Release info

The Descendants of Hong Gil-Dong 2009 DVDRip
A Commentary by Rahpooyan
تبسم : مترجم ( OneTeam Team )

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
TS
Published on: 2015-02-03
Downloads: 16
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه شده در انجمن وان تیم برترین انجمن ترجمه و اطلاعات فیلم و سریال امیدواریم از دیدن این سریال لذت ببرید

ترجمه شده توسطِ تبسم

An Another Life Company production In association with SIO Film

ما به قوانین مدیر اجرایی: جئونگ مون-ون اوه شه یئون، سئول ون-هوی

به صورت یک روح جهانی نگاه میکنیم که در تمام دوران وجود داشته

ولی قوانین معمولا توسط یک عده ی خاص کنترل و استفاده میشه مباشر سرمایه گذاری: چوی کیو هوان

در زمینه ی مبحث کنترل کردن. تولید کنندگان: هام جونگ یاب ایم سئونگ یانگ، بائه سونگ ائون

لی بئوم سو

کیم سو رو

سئونگ دونگ ایل

لی سئونگ یی

پارک این هوان، کیم جااوک

در جلسه ی بعدی، در روش های مختلف

تفسیر قوانین عمیق تر بحث میکنیم.

هی گئونگ مان

تو نباید سر کلاس بخوابی!

یک fگرفتی

بوهای مشکوکی میاد! داری چی کار میکنی, موهیوک?

بهت نگفتم تو مدرسه منو آقای بنگ صدا بزن؟

خیله خوب، به هرحال، آقای بنگ میذارین منم باهاتون بیام؟

تو هنوز بچه ای! برو درستو بخون!

کارگردان: جئونگ یونگ کی

- سلام - سلام خانوم

من یکی از طرفداراتونم

ممنون.

هی!

اوه! خیلی عذر میخوام!

دستشویی بانوان خراب است

چه طور در یک جنگل اقتصادی زنده بمانیم؟

هدف شناسایی شد.

خداحافظ عزیزم!

وقت نمایشه!

- چی شده؟ - همه ی کارکنان طبقه ی هفت

همگی توجه کنید! یک آتش سوزی در ساختمان رخ داده!

پس مجبوریم کار رو تموم کنیم.

ولی اصلن مسئله ی مهمی نیست

پس لطفا آرامش خودتون رو حفظ کنید و ساختمون رو به آرامی ترک کنید!

ندو! لطفا منظم بمونید!

کارکنان، راه خروج رو باز کنید!

کارتون خوب بود!

هونگ گیلدونگ

دزد نیکوکار

زود اومدی خونه

دستاتو بشور و بیا غذاتو بخور!

نباید سر درست باشی؟

دوباره منو بیرون جا گذاشتی!

چه طور تونستی؟

بابا کی میتونم کارمو شروع کنم؟

وقتی که فارغ التحصیل شدی

من مخالفم!

حداقل یک نفر تو خانوادمون باید یه زندگی عادی داشته باشه

مامان!

میبینی؟

- به هر حال عزیزم! - چیه؟

نمی تونیم درآینده گوشت بخوریم؟

یک مرد برای اینکه بتونه کار کنه باید گوشت بخوره، نه ماهی!

هیچکی مجبورت نکرده!

هی! خیلی خوب میخورم!

تو باور نکردنی ای، کت وشلوار پوشیدی و عینک آفتابی زدی

فقط برای اینکه از اثر انگشتا کپی بگیری؟

توکه میدونی من طرفدار جیمز باندم!

همین الانم اوضاعمون

بدون اون عوضی که از مردم پول بکشه، به اندازه ی کافی سخت است!

این پولیه که جمع می کرد واسه رشوه دادن.

تظاهر میکرد که یه تاجر موفقه،

ولی زیرزیرکی تو یه عالمه معامله های مخفیانه دست داشت!

یه بار از پدرش دزدی کردم، و همه ی پولدارا شبیه همن!

حتی یه آدم خوبم بینشون پیدا نمیشه!

دزد کثیف!

مامان، اگه هنوز متوجه نشدی باید بگم که ما هم دزدیم!

اون یه دزد بده!

ماها دزدای خوبی هستیم!

حساس نشین!

بیاین غذامونو بخوریم!

خیلی خوشمزست!

درسته. ما خانوادتا دزدیم!

به غیر از من!

طرد شده از طرف جامعه به عنوان یک بچه ی عوضی،

اجداد ما آرزوهای ازشمند اونو دنبال کردن

و دزد شدند.

بگیرینش!

اونجاست!

دلیری و شجاعت اون افسانه ای بود.

و با تشکر از دشمنی ای که با بدی داشت و مهربونی ای که به مردم می کرد،

بین مردم یک قهرمان شد.

حتی از داستان زندگیش یه رمان نوشتن،

و این شد یک لکه ی ننگ تو تاریخ خاندان چوسان.

کسی که زمانی سمبل عصر خودش بود، حالا تنها و

فراموش شده تو بستر مرگشه.

آرزوی من که بتونم اشتباهات این دینا رو درست کنم،

یک رویای دور از دسترس بود!

بزرگترین افسوس من اینه که آرزوم برآورده نشد.

پدر! من میخوام جاپای تو بذارم!

مطمئنی پسرم؟

آره پدر!

پس بادقت به دستورالعمل های من گوش کن

و تمام زندگیت انجامشون بده!

باشه پدر!

اول اینکه هیچ وقت از آدمای فقیر دزدی نکن!

