The first 200 lines.
بسیارخب.
حالت چطوره، ایس؟
باید یه ضبط صوت بخرم.
- یعنی چی؟ - یعنی چی؟
یعنی باید یه ضبط صوت بگیریم.
یه مداد دارم، ایس. میخوای چیزی واست بنویسم؟
- فکر میکنی بامزهای؟ نیستی. - نه، نه.
نه، یه مداد اینجا دارم.
و یه دونه آگهی تبلیغاتی قدیمی هم از سیرس دارم
که میتونم پشت پاکتش بنویسم.
بفرما.
درختهات.
درختهات توی حیاط پشتی اونجا در چه حالن؟
خوبن. خوبن. آره، خوبن. ممنون که میپرسی.
میدونی، درواقع امروز صبح داشتم فکر میکردم
که احتمالا وقت چیدن انجیرها رسیده.
بسیارخب، بذار جواز مالکیت اسبت رو ببینم.
تعجب کردم که یارو عکاسه ازم نپرسید که دارم اسکلش میکنم یا نه.
هی، هی، اما و اگر نباشه.
تو مالک اون اسبی.
آره، فهمیدم. متوجهم.
فهمیدم.
فکر میکنی اولین نفر در تاریخ هستی؟
یخزدهست.
گفتن شکلاتیهاش تازه نیستن.
چطور بود؟
اسب بزرگ دراز کشید و تمام شب رو خوابید، جناب والتر.
حتی تمام آب وانش رو خورد.
روی شش برنده امروز عصر شرط میبندی؟ (انتخاب و شرطبندی روی برندگان 6 مسابقه متوالی)
نمیدونم. شاید.
میگن مجموع پول شرط تا 3 میلیون میرسه.
آره.
داشتم فکر میکردم شاید
بهتر باشه اون دختره 400 متر آخر رو یکم شل بگیره و بذاره اسبش بلندتر گام برداره.
آره، و بذاره اسبه یه خودی امروز نشون بده.
- بهت گفتم اون یخزدهست؟ - آره.
بسیارخب. یکم بخواب.
آره، میدونی چی دارم. آره بفرما.
نظرت چیه؟ امروز حس اینو داری یکم تختهگاز بری؟
صبح بخیر.
سلام بروزر.
مثل سری قبل؟
مثل سری قبل.
ولی شاید بهتر باشه بذاری یکم توی لاینش بلندتر گام برداره.
عالیه.
چون حسابی دستامو خسته کرده.
دوست داره بدووئه.
Whoo!
بسیارخب، ببرش توی پیست.
صدای دل و رودهاش یکم آرومه.
پس هرکار لازمه بکن.
دوست نداشتی جای من بودی؟
یه مورد روانی.
میگل، بگیرش.
نیازی به شلاق نداری.
بله جناب اسکالانته.
من باید اینجا بمونم.
فقط یکبار اشتباه باهاش یورتمه بری مسابقه امروز عصرش رو از دست میده.
قبلا داشتم به جوئی میگفتم خیلی هیجان دارم که سوارکار شما باشم.
آره، خوبه.
امروز با این اسب میترکونیم.
چی؟
امروز صبحه یا عصر؟
چی؟
کلهپوک، تا الان امروز صبحه؟
گمونم قربان. آره.
پس وای به حالت اگه یکبار دیگه اشتباه بدوونیش
و درمورد چیزی که نمیدونی خفهخون بگیر قبل از اینکه شکایتت رو به پورکی پیگ کنم.
بله آقای اسکالانته.
باورم نمیشه اونو واسه مسابقه انتخاب کردی.
منم باورم نمیشه دستاتو کجا فرو کردی.
نه جابجایی بود، نه انسداد یا گرفتگی.
کاملا مطمئنم فقط یه باد معده بوده.
میتونم بهش شیر بدم؟
آره یکم شیر منیزیم بده. وقتی بهتر شد ببرش پیادهروی.
هنوز با راننده لیموزین ملاقات نکردی؟
آره، همونی که بانک رو توی وگاس ورشکسته کرد؟
و 2 میلیون دلار این اسب رو میخره؟
احتمالا توام فکر میکنی اونا واقعا روی ماه فرود اومدن.
یعنی کار و بار غیرقانونی داره؟
سه ساله که راننده لیموزینه.
قبل از این سه سال توی زندون واسه کی کار میکرده؟
مایکل ویک؟
چستر برنستین، خب؟
بهش میگن ایس برنستین.
کار و بار به شدت غیرقانونی.
سفر طولانی از ایرلند داشته، قرنطینه بوده، حق داره یه کوچولو نفخ کرده باشه، تورو.
امروز عصر یه معاینه دیگهاش میکنی؟
تا حالا ایرلند بودی؟
نه.
لهجه شدید ایرلندی داری.
I would rather I would rather go blind, boy
Than to see you walk away from me, child
So you see, I love you so much
That I don't want to watch you leave me, babe
واسه دو میلیون دلار ویژگی خیلی خاصی نداری.
فقط داری باهاش بازی میکنی.
- الو؟ - چرا سوارکاری بهم میدی
که روی حرف من حرف میزنه؟
شوخی میکنی، تورو.
شوخی نمیکنم، پورکی پیگ بیشرف.
زر میزنه که میخواد کاری کنه اسب بترکونه
وقتی که بهت گفتم اون اسب هیچ شانسی نداره.
یه تعلیمدهنده مثل تو یه لطف به ما میکنه
به یه بچه شانس اینو میدی که واست سوارکاری کنه،
و بعدش واست زر زر میکنه؟
فقط بهش بگو خفه خون بگیره.
