The first 200 lines.
من بچه دزدم،پسرت ايون جونگ مرده .منو نبخش
...بابا!دلم برات تنگ شده!ايون جونگ يه پنگوئن کشيد
مامان
مامان !مامان
ايون جونگ من !ايون جونگ
.اسم واقعيم رو يادم نمياد
اسمم چيه مامان؟
...اسمت
...ميدوني
مامان اسم اصليم چيه؟
زنده است .پسرم زنده است
اگه زنده است !پس بيارش
!پسرت رو زنده بيار
وقتي برگشت؟
کي برميگرده؟دقيقا کي؟
مسابقه؟
.به باهوشي توئه
.اين همون قضيه خونِ
.مامان ازت پرسيدم اسم واقعيم چي بود
مان بوک اسم واقعيت
.جانگ ايون جونگ
جانگ ايون جونگ؟
...اسم پدرت
.جانگ تائه ها
...اسم مامان
.يون هوا يئونگ
.اروم در موردش فکر کن
يادت مياد .حالا ميبيني
.ميبيني
خانوم
...چطوري
.چي؟خداي من اينقدر بزرگ شدي
.برگشتي
.رئيس برگشتن
...بابا
مطمئني اين...همونه؟
مطمئني...پسر منه؟
چي؟
.بله
.مطمئنم
.اين ايون جونگِ
ايون جونگ .نامه رو نشون بابات بده
نامه؟
سه سال پيش .اون اين نامه رو نوشت و با خودش نگهش داشت
سه سال پيش...نامه؟
!بابا!دلم برات تنگ شده
.ايون جونگ وقتي که دلش براي باباش تنگ شده بود يه پنگوئن کشيد
!بابا پنگوئن پسر پنگوئنش رو خيلي دوست داره
تو هم من دوست داري؟
!من...خيلي دوستت دارم
زود باش و بيا ديدنم از طرف ايون جونگ
.براي اين که براتون باعث اين همه درد شدم متاسفم
از حالا به بعد .بهترين پسر دنيا ميشم
.بيا اينجا
!بابا
!بابا
.فين کن
.هميشه بهم ميگي فين کنم وقتي هيچي نيست
گرد و خاکِ .احمق
توي احمق
چرا وقتي صورتت رو ميشوري فين نميکني؟
.به خاطر اينه که...من بزرگ شدم
.به خاطر اينکه گرد و خاکي نميشم
!اه
.منم دوست دارم بزرگ شم
از چند سالگي ديگه بزرگي؟
.هشت سالگي
مثل تو؟ .اره
برادر ...بابايي
دوباره ميپرسي؟ .هميشه اينو ميپرسي
بابا الان بيرونه .اينطوري ميتونه براي من و تو غذا بياره
.شبه
.ميگن توي شب بيشتر پول ميگيري
پس يعني فردا ميتونيم جاجاميونگ بخوريم؟
.وقتي بابا برگشت بهش ميگم
لوسيون رو بيار .برات ميزنم
.باشه
!بابا!بابا!بابا
بهم نگو بابا ميتوني لطفا ديگه بهم نگي بابا؟
.منو اينطوري صدا نکن
.منو لطفا بابا صدا نکن
!برو بيرون
بابا
اشتباه کردم بابا .لطفا منو ببخش
.ميخواي ببخشمت؟برو بيرون
بهت احتياجي ندارم !فورا برو بيرون
!مامان!مامان
.برادر لوسيون
بشين
اوه اين کيه؟
.پرنسس صورتت بي عيبه
.بچه من
.تو شبيه بابايي
.شماها خيلي شبيه هميد ,برادر
نميتوني الان اين کار رو بکني .بتون همين ديروز ريخته شده
.ميدوني هفتاد و دو ساعت وقت ميبره که محکم بشه
حتي توي زمستون دما بالاي سي درجه است؟
فرق بين زمان عمل اوردن بتن توي زمستان و تابستان رو نميدوني؟
.گفتي صبح بارون باريد
.پس بيا کار رو فردا با امنيت شروع کنيم
اگه وقت اينو داشتيم کي ساختمون رو بسازيم؟
.براي اين که زمانش درست در بياد بايد توي پنج روز انجامش بديم
اينو نميدوني؟
عاديه که پنج روزه انجامش بديم؟
هميشه سريع چي ميشه اگه ساختمون بريزه؟
