Ice Road Truckers

Ice Road Truckers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 12

Release info

Ice Road Truckers S12E01 The Northern Frontier 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 12 قسمت 1 Ice Road Truckers 2007 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راوی: زمستان رسید.

در شمالی‌ترین نقطه دنیا،

مردم و فرهنگ‌هایی که از تمدن جدا مانده‌اند،

اینجا یک جامعه منزوی است.

راوی: برای مدتی کوتاه، توسط یک شریان حیاتی به هم متصل می‌شوند.

از جاده‌هایی که با یخ سنگفرش شده‌اند.

هوای،

آه، لعنتی.

راوی: رانندگان نترس، همه چیز را به خطر می‌اندازند...

اینجا ممکنه از سرما یخ بزنی و بمیری.

اینجا فقط سعی می‌کنی زنده بمانی.

راوی: در تعقیب دستمزدهای کلان...

من از پسش برمیام.

اگه بار برگشت بزنم، پولم دو برابر میشه.

راوی: برای حمل محموله‌های حیاتی...

آماده حرکت هستم.

راوی: ...قبل از اینکه این فرصت ذوب شود

زیر تایرهای زنجیرشده‌شان.

هوو

راوی: این فصل، کهنه‌کارها برمی‌گردند...

بدون تردید، بدون رانندگی آزمایشی.

دوباره برگشتیم به بالا و پایین پریدن.

ببینیم آیا یه پیرمرد هنوز هم

قدرت انجام کار رو داره یا نه.

راوی: و تازه‌کارها ظهور می‌کنند.

این قراره یه سفر فوق‌العاده سخت باشه.

آره! آره! آره! آخ!

راوی: یک شرکت جدید فرمانروایی می‌کند...

ماسکای کریک، ما شهرت خیلی خوبی داریم.

ما هیچ باری رو جا نمی‌ذاریم.

راوی: ...در حالی که دیگری با میراثش روبرو می‌شود.

من این کارو شروع کردم تا به پسرهام منتقلش کنم.

برنامه‌ام همیشه همین بود.

احتمالاً از بدو تولد با کامیون‌داری آشنا شدم.

راوی: پنجره زمستانی کوتاه‌تر از همیشه است...

باید راه بیفتی.

بجنب. بجنب. کمی بجنب.

راوی: ...همه را مجبور می‌کند تا از هر دو طرف بسوزند.

وقتی نمی‌تونی گرم بشی، واقعاً فرسایشیه.

احساس می‌کنم کتک خورده‌ام، جویده‌شده‌ام و بیرون تف شده‌ام.

راوی: ...در حال جنگیدن در نبردی بی‌امان

آخ. کاملاً پاره شد.

اوه‌اوه اوه، اوه، اوه، اوه.

راوی: ...در برابر طبیعت وحشی و خشن.

فقط خیلی می‌ترسم که جایی دچار سرمازدگی شده باشم.

اینجا منم در مقابل طبیعت.

راوی: در مرز شمالی

نیمکره غربی،

مسابقه شروع شده است.

داری میری به دل کوه و بیابون.

این تویی در برابر طبیعت مادر.

طبیعت مادر غیرقابل پیش‌بینیه.

راوی: و بلندپروازترین شرکت در جاده‌های یخی

شرکت "ماسکای کریک" است.

مشکل من در حال حاضر اینه که ما

در حال حاضر بارهای پیش‌بینی شده و تعهدات زیادی داریم.

راننده کم دارم.

ما فردا هفت تا بار برای بارگیری داریم.

اسم من بیل دان است.

و من مدیر عملیات اینجا در ماسکای کریک هستم.

ظاهراً تانک هوا نشتی داره.

کسی کاری در موردش انجام داد؟

هدف اصلی ما خدمات‌رسانی به جوامع شمالی است

از طریق دسترسی به جاده‌های زمستانی.

با حدود شش هفته جاده زمستانی،

باید این بارها رو با سریع‌ترین و کارآمدترین شکل ممکن

به مقصد برسونیم.

