The first 200 lines.
من استعفام رو روي ميز گذاشتم راجيندر -
به همراه شماره تلفن ويشنو مست کردي؟ -
من مشروب نخوردم راجيندر، گوش کن -
.اونو رئيس امنيت مرکز خريد بکن
خان
،خان .رئيس امنيت مرکز خريدش بکن
دوباره شروع کردي
،اگه ميخواي بهم کمک کني .به ويشنو زنگ بزن، خان
اين به نفعمونه
انجامش ميدي؟
بهش زنگ ميزني؟
،الان ديگه دير وقته .صبح صحبت ميکنيم
خدافظ، شب خوش
کارت رو انجام دادم؟
من ويشنو رو پيدا کردم
حالا بهش زنگ ميزنند
به هيچکس نگفتم
حالا ميتونم برم؟
ولم کن برم
خواهش ميکنم، بذار برم
... خواهش ميکنم
خواهش ميکنم، بذار برم
..خواهش ميکنم
! درود بر لرد هانومان
! درود بر لرد هانومان
نه، نه
.نجاتم بديد
.نجاتم بديد
هي، وايسا، وايسا
.شبانگاهه، مرکز خريد بستهست
بله، من ميخوام آقاي خان رو ببينم
.طبقه چهارمند نيستن؟ - چرا ؟
خبرنگاري؟
نشونم بده
دوربين اون توو داري؟
چيکار ميکني ؟ .. هي -
چيکار ميکني؟
گفتم ميخوام آقاي خان رو ببينم اوکي، برو -
دستم رو ول کن
قربان، يه ويشنو نامي ميخوان شمارو ببينند - بفرستش داخل
بيا، قربان
آقاي ويشنو قربان -
جاويد خان ويشنو شارما -
بشين ممنون، قربان -
چرا از ارتش جدا شديد؟
زانوم آسيب ديد
ميتونستيد هر جايي .کار پيدا کنيد
چرا اين شغل؟
پيشنهاد شما واقعا خوبه، قربان
از کجا راجيندر رو ميشناسي؟
اون شمارو پيشنهاد کرد
اون رو ميشناسيد؟
،آقاي خان ما مدتهاست منتظر شماييم -
اين ويشنوء
..ما وسط يه مصاحبه شغلي هستيم و
آره، ولي اين مهمتره
ايشون تيشا هستن
رئيس مرکز خريد ما
ما منتظريم
قربان، من بر ميگردم
آره، آره .آره، ما از آميتي صحبت ميکنيم
همون مرکز خريدي که ادعا ميکنه بهترين مرکز خريد آسياست
جايي که مردم قرار ميذارن
ميان فيلم نگاه ميکنند
امروز اون مرکز خريد تبديل به تلهي مرگ شده، اين چرنديات چيه؟
مطبوعات چطور اومده داخل؟
عاليه، - نگهبانان فروشگاه ..کسي که نگهبان اين مرکز خريده
خوابت برده بود؟
،قربان .. بعد از اينکه اين خبر فاش شده
.گوشي مدام داره زنگ ميخوره
دارم سعميو ميکنم، تريشا
آلوک، هيچ نگهباني حاضر نيست .که توي اين مرکز خريد کار کنه
چيکار ميتونم بکنم ؟
..هيچکس توي اين شهر بزرگ نيست که
بخواد واسه ما کار کنه ؟
يه نفر هست، خودم دست به کارش ميکنم
آدم مقاوميه ؟ قبلا تو ارتش بوده -
فردا، شب مهمي براي ماست
آلوک، من ترتيب تمام .آمادگيهارو دادم
..من ببخشيد قربان -
..همشون، آذوقه..نقشهکش ها، نگهبان
.باهام هماهنگاند
.اون دختر، بازيگر فرداست خانم راشل -
راشل براي يه ساعت موافقت کرده -
و يه آيتم 20 دقيقهاي هم هست
شنيديد، جناب ساهيني؟ ما تصديقات رو داريم
کار ديگهاي هست که براتون انجام بدم؟
شما مرگ راجيندر رو داريد خيلي آسون ميگيريد
نه،قربان اينطور نيست
در واقع ما به روحانيون بنارس زنگ زديم وايسا -
قربان .. - آقاي مانچاندا اين شوخي نيست
،قبلا هم دو مرگ اتفاق افتاده بازرس پونسل، يه تحقيقات شروع کرده -
...ميدونم ..و ثابت شده که تمام مرگها
