Luck - First Season

Luck - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Luck S01 720p BluRay
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
زیرنویس فارسی فصل اول سریال شانس ریسینک مجدد با نسخه بلوری

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2023-08-25
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بسیارخب.

‫حالت چطوره، ایس؟

‫باید یه ضبط صوت بخرم.

‫- یعنی چی؟ ‫- یعنی چی؟

‫یعنی باید یه ضبط صوت بگیریم.

‫یه مداد دارم، ایس. ‫می‌خوای چیزی واست بنویسم؟

‫- فکر می‌کنی بامزه‌ای؟ نیستی. ‫- نه، نه.

‫نه، یه مداد اینجا دارم.

‫و یه دونه آگهی تبلیغاتی قدیمی هم از سیرس دارم

‫که می‌تونم پشت پاکتش بنویسم.

‫بفرما.

‫درخت‌هات.

‫درخت‌هات توی حیاط پشتی اونجا در چه حالن؟

‫خوبن. خوبن. آره، خوبن. ‫ممنون که می‌پرسی.

‫می‌دونی، درواقع امروز صبح داشتم فکر می‌کردم

‫که احتمالا وقت چیدن انجیرها رسیده.

‫بسیارخب، بذار جواز مالکیت اسبت رو ببینم.

‫تعجب کردم که یارو عکاسه ‫ازم نپرسید که دارم اسکلش می‌کنم یا نه.

‫هی، هی، اما و اگر نباشه.

‫تو مالک اون اسبی.

‫آره، فهمیدم. متوجهم.

‫فهمیدم.

‫فکر می‌کنی اولین نفر در تاریخ هستی؟

‫یخ‌زده‌ست.

‫گفتن شکلاتی‌هاش تازه نیستن.

‫چطور بود؟

‫اسب بزرگ دراز کشید ‫و تمام شب رو خوابید، جناب والتر.

‫حتی تمام آب وانش رو خورد.

‫روی شش برنده امروز عصر شرط می‌بندی؟ ‫(انتخاب و شرط‌بندی روی برندگان 6 مسابقه متوالی)

‫نمی‌دونم. شاید.

‫میگن مجموع پول شرط تا 3 میلیون میرسه.

‫آره.

‫داشتم فکر می‌کردم شاید

‫بهتر باشه اون دختره 400 متر آخر رو ‫یکم شل بگیره و بذاره اسبش بلندتر گام برداره.

‫آره، و بذاره اسبه یه خودی امروز نشون بده.

‫- بهت گفتم اون یخ‌زده‌ست؟ ‫- آره.

‫بسیارخب. یکم بخواب.

‫آره، می‌دونی چی دارم. ‫آره بفرما.

‫نظرت چیه؟ ‫امروز حس اینو داری یکم تخته‌گاز بری؟

‫صبح بخیر.

‫سلام بروزر.

‫مثل سری قبل؟

‫مثل سری قبل.

‫ولی شاید بهتر باشه بذاری ‫یکم توی لاینش بلندتر گام برداره.

‫عالیه.

‫چون حسابی دستامو خسته کرده.

‫دوست داره بدووئه.

Whoo!

‫بسیارخب، ببرش توی پیست.

‫صدای دل و روده‌اش یکم آرومه.

‫پس هرکار لازمه بکن.

‫دوست نداشتی جای من بودی؟

‫یه مورد روانی.

‫میگل، بگیرش.

‫نیازی به شلاق نداری.

‫بله جناب اسکالانته.

‫من باید اینجا بمونم.

‫فقط یک‌بار اشتباه باهاش یورتمه بری ‫مسابقه امروز عصرش رو از دست میده.

‫قبلا داشتم به جوئی می‌گفتم ‫خیلی هیجان دارم که سوارکار شما باشم.

‫آره، خوبه.

‫امروز با این اسب می‌ترکونیم.

‫چی؟

‫امروز صبحه یا عصر؟

‫چی؟

‫کله‌پوک، تا الان امروز صبحه؟

‫گمونم قربان. آره.

‫پس وای به حالت اگه یک‌بار دیگه اشتباه بدوونیش

‫و درمورد چیزی که نمی‌دونی خفه‌خون بگیر ‫قبل از اینکه شکایتت رو به پورکی پیگ کنم.

‫بله آقای اسکالانته.

‫باورم نمیشه اونو واسه مسابقه انتخاب کردی.

‫منم باورم نمیشه دستاتو کجا فرو کردی.

