The first 200 lines.
...من دیگه کارم تمومه
...همه چی رو... میسپارم به
!رم
!رم سان
!آه! بیرون! بیرون
مشکلی براش پیش نمیاد؟
.خب، همیشه اینجوریه
،ولی خودمونیم .بد با درشکه سواری مشکل داره
.دیگه نمیتونم تحمل کنم
!اوه، ارباب
!دیگه رسیدیم
پس اون پایتخته، ها؟
...هفت دیوار
هوی! اینجا چی میخوای؟
!با اون شاخت خیلی مشکوک میزنی
از اهریمنها که نیستی، ها؟
!بیخیال بابا، محاصرهمون کردن
،تازه لوماکینا هم با ماست .نمیتونم اینجا آشوب به پا کنم
!هوی، زنیکه
!شنلت رو بردار تا صورتت رو ببینم
.چارهای نیست، بذار کمی بترسونمشون
به سمت من نیزه میگیرید؟ !پس یعنی آمادۀ عواقبش شدید
!عـ... عوضــی
...دیابلو ساما
عقب نمیکشن، ها؟
...چاره ای نیست، مجبورم
.لطفاً دست نگه دارید
میشه اجازه بدید این افراد رد بشن؟
...تو
.خیلی وقت میشه همدیگه رو ندیدیم
نامۀ رم ساما به دستم رسید .و اومدم به استقبالتون، دیابلو ساما
آلیسیا؟
قسمت 8
بازدید از پایتخت
!فوقالعاده است
!از اینجا میتونیم کل پایتخت رو ببینیم
!حرف نداره
در طول اقامتـتون در پایتخت .آزادانه از این مسافرخونه استفاده کنید
،میگم... آلیسیا ...از مهمان نوازیت ممنونم ولی
،اگه بخوایم اینجا بمونیم .خیلی زود پولمون ته میکشه
.لازم نیست نگران باشی
.همه چی رو بسپار به من
...ها؟ پس
.بله
اگه دیابلو ساما مایل باشه .حتی میتونم این مسافرخونه رو براشون بخرم
!چی... چی گفتی؟
!رم سان
.آفرین، خوب گفتی
لعنتی! تو دیگه چقدر خر پولی، آلیسیا؟
.بابت تأخیر عذر میخوام، راهبۀ اعظم
،من شوالیۀ سلطنتی .آلیسیا کریستلا هستم
.ملاقات با شما باعث افتخاره
،بابت کمکتون جلوی دروازه .خیلی ممنونم
.خوشحالم که تونستم کمکتون کنم
...معذرت میخوام، ولی
با ارباب من، چه رابطهای دارید؟
شما کی هستید؟
،تمام وجود رز .برای خدمت به اربابمه
!بـ... بد شد
...آلیسیا یکی از پیروان ارباب شیاطینه
که موقع احیای ارباب شیاطین !جونمون رو به خطر انداخت
درسته که الان ...به من سوگند وفاداری خورده
،ولی اگه رز ...از اون موضوع با خبر بشه
!رز، فضولی نکن
...اگه بگه بمیر
.اگه بهم بگه بمیر، من براش میمیرم
این توضیح برات کافیه؟
پس میتونم تو رو به عنوان یکی از داراییهای ارباب به حساب بیارم؟
.مگه اینکه خودش این رو نخواد
.متوجه شدم
پس من شما رو به عنوان .یکی از داراییهای ارباب در نظر میگیرم
.ممنونم
شما هم هورن سان هستی، درسته؟
.شنیدم که تازگیها به گروهشون پیوستی
...به همین راحتی تأییدیۀ رز رو گرفت
!آره آره، من هورن هستم
!مهارت ارتباطیش خیلی خفنه
...من دیگه کارم تمومه
...بدرود
...ممنون برای همه چی
.دارم میترکم
.دیگه نمیتونم چیزی بخورم
.منم همینطور
...از دست شماها
،با این وضع .حتی منم نمیتونم درمانتون کنم
میخوام اونقدر بخورم که مثل ارباب .قوی و بزرگ بشم تا بتونم بهش کمک کنم
،گراسواکرها حتی اگه بالغ بشن .بازم ظاهرشون مثل بچه میمونه
...خودم اینو میدونم ولی
،خب لازم نیست عجله کنی .همینجوری هم میتونی به من خدمت کنی
...اگه ارباب مایل باشه
...با اینکه خودم این رو نمیپسندم
راهی هست که میتونیم .اون رو قوی کنیم
قوی کنی؟
اگه این گنجینه رو ...دور گردنت بذاری
پیمان ارباب و بندگی ...بینـتون برقرار میشه
.و اینجوری تواناییهات تقویت میشه
پیمان ارباب و بندگی؟
.به نظر جالب میاد
یه پیمان با ارباب، ها؟
!یه لحظه صبر کن
مگه توی این پیمان، وقتی ارباب بمیره بندهاش هم همراهش نمیمیره؟
