Hell on Wheels

Hell on Wheels

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Hell on Wheels S01E03 A New Birth of Freedom 720p HDTV x264-IMMERSE
A Commentary by Arian Drama
TvCenter از Extra Time ویراستار ایمان

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2011-11-21
Downloads: 38
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. صبح بخير، گناهکاران

، من ميتونم اين رو بگم . چون من هم يه گناهکارم

. من راه شوم عياشي و هَرزگي رو بلدم

. تجربه اشون هم کردم

. آره، اما من الان در مسير نور الهي هستم

. و من تک تک شمارو براي مُلحق شدن دعوت ميکنم

. همه‌تون با آغوش باز پذيرفته ميشيد

. سياهپوست ، سفيدپوست ، گناهکار يا بي گناه

. حتي شما طرفدار هاي پاپ

. همه‌تون به درگاه خداوند پذيرُفته ميشيد

. ممنون، پدر . منظورم اينه که ، کشــيش

خوشحالم که مادر عزيزمون اينجا نيست . تا يه همچين چيزي رو ببينه

چيه؟ . فقط ميخواستم مؤدب باشم

چرا هميشه به من گيــر ميدي؟

.خـونه(منظور مغازه) ديشب نيمه پر بود

. فردا هم نيمه پر ميشه

ميخواي من چکار بکنم؟

. مثل من، نگرانش باش

ديرو يا زود، "سوئِدي" مياد

. و طلبشو ميخواد

. اون بايد دختر جديـده باشه

. همون وحشيه

منظورت چيـه ؟

نشنيدي ؟

. آقاي "تول" کل داستانو برام تعريف کرد

، اون همه چي بود جز يه دختر ساده ، مثل ما سفيدپوست بود

. و چند سال پيش اسيــر شد

به بالاترين پيشنهاد يکي از سرخپوست ها . فروخته شد

. يه عده ميگن اون بَرده بوده

بقيه هم ادعا ميکنن که . اون تبديل به يه پرنسسِ سرخپوست شده

. اين افسانه‌هاي چرندت رو تموم کُن

. "اون فقطه يه فاحشه‌ست ، "ميک

خب ، حرومزاده برو . باهاش صحبت کُن

. ثابت کن من يه دروغگوئم

. يالا

. صبح شما بخير

، اون براي مَرده اولش يه مشروب ميخره . اين چيزي بود که من شنيدم

، اون براي مَرد يه مشروب ميخره

مي برش بيرون ، وحشي ميشه . و با تبر ميوفته به جونش

شنيدي ؟

. اون "جانسون" رو نَکُشته

. اونا ميخواستن دار بزننش

. نزدنش

. هنوز

. روز بخير، آقاي "بوهانان" ، قربان

روز خوبيه ، مگه نه ؟

... خوب يا بد

فکر ميکنم يه روز کاري خوب . جلوي رومون داشته باشيم

... "آقاي "کرشمر

من به اون کنترل‌کننده‌ي ريل . براي نشونه‌گذاريِ بعدي نياز دارم

آقاي "تول" ، من به تو و افرادت . براي بار زدن آهن نياز دارم

... به نظر ميرسه قطاري که داره مياد

يه محموله‌ي آهن مياره ، خيلي خب ؟

. "بله قربان ، آقاي "بوهانان

... ايلام"، من به تو و افرادت نياز دارم"

. اسمم آقاي "فرگوسن"ــه

..." ايلام "

. تو و افرادت ميريد سراغ حَفر کردن

... من چند نفر رو نياز دارم

، افرادي که از سرخپوست‌ها نترسن

. افرادي که از پول در آوردن نترسن

قضيه چيه ؟

. دوشيزه‌ي شريف و پاکدامن دنياي غرب

، " خانم " ليلي بل ... اون توسط سربازهاي وحشي

. شاين" اسير شده"

... و آقاي "دورانت" وعده‌ي يک پاداش خوب

. به مردي که اونو نجات بده رو داده

... هيچکس ، هيچ جايي نميره

. يا وقتي برگردن ديگه براشون شُغلي نيست

ديکس" ميره سمت شُمال" . بولان" ، هم جنوب"

