Richard Hammond's Workshop

Richard Hammond's Workshop

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Richard Hammonds Workshop S03E06 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 6 Richard.Hammonds.Workshop زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام، سلام، سلام. به به، سلام

بگو چی ازم می‌خوای. باورم نمی‌شه!

مندی اومده کمکم کنه

اون از ریچارد بهتره. ریچارد: وای، خدای من!

این یه لانچیا دلتا اینتگرالِ. محشره!

۳۶ هزار پوند! فوق‌العاده‌ست!

خوب نیست همین‌جوری فقط...؟ یکم بیشتر؟ یکم بیشتر؟ آره.

ما شانس اینو داریم که مسابقه رو تموم کنیم. چشمش نزن.

فکر کنم تو دور آخر منحرف شد. آخ!

آخه ما چیکار باید بکنیم که یه مسابقه لعنتی رو تموم کنیم؟ (آه می‌کشد)

یه چیزی کار کرد!

دو سال پیش، من یه کسب‌وکار بازسازی ماشین‌های کلاسیک راه انداختم

با خانواده گرین‌هاوس

یه ماشین یدک‌کش بساز. (از تعجب نفسش می‌گیرد)

علاقه و شورم رو تبدیل کردم به یه کسب‌وکار موفق

همراه با خانواده‌ام... چو-چو!

البته همیشه هم که آب خوش از گلومون پایین نرفته. نه مامان؟ هیس.

ولی بالاخره اوضاع داره بهتر می‌شه. کار داریم.

تا کجا می‌خوای پیش بری؟... کارای جدید.

اوه! ما دوباره داریم مسابقه می‌دیم!

هیچ‌وقت با این سرعت تو مسیر کار رانندگی نکن.

و داریم بین‌المللی می‌شیم. آره، من این فیلمو دیدم.

فقط امیدوارم خیلی زیاد کار به گردنم نگرفته باشم. آخ!

اون برام بد پیش رفت.

احتمالاً همه می‌دونن که من ماشین دوست دارم، و واقعاً همین‌طوره.

ولی حقیقت اینه که عشق اول و واقعی من...

چرخ‌های کمتری داره. دو تا، در واقع.

موتور. موتورای قدیمی، موتورای جدید.

عاشقشونم. از وقتی... پنج سالم بود این‌طوری بودم.

و هیجان‌زده‌ام چون الان دارم میرم کارگاه.

و یه کاری گیرم اومده که مربوط به موتوراس.

پس این، جدای از اینکه برای من خیلی هیجان‌انگیزه...

و برای بعضی از اعضای تیممون می‌تونه ورق رو برگردونه.

به همین خاطره که با رفتن سر کار با موتور، دارم جشن می‌گیرم.

یالا حمله!

شن، شن، شن.

همه جا می‌ره.

قضیه اینه که... الان بهترین وقته که یه کار جالب برامون پیش بیاد.

چون، خب،

خب، هرطور حسابش کنی، لانچیا برای ما هم پول برداشت هم وقت.

و تجربه دلهره‌آور اون.

الان روحیه خوبی نداریم. این خبر خوبیه.

چون این یه کار برای رویال انفیلدِ.

یکی از نمادین‌ترین برندهای موتور در دنیا.

یکم باید بیای این‌ور. (صدای ناله کردن)

اوهو! چطوری ریچارد؟ خوبی؟

چطوری؟ از دیدنت خوشحالم. منم همین‌طور.

گوردون، خوشحالم که می‌بینمت. سلام، چطوری؟

اوه! پس اینجاست.

آره، خوشگله، پس می‌دونم می‌تونید بهترش کنید.

پس این یه اینترسپتور اصلیه. همون مدل اصلی.

این یه اینترسپتور سری ۲ئه. آره.

یکی از آخرین موتورهایی که تا حالا ساخته شده. درست تو بریتانیا.

پس مدل جدیدش داره رونمایی می‌شه... همین الان که ما داریم حرف می‌زنیم.

دقیقاً. پس مدل جدید، اساساً...

ما قراره اون رو تو رویداد "ویلز اَند وِیوْز" در بیاریتز داشته باشیم.

و اون یه جشنواره تمام‌عیار فرهنگ موتورسواریه.

هرچیزی که می‌تونید تو دنیای دوچرخه‌ها آرزوش رو داشته باشید.

و شما می‌خواید این موتور اونجا باشه، به عنوان بخشی از رونمایی مدل جدید؟

بله. ریچارد، ما واقعاً می‌خوایم این بهترین نمونه در نوع خودش باشه.

خب، می‌دونی چرا آوردمش پیش شما...

چون کیفیت کار گرین‌هاوس‌ها رو می‌شناسم.

نمی‌دونم اونجا چه جوابی قراره بگیرم.

نه؟ (می‌خندد) نمی‌دونم چی قراره گیرم بیاد.

رفقا؟ رفقا، ببینید چی آوردم!

