولی جدی میگم. جات امنـه
پس نداری؟ دوستپسر؟
نه - ولی دوست داری داشته باشی؟ -
آره
خدای من
نگران نباش، من به کسی نمیگم
!یه پیک دیگه برای این «اوبی» بیارید، لطفاً
چند روز پیش داشتم با دوستم حرف میزدم
و گفتش که چهلویکی مَرد با یهنوع سرطان پیدا کردن
،و همهشون در آنِ واحد تو نیویورک مُردن و همه هم همجنسگرا بودن
چی؟ همهشون تو یه روز مُردن؟
،آره، همینو گفت چون عموم تو بروکلین زندگی میکنه
میگفت هر 41 نفرشون یهنوع سرطان داشتن
ازش خوشت میاد؟
چی؟
اسم پسره «اَش»ـه
،اهل ولون گاردن سیتیـه و همجنسگرا هم هست پس شانس داری
نه، من فقط داشتم کلاستون رو نگاه میکردم بهنظر جالب میومد
رشتهتون چیه.. ادبیات و تئاتر انگلیسی؟ - آره، سال اولیام -
چون منم تو مدرسه تئاتر بازی میکردم عاشقش بودم، کارمم خوب بود
یهزمانی هم میخواستم تئاتر کار کنم راستی، من ریچیام
منم جیل. پس میخوای باهاش آشنات کنم؟ اَش رو میگم
،نه جدی فقط داشتم نگاه میکردم
پس یعنی گی نیستی؟ - !نه! ای خدایا، معلومه که نه -
من بیشتر دوجنسگرام، چون اینطوری میتونی با همه حال کنی
،وقتی وارد یه مهمونی میشی شانست دو برابره
گفتنِ اینچیزا به من فایدهای نداره به اون بگو. اَش، بیا اینجا
،فقط یه سلامی بکن، احمق نشو اون پسر خوب و مهربون و بامزهایـه
این ریچیـه، و میگه دوجنسگراست
،یعنی میتونه با من یا تو بخوابه پس میخوای چیکار کنیم؟ براش کشتی بگیریم؟
یهکم باید خودتـو بشوری - من همین امروز صبح حموم بودم -
،نه، اون پایینـو، کونت رو باید قشنگ بشوریش، خب؟
دستت درد نکنه - فدات -
...خب هنوزم میخوای - والا دیگه فازش رفت -
آره، اوکیه منم بهرحال باید میرفتم
بار اولت بود؟ - نه بابا -
بهنظرت من اسرارآمیز بودم؟ - نه. یعنی چی؟ -
تو توی جزیرۀ وایتِ انگلیس بهدنیا اومدی و بزرگ شدی. اونجا اصلاً سرخپوست هست؟
یه خونواده هست - خدای من -
تو «ووتن بریج» زندگی میکنن
هر دفعه که با ماشین از کنارشون رد میشیم «بابام میگه، «اوناهاشن
:نه که بخواد توهینی کنه هـا، فقط میگه «اوناهاشن»
خب راجعبه تو چی میگه؟ - وای خدا، خبر نداره که -
اگه بفهمن میکُشنم. جفتشون عاقم میکنن جدی میگم
...«باید در رؤیای «استیو آستین
No comments yet. Be the first to leave one.