دوم اینکه،

باید از چیزی که دزدیدی برای آدمای فقیر استفاده کنی.

نباید برای خواسته های کوچیک خودت ازشون استفاده کنی!

هفتم اینکه،

تحت هیچ شرایطی نباید راز خانوادگیمون رو فاش کنی!

فهمیدی؟

بله پدر!

ولی من تورو در حین ارتکاب جرم گرفتم خیلی بی دقتی!

این همه ی چیزیه که میتونم بگم! حالا دوباره شروع کن.

نمی تونی این طوری بهش ضربه بزنی!

کاملا واضحه که

روح بزرگ و آرزوهای جد من

به ما منتقل شد.

کار چان هیوک خیلی خوبه.

دزد خوبی میشه.

نشنیدی؟

منم مخالفشم، پس سعی نکن که هیچ ایده ای رو بندازی تو ذهنش!

من دارم سخت کار میکنم تا برای

روزی که به من اجازه بدین تا به برادرم ملحق شم، آماده باشم،

تا بتونم از آرزوهای بزرگ جدم حمایت کنم.

موهیوک...

فکر میکنی داری چی کار میکنی؟

خوب... این آموزش حین کاره!

من باید به تمرین کردنم ادامه بدم، وگرنه موقع کار ، کارم سخت میشه!

درسته موهیوک.

این متعلق به یه عوضی از خودراضی به ننام یونگسیک.

همیشه لاف پولشو میزنه!

نگاه کن! میبینی چه قدر پول با خودش میبره این ور و اون ور!

نمی خوام همشو برای خودم خرج کنم.

اینکه لاف پولشو میزنه، اونو آدم بده نمی کنه،

پولدار بودنه که یه گناهه!

موهیوک!

فکر میکنی داری چی کار میکنی؟ ما تو مدرسه ایم!

وقتی داشتی رد میشدی یه پیغام تلپاتیک فرستادی!

نه، من همچین کاری نکردم...!

اوممم... به من توجه نکنید،

و کارتون رو ادامه بدید.

هی یئون هو

یئون هو!

اون یه دزده، یه معلمه،

و یه دوست دختر به این باحالی داره؟

دارم از حسودی می ترکم!

واو! اینا چین؟

این تائک ون ویه!

میگم که به عنوان یه آدم بزرگ، سرگرمی عجیبی داری!

هاه! به این نگاه کن!

تو عروسک خرسی ام جمع می کنی؟

آقای سونگ، اگه همین طور تکونش بدین و بهش صدمه بزنید،

درا»د حداقل یه سالتون کم میشه

اونا دوجین از اینا تو سطل آشغال آپارتمانم دارن.

اصن این روبات کوچولو چنده؟

من اگه جای تو بودم به اون دست نمیزدم!

ارزشش چیزی حدود دستمزد سه سالته!

خیلیه!

خونه ی یک مرد، باید قصرش باشه،

ولی تو نمی تونی اینجا به هیچی دست بزنی!

و این چه لباسایی پوشیدی؟

دلیل خاصی داره پوشیدنشون؟

نه واقنی!

بگذریم، تاحالا چند بار شده؟

منظورت چیه؟

منو خر فرض نکن!

میدونم اون دزد، هونگ گیلدونگ، فقط از تو دزدی میکنه.

امکان نداره!

پس اومدی اینجا که اون دزد تقلبی رو پیدا کنی، آقای دادستان؟

راستشو بخوای، نه!

اسم دادستان پارک سوهیون تا حالا به گوشت خورده؟

اون داشت رو پرونده ی رشوه دادن تو به مقامات رسمی

کار میکرد که اخراج شد.

اوه، اونو یادمه.

ما تو دانشگاه با هم دوست بودیم.

بعد از اینکه اخراج شد، خودشو درداشو تو الکل غرق کرد،

تا اینکه یه روز از سرطان مُرد.

اوه خدای من!

اگه میدونستم، ابراز تسلیتم رو می فرستادم.

مطمئنم.

بگذریم، اون منو موقع مرگش صدا زد،

و از من خواست که انتقامش رو بگیرم،

تا به دنیا نشون بدم که عدالت هنوز هم وجود داره.

پس به نظر میرسه که کار من و تو قرار ه از این به بعد

یکم گیر هم باشه

و فکر کردم مودبانه است که بهت هشدار بدم.

گیر هم باشه؟

یکم؟

لعنت! اینجا شبیه قصر میمونه!

بریم!

خب، پس تو یک جنگ راه انداختی؟

البته؟

چه عکس العملی نشون داد؟

مطمئنم خیلی خوشحال نشده بود.

تو روش نامعمولی برای انجام دادن کارات داری، دادستان.

خیلی سخت میشد اگه میخواستیم مخفیانه درمورد کاراش تحقیق کنیم.

اون یه دادستان از اداره ی سئوله

و مشهوره که خیلی مصرره

سعی کن بهش رشوه بدی.

بله آقا.

درمورد هونگ گیلدونگ چیزی فهمیدی؟

آقای جئونگ داره روش تحقیق میکنه.

یه موش تو این خونست!

یه موش که داره پوستمو خراش میده!

نمی تونین بیاین اینجا آقای آهِن!

The Descendants of Hong Gil Dong (The Righteous Thief / Hongkildongui Huye /홍길동의 후예) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Descendants of Hong Gil Dong (The Righteous Thief / Hongkildongui Huye /홍길동의 후예)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left