A Fidai Film

A Fidai Film

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

A Fidai Film (2024) Kamal Aljafari fa
A Commentary by OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم‌های مهجور @oldman505

Tags

other
Published on: 2026-08-14
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 119 lines.

‫تق، تق، تقیّه

‫دو تا پنجره توی زیرشیروونی

‫زنگ، زنگ، آی زنگ

‫بچرخ و سوار اسب شو

‫تق، تق، تقیّه

‫دو تا پنجره توی زیرشیروونی

‫زنگ، زنگ، آی زنگ

‫بچرخ و سوار اسب شو

یک فیلم فدایی

‫دیگه هیچی نمی‌دیدم.

‫بیناییم رو از دست داده بودم.

‫حس کردم انگشتای دست چپم ‫که نامه رو گرفته بودن، از بدنم جدا شدن.

‫صدای انفجار ‫گوش‌هام رو کر کرده بود.

‫خون از سر و صورتم و بدنم سرازیر بود.

‫کار یه سیم نازک بود ‫که به پاکت وصل شده بود.

‫توی پاکت چند برگ کاغذ سفید بود ‫و پودری که مرگ ازش بیرون می‌زد،

‫همین که دستی بهش می‌خورد.

‫همون‌طور که بین هوشیاری ‫و بیهوشی بودم،

‫موهای بلند سلوا، منشیم، ‫رو روی صورتم حس می‌کردم.

‫داشت سعی می‌کرد منو ‫از اتاقم تا آسانسور ببره،

‫تا همکاراش ‫منو برسونن بیمارستان.

‫صداش رو می‌شنیدم ‫که کمک می‌خواست.

‫مدام به هوش می‌اومدم ‫و دوباره از حال می‌رفتم،

‫توی راهی که ‫حتی ده دقیقه هم طول نکشید.

‫وقتی رسیدیم بیمارستان،

‫دیگه کامل بیهوش شده بودم.

‫نمُردم.

‫شب

‫دورادور بال‌هاش رو باز می‌کنه

‫و توی سکوتش، شعرها طنین می‌ندازن

‫راه می‌رم و راه می‌رم، ‫وقتی از غصه‌ها می‌گن

‫این سفر، توی موزه‌ی روزهاست

‫راه می‌رم و راه می‌رم، ‫وقتی از غصه‌ها می‌گن

‫توی موزه‌ی روزها

‫این سفر، توی موزه‌ی روزهاست

در موزهٔ روزها

‫صفحه‌ای از رمله

‫ در جنگ ۱۹۴۸، نیروهای اسرائیلی رمله و شهر همسایه‌اش لُد را در عملیات دانی

‫ تصرف کردند و بخش بزرگی از جمعیت فلسطینی این دو شهر اخراج یا آواره شدند

‫ما رو دو ردیف، دو طرف جاده ‫به صف کردن.

‫همون جاده‌ای که رمله رو ‫به اورشلیم وصل می‌کنه. ‫ ‫ ‫

‫گفتن دست‌هامون رو ‫ضربدری ببریم بالا. ‫ ‫

‫یکی از سربازها وقتی دید مادرم ‫منو جلوی خودش گذاشته،

‫تا سایش منو ‫از آفتاب تیرماه حفظ کنه.

‫با خشونت دستم رو گرفت ‫و کشید بیرون.

‫گفت روی یه پا وایسم،

‫و وسط اون جاده‌ی خاکی ‫دست‌هام رو بالای سرم ضربدری کنم.

‫اون موقع نه سالم بود. ‫ ‫ ‫ ‫

‫تق، تق، تقیّه

‫دو تا پنجره توی زیرشیروونی

‫زنگ، زنگ، آی زنگ

‫بچرخ و سوار اسب شو

‫اینجا مقر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در بیروته

‫سربازهای ارتش اسرائیل دارن کامیون‌هایی رو بیرون می‌برن ‫که پر از پرونده و مدرکه.

‫دارن تند تند کار میکنن، قبل از اینکه ‫ارتش اسرائیل از بیروت خارج بشه؛

‫که احتمالاً همین هفته اتفاق می‌افته.

‫مثلاً اینجا توی پرونده‌ها ‫فیش‌های حقوقی داریم...

‫یه پرونده‌ی شخصی.

‫از روی مدارک و عکس‌ها معلومه ‫این دفتر خیلی منظم بوده.

‫فهرست کمک‌های مالی؛

‫از سازمان‌ها و آدم‌های مختلف ‫اینجا در غرب بیروت.

‫یه مجموعه‌ی بزرگ عکس هم هست ‫که برای تبلیغات استفاده می‌شده:

‫پناهنده‌ها، یه مراسم خاکسپاری... ‫اینجا عکسش نیست.

