Woven Gardens

Woven Gardens

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Tribal Eye Part5of7 Woven Gardens XviD AC3
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The tribel eye زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-20
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازار باستانی در شهر قدیمی شیراز در جنوب ایران

مردم صدها کیلومتر سفر می‌کنند تا اینجا معامله کنند

بعضی‌ها از روستاهای کوچک کوه‌های زاگرس می‌آیند

بعضی‌ها هم همین شیراز زندگی می‌کنند

و گهگاهی زنی از یکی از قبایل کوچ‌نشین را می‌بینید

که بدون حجاب و بی‌اعتنا در میان جمعیت راه می‌رود

به آداب و رسوم مردم مسلمان

اینجا در اصل یک بازار فرش است

فکر می‌کنم هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند چند فرش اینجا برای فروش هست

حتماً صدها هزار تا هستند

اما یک چیز قطعی است: هیچ دو تایی شبیه هم نیستند

همه دست‌بافت هستند

بعضی‌ها، مثل این یکی، به تعداد زیاد در کارگاه‌های شهرهای کوچک تولید می‌شوند

خوب بافته شده‌اند و بادوام هستند

اما این یکی، در هر صورت، فاقد هرگونه امتیاز یا الهام خاصی است

آها، حالا این کمی بهتر به نظر می‌رسد

این... این یک... شیراز، ها؟ شیراز

بله، این فرشی است از یک روستا در این منطقه از دنیا

زیباست، اما وقتی با دقت به آن نگاه می‌کنید، این رنگ‌ها، آن نارنجی...

آن نارنجی نسبتاً پررنگ و یک سبز نسبتاً تند

این‌ها رنگ‌های مدرن و تازه تولید شده‌اند

بنابراین، این نوعی فرش جدید است

آه! اما این کاملاً فرق می‌کند

شیراز، ها؟ شیراز

اینجا، رنگ‌ها می‌درخشند و گرم، لطیف و زنده هستند

این‌ها پشم‌هایی هستند که با رنگ‌های گیاهی رنگ شده‌اند

که در کوهستان‌ها جمع‌آوری شده‌اند

و طرح‌ها، خب آدمک‌های کوچک و پرندگان هستند

و این فرشی نیست که در یک کارخانه برای فروش تولید شده باشد

این فرش، با این طرح‌ها، توسط یک زن بافته شده است

یک زن ایلیاتی که در چادرش کار می‌کند

این فرشی است که توسط عشایری بافته شده که هنوز هم کوچ می‌کنند

در این بخش از جنوب ایران

عشایر مردمی اسرارآمیز و به شدت مستقل هستند

تا زمانی که سوابق تاریخی وجود داشته است

در این سرزمین‌های خشن و سنگی در حرکت بوده‌اند

کشاورزان از آن‌ها بیزارند

چون گله‌هایشان را از دره‌ها می‌رانند، همانطور که همیشه این کار را کرده‌اند

بی‌توجه به کسانی که سعی در آبیاری و کشت زمین‌ها در آنجا دارند

پلیس و ارتش به دنبال آن‌ها هستند و تلاش می‌کنند تا آن‌ها را از کوچ‌شان بازدارند و وادار به یکجانشینی کنند

