The first 200 lines.
."نامه داري، "ويليام
تو چرا داري اين کارا رو ميکني؟
.خب، يه نفر بلاخره بايد بکنه ديگه .بله، البته که بايد انجام بدن
.و اون يه نفر "ويليام"ـه يا يکي از خدمتکار ها
."داري براي خودت کار ميتراشي، اقاي "کارسون
.و براي اين باهات همدردي نميکنم .منم همدردي نخواستم
...فکر نميکنم که شما بايد چي؟
.به خاطر خدا، اگه چيزي خرابه درستش کن
."متاسفم "لنگ .نميخواستم تند حرف بزنم
.نگران نباشيد، سرورم .تو تو سنگر هايي بودي که من نبودم
.حق ندارم که غُر بزنم
.الان ديگه سرباز نيستم
.به خاطر جراحت در جنگ معاف شدي .اين کاملا شرافتمندانه است
واقعا؟
مردم بهم نگاه ميکنند و فکر ميکنم که چرا .يونيفرم نميپوشم
خب ارجاع شون بده پيش من و خودم .جوابشون رو ميدم
هم؟
.يه پني براي فکري که ميکني ميدم تا بگي .بيشتر از اينا مي ارزن، ممنون
چيه؟ .مدارک ام، رسيدن. مشمول شدم
!اه، نشدي يعني چي؟
گزارش پزشکي ام رو چهارشنبه ميفرستم و بعد اش
.فکر کنم که ميرم به "ريچموند" براي اموزشي
.بعدش ميري جنگ؟ اگه شانس بيارم .بدبخت ميشم اگه قبل از اينکه برسم تموم بشه
.اگه بهم گوش ميگردن، تا وقت چايي تموم ميشد
ديزي"، ميخواستم بپرسم...ميشه" يه عکس بدي با خودم ببرم؟
.عکسي ندارم .پس يه دونه بگير، تو وقت استرحت بعدازظهرت، لطفا
.کافيه. بذار به کارش برسه
اوضاع "توماس" چطوره؟
.اي کاش ميشد تو بيمارستان خودمون درمون بشه
.خب، فقط براي افسر هاست .البته
.گرچه، ارزوش بود که برگرده اينجا خدمت کنه
ديگه برنميگرده خط مقدم؟ .با اين وضعيت دستش نه
.مايه تاسفه که زير نظر دکتر "کلرکسون" نيست
.شايد بتونيم روي نظرش تاثير داشته باشيم .اميدوارم
بدون اين خانواده و تمام پول هايي که شما
خرج کرديد، بيمارستان با ارزشش .الان وجود نداشت
.شايد ازش مشورت بگيرم .معلوم نيست که
مطمئنم که شما فکرِ خوبي درباره اينکه چه .چيزي بهترينه داريد
ميخواي يه سفر بري انگليس، "ديويس"؟
.فکر کنم که منو براي کاري در نظر داريد، قربان
"به هيچ وجه. ژنرال سر "هربرت استرات
.درخواست انتقاليم رو داده تا دستيارش بشم
.به انگلستان سفر ميکنه تا سرباز گيري رو سرعت ببخشه .منم "منچستر" و "يورک شاير" رو خوب ميشناسم
معني اش اينه که چند ماهي برم خونه .و ترفيع به درجه کاپيتاني
.اعتراضي نميتونم داشته باشم
.فقط چند روز قبل از تست پزشکي محلت دارم، بانوي من
.پس برو و پدرت رو ببين
اشکال که نداره، "کارسون" داره؟ بلاخره از چهارشنبه بعد
.بايد بدون پادو سَر کنيم
.فرقي نميکنه که از الان شروع کنيم .و هميشه "لنگ" در اختيارته
.برات ارزوي موفقيت ميکنيم مگه نه، عزيزم؟
.يقينا
."موفق باشي "ويليام .ممنون سرورم
خب، هر دوتا پادو ام رفتن به جنگ
.در حالي که من سخنراني ميکنم و روبان ميبرم
...و روحيه مردم رو بالا نگه ميداري
.که خيلي مهمه
.به خدا، بهشون حسودي ميکنم
به عزت نفسشون و توانايي اينکه شب سرشون .رو راحت رو بالش ميذارن، حسودي ميکنم
اقاي "کارسون" بوي مواد پاک کننده رو اينجا
.دوست ندارند، مخصوصا قبل از وقت غذا خوردن
."بي خيال، دوشيزه "اُ براين نميخوايم که غير دوستانه رفتار کنيم، ميخوايم؟
.مطمئنا تو نميخواي
