The first 200 lines.
هواشناسی توفان تلمار رو .به توفانی سطح 2 ارتقاء داد
بارش سنگین و باد تا سرعت 85 مایل بر ساعت .مورد انتظار هستند
.عقاب صحرایی هستم .هنوز از 3 کوهنورد گمشده اثری نیست
براوو، چارلی، لطفاً وضعیت رو .با نیروهای نجات تأیید کنید
!زودباش
،تیم نجات یک هستم .لیما چارلی
،سگهامون ردی از کوهنوردا پیدا نکردن .ولی اوضاع اینجا داره بدتر میشه
.سرعت توفان داره بیشتر میشه عقاب صحرایی، وضعیت بالا چطوره؟
.میخواد سیل بشه .باید از کوهستان برید. تمام
.تمام تیمها به ارتفاع بالاتر برن .داره سیل میاد
نیروهای نجات عقبنشینی کنید .یا پناهگاه پیدا کنید
اون داوطلب اسبسوار کجاست؟ .بیسیم نداره
.لابد داره بر میگرده .دیوانه است اگه بخواد تو این سیل بمونه
.تلاطم زیاده .باید برگردیم بعداً ادامه بدیم
!هی! هی - !هی. اینجا -
!به دادمون برس - !هی -
.سیل داره میرسه
!سوار شو
.با زنم اومدم زنم رو ندیدی؟
.زودباش. سوار شو - .ممکنه اون پایین باش -
.نیست. پایین رودخونه پیداش کردم .مُرده
!خواهش میکنم جیمی، بیا بریم - .میرم پیداش کنم -
!جیمی
!بیا پایین
!برو روی اون صخرهی گرد
.زودباش، پسر
.بیا نزدیک !با تمام توانت محکم بچسب
قراره بمیریم؟
رامـبـو آخـریـن خـون
✒ illusion متـرجم: امیـرعلی ✒
کجا پیداشون کردین؟ - .دو مایل پایین بیس کنیون -
شناساییشون کردین؟ - .هنوز نه، بدجوری صدمه دیدن -
هی، اون کیه؟
.گاهی داوطلب میشه، سروان
.کهنه سرباز ویتنام، ولی ردیاب معرکهایه
حالت خوبه، جان؟
،زنه تو موج اول کشته شده .شوهرش فرار کرد
.آره، حدود یه مایل پایین رودخونه پیداشون کردیم
.تلاشتو کردی، جان
.و از کمک دوبارت ممنونیم
.هی، آقا
.ممنونم
.خواهش میکنم
.پسر خوب
خستهای؟ - .آره -
.لابد سردته
.نمیخوام سرما بخوری .این قهوه داغ گرمت میکنه
.اخبار رو شنیدم
.دو نفر مُردن
.نتونستم نجاتشون بدم
.نتونستم برادرانم رو هم توی جنگ نجات بدم
نمیشه خودت رو مقصر بدونی .چون میخوای یه سریها رو نجات بدی
.دیگه توی جنگ نیستی
.فقط تو سرت جنگه
.خفه کردنش سخته
،جوری که اونجا نشستی .منو یاد پدرت میندازی
،بیرون روی صندلیش مینشست .و تکون میخورد
،همیشه تو فکر بود .ولی هیچوقت چیزی نمیگفت
.ولی تو کار شگفتانگیزی انجام دادی
.مدیریت اینجا
نمیتونم واسه اینکه گذاشتی بمونم .به قدر کافی ازت تشکر کنم
.و کمک برای بزرگ کردن گابریلا
.ممنون
.شب بخیر، ماریا
.آروم، آروم، آروم
.پسر خوب. زودباش. بچرخ
.وایسا، پسر .وایسا، پسر
.زودباش، پسر. همینه
.بچرخ، بچرخ
.زودباش. زودباش، پسر
.زودباش
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
خوب خوابیدی؟
.خیلی
.ماشین گابری رو ندیدم
.تماس گرفت .حالش خوبه، جان
.خونهی آنتونیاست
امیدوار بودم کمکم کنه .سوار اون اسب صورت سفید جدید بشم
.از اون اسب خوشش میاد .عالی میچرخه. چرخندهی عالیایه
.آره
.میدونی، تعلیم دهندهی خوبی میشه
.با اسبا میونهی خوبی داره
نه؟
.شاید
.ولی میره دانشگاه
فکر میکنی دوست داره همیشه مثل تو بوی اسب بده؟
اینقدر بده؟
،اصلاً .اگه از اسبها خوشت بیاد
!هی - !هی! اینجا -
زنم رو ندیدی؟
.اشتباه نکنید
.ما برنده میشیم
،بهتون اطمینان میدم، از لحاظ نظامی
.این استراتژی پیروز نمیشه
!دایی جان - !اینجام -
.سلام
.عصر بخیر
تمرین با اسبها رو تموم کردی؟
.آره، تقریباً