تا بتوانند آن‌ها را شمارش، اداره، مالیات‌بندی و کنترل کنند

اما آن‌ها همچنان به سفر خود ادامه می‌دهند و گله‌هایشان را پیش می‌رانند

تابستان را در چراگاه‌های سرسبز در ارتفاع ۳۰۰۰ متری کوهستان می‌گذرانند

در زمستان، این مراتع می‌توانند زیر ۶۰ سانتی‌متر برف باشند

حالا، مانند هر پاییز

آن‌ها سفر طولانی خود را به سمت اردوگاه زمستانی‌شان در دشت‌ها آغاز می‌کنند

و همانطور که سفر می‌کنند، می‌ریسند

همه وسایلشان را حمل می‌کنند

بعضی‌ها، در کوهستان‌ها، یک مرتع کاشته شده با غلات را پشت سر می‌گذارند

که در بهار جوانه می‌زند

و به محض اینکه مردم در ماه می به کوهستان بازگردند، قابل برداشت است

اما بیشترشان چیزی جز حق سنتی برای یک محل چادر زدن پشت سر نمی‌گذارند

تمام دارایی‌هایشان را با خود می‌برند

چادرهایشان روی الاغ‌ها، آذوقه‌شان در خورجین‌ها

و ثروت اصلی‌شان، یعنی گله‌هایشان را پیشاپیش خود می‌رانند

زنان قبیله نقش منحصر به فرد و قدرتمندی در این دنیای کوچ‌نشینی ایفا می‌کنند

در واقع، یک ایل زمانی توسط یک زن اداره می‌شد

و به جای پوشیدن لباس‌های سیاه متین و محتاطانه‌ای که زنان شهری می‌پوشند

آن‌ها با رنگ‌ها، شادابی و خودنمایی می‌درخشند

و این زنان هستند که با پشم گله‌هایشان می‌بافند

فرش‌هایی که چادرهای سیاه‌شان را با رنگ می‌درخشانند

یک فرش خوب بافته شده می‌تواند در هر اینچ مربع ۳۰۰، حتی ۴۰۰ گره داشته باشد

یعنی، مثلاً، یک چهارم میلیون در یک فرش شش فوتی

و هر کدام از آن‌ها به صورت جداگانه گره زده شده است

هر قبیله الگوهای خاص خود را دارد

برخی به وضوح نمایشی هستند، پرندگان، حیوانات و گل‌ها

برخی دیگر آنقدر هندسی هستند که هویت‌شان

فقط از طریق سنت‌های بافندگان شناخته می‌شود

و گاهی حتی توسط خودشان هم فراموش شده است

همه به اندازه یک تارگان برای یک اسکاتلندی، منحصر به فرد و متمایز برای یک گروه هستند

کیفیت پشم متفاوت است

زبرترین آن از گله‌هایی می‌آید که در دشت‌ها چرا می‌کنند

ابریشمی‌ترین آن از گله‌هایی که در کوهستان‌های بلند و سنگی زندگی می‌کنند

هرچه حیوان جوان‌تر باشد، پشمش نرم‌تر است

و بهترین پشم از همه فقط در زیر بدن حیوان یافت می‌شود

بنابراین، یک بافنده ماهر که حیوانات گله‌هایشان را تک تک می‌شناسد

و می‌تواند پشم آن‌ها را با دقت و علاقه انتخاب کند

می‌تواند فرشی تولید کند که با لطافت درخشش آن

ظرافت رنگ‌هایش و دقت گره‌هایش

تحسین همگان را برمی‌انگیزد

برای قرن‌ها، فرش‌هایی مانند این از طریق خشکی به اروپا آورده می‌شد

با کاروان‌های شتر از آسیای مرکزی

یا از طریق مدیترانه به مراکز بزرگ تجارت شرق ارسال می‌شد

مانند ونیز، که از آنجا در سراسر اروپا توزیع می‌شدند

و از قرون وسطی به اروپا می‌رسیده‌اند

این فرش در زمان هنری هشتم استفاده می‌شده و در سال ۱۵۳۳ توسط هانس هولباین نقاشی شده است

پنجاه سال قبل‌تر در ایتالیا، کارلو کریوِلی یک بشارت نقاشی کرده بود

و روی نرده بالکن بالای مریم، دو فرش قرار داشت

که با توجه به الگوهایشان، حتماً بافته شده بودند

در مرزهای غربی شرق در ترکیه

کشیشان بی‌دقت یا ناآگاه، شاید از منشأ نامقدس فرش‌های شرقی

آن‌ها را روی کف کلیساهایشان پهن می‌کردند

و دولتمردان به اینکه روی آن‌ها ایستاده نقاشی شوند، افتخار می‌کردند

این جورج واشنگتن است

در واقع، فرش‌های ایلیاتی به خوبی می‌توانند اولین نمونه‌های هنر بیگانه باشند

که به طور گسترده‌ای در غرب مورد تحسین قرار گرفتند

آن‌ها به شرق، به چین هم سفر کردند

این طومار ابریشمی در اوایل قرن سیزدهم نقاشی شده و فرشی که تصویر می‌کند

به احتمال زیاد از پادشاهی چنگیز خان در مغولستان آمده است

خود عشایر از این دستباف‌های گره‌دارشون برای هر جور کاری استفاده می‌کنن.

همه این قطعات از یک ایل اومده و می‌تونسته تو یه چادر باشه،

روی زمین، انواع قالی‌ها برای محافظت از سرمای زمین.