بعضی از جوامعی که ما بهشون می‌ریم،

تنها منبعشون برای تهیه غذا، مصالح ساختمانی

همین جاده‌های محلیه.

حیاتیه که در این فرصت کوتاهی که داریم،

تا جایی که میشه بار به اون جوامع ببریم

تا بتونن برای سال بعد دوام بیارن.

بیل. تاد.

از آشنایی باهات خوشوقتم رفیق. منم همینطور.

آره. خیلی چیزها درباره‌ات شنیدم.

من تاد دیوئی هستم.

و من اهل شهر کوچکی هستم به نام

پورت آنجلس، واشنگتن.

عالیه.

بعد از پنج، شش سال اینجا بودن توی جاده یخی،

می‌دونی، این بخشی از وجودت میشه.

من چهار دختر زیبا در خونه دارم.

و اونا در سنی بودن که به پدر نیاز داشتن.

برای همین یه جورایی از جاده‌های یخی

کمی فاصله گرفتم.

در نُه سال گذشته از زندگی‌ام، واقعاً

روی خانواده، خونه تمرکز کردم.

حالا که تنها شدم و دخترها رفتن،

انگار جاده‌های یخی دارن منو صدا می‌زنن.

تاد، تاد.

من امسال این چالش رو قبول می‌کنم

چون شانس اینو دارم که واقعاً یه پولی در بیارم

و حالا برای خودم و زنم یه پس‌اندازی درست کنم.

و کامیون بزرگ خودم رو بخرم.

ماسکای کریک، ما شهرت خیلی خوبی داریم.

هر تعهدی که می‌کنیم، عملیش می‌کنیم.

ما هیچ باری رو جا نمی‌ذاریم.

پس گاردن هیل جاییه که بار شما قراره بره.

باشه.

و بعد از اونجا قراره از روی یخ رد بشی.

بعدش می‌ری پایین‌تر تا سنت ترزا پوینت.

اونجا جاییه که باید بار برگشت رو برداری.

باشه، متوجه شدم.

راوی: تاد داره ۸۰۰ مایل رو تا گاردن هیل طی می‌کنه.

بعدش از دریاچه آیلند رد می‌شه تا بار برگشتش رو برداره.

تو سنت ترزا پوینت.

بارگیری شده.

آماده و محکم شده‌ست. فقط یه محموله شمع پیچی می‌خوایم.

اونا می‌رن توی زمین.

تا اونا نصب نشن، نمی‌تونی ساخت و ساز رو شروع کنی، درسته؟

تو گاردن هیل کمبود مسکن وجود داره.

واسه همین، تمام بارها، تمام مصالح، همه‌ش حیاتیه.

فهمیدم، اوکی.

بزرگترین نگرانی من اینه که اون

شاید مهارتش رو از دست داده باشه.

من واقعاً نمی‌تونم هزینه هیچ اشتباهی رو بدم.

می‌دونی، من اومدم اینجا با یک مجموعه فوق‌العاده

از مهارت‌هایی که خیلی از راننده‌ها ندارن.

من ۵۱ سالمه.

نمی‌دونم دیگه اون چیزی که لازمه رو دارم

که این جاده‌ها رو برم یا نه.

اما قراره با قدرت تمام شروع کنم.

و می‌خوام ببینم می‌تونم پول خوبی دربیارم یا نه.

استرس دارم؟

کاملاً.

ببینیم آیا این پیرمرد هنوزم همون چیزی رو داره که

لازمه تا کار رو تموم کنه.

راوی: ۶۰۰ مایل یخ‌زده به سمت شمال...

یه جورایی استرس دارم ببینم چی

قراره پیدا کنیم.

راوی: شان هریس، مالک شرکت حمل و نقل

هریس و پسران، داره ضخامت یخ رو بررسی می‌کنه

روی دریاچه وُلِستون، تا ببینه برای کامیون‌های بزرگ امنه یا نه.

یه سوراخ یا دو تا می‌زنیم.