و زبان سرخ سر سبز رو به باد میده.
باور کن میذارمش توی انبار هیزم کار کنه.
خالیام.
چی هستی؟
ته کشیدم. داغونم.
دیروز 390 دلار سود کردی.
آره ولی بعدش آخر شب رفتم یکم شرط بندی کردم.
پول جمع شدهی سه روز از "شش برنده" چندین میلیون دلاره
و تو پولت رو دو دستی تحویل قماربازهای دوزاری میدی؟
اینا انتخابهای منن.
گور بابای انتخابهات، مرتیکه لعنتی. پولت کجاست؟
خون خودتو کثیف نکن. حسابی صورتت رنگ عوض میکنه.
گور بابای صورتم.
سر پیچ سرعتشو کم کن.
اوه خوبه. حالا جراح مغز پیداش شد!
پول معلولیتم رو گرفتم.
255 دلار.
یعنی به اعتبار چکی که قراره از تامین اجتماعی بگیره،
یه پیش پرداخت گرفته،
که همون جادو جنبلیه که اون وامدهندههای فوری واسه دور زدن قوانین نزول ازش استفاده میکنن.
این دستمال تمام دار و ندار جریـه.
مردک مریض.
گمونم هنوز میتونم اصل جنس رو تشخیص بدم.
واسه مسابقه چهارم فقط یکی رو انتخاب کردی.
من واسه چهارمی چهارتا رو انتخاب کردم.
یه کارآموز تازهکاره. توی عمرش 10 مسابقه رو هم نبرده.
روی تک اسبی شرط بسته که دو ساله توی هیچ مسابقهای نبوده.
آره ولی اسکالانته تعلیمدهندهی اونه.
اوه...
سلام جوئی.
جناب اسکالانته رو توی طویله دیدم.
اوه جدی؟ چطور بود؟
خوب. میدونی، اون یه خارجیه. یکم فهمیدنش سخته.
آره خب، خرابکاری کردی.
- جدی؟ - آره.
با زر زر کردنات درمورد اینکه به خیالت
این اسب امروز قراره چقدر خوب مسابقه بده عصبانیش کردی.
فقط گفتم یه حرفی زده باشم.
پس "آب و هوا چطوره؟" رو واسه چی گذاشتن؟
میخواستم حرف خوبی به یه تعلیمدهندهی عالی بزنم.
فرض کن قراره شرط ببنده.
فکر میکنی خوشش میاد یه آدم وراج سوارکار اسبش باشه؟
- جناب اسکالانته شرط میبنده؟ - نمیدونم.
و اگه میخوای بدونی، من نمیخوام نمایندهی تو باشم.
تو یه سوارکار تازهکاری. تا جا داره از اسب کار میکشی.
و درمورد چیزی که بهت مربوط نیست زر زر نکن.
این اسب میتونه بترکونه، جوئی. مثل رخش میتازه.
الان نگفتم سرت به کار خودت باشه؟
اول یا دوم میشه.
توی 23 ثانیه و خُردهای از خط رد شد.
جناب والتر، گوش بده. این اسب هنوز 9 دندهی دیگه هم داره.
بریم.
رانی، هرجایی که تلپ شدی
کتت رو پیدا کن، کلیدات رو پیدا کن، ماشینت رو پیدا کن، و بیا باشگاه.
چون اگه کار یه اسب اصیل رو نمیدیدم،
کلاهم پس معرکه بود.
بعدشم اسب در اختیارته رانی. یه دختر داشت اسب رو تمرین میداد.
آره، بهم زنگ بزن. منو یادت میمونه؟
مدیر برنامهی لعنتی توام، لعنتی سرخوش.
هرکس میخواد مجوز ورود بگیره لطفا زمین رو خالی کنه
قبل از بازشدن دروازهها در ساعت 10.5،
مگه اینکه کارمند مجوزدار زمین مسابقه باشید.
کسی چاقی وحشتناک میخواد؟
کسی سفارش سکته قلبی داده؟
آره، اگه من بودم الکی دلمو خوش نمیکردم. اوه یادم رفت. تو نمیتونی.
آخرین باری که بدون آینه کارتو کردی کی بوده؟
شش برندهات رو انتخاب کردی، کیگل؟
آره، چندتا نظر دارم.
آره، الان میام.
تو چی؟ توام هستی؟
هی...
ممکنه توی کافیشاپ بشه پیشرفت بهتری داشت.
چه جور پیشرفتی؟
به این زودی نمیگم.
چه جور پیشرفتی؟
نه. شاید این اتفاق نیفته.
تو یه کودنی.
هی، سراغ اون خوناشام کوفتی که هفتهای 3 درصد سود میگیره نرو.
به خونه خوش اومدین، جناب برنستین.
اگه توی خونهی من جشن گرفتی، موریس، بهتره همهشون بزنن به چاک.
اوه، اگه یکی دوتاشون رو جا انداختم، از پلکان فرار بفرستشون پایین.
تمام هفته درحال آمادهسازی بودیم.
- این یارو چی؟ - مرد دست طلایی.
اگه از شهر خارج شم، پنج میلیون روی یه اسلات میبنده.
الان فقط واسه سرگرمی اینکارو میکنم.
من فارغالتحصیل شدم، جناب برنستین.
خوش به حالت بچه.
منم شدم.
اومد.
چرا اینقدر غافلگیر شدی؟
نشدم، چون هیچوقت تضمین نکردم که میای.
اگه میخوای پیش پیشخون بشینی، مشکلی نیست من بیام؟
این لانیـه، مارکوس. قبلا یک بار دیدیش.
No comments yet. Be the first to leave one.