این یکی با طرح آبی و قرمزش فقط یه گل سفید کوچیک اونجا داره.

میگن که این لکه‌های کوچیک برای اینه که...

...اگر نباشن، فرش کاملاً قرینه میشه.

و قرینه بودن یعنی کامل بودن، و کامل بودن فقط ویژگی خداست.

و برای همین، تلاش برای ساختن چیزهای کاملاً قرینه، تقریباً کفرآمیزه.

خب، این شاید فقط یه داستان باشه، اما چیزی که قطعاً درسته،

اینکه اون نقطه سفید کوچیک، ریتم طرح رو به طرز شگفت‌انگیزی زیباتر می‌کنه.

و اینجا، روی دیوارها، پنل‌هایی از قالی‌های پرزبلند،

که به پهلوی شتر یه مرد بزرگ آویزون می‌شد.

شتر یه خان.

و این خورجین‌های شتری پر از منگوله...

...که وسایل خانواده رو حمل می‌کردن و وقتی تو چادر بودن، به عنوان بالشت استفاده می‌شدن.

این یه پرده دره که جلوی ورودی آویزون می‌شده.

اینجا یه قطعه دیگه داریم که برای یه کاربرد خاصه.

یه کیسه دوک‌دانی که داخلش دوک نگهداری می‌شد.

و این نمونه‌ای عالی از یک قالی عشایریه.

قالی‌های زیبایی مثل این رو در غرب "بخارای سلطنتی" صدا می‌کردن.

و این طرح رو "پای فیل" می‌نامیدن.

این فقط نشون میده که ما چقدر کم در مورد سازندگان این چیزهای زیبا می‌دونستیم.

چون بخارا اسم یک ایل یا یک قوم نیست،

بلکه اسم شهریه که کاروان‌ها اونجا میرسیدن و عشایر برای فروش قالی‌هاشون به اونجا میومدن.

"سلطنتی" هم یک اختراع خالصه.

"پای فیل" هم هیچ ربطی به این طرح‌ها نداره.

این طرح‌ها گل‌های قلم‌کاری شده هستن و به عنوان امضای ایلی که اونا رو بافته، استفاده میشن.

ایل ترکمن.

وقتی اونا این قطعات باشکوه رو می‌بافتند، عشایر بودند.

امروز، اونا تو شهرها ساکن شدن و کمتر کسی قالی‌هایی به این زیبایی میبافه.

اما بعضی گروه‌ها هنوز هم هر سال کوچ می‌کنن.

و هنوز هم در برابر همه تلاش‌ها برای ساکن کردنشون تو روستاها مقاومت می‌کنن.

و مصمم‌ترین و مستقل‌ترینشون قشقایی‌ها هستن.

همه، به جز فقیرترین زنان قشقایی، الاغ برای سوار شدن دارن.

بعضی‌ها حتی اسب‌هایی دارن که با تزیینات بافته‌شده، خیلی زیبا آراسته شدن.

باابهت‌ترین‌ها کوچشون رو با شتر سفید انجام میدن.

و همه‌شون به پوشیدن دامن‌های پرزرق و برق افتخار می‌کنن.

مهم نیست چقدر گرم، چقدر پیچیده باشن...

...و چقدر برای زندگی عشایری نامناسب به نظر بیان.

ماه اکتبره. مراتع مرتفع تمام تابستون استفاده شدن.

و اون بالا، هوا داره سرد میشه.

بنابراین، طی چند هفته گذشته، این طایفه قشقایی سفرشون رو به سمت ساحل آغاز کردن.

از ظهر گذشته، هوا گرمه و گرد و غبار چشم رو میزنه.

طایفه باید بعدازظهر توقف کنه و اردو بزنه.

ماه‌هاست اینجا بارون نیومده و قطعاً امشب هم بارون نمیاد.

نیازی به برپا کردن چادر برای خشک موندن نیست.

در واقع، هدف اصلی چادر در درجه اول فراهم کردن سایه از آفتاب سوزانه.

اردو زدن یعنی چیزی بیشتر از بار خالی کردن از روی شترها و الاغ‌ها نیست،

و آماده کردن یه شام.

تو اردوگاهی که فقط برای یک شب قراره اشغال بشه، وقتی برای برپا کردن دار قالی و شروع بافتن نیست.

but there's always time for spinning

اما همیشه وقت برای نخ‌ریسی هست.