‫نه جابجایی بود، نه انسداد یا گرفتگی.

‫کاملا مطمئنم فقط یه باد معده بوده.

‫می‌تونم بهش شیر بدم؟

‫آره یکم شیر منیزیم بده. ‫وقتی بهتر شد ببرش پیاده‌روی.

‫هنوز با راننده لیموزین ملاقات نکردی؟

‫آره، همونی که بانک رو توی وگاس ورشکسته کرد؟

‫و 2 میلیون دلار این اسب رو می‌خره؟

‫احتمالا توام فکر می‌کنی ‫اونا واقعا روی ماه فرود اومدن.

‫یعنی کار و بار غیرقانونی داره؟

‫سه ساله که راننده لیموزینه.

‫قبل از این سه سال توی زندون ‫واسه کی کار می‌کرده؟

‫مایکل ویک؟

‫چستر برنستین، خب؟

‫بهش میگن ایس برنستین.

‫کار و بار به شدت غیرقانونی.

‫سفر طولانی از ایرلند داشته، قرنطینه بوده، ‫حق داره یه کوچولو نفخ کرده باشه، تورو.

‫امروز عصر یه معاینه دیگه‌اش می‌کنی؟

‫تا حالا ایرلند بودی؟

‫نه.

‫لهجه شدید ایرلندی داری.

I would rather I would rather go blind, boy

Than to see you walk away from me, child

So you see, I love you so much

That I don't want to watch you leave me, babe

‫واسه دو میلیون دلار ویژگی خیلی خاصی نداری.

‫فقط داری باهاش بازی می‌کنی.

‫- الو؟ ‫- چرا سوارکاری بهم میدی

‫که روی حرف من حرف می‌زنه؟

‫شوخی می‌کنی، تورو.

‫شوخی نمی‌کنم، پورکی پیگ بی‌شرف.

‫زر میزنه که می‌خواد کاری کنه اسب بترکونه

‫وقتی که بهت گفتم اون اسب هیچ شانسی نداره.

‫یه تعلیم‌دهنده مثل تو یه لطف به ما می‌کنه

‫به یه بچه شانس اینو میدی که واست سوارکاری کنه،

‫و بعدش واست زر زر می‌کنه؟

‫فقط بهش بگو خفه خون بگیره.

‫و زبان سرخ سر سبز رو به باد میده.

‫باور کن میذارمش توی انبار هیزم کار کنه.

‫خالی‌ام.

‫چی هستی؟

‫ته کشیدم. داغونم.

‫دیروز 390 دلار سود کردی.

‫آره ولی بعدش آخر شب رفتم ‫یکم شرط بندی کردم.

‫پول جمع شده‌ی سه روز از "شش برنده" ‫چندین میلیون دلاره

‫و تو پولت رو دو دستی تحویل ‫قماربازهای دوزاری میدی؟

‫اینا انتخاب‌های منن.

‫گور بابای انتخاب‌هات، مرتیکه لعنتی. ‫پولت کجاست؟

‫خون خودتو کثیف نکن. ‫حسابی صورتت رنگ عوض می‌کنه.

‫گور بابای صورتم.

‫سر پیچ سرعتشو کم کن.

‫اوه خوبه. حالا جراح مغز پیداش شد!

‫پول معلولیتم رو گرفتم.

‫255 دلار.

‫یعنی به اعتبار چکی که قراره ‫از تامین اجتماعی بگیره،

‫یه پیش پرداخت گرفته،

‫که همون جادو جنبلیه که اون وام‌دهنده‌های فوری ‫واسه دور زدن قوانین نزول ازش استفاده می‌کنن.

‫این دستمال تمام دار و ندار جری‌ـه.

‫مردک مریض.

‫گمونم هنوز می‌تونم اصل جنس رو تشخیص بدم.

‫واسه مسابقه چهارم فقط یکی رو انتخاب کردی.

‫من واسه چهارمی چهارتا رو انتخاب کردم.

‫یه کارآموز تازه‌کاره. ‫توی عمرش 10 مسابقه رو هم نبرده.

‫روی تک اسبی شرط بسته که ‫دو ساله توی هیچ مسابقه‌ای نبوده.

‫آره ولی اسکالانته تعلیم‌دهنده‌ی اونه.

‫اوه...

‫سلام جوئی.

‫جناب اسکالانته رو توی طویله دیدم.

