The first 200 lines.
پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر
تو که میدونی من اینکار رو بهتر انجام میدم
اگه می خوای تو صنعت موسیقی خیلی بالا بری
تو باید یه مرحله بری بالاتر
امروز، یه فرصته
که دقیقا روبه روی ماست
تو باید این فرصت رو غنیمت بشماری
پس...تا کی باید کره بمونم؟
گفتنش سخته بر طبق روند اموزشی کره
حداقل دو تا سه سال.
این همه وقت؟
کوتاه در نظر گرفتم
من بهت گفتم اونجا انقدر خوبه که نمی تونی تصورش کنی
اونا هر چیزی رو بهت یاد میدن
وقتی زمانش برسه
معرفیت می کنن
و تو ستاره اسیا میشی
هرکس...
نه اما...چرا تو مرددی؟
نگران لی جونی؟
حرفه مثل یه کارت اعتباریه
اعتبارت به خلق و خوی بقیه ربط داره
و عشق مثل کارت بدهکاری میمونه
اگه انتظار داری که عشق برگرده
اخرش همه چیزت رو از دست میدی
من برم کره انگار عشق لی جون
و بقیه همراهمه
کدوم یکی رو باید انتخاب کنم؟
به خاطر همین نمی خوام با کسی رابطه داشته باشی
دانیل
اول از همه من واقعا نسبت به چهره ات تو عموم نگرانم
اما الان بیشتر
نسبت به احساساتت نگرانم
من خیلی وقته تو این صنعتم
من این وضعیت ها رو زیاد دیدم و به ندرت پایان خوش دارن
دانیل،
اگه واقعا دوستش داری
تو باید چیزی که
ازش محافظت میکنه رو در نظر بگیری
در موردش فکر کن
کاری از تیم ترجمه کره فا Green Day:مترجم هر گونه استفاده مادی از این زیرنویس ممنوع می باشد
شیائو جون اومدی
بشین
بیا یه چیز رو درست بگم من اگه به خاطر اون ادم بود
هرگز نمی اومدم
اگه دوباره چیزی بشه
من عصبانی میشم
قول میدم اتفاق امروز دیگه تکرار نمیشه
من تمام رستوران رو رزرو کردم
واقعا؟
صادقانه
من یه دوست پسر بدم
زوج های دیگه می تونن تولد ها رو جشن بگیرن
یا کریسمس یا ولنتاین
اما واسه ما خوردن غذا
مثل یه درخواست بزرگ می مونه
کار من نه تنها بیشتر وقتم رو میگیره
بلکه تو رو هم تحت تاثیر میذاره
دانیل چی کار داری میکنی؟
ما که برنامه ضبط نمی کنیم چرا اینقدر احساساتی شدی؟
نگران نباش
من مهربونتر و مراقبت تر و بخشنده تر میشم
من دست از شکایت برمیدارم باشه؟
اینجوری نگو
اگه تو اینجوری بگی من بیشتر روی دوشم احساس سنگینی میکنم
در واقع به خاطر همین خواستم که بیایی
چون می خوام یه چیزی بهت بگم
چی هست؟
اقای شین از من خواسته که واسه اموزش برم کره
این شانس چیزیه که همیشه می خواستم
چقدر اونجا می مونی؟
اگه کوتاه باشه، دو یا سه سال.
اگه طولانی باشه هم که نمی دونم تا کی می مونم
این الان چه معنی داره؟
تو تصمیمت رو گرفتی
و فقط می خواستی به من اطلاع بدی
نمایش تموم شد و من باید منتظر بعدی باشم
درسته؟
من...من می دونم این تصمیم گیری
خودخواهانه اس
اما یه حرفه برای مرد خیلی مهمه
علاوه بر این ادم های مشهور... ادم های مشهور مثل ورزشکار ها می مونن
هر چقدر زمان بگذره
به بازنشستگی نزدیکتر میشن
اگه امروز این فرصت رو از دست بدم
شاید...شاید یه فرصت دوباره دیگه هرگز نیاد
حرفه برای مرد مهمه
موافقم.
ببخشید، آقای دانیل
شما برنامه
داشتید با من غذا بخورید
تا وقت خالی تون رو تنها نباشید؟
شیائو جون این یه موقعیت دشواره
میدونی؟وقتی برمیگردم به عقب
شادترین روز هام تو دانشگاه بود
اما وقتی فارغ التحصیل شدم تصمیم گرفتم یه ادم معروف بشم
و تو فقط می تونی پشت سر من باشی
بودن کنار من باعث میشه خندیدنت کمتر بشه
اما وقتی پیش منی گره مشکلاتمون بیشتر میشه
من می دونم تو هم باری روی دوشی
اما من بیشتر خودم رو سرزنش می کنم چون نمی تونم کاری برات بکنم
اما هیچوقت خودم رو سرزنش نکردم
تو دانش من وقتی یکی رو دوست داری
تو باید بار شادی، خشم، غم و اندوه و لذت رو به اشتراک بذاری.