!خدایا منو بفرست به بهشت
!میمیرم؟
با این موضوع مشکلی داری؟
...چون ارباب من قدرت بینظیری داره
،با بستن پیمان بندگی .اونم قدرتی ورای تصور به دست میاره
یعنی اینقدر قوی میشم؟
...ولی ممکنه بمیرم
!خوب گوش کن، هورن
،وقتی پیمان بسته شد !دیگه نمیتونی باطلش کنی، ها
...درضمن، اگه اون رو انداختی گردنت
برای آینده، ازدواج و کار و بارت رو چیکار میکنی؟
میخوای چیکار کنی؟
ازدواج؟
...من
چیه؟
.حرفم رو پس میگیرم
اجازه نمیدم یه مشت مزاحم !اینجوری به اربابم نزدیک بشن
برای هرکدومـتونم .یه اتاق خواب مخصوص آماده کردم
البته میدونم اینجا .برای شما خیلی کوچیکه
.لطفاً من رو ببخشید
.خوبه، مشکلی نیست
ولی اینجا .مثل اتاق خواب یه پادشاهه
خب، به نظر میاد شرایط رو .کم و بیش متوجه شدی
.بله
دیابلو ساما، میتونم کمی به شما نزدیکتر بشم؟
.بله، اجازه میدم
.پس با اجازه
...خب
قرار بود اینقدر نزدیک بشی؟
به خاطر لوماکینا ساما به پایتخت اومدید، درسته؟
.بـ... بله
درسته پادشاه نفهمید که من میخواستم ...ارباب شیاطین رو احیا کنم
ولی به خاطر عدم حضورم ...در شرایط اضطراری، جریمه شدم
.و الان از کار تعلیق شدم
ولی خوشحال میشم اگه بتونم .به شما کمکی کنم
.لطفاً جزئیات ماجرا رو بهم بگید
!اون یه باکره کشه
با این جذابیتهای زنانه ...جوری رفتار میکنه
که به جای یه هرزه .مثل یه دختر معصوم دیده میشه
...اون دقیقاً یه باکره کشه
!آلیسیا، باید ازت ترسید
شما دو تا، چهتون شده؟
...خب، اتاقمون زیادی بزرگ بود
واسه همین نتونستیم .توش راحت باشیم
میای با هم بخوابیم؟
میای؟
پس کاردینال ارشد ویشوس، ها؟
.تازه نقشۀ ترور لوماکینا ساما هم کشیده
.واقعاً که انسانها موجودات پستی هستن
...حتی کلیسایی که پیروان خدا هستن
پس ما باید کاری کنیم که حتماً .تقاص گناهشون رو پس بدن
.درسته
همونطور که خواستید میتونم شواهدی .دربارۀ عملکرد نادرستشون جمعآوری کنم
...ولی
فکر نکنم بتونیم اونا رو .مجبور به پاسخگویی کنیم
منظورت چیه؟
پادشاه نمیتونه .در امور داخلی کلیسا دخالتی کنه
پس نمیتونه ویشوس .یا کاردینالهای دیگه رو مجازات کنه
،برای همین !به قدرت شما نیازه، دیابلو ساما
ها؟
!با خونـشون همه چی رو پاک کنید
این موجودات شروری که ...پوست انسان به تن کردن رو
...با پُتک آهنین عدالت له کنید
!و دنیا رو به مسیر اصلی خودش برگردونید
!نابودشون کنید
!همشون رو نابود کنید
!یالا، دیابلو ساما
!آره، این یارو واقعاً خطرناکه
.لطفاً بیادبی من رو ببخشید
تا اونجا که بتونم .درمورد کلیسا تحقیق میکنم
.خوبه
...پسر حسابی رُسم کشیده شد
.بریم بخوابیم
...دیابلو
رو... رُز؟
بیدار شدید، ارباب؟
میخوای قدرتت جادوییت رو بازیابی کنی؟
.بله
زمانی که توی هزارتو هستم
،یا وقتی که کنار شمام .میتونم قدرت جادوییم رو بازیابی کنم
در حال شارژ
تا الان با کنار شما بودن ...تونستم کمی از قدرتم رو بازیابی کنم
در حال شارژ
در حال شارژ
در حال شارژ
...ولی بالاخره
...بیب بیب
.میزان شارژ فعلی %30 است
توصیه میشود .وارد حالت کم مصرف شوید
.توی همچین وضعیتی هستم
چرا زودتر بهم نگفتی؟
.نمیخواستم مزاحم شما بشم
برای همین، هر شب منتظر میموندم ...تا شما بخوابید و بعد
.یواشکی به تخت خوابـتون میاومدم
،ولی به نظر میاد وقتی شما خوابید .نمیتونم خودم رو شارژ کنم
یعنی هر شب بالا سرم بودی؟
...برای همین، من
...من
...من
No comments yet. Be the first to leave one.