Vladimir

Vladimir

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Vladimir S01E04 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-21
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫خوشحال شدم باهات سکس کردم.

‫منم همینطور.

‫چیه؟

‫- تو دچار ان ‌آر ای شدی. ‫- اون دیگه چیه؟

‫انرژیِ رابطه جدید.

‫باز شروع نکن.

‫- نوشیدنی میخوای؟ ‫- حتماً.

‫پسشون میدم.

‫- لایلا؟ ‫- سلام.

‫سلام، چی... میخوای داخل بیای؟

‫اوم...

‫- اون برای منه؟ ‫- بعداً میتونی بخونیش.

‫خب، دارم نگرونی درست میکنم. ‫نگرونی میخوای؟

‫- کیه؟ ‫- متأسفم.

‫اون بیرون چیکار میکنی؟

‫داشتی با کی حرف میزدی؟

‫اِم...

‫- اون چیه؟ ‫- هیچی.

‫- اون همین الان این رو بهت داد؟ ‫- نه.

‫- میتونم ببینمش؟ ‫- نه.

‫- فقط میخوام... ‫- نه، واقعاً، نه، جان.

‫- واقعاً چیزی نیست، اصلاً هیچی نیست. ‫- فقط بذار ببینمش.

‫- نوچ. ‫- میتونم فقط ببینمش؟

‫چرا انقدر دیوونه‌ بازی در میاری؟

‫خیلی خب، باید برم تور ضد گوزن رو ‫ دوباره روی کاهوهام بکشم.

‫من نقش خودم رو توی به هم ‫ خوردن رابطه‌مون درک میکنم.

‫مامان، انگار روی این حمص چسبیده.

‫با این حال، کاری که برای ‫ تلافی کردی زندگیم رو نابود کرد.

‫اوه، هر کلمه‌ش از قبلی دراماتیک‌ تره.

‫تو از وضعیت مالیم خبر داشتی، ‫پس وقتی مانع شدی که من...

‫- من مانع نشدم. ‫- بورسیه مک ‌لبورگ رو بگیرم...

‫- من مانعش نشدم. ‫- میدونستی که مجبور میشم انصراف بدم.

‫تو بهم گفتی هیچکدوم ‫از شاکی ‌های بابا رو نمیشناسی.

‫اگر نمیخوای آسیبی رو که ‫مسببش بودی قبول کنی...

‫قبول کنی؟ ‫ یعنی چی؟

‫کارهات رو به اطلاع کمیته دادرسی میرسونم.

‫- چرا بهم دروغ گفتی؟ ‫- نمیدونم.

‫اوه عزیزم، چشمت گل‌ مژه زده.

‫اوه نه، اگه نخوابم این چشمم ‫ همینجوری التهاب پیدا میکنه.

‫ای خدا، خب الان چیکار کنم؟

‫خب، جدا از هر کاری که بابا کرده، ‫ تلافی کردن واقعاً غیر قانونیه.

‫- چه ساعتی از کورنل راه افتادی؟ ‫- مثلاً، نمیدونم، ۳ صبح.

‫با دوستت دعوات شد؟

‫نه، فقط زیاد از دخترهایی که میخوان رفیق دوجنسگراشون رو توی تخت بغل کنن خوشم نمیاد

‫اون هم وقتی که قصدی ‫ برای رابطه واقعی ندارن.

‫اوهوم، اوهوم.

‫منظورم اینه که غیر قانونی ‫ یعنی ممکنه برم زندان؟

‫نه، نه، احمق نشو مامان. ‫ قرار نیست به زندان بری.

‫- خب، گفتی غیر‌ قانونی، غیر قانونی؟ ‫- حتماً ممکنه کارت رو از دست بدی.

‫ولی من... فکر میکنم... فکر میکنم ‫اون فقط یه عذرخواهی میخواد.

‫بابت چی؟

‫خب، مانع شدی که بورسیه بگیره؟

‫نه!

‫خیلی خب، راهی برای اثباتش هست؟

‫آره.

‫کفش ‌های پاشنه‌‌ دارِ قشنگی ان.

‫- امشب بیرون میری؟ ‫- چطور؟

‫حسابی تیپ زدی. ‫ اون کفش‌‌ های پاشنه‌ دار.

‫میشه دیگه نگی پاشنه ‌دار؟

‫خب، این تیپ برای همکارهاست ‫ یا یه همکارِ خاص؟

‫لطفاً، اصلاً حوصله ندارم.

‫من برای لایلا تلافی نکردم.

‫باورت میکنم. ‫ثابتش میکنیم.

‫اونا بدون این گونی قشنگ‌ ‌تر به نظر میان.

‫هر بار این لباس رو میپوشم ‫بقیه ازش تعریف میکنن.

‫احتمالاً خانم‌ ها، خوبه. ‫از طرفم به همکارت سلام برسون.

‫امیدوارم از کفش ‌های پاشنه‌ دارت خوشش بیاد.