"همين الان تمومش کن اما اگه اقاي "کارسون .بهت چيزي گفت نگو که نگفتي
سلام، اقاي "لنگ". همه چي خوبه؟
چرا همچين حرفي ميزني؟
همينجوري. فقط منظورم اين بود که .اميدوارم بهتون خوش بگذره
.اگه جاي شما بودم ميفهميدم
تو که براي اين کار درخواست ندادي، دادي؟ .فرصت اش پيش نيومد
.تازه وقتي که ايشون رسيدن فهميدم اقاي "بيتس" رفتن
چي باعث شده بياي اينجا، اقاي "موزلي"؟
.ميخواستم بدونم که ايا "انا" اين ورا هست يا نه
.اگه بخواي ميتونم پيداش کنم .نه، نه، نه
فقط اينو بهش بده. اون روز داشتيم درباره اين با هم حرف ميزديم
.و يه نسخه ازش تو "ريپون" پيدا کردم
اليزابت و باغ الماني؟
درباره چيه؟
درباره دعوت به اينه که بيشتر حرف بزني، گرفتي؟
."خداحافظ، دکتر "کلرکسون
."بانو "گرنتام
خوشحال ميشم کمک کنم ولي در توان نيست
که مردم رو از هر جايي که دوس داشتم .برگردونم
.اين اصلا چيزي نبود که ميخواستم
ببخشيد، ولي فکر کردم که گفتيد که ميخوايد "سرجوخه "بارو
.وقتي که کاملا خوب شد، برگرده و اينجا خدمت کنه
فکر ميکنم که اينجوري ابروش نميره که ميخواد ...ادامه خدمت اش رو اينجوري بگذرونه
.بعد از اينکه زخمي شد خب، اينم ممکنه
اما من نميتونم تصميم بگيرم که .بعدش چه اتفاقي ميافته
اقاي "کارسون" حالتون خوبه؟
.اه، ولم کن
...بعد از 24 ساعت غيبت حالت خوبه "کارسون"؟ .البته
.کاملا سلامت ام، سرورم، ممنون
.نه
دختر عمو "ايزابل" گفتن که "متيو" براي دو هفته .مياد خونه
.با چندتا "ژنرال" تو انگليس سفر ميکنند
.وقتي که اينجا امد باهم شما ميخوريم
ميخواستم از "ريچارد کارلايل" بپرسم .که ميتونه يکشنبه تا دوشنبه بمونه
.مواظب باش، "مري". سر "ريچارد" نبايد فکر کنه که تو دنبالشي
مگه حقيقت همين نيست؟ .حقيقت هيچ کدوم از اينا نيست
.ظاهر قضيه اس که مهمه .از "رزموند" بپرس
.خودش اوضاع رو مرتب ميکنه .اينجوري خوب ميشه
.مثل دوران قبل از جنگ
چطوري ميخوايم که يه جشن قبل از جنگ رو بدون هيچ پادويي برگذار کنيم؟
.عزيزم، "رزموند" غريبه نيست
.فاميله
.وقتي ميرفتم روستا، خانم "دريک" رو ديدم
.همسر "جان دريک" که صاحب مزرعه "لانگفيلد"ـه
اه، چي ميخواست بگه؟
.ظاهرا اخرين کارگر مزرعه شون هم به جنگ اعزام شده
.به يه نفر احتياج دان که تراکتور رو برونه
.مگه حاله "دريک" بهتر نشده؟ فکر کردم که خوب شده .خوب شده
.اما نميتونه رانندگي کنه
.خب من بهش گفتم که من ميتونم
چي؟ .گفتم که من ميتونم تراکتور رو برونم
!"ايدث" .تو يه بانويي نه وزغِ وزغستان
.خب، ميخوام انجامش بدم
.اينقدر گيج نزنيد .ساده اس
.من تراکتور رو ميرونم
خب، ميتونيد؟ .البته
ميتوني گاواهن يا هرچي که اسمشه رو به تراکتور ببندي؟
.البته کي ميخوايد که شروع کنم؟
.بهتر يه لباس پيدا کنم که بپوشي
اه، فقط يه ذره زندگي تو اين خونه ميخوام
.اميدوارم که اقاي "کارسون" خودش رو تباه نکنه
.يه نامه ديروز داشتم
خب؟ .درباره پسر خواهرمه
.با هنگ تفنگداران "لنکشير"ـه
.اما گم شده
".گفتن "مفقود الاثر، احتمالا کشده شده است
.اه، نه
چه اتفاقي افتاده؟ ،خودش هم نميدونن، چه طوري شده، چرا اينجوري شده
يا اينکه ميتونم مطمئن باشيم مرده يا اينکه .يه جايي اثير شده