‫اوه جدی؟ چطور بود؟

‫خوب. می‌دونی، اون یه خارجیه. ‫یکم فهمیدنش سخته.

‫آره خب، خرابکاری کردی.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫با زر زر کردنات درمورد اینکه به خیالت

‫این اسب امروز قراره ‫چقدر خوب مسابقه بده عصبانیش کردی.

‫فقط گفتم یه حرفی زده باشم.

‫پس "آب و هوا چطوره؟" رو واسه چی گذاشتن؟

‫می‌خواستم حرف خوبی به ‫یه تعلیم‌دهنده‌ی عالی بزنم.

‫فرض کن قراره شرط ببنده.

‫فکر می‌کنی خوشش میاد یه آدم وراج ‫سوارکار اسبش باشه؟

‫- جناب اسکالانته شرط می‌بنده؟ ‫- نمی‌دونم.

‫و اگه می‌خوای بدونی، ‫من نمی‌خوام نماینده‌ی تو باشم.

‫تو یه سوارکار تازه‌کاری. ‫تا جا داره از اسب کار می‌کشی.

‫و درمورد چیزی که بهت مربوط نیست زر زر نکن.

‫این اسب می‌تونه بترکونه، جوئی. ‫مثل رخش می‌تازه.

‫الان نگفتم سرت به کار خودت باشه؟

‫اول یا دوم میشه.

‫توی 23 ثانیه و خُرده‌ای از خط رد شد.

‫جناب والتر، گوش بده. ‫این اسب هنوز 9 دنده‌ی دیگه هم داره.

‫بریم.

‫رانی، هرجایی که تلپ شدی

‫کتت رو پیدا کن، کلیدات رو پیدا کن، ‫ماشینت رو پیدا کن، و بیا باشگاه.

‫چون اگه کار یه اسب اصیل رو نمی‌دیدم،

‫کلاهم پس معرکه بود.

‫بعدشم اسب در اختیارته رانی. ‫یه دختر داشت اسب رو تمرین می‌داد.

‫آره، بهم زنگ بزن. منو یادت می‌مونه؟

‫مدیر برنامه‌ی لعنتی توام، لعنتی سرخوش.

‫هرکس می‌خواد مجوز ورود بگیره ‫لطفا زمین رو خالی کنه

‫قبل از بازشدن دروازه‌ها در ساعت 10.5،

‫مگه اینکه کارمند مجوزدار زمین مسابقه باشید.

‫کسی چاقی وحشتناک می‌خواد؟

‫کسی سفارش سکته قلبی داده؟

‫آره، اگه من بودم الکی دلمو خوش نمی‌کردم. ‫اوه یادم رفت. تو نمی‌تونی.

‫آخرین باری که بدون آینه ‫کارتو کردی کی بوده؟

‫شش برنده‌ات رو انتخاب کردی، کیگل؟

‫آره، چندتا نظر دارم.

‫آره، الان میام.

‫تو چی؟ توام هستی؟

‫هی...

‫ممکنه توی کافی‌شاپ بشه پیشرفت بهتری داشت.

‫چه جور پیشرفتی؟

‫به این زودی نمیگم.

‫چه جور پیشرفتی؟

‫نه. شاید این اتفاق نیفته.

‫تو یه کودنی.

‫هی، سراغ اون خوناشام کوفتی ‫که هفته‌ای 3 درصد سود می‌گیره نرو.

‫به خونه خوش اومدین، جناب برنستین.

‫اگه توی خونه‌ی من جشن گرفتی، موریس، ‫بهتره همه‌شون بزنن به چاک.

‫اوه، اگه یکی دوتاشون رو جا انداختم، ‫از پلکان فرار بفرستشون پایین.

‫تمام هفته درحال آماده‌سازی بودیم.

‫- این یارو چی؟ ‫- مرد دست طلایی.

‫اگه از شهر خارج شم، پنج میلیون ‫روی یه اسلات می‌بنده.

‫الان فقط واسه سرگرمی اینکارو می‌کنم.

‫من فارغ‌التحصیل شدم، جناب برنستین.

‫خوش به حالت بچه.

‫منم شدم.

‫اومد.

‫چرا اینقدر غافلگیر شدی؟

‫نشدم، چون هیچوقت تضمین نکردم که میای.

‫اگه می‌خوای پیش پیشخون بشینی، ‫مشکلی نیست من بیام؟

‫این لانی‌ـه، مارکوس. ‫قبلا یک بار دیدیش.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left