‫پاشنه‌ دار.

‫پاشنه‌ دار!

‫- عاشق اون لباسم. ‫- اوه.

‫- استادهایِ محترم... ‫- ممنون.

‫میتونم با کمال تواضع شما رو به شب ‌نشینی ‫آکاپلامون قبل از جمعه ‌شب دعوت کنم؟

‫فوق‌ العاده‌ست.

‫- موقعی که آکاپلا باحال نبود رو یادت میاد؟ ‫- هنوز هم باحال نیست.

‫ولی کمتر مایهٔ خجالته، ‫و این مایهٔ تأسفه.

‫- اون آدم‌ ها با هم رابطه دارن. ‫- نه، در واقع ندارن، دیگه ندارن.

‫درسته، اونقدر سرشون شلوغه که ‫فقط به مامان ‌هاشون زنگ میزنن.

‫- تو توی دانشگاه به مامانت زنگ میزدی؟ ‫- هیچ‌ وقت جواب نمیداد.

‫من ماهی یه بار به پدر و مادرم زنگ میزدم و ‫نمیتونستم برای زودتر قطع کردنِ تلفن صبر کنم

‫باید ببینیم چقدر دووم میاره.

‫فکر میکنی دووم نمیاره؟

‫میدونی این نویسنده ‌های کله‌ گنده چجوری از شهر ‫ میان و فکر میکنن میتونن راحت از زیر کار در برن...

‫ولی بعدش یهو با واقعیت روبرو میشن، کمربندت رو ‫ ببند رفیق، چون قراره حسابی ازت کار بکشن.

‫پری، اون موقعی که ‫رئیس کمیته انتخاب مکلبرگ بودی...

‫یادت میاد کدوم سال ‫ لایلا گرین درخواست داده بود؟

‫شنیدم وارد پرونده شده. ‫ نگران بودم تو رو هم توی ماجرا بکشونه.

‫فایل‌ های ارسالی و برگه ‌های ‫ امتیاز دهی رو بایگانی کردیم؟

‫هر جوری هم که ‫ رأی میدادی قابل درک بود.

‫- نه، این رو نگو. ‫- آخه مگه قرار بود چیکار کنی؟

‫تو با شوهرم خوابیدی، ‫ بیا این هم جایزه‌ت؟

‫نه، من هیچ ‌وقت همچین چیزی رو ‫ بر علیه کسی استفاده نمیکنم.

‫فقط بحثِ کاره، و کیفیت کارش پایین بود.

‫- از کمدی بداهه خوشتون میاد؟ ‫- نه.

‫سوابق رو نگه داشتیم. ‫احتمالاً توی یه انباری باشن.

‫دپارتمان خیلی...

‫لعنتی، اون کلمه چی بود؟ ‫وقتی دیجیتال نباشی، چی میگن...

‫آنالوگ؟

‫لعنتی، آره! ‫ما خیلی آنالوگیم.

‫وای، خدای من، تمومش کن!

‫اونا با هم سکس میکنن.

‫آره... همینجوریه.

‫- سلام. ‫- اوه، سلام.

‫یه ذره گرد و خاک روی...

‫همم.

‫طبق معمول.

‫سد راهتم؟

‫گیره کاغذ.

‫اوه، بیب، بیب!

‫کش‌ های لاستیکی.

‫جان، به جز کمد انبار،‌ دیگه کجا ‫ممکنه پرونده ‌های بورسیه رو نگه دارن؟

‫- نمیدونم. ‫- دارید چیکار میکنید؟

‫اونا هیچ تعهدی برای دادن مدارک ندارن، ‫پس از پیام‌ های قدیمی بابا استفاده کردم.

‫ما گفته بودیم که اون دخالت نکنه.

‫- بعدش تو اون نامه رو بهش نشون دادی. ‫- و در عوض تاریخ جلسه دادرسی رو فهمیدیم.

‫- کِیه؟ ‫- ۲۰ اکتبر.

‫- به این زودی؟ ‫- آره واقعاً.

‫پس لباس‌ های رسمی دادگاهت رو حاضر کن.

‫- اگه میخوای بیای. ‫- معلومه که میاد.

‫توی تقویمم یادداشتش میکنم.

‫داری نوشیدنی میخوری؟

‫یه آبجو. ‫ ساعت پنجه.

‫نه، نه، ساعت ۴:۴۵ دقیقه‌ست.

‫همین الان بازش کرد.

‫اون به خاطر تو داره وسط روز ‫نوشیدنی میخوره.

‫- این خوشحالت میکنه؟ ‫- ساعت ۵ شده!

‫اوه، یه جا توی دنیا الان ساعت پنجه. ‫وقتِ شرابه.

‫اون یه وکیله. ‫پول داری که دستمزدش رو بدی؟

‫مسئله اینجاست، اینا ثابت میکنن ‫که روابط با رضایت دو طرف بوده...

