The first 200 lines.
محمدرضا زیرنویس فصل دو قسمت دو
اگر تو زندگیم ادمای عاشقی داشتم هرگز ترکشون نمیکردم
5000 باید کافی باشه
آقای توما، معامله ما ... شرایط تغییر کرده است.
- حالا کی هستی؟ - ریلو از حزب پوکر
تو رانندگی کردی مارو کشوندی اینجا
««««زیرنویس***محمدرضا»»»»
اونا چطور ن؟ چطور .
حالشون چطوره؟ خوبه. الان حس خوبی دارن
پسر هنوز گیجه
بیدار شد و کمی نگران شدافزایش دادیم داروهاشو
ما اونو اشعه ایکس گرفتیم
دندههای ششم و هفتم شکسته. و او دچار جراحت خفیف سره
اون خوش شانس بود. - خوش شانس؟
اره میتونست فوت کنه
یه جنین کامل به مادر کمک میکنه
که گردن رحم و فشار بده و بیرون بیاد
تو ۲۴ هفتگی جنبن هنوز کامل نشده و کار رو سخت میکنه
و ما الان بابد بخیه ش کنیم چون خون از دست داده
رحم آسیب دیده ولی بدترین حالت رو در نظر نمیگیریم
او ممکن ه در آینده مشکلی نداشته باشه و او می تواند دوباره باردار شود.
وضعیت دختر پایدار ه اما -
ب بچه نمیتونیم کمک کنیم
این یک آسیب جدی به سرش بود. در بدو تولد ایست قلبی داشت
متاسفم کاری نمیتونیم بکنیم
اون انقدر بزرگ نشده برا مقابله با این جریانات
اما از پسش برمیان؟
پسر مشکل نداره دختر هم شانس بزرگ بهبودی داره
همهاش همین
چی بود ? بچه.
ی پسر
یه پسر بود
فصل دو=قسمت دو ««««زیرنویس***محمدرضا»»»»
سلام
چطوری؟ بهتر از همیشه
من میخواستم به بیمارستان برم اما فکر کردم …
درست بود
اینطور نیست تقصیر من نبود.
نه، نیکو. این هیچ ربطی به شما نداره
اونجاست؟
به پاپ جمانو زنگ بزن. اون تمام افراد بالارتبهی دفتر دادستان رو میشناسه.
ممکنه پیگیر این قضیه نشن
من نمیتونم بهش دسترسی داسته باشم، بنابراین نباید روش حساب کرد
یه مشکلی واسه دختر معلولش پیش اومده
نمیتونه بره خودش غذا بخوره
واضح که او معلول ه او پسر عموی خود را میفروشه.
به زنگ زدن ادامه بده
بفرمایید.
یکی از بزرگترین پزشکان ه.
این برای پرستار ه در غیر این صورت اونا ی انگشت هم تکون نمیدن
دونفرو برا ایمنی بزار نگهبانی
میدونی دوست دارم چیکار کنم؟
یه استیک و دوتا آبجو بخرمو بپرم تو ماشین رانندگی کنم ب سمت جنگل
در حالی که بیرون خنک ه.
بلافاصله این کارو میکنم
من میخواستم برم نمک و فلفل رو واسه
استیک بیارم. و بهش آویش بزنم
آویشن دوس داری؟ آره
من تا حالا استفاده نکردم طعمو عوض میکنه
میشستم استیکمو ابجومو میخوردم
نه موبایلی نه نگرانی
و وقتی ابجو و استیکمو خوردم
میدونی بعدش چیکار میکردم؟
من شروع میکنم به کندن یه سوراخ
یا چندین سوراخ . به همون اندازه که لازم بود
کسیرو ک پشت این ماجراستو بذارم توش
این ی ک سوراخ بزرگ نخواهد بود. ارزشش رو نداره
تیکه تیکش میکنم
و مثل قصاب بسته بندیش میکنم
با خاک یکسانش میکنم
دو موشخرما او را خواهند خورد.
. " باید پیداش کنی، " ریلو
و بیارش پیش من
ما نباید به پلیس اجازه بدیم کار شونو انجام بدن؟
واقعا ? باید از خوکها کمک بخواهیم که کمک کنند؟
در این مورد، اونا می تونن کمک کنند. اونا منابع بیشتری دارند.
آیا شما این را شنیدید، ریلو؟ خوک ها منابع بیشتری دارند.
وقتی صحبت از بچه هاته بحث کن.
باید پیداش کنی
من نمیخواهم که خوکها او را پیدا کنند. … و بهش
دو به هفت سال برای فرار از صحنه جرم
او به من جواب خواهد داد. و پول جرمش رو پرداخت کنه
می فهمی؟
خانم ? برو خونه اتفاقی افتاده؟
نه . برو خونه. لازم نیست نگران خودت باشی
من دریافتش کردم. تشکر.
دخترک الان حالش خوب ه. میبینید که خوابیده
بیا دی گه.
فکرش اگه اتفاقی بیوفته چیزی نیست
برید خونه ی استراحت کنید باز برگردید
هی سلام
میخواهم BMW قرمز را ببینم. ب - ۷۷ AOI دیروز آمد.
