The first 200 lines.
این زندگی منه
اینو بیشتر از همه دوست دارم
اینو بیشتر از همه دوست دارم قسمت صد و سوم
خانم چویی بهتون توضیح دادن، نه؟
با این پروژه همکاری با برند ایتالیایی،
ما سعی داریم سبک اروپایی رو به سبک منحصر به فرد کره ای...
تغییر بدیم
اوهوم، ایده خوبیه
این روزا مصرف کننده ها خیلی از مد آگاهن
نمیخوان کورکورانه مدهای اروپایی رو دنبال کنن
پس تیم یک و دو...
برای خانومای 40 تا 50 ساله سیگنورا طراحی میکنن
و برای خانومای 20 تا 30 ساله سیگنورینا لاین طراحی میکنن
اول، هان سونگ جو در مورد کانسپت طراحی ـمون، بهمون توضیح بده
باشه. برای سیگنورینا لاین که برای خانومای 20 تا 30 ساله ـس،
از پارچه های با کیفیت بالای ایتالیایی استفاده میکنیم...
و روی آخرین مدهایی که بین خانوم های جوون رایجه تمرکز می کنیم
برای رنگ ها عُمدتا از سایه های خنثی استفاده میکنیم
طراحی هوشمندانه و ادغام طراحی یکپارچه...
با عناصر جدید و مدرن... خانم چویی
حالت خوبه؟
از اینجا ببرینش بیرون
کی رو؟
هر وقت این دختر رو می بینم احساس میکنم میخوام بمیرم
خواهش میکنم از اینجا ببرینش بیرون
خواهش میکنم برو بیرون
خانم چویی
چرا باهام این کارو میکنین؟
این کارو میکنین که من و نام جین رو از هم جدا کنین؟
سونگ جو
خیلی بی رحمین
دفعه قبل بهم گفتین برم ایتالیا
از این به بعد هر وقت منو ببینین همینقدر عصبانی میشین؟
واقعا... واقعا میخواین همیشه این کارو کنین؟
بس کن، هان سونگ جو
خانم چویی حالش خوب نیس
چطور میتونی با یه آدم مریض اینطوری رفتار کنی؟
آیگو، عجب اوضاعیه. آیگو
خواهش میکنم! خواهش میکنم برو بیرون!
خانم چویی سونگ جو
لطفا مواظب خانم چویی باشین
سونگ جو. سونگ جو
بیا با هم حرف بزنیم
بعدا
الان، نمیخوام در مورد چیزی حرف بزنم
اگه اینطوری بری بهم حس بدی دست میده
من بیشتر احساس ناراحتی میکنم و معذبم
سونگ جو
بله، آقای جانگ؟
باشه. تو اتاق کارکنان می بینمتون
بخاطر اتفاقی که افتاد معذرت میخوام، مدیر آن
نباید از من معذرت خواهی کنید
نه. معذرت میخوام که جلوی تو...
صدامو روی یکی از اعضای تیمت بالا بردم
لطفا به مهربونی خودت ببخش
من به اندازه کافی با کفایت نبودم که جلوی همچین اتفاقی رو بگیرم
نباید بذارم خانم چویی و سونگ جو همدیگه رو ببینن
تا کِی میتونی این کارو کنی؟
حتی بعد از ازدواج هم این کارو میکنی؟
میدونی چرا خانم چویی هر وقت سونگ جو رو می بینه ناراحت میشه؟
چون میترسه شاید تو طبق خواسته سونگ جو...
تا آخر عمرت دیگه نخوای ببینیش
و از هم فاصله بگیرین
داشت با خودش حرف میزد و میگفت
براش مهم نیست که تو و مدیر چویی...
باهاش مثل یه حشره رفتار کنین
فقط میخواد شما دوتا رو با هم ببینه
گفت بجز این هیچی نمیخواد
تو بودی
تو به پسر ساده ـم گفتی که منو از این خونه بندازه بیرون
از اینجا ببرینش بیرون
هر وقت این دختر رو می بینم احساس میکنم میخوام بمیرم
خواهش میکنم از اینجا ببرینش بیرون
میخوام از همه استعداد و منابعم استفاده کنم که پیشرفت کنه
فکر میکنی به نفع نام جینه که جلوم رو بگیری اینکارو نکنم؟
بابا
بله، بابا؟
تو الان کجایی؟
کجا میتونم باشم؟ سر کارم
دختره ی لوس، بهم دروغ نگو
همین الان با کو جه سون تلفنی حرف زدم
گفت بدون اینکه حرفی بزنی رفتی
اتفاقی افتاده؟
اتفاقی نیفتاده. فقط...
احساس خفگی میکردم بخاطر همین کارو پیچوندم و اومدم بیرون
دختره ی لوس نباید سر کار اینطوری رفتار کنی
پیچوندن کارت و نادیده گرفتن مسئولیت هات...
مدیر آن رو تو شرایط سختی قرار میده
فقط برای امروز
فقط برای یه روز
دیگه این اتفاق نمیفته
کجاس؟
گفت احساس خفگی میکرده و کارش رو پیچونده رفته بیرون
اما صداش خیلی ناراحت به نظر میومد
فکر نمیکنی رفته باشه دور و بر پُلِ رودخونه هان؟
آیگو. همچین حرفی نزن
وقتی شنیدم با خانم چویی جلسه داره،
یه حس بدی بهم دست داد که انگار...
