The first 200 lines.
...آنچه در ملکه جنوب گذشت
اگه اینجا ولم کنی، میمیرم
موادی رو که مواد رسونت نتونست جابهجا کنه، جابهجا میکنم
تو رو کجا دیدم؟
دوست دختر "گوارو" بودم اون مرده
اسمم "اولین"ـه - "ترسا" -
نزدیک من باش، منم کمکت میکنم
من الان یه مواد رسونم
پشت من باش، عاقبتت مثل من میشه
با تو چیکار کرده؟
اون جنده و "گوارو" ازم پول دزدیدن
اگه دختره رو پیدا کردی، خبرم کن
قراره فرماندار "سینالوآ" بشم
تو هم توی به اونجا رسیدنم کمکم میکنی
نه، این کار و کاسبی منم هست
،میخوای رئیس شرکت ماهیگیری بشی
این اطلاعات رو هم میخوای از شوهرت مخفی نگه داری
چون میخواین طلاق بگیرین؟
بیشتر شبیه جنگ
هنوز خبری از دوست دختر "گوارو" نشده
ولی روی موبایلش جی پی اس گذاشتیم
خودت شخصا ترتیب این مسئله رو بده
قراره دنبال دختری بگردم
که هیچ ارزشی برات نداره، کسی که ترجیحا میخوای زنده باشه
و کسی که باید درس عبرت بقیه بشه؟
این دختره "مندوزا"، حواست بهش باشه
فکر کنم بیشتر از چیزی که فکر میکردم ارزش داشته باشه
یه روزی میای خونه و من اینجا نیستم
چون مردم
این حرفو نزن - اینو میدونی که؟ -
الان، به چیز مقدسی
که توی دستاته قسم میخوری که
حرفم رو متوجه میشی
میدونی که هیچوقت بهت دروغ نگفتم
قسم میخورم
صبح بخیر
،جوری که من حسش میکنم
قراره به خوبی روزای خوبت بشه
اسمش "ترسا مندوزا"ـست
اهل "کولیکان"ـه
توی "بولنا مرسادو" مواد فروش بود
پنج سال گذشته رو به عنوان پول بگیر توی "کاله خوارز" گذرونده
با "گوارو" اینجا زندگی میکرد
رفتم تو، سر و گوشی آب دادم
چیز مهمی نبود
گوارو" چجوری از "اپیفانیو" دزدی کرده؟"
چطور انجامش داده؟
از چیزایی که من شنیدم
یه همدست توی فدرال داشتن
کوکایین هایی رو که پلیس میگرفته رو
دوباره خودشون میفروختن
کی کشتشون؟
بتمن" "گوارو" رو کشت"
گاتو" و "پوته" حساب "چینو" رو رسیدن"
خانوادش چی؟
از طریق خانوادش نمیتونی به اون برسی
اپیفانو" تا الانش هم تمام چیزی هایی که" واسش مهم بود رو کشته
آدمای زیادی رو گذاشته که دنبالش بگردند
"کالیفرنیا"، "فلوریدا"، "آریزونا"
چیزی که ازش میخواد
حتما خیلی مهمه
اونقدر مهمه که داره جوری وانمود میکنه که هیچ ارزشی براش نداره
ملکه جنوب این قسمت: استراتژی ورود
آنتن نمیدهد
آنتن میدهد
پنج پیام جدید دارید
اولین پیام
ترسا"، "برندا" هستم، کجایی؟"
وقتی این پیام رو گرفتی بهم زنگ بزن
میخوایم بدونم که حالت خوبه
نمیدونم چه بلایی سرت اومده
باید بهم زنگ بزنی
پیام بعدی
هنوز ازت خبری نشنیدم
دارم خیلی خیلی نگران میشم
"لعنتی، "ترسا
موبایلم رو خاموش میکنم تا شارژ دخیره کنم
واسم پیام بزار
برندا" در حال تماس گرفتن"
دوباره جواب نداد؟
چرا جواب داد، واسه همین الان دارم باهاش صحبت میکنم
چرا سوالای چرت و پرت ازم میپرسی؟
معلومه که جواب نداد
یکم آب بخور عزیزم، تشنته
سلام؟
"برندا"؟ منم "ترسا"
ترسا" خدا رو شکر که زنده هستی"
چه اتفاقی واست افتاد؟ کجایی؟ حالت خوبه؟
آره خوبم، فقط گوش کن
چرا اینقدر طول کشید که بهم زنگ بزنی؟
میدونی چند تا پیام واست گذاشتم؟
منو توی شرایطی ول کردی که فکر کردم مردی
میدونی "تونی" چقدر ناراحت بود؟
بعدا همه چیز رو توضیح میدم
فقط بهم گوش کن
گوارو" بهم گفت تمام موبایل هامون" مال اوناست