...تو... تو

. تو

. بهت که گُفتم . من نميتونم بذارم اين مَردا برن

. آقاي "دورانت" ميخواد اون زن پيدا بشه

. آقاي "دورانت" ميخواد يه راه آهن ساخته بشه

. تـو و تـو

. نه ، همچين اتفاقي نميوفته

. آقاي رئيس ، بذار برن

ما ميتونيم هم کاراي اونارو بکنيم . و هم کارهاي خودمون رو

افرادت رو بردار . و گورتو از اينجا گُم کُن

... يه چيز ديگه

، من دنبال يه مرد به نام "هارپر" ميگردم

، "فرانک هارپر " . اون يکي از دوستاي "جانسون" ــه

. يه چيزي براش دارم

فکر ميکنم که اون بيرون همراه خدمه . مخصوص تهيه‌ي چــوب هستش

اونجا کجاست ؟

اوه، بايد يه حدود 15 يا 20 مايلي . از اينجا به سمت غَرب باشه

اون گلوله‌ست ؟

چي ؟

. چيزي که تو براي گروهبان "هارپر" داري

... تو کاري براي انجام دادن نداري

تو و اونــا ؟

. برو به کارت برس

... مردُم . اونا ترسيدن

. کُشتار سرخپوست‌ها

، مردم جسد‌ارو ديدن

، داستانارو شنيدن . داستاناي تو رو

. من نياز به ارتش دارم

. ديشب 7 مَرد رو گُم کرديم

بيخيال شُغلي که ... توي اتحاديه داشتن شدن

، بعضي‌ها با قطار . بقيه هم همينجوري فرار کردن

. انتظار دارم ، امشب بيشتر باشن

. به نظر ميرسه مَردان فرار رو به قرار ترجيح ميدن

تو ترسيدي ؟ - ... نه قربان ، آقاي " دورانـــ -

تو چطور ؟

... خب ، در واقع ، من

کافيه . حالا ، بگو ببينم چرا ميخواي بريني به راه‌آهنِ من ؟

... آه ، خب ، با توجه به سرعت کار فعلي

. آه ، ما نميتونيم به 40 مايل برسيم

... پس ، چيزي که من ، آه

. پيشنهاد ميکنم اينه که راه رو مستقيم بسازيم

. جاده( راه آهن ) مثل قبل ميمونه

... اما آقاي "دورانت" ، اگه درست متوجه شده باشم

. ضرب‌العجل داره سَر ميرسه

و با توجه به پيشرفت‌هاي اخير ... اتحاديه‌‌ي مرکزي

. تو نقشه بِکِش . من تبديل به واقعيت ميکنمش

. "بله قربان ، آقاي "دورانت

خوشحالي ؟

. نه ، قربان

من فقط دارم به يه کم جلوتر نگاه ميکنم ... که شما دوباره توش

. به سختي‌هايي که عليه‌تون هست پيروز شديد

جستجو ادامه داره ؟

براي نقشه‌ها ؟

. "براي اون زنه ، "ليلي بل

من افرادم رو با وجود مخالفت آقاي " بوهانان" فرستادم دنبالش

هنوز بيشتر از راه آهن من نگران قاتلِ هستي ؟

. نه ، قربان

... اما هرکسي که گلوي " دنيل جانسون " رو بُريد

. يک نگراني هميشگيِ

، مهمتر از اون سرکارگر جديد من داره راه‌آهنمو ميسازه ؟

. بله

هنوز يه چيزايي در مورد ... اون مَرد هست

. که با عقل جور در نمياد

. "به... "جوردن کرين" ، "واشنگتن دي.سي

. نقطه . سناتور محترم

. کارها به سرعت در حال دنبال شُدن هستن . نقطه

هرچند ، کارهاي وحشيانه‌ي بومي‌ها . پيشرفت کار رو تحت‌الشعاع قرار دادن

. نقطه . تمدن در آستانه‌ي خطر هستش

. نقطه

براي بهبودي کشور، ما بايد . وحشيگري رو ريشه‌کَن کُنيم

. نقطه

درغير اين صورت ، وحشيگري . مارو ريشه‌کَن خواهد کرد

خانم "بل" ؟

خانم "بل" ؟

. واو ، پسر

تو انگليسي صحبت ميکني ؟

. بله ، قربان

. تکون بخور

تو کي هستي ؟

. "جوزف بلک مون"

سرخپوستي ؟

. مسيحي

. واو ، واو

. ثابت وايستا

. من مسلح نيستم ، قربان

چه بلايي سرش آوردي ؟

... من... من کاري نکردم

هــي . چه بلايي سرش آوردي ؟

. من جونشو نجات دادم

از دست سرخپوستا ؟

. بله ، قربان

. به شونه‌اش يه تير خورده بود

من ميخواستم اونو به راه آهن ببرم . تا يه دکتر اونو ببينه

کِي اين اتفاق افتاد ؟

. دو ، شايدم 3 روز پيش

. خيلي خب

روي اسبم ، توي زينش . يک بسته ابزار هست

. بيا

. نگهش دار

. واو . واو . واو

. نگهش دار

! هيــي ، ششــش. . تمومش کُن

! تمومش کُن

. تحمل کُن

حالا آقا ميگه که ما هم بايد کار . اونا رو بکنيم و هم کار خودمون رو

ها ! اما دارم ازتون ميپرسم ، چرا خود کاکاسياهش تن لشش رو نمياره اين پايين و با ما کار نمي‌کنه ؟

، همه‌تون ميدونيد که اون کيه . اين همه‌ي چيزيه که من دارم ميگم

... برگرد به اون قديما . اون روزايي که بد بودن

. منظور منو اشتباه نگيرين

. به من خيلي سَخت ميگرفتن

. تقريباً تا لب گور رفتم

ميشنوين چي ميگم ؟

. بعضي چيزا اون موقع بهتر بود

. حداقل تو جايگاهت رو ميشناختي

! "سالمز"

. کمتر بِنال ، بيشتر کار کُن

. بگير منو با سنگ بزن ، کاکاسياه

چطوره کله‌تو بترکونم ؟

چيزي داري که بخواي به من بگي ؟

. آره که دارم

اونوقت اون چي باشه ؟

چطوره که ما بايد کار سفيدپوستا رو هم انجام بديم ؟

اوه ، درسته، چون تو فکر ميکني ... که يه سفيد پوست

. از توي سياه پوست باارزش‌تره

. ما کار اونا و ، کار خودمون رو انجام ميديم

. اما اين براي اونا نيست

. براي خودمونه

... سفيدپوستا هيچي بهتون نميدن

. چون اونا ميخوان که ما سقوط کنيم

. ميخوان که همه‌مون سقوط کنيم

More Farsi Persian subtitles for Hell on Wheels

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left