پلیس یا شرکت بیمه؟
نه نه پس نمی تونم بزارم بیای تو
چرا نه؟
چرا اجازه میدادم نگاه کنی روی یک BMW قرمز
از پلیس یا شرکت بیمه اگر نیستی؟
باید بهش نگاه کنم اما تو نمیفهمی
فکر میکنی داری چی کار میکنی؟
تو اینجا خیلی سخت میگیری فکر میکنی که من یه هرزهای هستم که میتونی بخری؟
- ده .شما ب اایناچی میگین ؟
مراقبت از بیمارستان
ببخشید که مزاحم شدم لباس های همسرتونو اوردم
چی؟
لباس خانم ماگدا. اوردنش اینجا چی شد
خوابیده اینجا چیزهای دیگه نابود شدن
دکتر گفت اگر بخوای میتونم ببرمت ب دیدنش
شاید بعدا هرجور راحتین
فقط ی لنگه کفش
احتمالا دومی ناپدید شده
چرا؟
- دستشویی کجاست؟ - درب اول در سمت چپ.
خیلی سخته؟ پیداش نمیکنم
هی
ریلو.پسر دیوونه شدی؟
از کجا میدونی من کجا زندگی میکنم؟ یه پرنده کوچولو بهم گفت
نمیتونی اینجوری خودتو نشون بدی دفعه بعد زنگ بزن
من زنو بچمو اینجا دارم
چه خوب !. داری کباب میکنی
اون ماهی - ه؟ . نه، ماهی سالمون
زنم درست کرده.
روی پایهای برفی؟ ماهی سالمون؟ مثل هفده سال بود.
ابجومیخوای؟
من آبجو نمی خوام من می خوام ی ماکا و ی آبجو.
تصادف ۱۷ کیلومتر از مرز اتفاقافتاده
این یک ایستگاه گاز ه 7 کیلومتر از محل حادثه دورتره
تصادف رخ داده 16:18
- چطور می دونی؟ - یک پرنده کوچیک، گفتم.
فیلمهای پمپ بنزینی زیر نظر داشت.
.
من می خوام همه چی رو در مورد what's بدونم بین ساعت ۱۱ : ۳۰ قبل از ظهر. ۱۶.۱۸ و ۱۶.۴۵.
همه ماشین ها
آنها را پیدا کنید، آنها را چک کنید و به من زنگ بزنید.
متوجه نمیشم پلیس راهنمایی رانندگی میتونه...
منظورت اینه که از هیشکی مراقبت نمیکنن و فقط به فکر خودشونن؟
Tanase.
دوساعت دیگه باهام تماس بگیر
Pop puiu?
چیکارکنم؟ سرنخ جدید داری؟
نه تو ملاقاتمونم میدونی و میخوام ادامه بدم
چیز جدید نشنیدم
برا ضربه زدن
- شش و چهار. - یا پنج و سه.
! خفه شو میتوانی به مادرت پنج و سه بدی
من اصلا شانسی ندارم تو خیلی آهسته پرتاب کردی
مرخصی. منتظر یه کشیش هستی؟
... پسر، نه تنها تو حتما حمام کردهای !
محکم بندازش سخت ? تو از اسپرم زاده شدی مثل زنا تف کن
تو یک عوضی هستی. ! خفه شو مامانم دردسر زیادی داشت
اون کیر خیلی زیادی داره بسه با حرف زدن تمومش کن
- این او دیوانه . - زمین پدر و مادر را می خواند.
لعنتی بد شانس
200. - چی گفتی؟
شما 100 را برای قمار گفتی و 50 برای تک. مجموع 200
بنابراین؟ و اگر پرداخت نکنم؟
. پس هست
هر کسی که بخواد بازی کنه
ولی امیدوارم بتونی پول بدی من به اندازه کافی بازنده بودم
حرکت
من پول می گیرم 100 برای تک، دو برای قمار.
برو به جهنم!
Costache!
بیا بریم.
بیرون
. پای خودت رو هم نکش گفتم : عجله کن !
تو استروئید رو هم ترکیب میکنی؟ دوباره تو غذای بچهها؟
توپام باد کرده گفتم خفه
میشه ی نوشابه بدین؟
من رابطه جنسی دهانی شیرین شما را شیرین می گذارم اگر شما آن را انجام دهید
چی گفتی؟ - بیرون Axinte!
بشین
میتونم یکی از اونارو دریافت کنم؟
کوستا سابین، 29 ساله.
من فلورانس هستم از طرف مادری
آخرین نام شناخته شده: Bucharest. تعداد قضات: سه.
سرقت از 19 سالگی ...
همه میدانستند که آن زن هرزه اس
یه روز ازم خواست که کمد رو جابجا کنم
به محض این که اومدم تو اون پرید و آلت منو گرفت دستش
منم جوون بودم و کردمش
بعدش بهش گفتم چطور بود؟ رضایتتو نشون دادی
چون انتخاب درستی بود
او 45 سال داشت و اضافه وزن داشت.
بعد شروع کرد به فحش دادن و تف کردن روی من. و بعدش اون منو پرت کرد بیرون
جنده لعنتی پس رفتم
. ولی یه چهارپایه برای مامان آوردم و چند تا چنگال گفت : سیلور !
به سختی ! پلاستیک.
در سن 23 سالگی، تهدید به آسیب جسمی.
این ی سوء تفاهم بود.
چاقو در هوا تکان دادم . و یک احمق در راه ایستاده بود.
چه احمق
برای مدت شش هفته بیمارستانی آسیب جدی مغزی
آره، خوش به حالش
سوء رفتار در خانه شش ماه پیش.
این ی تله تمیز بود.
پس شما کاملا بی گناه هستید، کوستا.
تقریبا. من برخی از شیطونیا
و من یه سری افکار کثیف در مورد همسر " Axint's " دارم
آنها توصیه می کنند آزادی مشروط اولیه
اما من باید آن را تایید کنم
No comments yet. Be the first to leave one.