.از ارباب خواهش کن. اشناهايي تو وزارت داره .ميتونن يه ذره بيشتر پرس و جو کنن
.اه، نميخوام مزاحم اش بشم
.چرا؟ به فکر بقيه است
."خيلي خوبه، اقاي "لنگ
با اون دست هاي بزرگ چطوري ميتوني همچين کار ظريفي بکني؟
.فکر کنم که کارايي که ميتوني باهاش کني بي پايانه
.براي شروع بهت يه سيلي ميزنه
.واقعا خوبه، خيلي خوب
.دوست دارم يه مهارت خوب رو ببينم
اين روزا ادم ها فکر ميکن که اگه بلد باشن .لبخند بزنن و بند کفش ببندن ميتونن ملازم شن
اما يه هنري تو اين کار هست و ميتونم .بهت بگم که تو داريش
.مادرم بهم ياد داد
.مثل شما يه پيشخدمته ويژه بود
.خب، کارش رو خوب بلد بوده
اه، اقاي "لنگ". همون طور که ميدونيد سر "ريچارد کارلايل" قراره بيان
.و امشب "کراولي" ها هم براي شام ميان
واقعا نميتونم از پيشخدمت ها رو براي همچين مهموني براي سرو غذا استفاده کنم
پس اگه نقش پادو رو بازي کنيد و کمک کنيد .خيلي ممنون تون ميشم
من؟ پيشخدمتي کنم؟
.خب، ايده آل نيست ولي متاسفانه راه ديگه اي نيست
.لباس پادو ها تو کمد بعد از در اتاق خانم "هيوز"ـه
.فکر کنم اندازه خودتون پيدا ميکنيد
مطمئن نيستم چيکار ميتونم کنم، ولي خوشحال ميشم .که امتحان کنم
اسمش چيه؟ ."ارچي"
."کوتاه شده ي "ارچيبولد فيلپات
.تو هنگ تفنگداران "لکنشير" بوده
.فکر ميکنم که شمال فرانسه بوده
ميدوني که به احتمال خيلي زياد جواب اين نامه .اينه که کشته شده
متوجه ام، سرورم. اما ترجيح ميديم که بدترين .حالت رو بدونيم تا تو بي خبري باشيم
.هم
."اه، سلام، اقاي "موزلي
اينجا چي کار ميکني؟ .از بچه ها پرسيدم، اونا هم گفتن رفتي لباس بشوري
.بانو "مري" قراره امشب اينو بپوشه .مطمئن نبودم که تميز باشه
.ميخواستم بپرسم وقت کردي کتاب رو بخوني يا نه
.همين ديروز بهم دادي .البته، البته
اما وقتي که خوندي اميدوارم بتونيم نظراتمون .رو با هم به اشتراک بذاريم
.خيلي خوبه. شايد بتونيم چند نفر ديگه هم بياريم
.ميتونيم يه جور انجمن کتاب خوني درست کنيم
.اره ميتونيم
.يا ميتونيم فقط خودمون دوتا صحبت کنيم
.خدايا، خيلي دير شده .بايد برم
لباسام رو عوض کردم اما ميخواستم بگم که به "کلکرسون" نامه فرستادم
.که اوضاع رو رديف ميکنه چي گفتي؟
که تو يه خواهشي ازش کردي، با توجه به اين که ،اين املاک داره خرج بيمارستان رو ميده
ناعادلانه به نظر ميرسه اگه اجازه نديم که .اين کار انجام بشه
.کاملا درسته. ممنون عزيزم
.باريکلا، سرورم
اماده اي؟
!اماده
.زودباش، لعنتي
!اره
.به سلامتي...پوسيده شدن
خودت درخت رو کاشتي؟
.بي خيال. کمه کم 40 سالشه
.تملق نکردم
،پدرم کاشتتش. اما بايد حواست به درخت هاي ميوه باشه
.نه اينکه بزاري بيش از حدشون بمونن
کشاورزي يه جورايي به سر سختي نياز داره، مگه نه؟
ميشه احساساتي شد ولي نميشه از احساس .پيروي کرد
.ميتونم بگم که خيلي زيبا گفتيد بانوي من
.بهتر که نويسنده بشيد .ممنون
اوضاتون چطوره؟ .خيلي خوب، فکر کنم
.براتون زياد سخت نيست؟ اصلا .از اوني که به نظر مياد سر سخت تره
.يه چيزي اوردم تا بخوريد بانوي من
.متاسفانه چيزي نيست که بهش عادت داريد
.هي، براي تو نيست
.پس تويي
.اتل" فکر ميکرد که بايد يه سرباز خيالي داشته باشم"
No comments yet. Be the first to leave one.