روی چی کار میکنی؟
میدونی این چیه؟
.یه چاقوی کوچیک
.نه، استیل دمشقیه
یه نامهبازکُنه که واسه وقتی .به دانشگاه رفتی درستش کردم
.میخوام این دستههای سفید رو بهش اضافه کنم
نامهبازکُن؟
.روی میزت قشنگ میشه
،نمیخوام بگم .ولی دیگه کسی نامه نمینویسه
خب، پس میتونی واسه دور نگه داشتن پسرا .ازش استفاده کنی
.به هر حال - .باشه -
.هل بده - .باشه، خدای من -
.باید به لولاهاش روغن بزنم - .میتونم کمک کنم -
.باشه دیشب چطور بود؟
.خب، آدمای زیادی به مهمونی نیومدن
واسه چی؟ - .به خاطر بارون -
.مامان بزرگ گفت دیشب چیشده
.راجع به آدمایی که مُردن
خوبی؟
میدونی تقصیر تو نیست، درسته؟
.تلاشت رو کردی
.درسته
میخوای بریم اسبسواری؟
.آره، برو چکمههات رو بپوش - .باشه -
.عجیبه .قراره برم دانشگاه
.نمیدونم چرا .هنوز نمیدونم میخوام چیکار کنم
تو همسن من بودی میدونستی میخوای چیکار کنی؟
.آره، میخواستم سرباز بشم
تو سن من؟
.حتی قبل از سن تو
خوشت اومد؟
.خب، تا مدتی بهترین دوستانم رو داشتم
بدون اینکه این سؤالات رو بپرسی
.اینجا خلوت میشه
.مطمئنم زنده میمونی - .آره -
.خورشید داره غروب میکنه فقط حدود یه ساعت وقت دارم -
که اسب سواری کنم، باشه؟
چرا؟ - .باید برم خونهی آنتونیا -
واسه بچههایی که پاییز میرن دانشگاه .یه برنامهای تدارک دیده
چطوره دعوتشون کنی اینجا؟
چی؟
.بیارشون اینجا
یادته بار آخر چیشد؟
.ترسوندیشون - چرا؟ -
.چون همش بهشون زل زده بودی
.وای نه
،آره، گاهی این کار رو میکنم .ولی عمدی نیست
.ممنون، ولی آنتونیا حلش میکنه
اونجا انجامش میدیم، باشه؟
.تونلها رو نشونشون بده
چی؟
.تونلها رو نشونشون بده
.تو نمیخوای هیچکس به تونلها بره
،نه ،ولی دوستای تو هستن
.پس میتونن برن
.باشه، خوبه. آره - .آره، تونلها رو نشونشون بده -
.آره، باحال میشه - .باشه -
.هی، واقعاً دلم واسه اسب سواری باهات تنگ میشه
.منم همینطور
.آماده بشید
باحال نیست؟ .نمیذاره کسی بیاد این پایین
.این دیوانه کننده است، مرد
.چقدر سر و صدا میاد .چه آهنگ افتضاحی
.اگه مادرش این رو میشنید
از این موسیقی خوشت میاد؟
.میتونم بهش عادت کنم
.امیدوارم بهش خوش بگذره
.هیچوقت نمیذاری من وارد تونلها بشم
،اگه واقعاً میخوای بری .میبرم اطراف رو نشونت میدم
.نه، ممنون .زیادی کثیفه
.درسته
.اینجا جای خیلی خوبی واسه مهمونیه، عزیزم
الان نه، باشه؟ .ذهنم خیلی مشغوله
.نه، میفهمم
تو اون رو کشیدی؟ - .آره -
.راستش وقتی 10 سالم بود کِشیدمش
.شاهکاره
کیه؟
.باید جواب بدم جیزل؟
سلام دختر، صدامو داری؟ .آنتن خیلی خوب نیست
.نه، نه. آره .صدات میاد
.همه چیز رو بهم بگو
گابریل؟ - .بله -
اینجا چیکار میکنی؟ .همهی دوستات رفتن
.کثیف کاری کردن .دارم تمیز میکنم
خب، چطور بود؟
.به همه خوش گذشت
همش میپرسیدن چرا داییم .این تونلها رو ساخته
چی جواب دادی؟
گفتم از معدنکاری خوشت میاد .و یکم خلی
.درسته
.باید راجع به یه چیزی باهات صحبت کنم
.و فقط میخوام با ذهن باز رفتار کنی
.باید به مکزیک برم
واسه چی؟
.چون پدرم رو پیدا کردم
،دوستم جیزل ...که اونجا زندگی میکنه
.خب، قبلاً اینجا زندگی میکرد اونو یادت میاد؟
.ازش یه درخواستی کردم، و اونم پیداش کرده
.تو یه شهر نزدیک شهر دوستم زندگی میکنه
.دایی جان، باید انجامش بدم .لازمه از زبون اون بشنوم
No comments yet. Be the first to leave one.