خرید جدیده؟ نه، خرید نیست.

نه بابا. اون موتور رویایی منه. خودِ موتوره!

واقعاً؟ آره. مدل صادراتی آمریکا. رویال انفیلد اینترسپتور ۷۳۶ سی‌سی.

اینه همون! و من هیچ‌وقت از نزدیک یکی از اینا رو ندیده بودم.

این یه کار جدّیه. بس کن. واقعاً جدیه.

اونا از ما می‌خوان اینو دقیقاً مثل روز اولی که از کارخونه بیرون اومده بود، بازسازی کنیم.

ما که از موتور پولی درنمی‌آریم، مگه نه؟

نه... چون مردمی که تو خونه این کارو می‌کنن...

تو گاراژشون، اونا... نه همیشه.

گاهی اوقات حق با توئه. ولی نه در این مورد، چون این مال...

و خود رویال انفیلد سفارش این کار رو به ما داده.

اونا از ما می‌خوان وقتی اینو تموم کردیم...

اونو ببریم به یه رویداد تو بیاریتز فرانسه.

جایی که مدل جدیدشون اونجا قراره باشه و اونا اینو کنارش می‌خوان.

و اینا آدمای باحالی‌ان. فقط موتور؟

اونا می‌خوان مدل جدید رو رونمایی کنن و این یکی رو... دقیقاً!

و ما این کار رو انجام دادیم. درست. نو و کهنه.

از نظر من، وقتی اینجارو باز کردیم، ما یه کسب‌وکار بازسازی ماشین بودیم.

ما اهل موتور نیستیم، فقط چون ریچارد به عنوان سرگرمی دوستش داره.

من فقط فکر نمی‌کنم این بهترین ایده باشه.

که ریچارد از وقتی اومدیم پیشش داشته.

داری به من می‌گی تو این موتور به اندازه ماشین پول هست؟

همون دستمزد ساعتی رو می‌گیریم. بله. اینا آدمای پولدارن.

و اگه بتونیم وارد دنیای موتور بشیم...

این می‌تونه یه قدم بزرگ برای ما باشه. قطعاً. به عنوان یه کارگاه.

این باید تلاش کنه که منو اشتباه ثابت کنه.

خب، همون‌طور که می‌بینی. اگه بتونیم. منو اشتباه ثابت کن.

این یه راه دیگه برای ماست که کاوش کنیم. ما کار موتور رو شروع می‌کنیم.

تو واقعاً موتور دوست نداری، نه؟ هوم.

وقتی انفیلد رو تموم کردیم، خود شرکت داره به ما پول می‌ده...

که اون رو به این رویداد باحال تو بیاریتز تحویل بدیم.

چرا خودمون سوارش نشیم و نبریمش اونجا؟ می‌تونیم این "تریومف بونویل" رو ببریم.

و من یه موتور برای نیل پیدا کردم.

این یه موتور عالیه. حرف نداره. یه سیصد سی‌سیه.

یه جورایی می‌شه کاریش کرد که این موتور سواری رو به کار ربط داد.

تا جنوب غربی فرانسه.

یعنی، آره یه بخش کوچیکش ممکنه این باشه که...

دارم کاری می‌کنم که سال‌ها انجامش ندادم.

با رفقام با موتور بریم یه گشت و گذار.

من دچار بحران میانسالی شدم. تقصیر من نیست!

بذارید انجامش بدم، تازه کاره!

خب، پس حل شد. سفر جاده‌ای!

من با انفیلد می‌رم بیاریتز.

در حالی که اندرو ترایامف کهنه‌ی منو می‌قاپه.

قضیه اینه که فستیوال "چرخ و موج" کلی آدم باحال جذب می‌کنه.

و ترایامف هم قراره نماینده‌ی "کِوگ" باشه.

پس می‌خوام یکم باحال‌ترش کنم.

موتوری که باهاش شروع می‌کنم، یه ترایامف بونویل مدل ۱۹۷۱ـه.

این یه جورایی شکل کلیشه. یه...

مثل یه... عمه‌خانمِ پیر موتورسیکلته.

ولی می‌خوام بامزه‌ترش کنم.

چراغ‌های راهنما رو بردارم. راهنما نمی‌خوام روش باشه.

فرمان‌های حسابی گنده. باید خودنمایی کنه.

می‌خوام مردم اینو ببینن.

و بعد فکر می‌کنم، قراره چرخ‌های خفنی روش بندازم.

و اونجا یه فستیوال باحال و مد روزه.

پس اونجا آدمایی هستن که کلی پول خرج موتور می‌کنن.

و دقیقاً اینا همون آدمایین که باید "اسمِلست کِوگ" رو بهشون وصل کنم.

فکر می‌کنم این شدنیه.

فستیوال آخر هفته‌ی بعد از اینه.

پس وقت کمه.

اندرو: عجب روزی! اولین موتور توی کارگاه.