یه چیزی محکم خورد تو سرم
آخه مدیر آن داشته چیکار میکرده؟
میدونسته که بین سونگ جو و خانم چویی چه اتفاقی افتاده
باید قبل از اینکه این اتفاق میفتاد جلوشو میگرفت
دقیقا. بعد از همه اون کارایی که باهامون کرد،
چطور میتونه عین مادر شوهر باهاش رفتار کنه؟
خب... اون مثل مادر شوهرش رفتار نمیکنه
بخاطر اتفاقای اخیر، خیلی شوکه شده...
و فراموشیش بدتر شده...
و دچار اختلال هراس شده واسه همین اینطوری رفتار میکنه
آقای لی، شما طرف کی هستین؟
شما طرف خانم چویی هستین یا طرف سونگ جو؟
من؟ من طرف نام جینم
این مشکل بزرگیه
خانم چویی هر وقت هان سونگ جو رو می بینه...
قشقرق به پا میکنه
ظاهرا براشون سخته که با همدیگه کار کنن
فکر کنم برای لی جونگ جو سخت باشه که تنهایی کار کنه
نظرت چیه یه طراح دیگه استخدام کنی؟
خودمم به این موضوع فکر کردم
اما مطمئن نیستم که یه طراح جدید بتونه با لی جونگ جو خوب کار کنه
از اونجایی که این یه وضعیت اضطراریه،
میترسم بین ـشون درگیری به وجود بیاد
مگه تو خونه ـتون یه طراح لایق نیس...
که آماده ـس فورا شروع به کار کنه؟
یه طراح لایق که آماده ـس فورا شروع به کار کنه؟
منظورتون جین آهه؟
آره
اما اون بارداره. براش مشکلی پیش نمیاد؟
فعلا بیا ازش بخوایم که فقط برای پروژه همکاری با برند ایتالیایی به تیم ملحق بشه
و بعد از زایمان میتونه رسما برگرده سر کار
همچنین تو و اون توی یه خونه زندگی میکنین
پس به راحتی میتونین با هم ارتباط داشته باشین
واقعا که شما نور هدایتِ منین
اما، نگران هان سونگ جو ـَم
بله
شاید شجاع به نظر برسه، اما خیلی دل نازکه
حس میکنم بخاطر من داره سختی میکشه
این قلبمو به درد میاره
ببین
تا قبل از اینکه تو رو ببینم این باور رو داشتم
که یه جایی از این دنیا،
باید یه مرد جوونِ مهربون، درستکار،
و خوش بین وجود داشته باشه
و باور داشتم همچین آدمی...
دنیامون رو تبدیل به یه جای خیلی خوب برای زندگی کردن میکنه
وقتی دیدمت،
فهمیدم که باورم درست بوده
ای بابا
خودتُ سرزنش نکن
به لطف تو، همه کسایی که اطرافتن دارن تغییر میکنن
خوش اومدین...
اوه. جین آه
حالت خوبه؟
خیلی عالی به نظر میرسی، دشیک
آیگو. خیلی هیجان زده شدی انقدر خوشحالی که جین آه رو می بینی؟
نه
تو تنها کسی هستی که دارم، یونجی
بهمون چایی بده
نه صبر کن. به جین آه آبمیوه بده
باشه
میخواستی بهم چی بگی، یونجی؟
قضیه اینه که، به کمکت نیاز دارم
به کمک من؟
راستشو بخوای، من به لطف تو تونستم...
عضو تیم یک بشم
یعنی چی به لطف من تونستی؟ بخاطر اینکه لایق بودی استخدام شدی
گزارش رو تو برام نوشتی
آقای جانگ بخاطر اون گزارش منو معرفی کرد
واقعا؟
حالا که حرفش شد، این دفعه...
تیم ـمون برای همکاری با برند ایتالیایی داره روی سیگنورا لاین کار میکنه
آقای جانگ ازم خواسته برای کانسپت طراحی یه گزارش بنویسم
ولی من حتی نمیدونم باید از کجا شروع کنم
"سیگنورا لاین"؟
جین آه بهم کمک کن
این دفعه حتما اسمتُ تو گزارش می نویسم
یا اگه بخوای کاملا به اسم خودت ثبتش میکنم
میدونم که میخوای برگردی سرکار
نظرت چیه با من روی این پروژه کار کنی؟
باید اول از شی وو بپرسم
باشه. برای گزارش یه پیش نویس مینویسم
بعدا یه نگاه بهش بنداز و اگه لازم بود اصلاحش کن
خوبه که برگردی سرکار
اما وقتی کار رو شروع کنی،
شب و روز کار میکنی. من نگران اینم
خیلی احتیاط میکنم
تا دیروقت کار نمیکنم و حتما به موقع غذا میخورم
قول میدی؟
اگه تا دیروقت کار کردی یا خیلی از خودت کار کشیدی،
باید کار رو ول کنی، باشه؟
باشه
مادر
جین آه، میخوای برگردی سر کار؟
بله مادر
این کارو نکن صبر کن تا بچه ـت به دنیا بیاد
تو ضعیفی الان چطور میخوای برگردی سر کارت؟
من بهش گفتم میتونه بیاد
همچنین، اینکه جین آه برگرده سر کار یا نه...
به تو ربطی نداره
چی شده اومدی اینجا؟
تو میخوای جلوی منو بگیری...
No comments yet. Be the first to leave one.