و اگه
قرار باشه این مسیر رو برم
حتی بیشتر باید اماده بشم
و ضعف خودم رو تحمل کنم و خودم رو انطباق بدم
علاوه بر این بدون قید و شرط با اون بسازم
توی رابطه ما
صداقت خیلی کمه
حالا هم من می خوام برم کره
این یه چیز خودخواهانه اس
اما برای تو که اینجا منتظرم بمونی
خیلی دیگه خودخواهانه اس
پس ببخش شیائو جون
من دیگه نمی تونم جوونیت رو هدر بدم
باشه می فهمم
همه این جلو وعقب کردن ها واسه اینه که میخوای بهم بزنی مگه نه؟
بعد از بهم زدن میتونی راحت بری کره مگه نه؟
متاسفم.
اینکه مدیونتم رو واسه بقیه عمرم فراموش نمی کنم
نمی خوام ازم عذر خواهی کنی
اگه میخوای بری کره،برو
جوری رفتار نکن که انگار وقتی بهم بزنیم زندگیم تموم میشه
به خاطر تو من می خواستم خبرنگار یه کمپانی بشم
حالا داری میری کره
این یه معامله بزرگ نیست من می تونم منتظر بمونم نمی تونم؟
امروز قرار مصاحبه داشتم
می خواستم این خبر خوب رو بهت بدم
فکر میکردم اگه خبرنگار یه کمپانی بشم
می تونم هم درجه تو باشم
اونجوری می تونستم
ازادانه با تو وقت بگذرونم
من از خیلی جهات شبیه توئم
اما من فقط یه احمق بزرگم
حالا تو میخوای بری کره
تو یه کشور دیگه و یه فاصله زمانی دیگه
حتی زبونشون هم متفاوته
مهم نیست من چیکار کنم هیچوقت نمی تونم بهت برسم مگه نه؟
متاسفم.
متاسفم.
چرا میخندی؟
دارم میخندم،
میخندم چون بالاخره ازاد شدم
من می دونم که قلب تو فقط موسیقی رو درونش داره
امروز گفتی میخوای بری کره
شاید چند وقت بعد توی اسیا معروف بشی
و بعدش جایزه گرمی رو ببری
جاه طلبی تو خیلی زیاده من نمی تونم تحمل کنم
بهم زدن یه مناسبت شاده
خیلی پر زرق و برقه
دیگه نمی خواد پیش این سلبریتی معروف باشم
شیائو جون
سلام، چی نیاز داری؟
من فقط نگران خواهر لی لی ام
امروز تو شرکت از هوش رفت
لیو کیورن اونو برد بیمارستان
کی اونا اینقدر به هم نزدیک شدن؟
این واقعا غیر منتظره اس.
پس...
ببخش کل روز وقتت رو گرفتم
سلامتیت برای خودته
اگه برات مهم نیست
داری الکی وقتت رو تلف میکنی
درباره از هوش رفتن من
لطفا به مادرم نگو
اون فردا نتیجه ازمایشش میاد
من نمی خوام نگران بشه
نگران نباش چیزی نمیگم
امروز حالت خوب نبود
شام چی میخوری؟
سلام؟
من بیمارستان بودم نمی تونستم تلفنت رو جواب بدم
بعدا میبینمت.
به نظر میرسه تو کسی رو داری که مراقبت باشه
من میبرمت خونه
چی شد؟ دوباره حالت بد شد؟
فقط تب دارم زیاد جدی نیست
خداروشکر زیاد نیست
این تب خیلی زیاد نیست
شاید به خاطر اب و هوای سرده
من همیشه تب و سردرد میگیرم
به خودت نگاه کن تو فقط به فکر کارت هستی
واسه کار زندگیت رو به خطر میندازی
ساکت
پی شانگ ژوان،پی شانگ ژوان
اوه از کجا فهمیدی من مریض شدم؟
شیائو جون بهت گفت؟
اون وضعیت رو خیلی خوب درک نمیکنه
من نه تنها در مورد مریضیت شنیدم
همینطور شنیدم
کیو رن شوالیه درخشان تو بوده
هیچ چیزی بین ما نیست
به خودت نگاه کن
وقتی هان یی چن بهم گفت اول نگران تو شدم
غیر از اون هیچی رو نفهمیدم
به علاوه
لی لی من خیلی خوبه
این طبیعیه که بقیه تو رو دوست داشته باشن
No comments yet. Be the first to leave one.