.تصادفي بودن
بخاطر اين که تو ميگي تبديل به يه تصادف نميشن
تو کُلي پول توي مرکز خريد سرمايهگذاري کردي، اينطور نيست ؟
حالا اين کار منه بهت سود بدم قضيه اين نيست -
به محض اين که مرکز خريد باز شد ميفروشيمش
ايمان داشته باش
خان، فردا نبايد مشکلي پيش بياد
ميخوام تمام مشتريهامون برگردن
اوکي سلام -
ساهاني، ما فردا دوباره شروع به کار ميکنيم
شکيبا باشيد
تيشا، تلفن رو قطع کن
تيشا، قطع کن چشم قربان -
دسر چيه ؟ به آقاي ساهاني بگو
تمام چيزاي مورد علاقه شما ..خامه شکلاتي
خوراک انبه
سيگار ميکشي؟ همه چيز قربان -
ببين ويشنو، ميخوام يه چيزي رو واضح برات بگم
نُه مرگ توي اين مرکز خريد رخ داده
از زمان افتتاحيه ..تا مرگ راجيندر
تمام اونا تصادف بودن
مردم هر کدوم يه چيزي ميگن
.. اوراح هستند .. اينجا جنزده شده، اين ، اون
ولي من باور نميکنم
،با دونستن تمام اين چيزا باز هم ميخواي اينجا کار کني؟
قربان، شرمنده قربان
من نميدونستم که تو خبرنگار نيستي
.تو به جاي راجيندر منصوب شدي
،ضمنا تو با دل و جرأتي نترسيدي ؟
مردم ميگن که مرکز خريد جن زدهست شوخي کافيه -
آقاي راجيندر خيلي بدبخت بود
اون مراقب تصادفا بود، دو بار جلو چشماي من .آشکارا از مرگ فرار کرد
...ولي بار سوم
شرمنده، قربان
اون شاهکليدش رو ميذاشت توي اين قفسه
پيداش ميکنم، دنبالش ميگردم
کدوم کليد ؟
يالا، بازش کن
چش شده ؟ شما بايد بدوني، قربان -
بايد بدونيد، نه؟
نه، نميدونم
.همون بيرون، سوخت و جزغاله شد
.جسدش توي ماشينش پيدا شد
،اينجوري نشسته بود .و اونطوري مُرده بود
از سر تا نوک انگشتهاي پاش سوخته بود
،من سر کار نبودم .وگرنه نجاتش ميدادم
و کالبدشکافي؟ ... اونا بايد بکنند ولي -
کي ميخواد به من بگه؟ چه مزخرفيه ؟ -
مگه من چه جايگاهي دارم؟
باز نميکنه، قربان .کليد ديگهاي ميارم
.همينجا صبر کن
کيه ؟
کيه ؟
کي هستي؟
اسمت چيه ؟
بيا داخل
بيا داخل
اينجا چيکار ميکني؟
با کسي اومدي؟
کي همراهته؟
مامان-بابا ؟
پدر و مادرت کجان ؟
کجان ؟
بگو
بيروناند
ببرمت پيششون؟
ميبرمت پيش اونا
بيا
اسمت رو بهم نگفتي ها
..آهاي
..آهاي
باز شد
چطور باز شد، قربان ؟
..يه دختر کوچولو اونجا بود
ديديش؟
.من هيچ دختري نديدم
شايد گُم شده
،درواقع منم وقتي بچه بودم، گم شدم
"توي جشنواره " کامپ
.خداروشکر، منو پيدا کردن
اينم کليدت
بيا، بهت مرکز خريد رو نشون ميدم
بيا، قربان
،صبرکن قربان، من چراغ رو روشن ميکنم
اين اتاق نظارتي، قربان
.. از اينجا، ما
..چه کوفت
..چه
،قربان، من نبودم ..اونا بود
چرا مانيتور هاي ديگه خاموش شدن؟
..قربان، تيم فني هنوز نرسيده، قربان
اهل کجايي؟ قربان -
قربان .. شيملا
واسه همين داغ نميشي
شرمنده، قربان
شرمنده
ببخشيد، قربان
.عذر ميخوام
يه چيزي اينجاست
چي؟
چيزي گُم کرديد، قربان؟
پوزش، قربان
،راستش من ديگه شراب نميخورم، قربان
قسم ميخورم
قربان... من ديگه شراب نميخورم
برو پي کارت چي ميگيد قربان ؟ -
نابود ميشم
No comments yet. Be the first to leave one.