The first 167 lines.
.فوقالعاده است، شاریو
...دونیم کردن همچین سنگ بزرگی با تبدیل یک سطح از اون به پودر
انگار به سطحی رسیدی که
.میتونی به راحتی هر مادهای رو بین وضعیتهای فیزیکی مختلف، انتقال بدی
ما دور طول عمرمون شاگردهای زیادی رو پرورش دادیم
.ولی استادیت در مهارتها، بیسابقه است
.حرفهاتون باعث افتخارمه اساتید
.دیگه چیزی نمونده که بهت یاد بدیم
.اینجا رو ترک کن، و هر کاری دلت میخواد بکن
.به خودت بستگی داره که تصمیم بگیری چطور از این قدرت استفاده کنی
.ما دخالتی نمیکنیم
.چشم، سروران
.میخوام از این قدرت استفاده کنم تا همه چیزُ به نفع همه چیز تغییر بدم
.میخوام زندگیمُ وقف از بین بردن نابخردی کشتن، از این دنیا بکنم
تو بهش گفتی هر کاری میخواد بکنه ولی... درسته، سنگ بیصدا؟
.به نظرم بخار غیر قابل شنیدن بود که گفت
.همم... مطمئن نیستم، ولی به نظر از اون حرفهایی میاد که من بزنم
هیچ اختلافی در دانش، شخصیت
.یا احساسات ما سهتا نیست
.دلیلی نیست که ما سهتا چرا نباید یکی باشیم
.ما هرگز بحث نمیکنیم
...اگه دنیا مثل ما میشد، دیگه جنگی در نمیگرفت، ولی
.دنیا ناخوشه، شاریو
.متوجهم که دنیا مهربان نیست
...با این وجود
تا وقتی امتحان نکنم معلوم نمیشه، نه؟
جونی تایسن
...اون دختر دورو
قسمت 4: دشمن یک پیشوای نجیب
.یا بهتره بگم اون دختر ترسو
.احتمالا تا الان مرده
چی باعث میشه اینطور فکر کنی، نزومی کون؟
این یکی از تواناییهات به عنوان یه مبارزه؟
.دقیقا یه استعداد نیست
...فقط، میدونی
.موشها همیشه میدونن کی از یه کشتی در حال غرق فرار کنن
.شاید بتونیم مرگُ از چهرهی یه نفر هم بخونیم
.ولی اگه اون بمیره، تقصیرش با توئه، شاریو خانم
چی باعث شده همچین فکری کنی؟
.درسته به نظر خیلی ماهر نمیاومد، ولی بازم یه مبارز بود
.حتما چیزی که برای بقا از جونی تایسن نیاز بودُ داشت
.ولی وقتی داشت با تو صحبت میکرد، همینطور ضعیفتر شد
.مبارزی که زمانی فقط ترسو بود، حقیقتا ضعیف شد
.خوشبینی تو اونُ اصلاح کرد
برای آدم حقهبازی مثل اون
.ذات صاف و سادهی تو می تونه مثل سم باشه
...هی، نزومی کون
.حس میکنم سعی داری الان با من دعوا کنی
.شرمنده، ولی من تو درک همچین چیزهایی کندم
.اوه؟ پس بحثُ کش نمیدم
.میتونم مرگ یه نفرُ بخونم، ولی نمیتونم ذهنشُ بخونم
من به هیچ وجه توسط تو اصلاح نمیشم
.پس نیازی نیست از این بابت نگران باشی
ولی این جریان قراره چطور پیش بره؟
واقعبینانه حرف بزنیم، اگه اون دختر مرده باشه
.پس یعنی چهار مبارز مردن، فقط از همونایی که ما میدونیم
.این میشه یک سوممون
نقشهی پیروزیت هنوز شدنیه؟
.شدنیه
.فقط حیفه که افراد کمتری رو میشه نجات داد، همین
.انگار دچار سوء تفاهم شدی، پس بذار بگم
.من بیشتر از یه نقشه برای برد دارم
واقعا؟
همچین خوشبین داغونی نیستم که فکر کنم میتونم جونی تایسنُ
.فقط یا نقشه به پایان برسونم
خب، من تا حالا به این فکر نکردم چطور یه جنگُ به پایان برسونم
.پس گمونم اینُ بسپارم به تو
...هی، نزومی کون
چیه؟
تو واقعا نمیخوای جنگُ متوقف کنی، میخوای؟
.اینم گفتی که اصلاح نمیشی
،در این صورت، چرا با توافق صلح من، حتی بدون اشتیاق
موافقت کردی؟
.توافق صلح یه چیزه، ولی من از خود صلح متنفرم
.من وقتی تو جنگ نیستم میرم دبیرستان
.اونجا پر از آشغاله که توسط صلح کرخت شدن
وقتی به این فکر میکنم که زندگیمُ برای محافظت از سبک زندگی آشغالی مثل اون به خطر میندازم
.حسابی حالم به هم میخوره
