The first 66 lines.
بارون ميباره انگار ميخواد صبح رو شروع کنه
اشکهام ميريزن
بيشتر دلتنگت ميشم
طاقتشو ندارم
با خودم ميگم که فردا فراموشش ميکنم
که همه چي خوبه
سعي ميکنم بخوابم
اما فقط اشک ميريزم
...گفتي تغيير نميکني و
فقط به من فکر ميکني
که هيچوقت منو به گريه نميندازي
اينا چيزايي بودن که گفتي
من
من دوباره
من دوباره دوباره
من دوباره دوباره دوباره
من دوباره دوباره دوباره گريونم
دوباره
دوباره دوباره
دوباره دوباره غمگينم
فقط من درد ميکشم
منتظر تماستم
تو
تو تو
...واسه کسي مثل تو
نميخوام غمگين باشــــــم
...لطفا
از ذهن من برو بيــــــــــــــرون
دوباره شماره تو گرفتم
با اينکه مطمئنم قطع ميکنم
با اينکه پشيمون ميشم
با اينکه سخته
گريه ميکنم و بعدش ميخندم
ازت متنفر ميشم و بعدش دنبالت ميگردم
...اينطوري ميفهمم
که چقدر دوستت داشتــــــم
خيلي دلم واست تنگ شده
من
من دوباره
من دوباره دوباره
من دوباره دوباره دوباره
من دوباره دوباره دوباره گريونم
دوباره
دوباره دوباره
دوباره دوباره غمگينم
فقط من درد ميکشم
منتظر تماستم
تو
تو تو
...واسه کسي مثل تو
نميخوام غمگين باشــــــم
...لطفا
از ذهن من برو بيرون
نميتونم فراموشت کنم
تنها
تنها تنها
تنها تنها تنها
اين شبا بدون تو خيلي تنهام
من رو فراموش نکــــــــــن
من رو فراموش نکن
من رو فراموش نکـن
من رو فراموش نکــن
من رو فراموش نکـــن
من رو فراموش نکــــن
من رو فراموش نکـــــن
من رو فراموش نکــــــن
No comments yet. Be the first to leave one.