بعد ضخامت رو چک می‌کنیم و می‌فهمیم چقدر دیگه طول می‌کشه

تا بتونیم از اون گذرگاه

با بارهای سنگین عبور کنیم.

راوی: دسترسی به جامعه وُلِستون لیک فقط

از طریق قایق یا جاده یخی ۲۵ مایلی ممکنه.

وقتی دریاچه یخ می‌زنه.

آنقدر برف زیاد در ولستون باریده

که در نهایت باعث عایق شدن یخ شده.

یخ ضخیم نمی‌شد.

درست شکل نمی‌گرفت.

ما خیلی عقبیم تا جاده‌ها رو

آماده کنیم که بارهای سنگینمون بتونن ازشون رد بشن.

اسم من شان هریسه و ۵۱ سالمه.

و صاحب یه شرکت حمل و نقل با کامیونم.

تو پرینس آلبرت، ساسکاچوان.

وقتی این کار رو شروع کردم، اسمش رو گذاشتم

حمل و نقل و چوب‌بری هریس.

سال‌ها بعد که بچه‌ها وارد کار شدن

عوضش کردم به شان هریس و پسران.

در سن ۱۷، ۱۸ سالگی رفتم و گواهینامه‌ام رو گرفتم.

و درست بعد از مدرسه کامیون‌رانی، ظرف سه روز

تو جاده‌های یخی ساسکاچوان شمالی بودم.

و مثل این بود که تو آتیش افتاده باشم.

پس این سی و دومین زمستونیه که من تو جاده‌های یخی‌ام.

در حال حاضر ما ۱۲ تا کامیون داریم.

شرکت من کارهایی رو قبول می‌کنه که بقیه حتی

با چوب ده متری هم بهش دست نمی‌زنن.

من بعضی از بزرگترین محموله‌های ثبت شده رو حمل کردم

از روی یخ.

مسیر وُلِستون خیلی خطرناکه، چون آب

دائماً اونجا در حرکته.

معمولاً نازک‌ترین یخ‌ها اونجاست.

امیدواریم امروز وقتی سوراخ رو می‌زنیم

بیشتر از ۲۰ اینچ ضخامت داشته باشه.

حالت ایده‌آل ۳۳ تا ۳۸ اینچه تا بتونیم

بارهایی که اینجا می‌بریم رو حمل کنیم.

اول از همه دنبال ضخامت می‌گردی

تا ببینی چقدر یخ وجود داره.

بعد باید کیفیت یخ رو بررسی کنی.

باید یه جورایی ظاهر شفاف و خوبی داشته باشه.

اینطور به نظر نمی‌رسه که

بالاش فاسد شده یا همچین چیزی باشه.

کف یخ همونجاست.

۱۸ اینچ، کم یا زیاد.

به دردسر افتادیم.

شاید نتونیم امسال زمستون اینجا وارد بشیم.

همیشه استرس‌آوره.

از نظر کاری، فکر می‌کنم بزرگترین استرس

همون جوامع محلی هستن.

وقتی نتونن وسایلشون رو به اونجا برسونن، اذیت می‌شن.

اونا الان سوخت ندارن.

دارن با هواپیما سوخت میارن چون نمی‌تونن از اینجا عبور کنن.

در حالی که معمولاً ما هفته‌ها پیش باید اینجا بار حمل می‌کردیم.

وقتمون داره تموم می‌شه.

راوی: در ماسکی کریک، یکی دیگه از کهنه‌کارهای جاده یخی

داره به تیم می‌پیونده.

هی، حتماً تو بیلی.

لیسا، بالاخره از دیدنت خوشبختم.

شماها اینجا حکم رئیس‌ها رو دارین.

بیشترین کامیون‌ها رو دارین، بیشترین بارها رو.

ما ۳۲ تا کامیون داریم و حدود ۵۰۰ محموله در سال رو انجام می‌دیم.

حدوداً برای یک دهه گذشته

من هنوز تو جاده‌های یخی کامیون‌رانی می‌کردم.

اما کامیون خودم رو خریدم.

و کار و کاسبی خودم رو راه انداختم.

Ice Road Truckers subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left