شبکه جداگانه دارن
...دکل، همه چیز میتونن رد گیری کنن
گوارو"، "چینو" مال من و تو"
میدونی دارم چی میگم؟
خاموش کردن موبایلت واسه اینکه شارژ نگه داری
چیزی بوده که زندگیت رو نجات داده
الان هم میتونن شنودمون کنن
باید موبایلت رو بشکنی
و به سبز دیوانه بری، باشه؟
نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی؟
اصلا نمیدونم اونی که گفتی یعنی چی
منظور منو از سبز دیوانه میفهمی؟
آره، آره، میدونم، باشه
باشه، موبایلت رو خرد کن و بدو اونجا
باشه - باشه -
خداحافظ، دوست دارم
عزیزم، بیا اینجا عزیزم
!هی
"برو تو ماشین، "تونی
ولی این که ماشین ما نیست - اصلا تو پسر منی؟ -
بتمرگ توی ماشین
"سرت رو ببر پایین "تونی
حالت خوبه عزیزم؟
گرسنته؟ میخوای چیز بخوری؟
اگه هست به من بگو، باشه؟
خیلی خب، حالمون خوبه
مرسی
که منو به این قسمت آوردی
تینا"، "جولی" لباس بپوشید" "میخوایم بریم کلوب "سوینگ
امروز من چیکاره ام؟
با من بیا
،نمیدونم توی چه دردسری افتادی
ولی میدونم داری چیکار میکنی
چیکار میکنم؟
داری پیش "کامیلا" خود شیرینی میکنی
ولی به محض اینکه واسش مهم بشی
به محض اینکه بهت علاقه مند بشه
از اینجا بیرون اومدنت سخت تر میشه
پس مواظب باش
چیکار باید بکنم؟
کارت خوب بود، تحت تاثیر قرار گرفت
فقط کارای کوچیکی رو که ازت میخوان انجام بده
تا ازت خسته بشه
بله؟ - چرا توی کلوپ "سوینگ" نیستی؟ -
الان میخوام برم - باشه -
ترسا" رو ببر"
چرا همچین کاری کنم؟
میخوام نظرت رو راجب به دختره بهم بگی
میخوام بیشتر درموردش بفهمی
حرفتون صحیح
ولی تجربه ای نداره، نمیتونم ریسک کنم
واسه من مهمه
درست همینطور که نرفتن به زندان یا تیر نخورد واسه من مهمه
اصلا نمیدونه داره چیکار میکنه
"جیمز"
میخوام بهت اعتماد کنه
تو که کارت توی اینکار خوبه
اختیاری هم نیست
باشه
کامیلا" میخواد که با ما بیای"
بجنب
فهمیدی منظورم چیه؟
مامان؟ - "ایزابلا" -
خیلی دلم برات تنگ شده
چطوری؟
مرسی سرم شلوغه
خیلی سرم شلوغه
انگار چیز جدیدیه - تو چطوری؟ -
چه خبرها؟
خوبم، دارم به سمت کلاس ادبیات جهان میرم
منتظر هفته دیگه ام که تو رو ببینم
...گوش کن، در مورد هفته دیگه
مامان
،به همون اندازه که واسه تو سخته "واسه منم سخته "ایزابلا
منم خیلی چشم انتظار دیدن تو رو داشتم
فقط مشکل اینه که... کار دارم
همیشه کار داری که
...یه اتفاق غیر منتظره پیش اومده
باید کاملا حواسم بهش باشه
فکر میکنم زمان مناسبی واسه ملاقاتمون نیست
میدونی چیه؟ فراموشش کن
..."ایزابلا"
همینجا بمون
از الان به بعد موبایلت اینه
...اگه اتفاقی افتاد چیز مشکوکی دیدی
حتی اگه حس عجیبی از چیزی پیدا کردی
،یا یه یارویی با سگش دوبار از جلوت رد شد زنگ بزن
تماس آنی واسش گذاشتم
اونجا چه خبره؟
گفتی یه کار میخوای
الان گرفتیش دیگه
"باشه، یادم رفت "هلن
ببین، گفتم که ببخشید
میخوام برم بیرون و جشن بگیرم
خودت میدونی که توی این انبار چقدر کار سرم ریخته
میدونی چیه؟ خیلی نامردی
دست بردار، آخر هفته جشن میگیریم
تو رو خدا - اینجوری صدام نزن -
گفتم اینجوری صدام نزن
میدونی چیه؟ من قطع میکنم
خدا... الو؟
!خدا به دادم برس
"اینجوری نگاهم نکن "بیل
من که زنت نیستم - همه چی مرتبه "جیمز"؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.