تو اصلا حالت ازش بد نمیشه؟
.هیچ کس تو دنیا اندازهی تو آدم نجات نداده
.ولی به همون نسبت، کلی آشغالم نجات دادی
.حتی میشه گفت نجات پیدا کردنه که اونا رو به آشغال تبدیل میکنه
.اونا کمکم فکر میکنن جنگیدن و کشتن وظیفهی یه نفر دیگه است
...دوست ندارم بگم، ولی واقعا
.هرچی بیشتر ازشون محافظت میکنم، بیشتر میخوام بکشمشون
.بگو ببینم صلحجو
چطور با این کنار میای؟
.افکارش نشانگر حساسیتی بچگانهان
.به راحتی میشه فهمید یه نوجوونه
ولی گمونم خیلی سادهلوحانه باشه که با گفتن
.وقتی بزرگ بشی میفهمی" از سرت بازش کنی"
ببین، چند بار باید بگم؟
.مشکل اصلا وجود نداره
!اون سرزمین قرنها متعلق به کشور ما بوده
اگه مشکل وجود نداره، پس چرا کشورهامون در حال حاضر دارن میجنگن؟
.چون کشور شما نمیتونه حقایقُ بپذیره
.این کشور توئه که نمیتونه حقایقُ بپذیره
دارم میگم، چون کشور شما
.بیاید این مشاجره رو تموم کنیم
اجازه هست؟
.منم باور دارم به این جنگ و جدال نمیشه پایان داد
.هدف من پایان نیست، بلکه آتشبسه
آتشبس؟
.چه چرندیاتی
.از نقطهای که بتونیم مشکلُ بندازیم برای بعد، خیلی وقته عبور کردیم
.تو به عنوان یه مذاکرهکننده ید طولایی در نتیجه گرفتن داری
.شنیدم به بیش از 300 درگیری بینالمللی و 200 جنگ داخلی پایان دادی
.در این مورد شکی نداریم
.ممنون
.ولی دلیل جنگیدن ما پیچیده است
.باید تا الان فهمیده باشی
.اونجا رو ببینید
.منطقهی بین کشورهای شما
.درگیری سر اون منطقه بیش از هفتاد ساله در جریانه
این نبرد در جریان، که جای مصالحه نداره
.حسابی بیحاصل شده
.دقیقا. البته "بیحاصل" هم کمشه
بهخاطر این نیست که مردم شما نسبت به این موضوع بیاعتنایی میکنن؟
گفتم که
.لطفا این "گفتم که"ها رو تموم کنید
.خیلی خستدهکننده شده
!پس بذارید بگم
!کشور من اینجا قانونا محقه
.دارم میگم مذاکرات شما بیحاصل شدن
طبق قراردادی که یک قرن پیش روش توافق کردیم
.کشور شما قبول کرد اون قسمت متعلق به ماست
میتونم بگم دلیل این که شما تا این حد
به جنگ ادامه دادین، مردمتون نیست
بلکه بیشتر بهخاطر غرور ملیه؟
.دارم میگم، اونان که به ما حمله کردن
.ما نمیخواستیم بحنگیم
پس چرا شما اول اسلحهتونُ نمیذارید زمین؟
!نمیتونیم وقتی زیر حملهایم دفاعمونُ بذاریم کنار
.لطفا بس کنید
.این ناحیه از اولش جزو کشور هیچ کدومتون نبوده
.اون مال خیلی وقت پیش بود
کشوری که زمانی اونجا بود ورشکسته شد و استقلالشُ از دست داد
.پس ما حکومت بر اونجا رو به دست گرفتیم
.منظورت اینه که بهش حمله کردین
.پس من خودم به یه ایده رسیدم
یه ایده؟
.بیا تو
.عذر میخوام که وسط کنفرانس مزاحم شدم
.خیلی از افراد ارتش فراری شدن
چی؟
.اونا خودشونُ مسلح کردن و اعلام کردن جنگُ رها میکنن
.خیلیهای دیگه هم ازشون پیروی کردن
.و اونا خواهان یه آتشبسن
چی؟
.همین که این صحبت تموم شد، جزئیاتُ میخوام
چی؟
.افرادُ جمع کنید
.قربان
...غیرممکنه
.پس من میرم
.باشه. سریع قضیه رو تایید کنید
چه خبره؟
ببخشید، ولی مسئلهای پیش اومده
.که باید فورا بهش رسیدگی کنم
سربازهای خط مقدم دارن فرار میکنن
و درخواست آتشبس دارن، درسته؟
نکنه... تو پشتش بودی؟
.اونا نوادگان ساکنین اون کشور سابق بودن
.اونا جنگ شما رو به نام استقلال رد میکنن
این روش واقعا کار میکنه؟
.هر دو کشور دیگه خسته شدن
اگه نیروهاشون از این کمتر بشه و انظار عمومی هم به نفع شما باشه
No comments yet. Be the first to leave one.