و اگه کسي بميره کي مسئوليتش رو قبول ميکنه؟
تو مسئوليتش رو قبول ميکني؟
عوضي ديوانه اي چي؟
چي ميريزه؟ ساختمون؟
اره اين ديوانه احمق .نميتونم باور کنم
رئيس با تصميم مدير
.و با حرفهاي اون کاراي با ارزشي توي صفه
.به اين مثل خونه خودت فکر کن
.نه فکر کن ساختمونيه که بچه ات ميره توش
پس .بيا يکي يکي انجامش بديم با امنيت
لطفا .با امنيت
!رئيس
گفتي ميخواي يه چيزي بگي؟
.بله
پس چرا منو قاطي کردي؟
.چون ميخوام به تو بگمش
اون؟
چه حرفي؟
.حرفي در مورد پسرت
پسرم...در مورد اون چي؟
.باورم نميشه
چطوري ميتونم؟
عجيب نيست اگه اينقدر زود باورش کني؟
.من مادر ايون جونگم
هر چند زمان گذشته حتي اگه بيشتر از سه سال هم گذشته بود
.ميتونستم بلافاصله پسرم رو بشناسم
چون بچه منه .چون پسر منه،چون مادرشم
اگه مادري .تو هم بايد اينطوري باشي
.من بالافاصله حرفش رو باور نکردم
خاطراتش از وقتي کوچيک بوده .و جاي زخم روي مچ پاش
قبلا بررسيش کردم .اون دوازده تا بخيه خورده بوده
.همينطور گروه خونش هم با من يکيه
همينطور
.خاطره دفتر اونم يادشه
نميدونم نميدونم
.فقط نميتونم قبولش کنم
اون فقط يه اسباب بازي گم شده نيست .پسر اين خونه است
.پسر جانگ تائه ها،هرچند خيلي منتظر شدي ولي اين رفتار تو نيست
حتي اگه يه سردرد هم باشه .چطوري تونستي به اين راحتي حرفش رو باور کني
نامه رو ديدي
.نامه اي که سه سال پيش برام نوشته بود
.به خاطر همين
.نميتونم باور کنم
منظورت چيه؟
نامه چشه؟
.نميدونم
.فقط بهش مشکوکم
.مشکوکي؟هر چي
شوخي نکن و
.جو ها رو با خودت ببر و برو به اپارتمان
.خب،بيا ببينيم که شک من واقعا شوخيه يا نه
چي؟چي؟
هي !گو سئوک بونگ!گو سئوک بونگ
چي کار ميکني؟
چي کار ميکني؟
بيا اينجا خوبي؟
خانوم کره رو ميشناسي لي مي ران درسته؟
.اون با يکي از خانواده بائکيانگ چائبول ازدواج کرد
و هشت ماه بعدش .يه بچه به دنيا اورد
.اين بچه اصلا شبيه پدرش نبود
فکر ميکني مادر شوهرش چي کار کرد؟
هر چند اينو توي کشورمون نداريم
.شنيدم توي امريکا هست،جايي هست که ميتونن بگن بچه واقعا ماله توئه يانه
.اون يه تار مو از بچه و شوهر رو فرستاد اونجا
فکر ميکني نتيجه اش چي بود؟
.مراقب حرف زدنت باش
ما اينجا يه بچه داريم .داره گوش ميکنه
ايون جونگ .بيا اينجا
.برو بالا و بخواب
برو
.فکر ميکنم بايد دي ان اي رو چک کنيم
.فقط بهم چند تا تار مو بده
اگه اين کار رو بکني و نتيجه بياد
.من کاملا ميرم
.براي تو هم بهتره که هيچ ظني باقي نذاري
اين روش جانگ تائه ها نيست؟
.خوبه
.بيا اين کار رو بکنيم
.بيا اين کار رو بکنيم
.که از همه شَک ها خلاص شيم
.براي بچه هم خوبه
بابا
دارو خريدم
.لطفا ازش استفاده کن
از طرف ايون جونگ
من بچه دزدم !پسرت،ايون جونگ مرده،منو نبخش
...ايون جونگ
.متاسفم
...مامانت
.مامانت متاسفه
.ايون جونگ
ايون جونگ
سلام
...دلم برات تنگ شده
.هفتم سپتامبر 1988،اولين دندون ايون جونگ
No comments yet. Be the first to leave one.