‫و هیچکس به خاطر بابا از نظر شغلی ‫یا تحصیلی صدمه ندیده.

‫- ممنون. ‫- به جز... لایلا.

‫اوه، الان من مایه‌ دردسر شدم؟

‫هر چیزی که علیه بابا دارن ‫فقط حدس و گمانه.

‫و اگه تو فقط از این شخص، ‫ یعنی لایلا، عذرخواهی کنی...

‫- نه. ‫- اون وقت دیگه هیچی علیهش ندارن.

‫من چیزی ندارم که بابتش عذرخواهی کنم.

‫من هیج وقت دانش ‌آموزی رو ‫به دلایل شخصی تنبیه نمیکنم.

‫مامان، لجبازی نکن، اگه عذرخواهی کنی، ‫اون بیخیال کل ماجرا میشه.

‫من این کار رو نمیکنم. ‫اون کسیه که باهاش رابطه داشته.

‫- تو هم نقش داشتی. ‫- نه، نداشتم.

‫- بابات هیچ وقت نباید اون کار رو میکرد. ‫- و من قبلاً عذرخواهی کردم.

‫و تا یکی دو هفته‌ دیگه، ‫جلوی همه تحقیر میشم.

‫پس میشه لطفاً دست از سرم برداری؟

‫- کجا داری میری؟ ‫- یوگا.

‫وای، خدای من.

‫گل‌‌ مژه‌ت رو نمال عزیزم.

‫باز داری مینویسی؟

‫فکر کردم خوابی.

‫- کی میتونم بخونمش؟ ‫- خب...

‫- تو حتی رمان اولم رو هم نخوندی. ‫- چرا، خوندم.

‫نه، تو نسخه‌ اولیه رو خوندی و ‫بهم گفتی کتاب موفقی نمیشه

‫اون رو به قیمتی فروختی که باهاش ‫ این خونه رو خریدیم، من چی میدونم؟

‫- دومی رو هم هیچ وقت نخوندی. ‫- خودت گفتی نخونم.

‫من توی قضیه‌ لایلا نقشی نداشتم.

‫لطفاً درک کن... تمام کاری که ‫الان دارم میکنم اینه که...

‫دارم به اتفاقات ۱۰ یا ۲۰ ‫یا حتی ۳۰ سال پیش نگاه میکنم.

‫میفهمی این کار توی این مرحله ‫از زندگیم چقدر برام سخته؟

‫میفهمم، درکت میکنم.

‫پاهام درد میکنه.

‫به خاطر کفش‌ ‌های پاشنه‌ ‌بلندمه.

‫پرونده‌ های بورسیه احتمالاً توی دفترمه.

‫الآن دیگه دفترِ دیویده.

‫وقتی اونجا نیست برو. ‫کلیدم رو بهت میدم.

‫داره غرق میشه.

‫دپارتمان توی هرج و مرجه.

‫اون کمدِ انباری یه فاجعه تمام ‌عیار بود.

‫خب، اینجا رو ببین.

‫موهام رو بکش.

‫محکم‌ تر.

.یه پیچ و تاب

‫همش فقط در مورد کار بود.

‫بینِ اختلال بیش ‌فعالی نقصِ توجه، ‫و خیال ‌پردازیِ ناسازگارِ گسسته...

‫عملکردِ اجراییم الان واقعاً به فنا رفته.

‫باشه.

‫آره، و در ضمن تازه گرایشم رو اعلام کردم.

‫- تبریک میگم. ‫- من گرایشم به زنانگیه.

‫من جذبِ ظرافتِ زنانه میشم ‫حتی اگه آلتِ مردانه داشته باشن.

‫آره.

‫به نظر میاد داری روزهای ‫سختی رو میگذرونی، رفیق.

‫آره، برای همین، اوم... ‫مقاله رو تا فردا بهت نمیرسونم.

‫باشه، آه...

‫فکر میکنی بتونی بالاخره... ‫یه زمانی بنویسیش؟

‫فکر کنم بتونم.

‫عالی میشه. ‫آره، هر وقت تونستی برام بیارش.

‫باشه، ممنون.

‫خیلی خب. ‫ممنون، آرون.

‫سلام، آرون.

‫چطور بود؟

‫منظورم اینه که، ‫عجب هیجانی داشت.

‫خب، اون یه موردِ خاصه.

‫منظورم اینه که، منم وقتی ۲۰ ساله‌م بود ‫آدمِ مزخرفی بودم، ولی...

‫خب، شرط می‌بندم که تو ‫کارهات رو سرِ وقت تحویل میدادی.

‫آره خانم، آره، همینجوری بود.

‫اوه، میخواستم بپرسم. ‫مایوم رو خونه‌ت جا گذاشتم؟

‫اوم، دنبالش میگردم.

‫سینتیا چطوره؟

‫خوبه.

‫جان؟

‫اون...

‫عالیه.

More Farsi Persian subtitles for Vladimir

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left