‫عکس یکی از اعضای ساف ‫که فالانژها اعدامش کردن،

‫کسی به اسم غالب سعید ابراهیم، ‫و از این جور چیزها.

‫جمع‌آوری این اسناد، اینجا و جاهای دیگه، ‫هنوز ادامه داره.

‫خیلی طول می‌کشه ‫تا همه رو ببرن و دسته‌بندی کنن،

‫تا ببینن چیزی بین‌شون هست ‫که بعداً به درد بخوره یا نه.

‫بیرون بردن این همه کاغذ ‫با تمام توان ادامه داره؛

‫حتی از ساختمان ‫مرکز پژوهش‌های فلسطین،

‫شاخه‌ی پژوهشی ساف ‫در منطقه‌ی حمرا.

‫مدیر این مرکز ‫صبری جریس هست؛

‫اهل فسوطة در جلیل،

‫و از بنیان‌گذارهای سابق «الارض».

‫همه‌چی بسته‌بندی شده، ‫هنوز مرتب نشده، ولی آماده‌ی انتقاله.

‫طبقه‌طبقه کتاب و روزنامه‌ست، ‫شماره‌های سال‌های قبل روزنامه‌ها؛

‫از کشورهای عربی، ‫اسرائیل و سراسر دنیا.

‫مجموعه‌های عظیمی از بریده‌جراید ‫درباره‌ی موضوعات مختلف.

‫یه کتابخونه‌ی میکروفیش، ‫با کارتریج‌های مرتب،

‫که هم بر اساس موضوع ‫و هم نویسنده فهرست شده.

‫دیدنش قطعاً جالبه؛ ‫هم شیوه‌ی کارشون،

‫هم چیزهایی که جمع کردن؛ ‫واقعاً یه گنجینه‌ست،

‫حتی حالا که افتاده دست ما.

‫یعنی همه‌ی این طبقه‌ها ‫قراره بره اسرائیل؟

‫قطعاً.

‫فیلم‌های غارت‌شده از ‫آرشیو ساف در بیروت.

‫اردوگاه پناهنده‌های فلسطینی: ‫گفت‌وگو با یه زوج سالخورده،

‫زن‌هایی نشسته روی فرش جلوی چادر، ‫بچه‌های اردوگاه،

‫تابلوی جاده به سمت یه شهر عربی، ‫مناره‌ها،

‫بچه‌ها توی گل‌ولای، ‫زن‌ها در حال لباس شستن، بازار.

‫فیلم‌های غارت‌شده از ‫آرشیو ساف در بیروت.

‫پناهنده‌های آنروا ـ ‫اردوگاه بقعه:

‫بارون و گل‌ولای توی اردوگاه، ‫چادرها، کمک‌های آلمان،

‫مصاحبه با ساکنان چادرها،

‫مادرها و بچه‌هاشون ‫توی درمانگاه کودکان خودشون رو گرم می‌کنن.

‫فیلم‌های غارت‌شده از ‫آرشیو ساف در بیروت.

‫راه فراری نیست ـ فلسطین

‫جنگ استقلال ‫و جنگ شش‌روزه،

‫عکس‌هایی از افراد مسلح و نماهایی از اردوگاه‌ها،

‫قلندیا، ۱۹۵۷ (دفتر ۹۲).

‫این ویرانگرترین حمله از این نوع بود ‫از زمان محاصره‌ی ‫ساف توسط اسرائیلیِ از تابستون گذشته.

‫بمب موقع ناهار منفجر شد، ‫نزدیک خیابون اصلی و شلوغ بازار،

‫درست وسط غرب بیروت.

‫جلوی یکی از معدود دفترهایی ‫که هنوز ساف اینجا داره.

‫انفجار عظیمی بود؛ بیش از ۱۳۰ پوند ‫گاز شدیداً آتش‌زا

‫توی مخزن‌هایی عقب ماشینی ‫که بیرون پارک شده بود.

‫بیش از دوازده نفر، ‫از جمله سه پلیس،

‫و چند مقام ساف،

‫تا وقتی نیروهای امداد رسیدن ‫جون داده بودن.

‫ده‌ها نفر دیگه هم ‫در انفجار و آتش‌سوزی زخمی شدن؛

‫آتیش خیلی زود ‫ساختمون هفت‌طبقه رو گرفت،

‫که بخشی از اون سفارت لیبیه.

‫توی هرج‌ومرج بعد از انفجار،

‫چتربازهای فرانسویِ ‫نیروی چندملیتی

‫خیلی زود خودشون رو رسوندن،

‫و سعی کردن یه نظمی به اوضاع بدن.

‫ولی حتی یه ساعت بعد،

‫امدادگرها هنوز داشتن ‫جنازه و مجروح بیرون می‌آوردن.

‫تمام این مدت، آتش‌نشان‌ها ‫از بین جمعیت راه باز می‌کردن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left