قشقایی‌ها زمانی از جنگاورترین عشایر ایرانی بودند.

اونا اسب‌سواران باشکوه و تیراندازان ماهری بودند.

بعضی‌ها به روستاها حمله می‌کردن و بعضی دیگه به کاروان‌ها.

تو ۵۰ سال گذشته، چندین نبرد تمام‌عیار با ارتش داشتن.

و در یک مقطع، مجبور شدن تحت فرماندهی نظامی تو روستاها ساکن بشن.

اما امروز، بین اونا و دولت، یه تسامح جدید وجود داره.

و قشقایی‌ها هر فصل به آرامی کوچ خودشون رو ادامه میدن.

اما غرور همچنان پابرجاست، و اسب‌سواری و رقابت از هم جدا نشدنی هستن.

ایل قشقایی در واقع مجموعه‌ای از طایفه‌های کوچکتره.

شش بلوکی هستن، آماله...

دره‌شوری، و این‌ها...

کشکولی‌ها.

در گذشته، هر کدومشون رو میشد از روی لباس پوشیدنشون شناخت،

از روی نوع بستن کمربند یا گذاشتن کلاهشون.

از زیورآلاتی که زنانشون استفاده می‌کردن و نوع پارچه‌هایی که می‌بافتند.

در سفر ۳۰۰ مایلی، بعضی از گوسفندان بره به دنیا میارن.

اونا خیلی کوچیک‌تر از اینن که بتونن پا به پای گله در حال حرکت بیان.

برای همین چوپان‌ها اونا رو جمع می‌کنن و با خودشون حمل می‌کنن.

حالا، شب‌ها، مادرها با صدای بع‌بع بچه‌هاشون صدا زده میشن.

تا بتونن شیر شبانه رو بهشون بدن.

ساعت چهار صبح روز بعد.

آخرین گله اردو رو ترک می‌کنه.

بیشترشون دو ساعت زودتر، تو تاریکی حرکت کرده بودن.

تا بخش عمده‌ای از کوچ روزانه تموم بشه،

قبل از اینکه آفتاب خیلی بالا بیاد.

ساعت پنج، و همه آماده حرکت هستن.

هر گروه زیر نظر یه رئیسه که مسئولیت امنیت اونا رو به خانشون پاسخگوئه.

اون مسیر رو برنامه‌ریزی کرده بود و دیشب تصمیم گرفته بود که کجا باید توقف کنن.

امروز صبح باید اونا رو به حرکت دوباره تشویق کنه.

یه خانواده که جلوتر از گروه اصلی حرکت می‌کردن، سه روز رو تو این مکان گذروندن.

تا خودشون و گله‌هاشون استراحت کنن.

اونا هم با بقیه ادامه میدن و باید چادر مویی‌شون رو جمع کنن.

چادری که در طول اقامتشون از آفتاب بهشون پناه داده بود.

جوون‌ها خورجین‌های مخصوص خودشون رو دارن.

منسوجات همه جا هستن.

خورجین‌ها و کیسه‌های نگهداری از نمد برای استفاده روزانه.

و هر خانواده شاید شش تا قالیچه ظریف‌بافت داشته باشه.

که به زمین خاکی رنگ می‌دادن و حالا به عنوان پوشش بارها استفاده میشن.

گروه حالا در ۵۰ مایلی جنوب شیراز قرار داره.

و شروع به پایین رفتن از دره از میان کوه‌ها می‌کنن.

که به سمت خرابه‌های باستانی شهر فیروزآباد منتهی میشه.

عشایر بیش از هزار ساله که از این شکاف‌های کوهستانی عبور می‌کنن.

و حتی در اون زمان هم، این مسیر از قبل باستانی بود.

روی دیوار سنگی دره، یک نقش‌برجسته کنده شده در قرن دوم میلادی...

...که مراسم اعطای نشان اردشیر، شاهنشاه و فرمانروای امپراتوری ساسانی رو نشون میده.

امپراتوری که ۴۰۰ سال بر ایران حکومت کرد.

ساسانیان هم اولین سلسله بزرگ نبودن که اینجا حکومت کردن.

۷۰۰ سال قبل از اونا، در قرن پنجم پیش از میلاد.

اولین امپراتوری بزرگی که دنیا به خودش دید

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left