The first 200 lines.
خاکستر
چند سال پيش از امروز !..در شهر بزرگي در هند
دوشنبه هفتم سپتامبر
من به جرم قتل بازداشت شدم
...توي سن 21سالگي
زندگي من تبديل به خاکستر شد
اين داستان زندگي من ـه
يادمه که اين اتفاقات سه ماه پيش افتاد
سلام امير
دهم ژوئن
تاريخي که زندگي من رو تغيير داد
نيتا رو يادم هست
اون شب توي مهموني اون رو ديدم
کجا بودي؟
اونشب بعد از مدتها اون رو ديدم
ما قبلا خيلي همديگه رو دوست داشتيم
اين روزا به سختي با هم حرف ميزنيم
...نيتا
!من عاشقش بودم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
بيا بريم حال کنيم
بيا ديگه
...نيتا
مي خوام باهات حرف بزنم
دربارهي چي؟
!امير الان
بچهها بيايد ديگه
دوچرخه م
زنش ازش پرسيد تو چطور انقدر سياهي؟
...پس
امير به من گوش ميدي؟
بيخيال،فراموش کن چيزي نيست
زنش ازش پرسيد تو چطور انقدر سياهي؟
گفت چون وقتي که به دنيا اومدم چراغها خاموش شدن
سلام آقايون
...الکل
ماري جوآنا چيزي ميخوريد؟ نه-
عجب دختري اونجاست خيلي خوبه-
گمشو برو،برو
لاکي، ميبيني زندگي ما شبهاش چطور ميگذره؟
چي ميگي رفيق؟ عاليه-
سرد و خنک آقا
!ماشاالله
چي ميگي؟ عاليه،الان برميگردم-
کبريت داري؟
نه سيگاري نيستم ببخشيد بشين-
کافيه
لطفاً ...کبريت-
چي ميگي من فقط کبريت خواستم
!گمشو
لعنتي
نکن ولم کن-
امير
نکن ولم کن-
تو احمقي
بريم
امير وايسا،نکن
بس کن امير
چه لزومي داره عصباني بشي؟
داشت من رو اذيت ميکرد من آروم حلش ميکردم
چرا هميشه اينجوري واکنش نشون ميدي؟
اين افراد رو ناديده بگيري بهتر هست
فقط منتظر فرصت بودن که تو بهشون دادي
چرا آروم نيستي؟
آره رفيق آروم باش بريم
امير تو نيتا رو ميرسوني خونه؟
لطفاً رفيق
عزيزم احمق نشو -
...ببين
اگه درد داري من رانندگي کنم؟
خوبم
من واقعاً متاسفم امير
دوست ندارم در اين مورد با تو صحبت کنم
ولي تو خيلي عصباني ميشي
معذرت ميخوام
نمي دونم چه اتفاقي برام مياُفته
امروز حال و هواي عجيبي داشتم
امروز به جزء تو حواسم به هيچکي نبود
تو خيلي زيبايي
بايد هميشه اينجوري زيبا بموني
بگذريم،خونه همه خوبين؟
ولي تو لاغر شدي
مراقب خودت نيستي؟
بگيرش.. يالا
!نه!نه!نه
امير ...نه،نه-
!نه
..نه...ولم کن
نه
نکن
!نه
امير،امير
تو رو خدا ولم کن
امير امير
امير
!نه
!نه
!نه
!نه!نه
!نه!کمک
!نه!کمک کن
نه
!نه
!نه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
امير در رو باز کن
امير در رو باز کن
!خداي من
چه بلايي سرت اومده؟
چند بار بهت گفتم که در رو از داخل قفل نکن
اگه بيهوش بشي چي؟
الان برو دراز بکش و استراحت کن
بعداً بهم بگو چي شده
اين اتفاق به خاطر من اُفتاد
نيتا تو ميتوني من رو ببخشي؟
احساس ميکنم دارم توي يه باتلاق فرو ميرم
نه
!ولم کن ...!نه
!وايسا
!برو
!وايسا وگرنه شليک ميکنم
همهي راهها به روي من بسته شدن
براي کمک گرفتن پيش پليس رفتم
بگو
هان
چي شده؟
من يه شکايت دارم
از يه تجاوز
توي جادهي گاندي ساعت 10 شب
اسمت؟
اسمت چيه؟
امير
اسم قرباني؟
اسم اون دختر؟
کي اين اتفاق افتاد؟
ساعت چهار بعدازظهر؟-
ساعت 4نصف شب توي اون جاده ي خطرناک چه کار ميکردي؟
ديگه کي همراهت بود؟
هيچکي
!هيچکي
اسم دختر رو يادت نيومد؟
اسم خودت که يادت هست؟
...ببين
اسم دختر رو نميگي
نمي دوني
هيچکي همراهت نبوده
ساعت 4نصف شب تو و اون دختر تنها توي اون جاده بودين...عوضي
!بشين
حالا بگو کي رو بايد دستگير کنم؟
تو ؟
شکايت ديگه اي داري؟
!حرومي
!مواد
!همهشون معتادن
دوباره به جادهي گاندي رفتم
داداش يادت هست من چند شب اينجا بودم؟ نه-
يادت نيست چه اتفاقي افتاد؟ کدوم شب؟-
يه سري با جيپ اومدن
کارمالي رو ميگي
چي ميخواي؟
آدرسش رو بهم بده مي خوام برم معذرت خواهي کنم
به من بگو من از طرف تو عذرخواهي ميکنم
نه ميخوام خودم به ديدنش برم آدرسش رو بده
آدرس ميخواي؟ آره-
جهنم
بيا منم بزن
!برو وگرنه بهت شليک ميکنم
چرا اين کار رو ميکني؟
بعضي وقتها بايد از مغزت استفاده کني
قربان من يونيفرم تنم بود شينده چرا بايد فرار ميکرد؟
خفه شو
جواب من رو نده
مي دوني چه غلطي کردي؟
به يه افسر پليس شليک کردي
هرکاري بگي از عهده ي شينده بر مياد
!اصلاً ميفهمي
چرا بايد بهش شليک ميکردي؟
بايد بهش ايست ميدادي !و سوال ميکردي
!اين روند کاريه
از امروز اين يادت باشه
خيلي خوش شانسي که هنوز زندهست
..وگرنه الان يه قاتل بودي !يه قاتل
الو
بله قربان متاسفم
بله قربان الان اينجاست
بله،بله
منم همين رو بهش گفتم
نه قربان من انجام ميدم
بله باشه
باشه
رئيس پليس بود
الان ديگه خيلي معروف شدي
حالا بايد با تو چه کار کنم؟
بارها بهت شانس دادم يه کاري کن
وگرنه من مجبورم يه کارايي بکنم ..اما-
حالا چه کار ميکني؟
شينده يونيفرم نپوشيده بود به هشدار من گوش نداد
داري ديوونهم ميکني
سردرد گرفتم
برو لطفاً برو
No comments yet. Be the first to leave one.