امیدوارم اولین موتور از کلی موتور دیگه باشه.

پروژه‌ی نسبتاً بزرگیه که قراره برای انفیلد انجام بشه.

این یه بازسازی کامل نیست چون فکر می‌کنم اصالتشو از بین می‌بره.

پس کاری که می‌کنم اینه که همه‌ی قطعات کوچیک رو برمی‌دارم.

تمیزشون می‌کنم، همه‌ی کابل‌ها رو ردیف می‌کنم.

همه‌ی خطوط اصلی کابل‌ها رو نگه می‌دارم.

چون خیلی قشنگ و اصیلن.

برچسب‌های روی باک رو دوباره می‌زنم. کلاً هر چقدر بتونم کار می‌کنم.

اگه این موتور رو توی موزه تصور کنید،

مردم می‌خوان نگاش کنن و بگن "خدایا، این یه موتور اورجیناله!"

"از اول ۷۰۰۰ مایل راه رفته."

اونا اصالت می‌خوان و این کاریه که من باید انجام بدم. اصیل نگهش دارم.

کار اول، فکر کنم باک رو بردارم.

ببینم زیر سیم‌کشی‌ها چی قایم شده؟

خب، بریم.

من فقط چند روز وقت دارم.

تا اینو دوباره تبدیل به یه موتور کنم.

و نه فقط یه موتور معمولی. یه موتور خفن!

نمی‌تونم مزاحم اندرو بشم چون داره روی انفیلد کار می‌کنه.

که اون کار پولیه. دلیل اینکه داریم این سفر رو می‌ریم.

این باک جدیده. این شکلش فرق داره.

گلگیر جدیدمون. پس این می‌ره اینجا.

آره. این کار از عهده‌ی من خارجه.

حقیقتش همینه.

خب، مدتیه که لانچیا رو تموم کردیم.

و توی بونهامز فروختیمش.

ولی اون برای جمع‌آوری پول برای اون پارک حیات وحش توی دِوون بود.

تا برای پلنگ‌ها یه محفظه درست کنن.

کار خوبی بود، انجام شد، فروخته شد ولی... یه کم پول کم اومد.

از چیزی که واقعاً برای ساخت اون محفظه نیاز داشتن.

پس فکر می‌کنم ببینم می‌تونم از...

مردم خوب هرفوردشایر کمک بگیرم که ببینم اونا...

اوهوم، یه کم پول برای پلنگ‌ها کمک کنن.

"لطفاً به پلنگ‌های در حال انقراض کمک کنید". اوه، کاملاً از این راضیم.

کمک به پلنگ‌ها، کسی هست؟

سلام، دلت می‌خواد یه پلنگو نجات بدی؟ امروز نه؟

صبح بخیر آقا. کمک به پلنگ؟

ما بغل گرگس هستیم که مرکز لیدبریه.

تقریباً مثل تالار شهره. می‌دونید، همه اونجا همدیگه رو می‌بینن.

فکر می‌کنی یه نفر پیدا بشه که، خب، پول خرد اضافه داشته باشه.

و به یه پلنگ کمک کنه. صبح بخیر آقا.

کمک برای پلنگ؟

صبح بخیر. دلت می‌خواد امروز به یه پلنگ کمک کنی؟ نه؟

خانما، امروز دلتون می‌خواد به یه پلنگ کمک کنید؟ نه؟

این پلنگ بغلیه.

این کار از اون چیزی که به نظر می‌رسه سخت‌تره، می‌دونید.

و... و من یه سری نظرات خیلی خوش‌بینانه و سخاوتمندانه شنیدم.

و یه سری نگاه‌های خیلی عجیب هم بهم شده.

اوه، اینو ببین. خیلی ممنونم آقا.

ایمانم رو به انسانیت برگردوندید.

نصف روز نشستم و، ام، ۲۱ پنی.

و خیس شدم. ام... دارم حسابی خجالت می‌کشم.

و من... واقعاً می‌خوام برم خونه.

منتظر یه مشتری هستم. خب، یه مشتری احتمالی.

این یه کار خوبیه چون ما قراره بریم.

به ماجراجویی بزرگمون تو فرانسه با موتورها.

و آنتونی، سوفی و آیزاک رو اینجا می‌ذاریم.

و من کار می‌خوام و این یه کار خوبیه.

پیتر. سلام. خوشحالم می‌بینمت. سلام. های.

همونطور که انتظار می‌رفت. اوه، خدای من. خیلی نارنجیه، نه؟

آره، مرد. ژون هلیانت (Jaune Helianthe)ـه. واقعاً؟ آره. خیلی قشنگه.

باید هم جلب توجه کنه، مگه نه؟ عاشق این چیزای قدیمی‌ام. فوق‌العاده‌ست.

تازه با خودش کادو هم آورده. کـ... اوه! (می‌خندد)

اینو ببین. مثل سگ‌های شکاری افتادن دنبال کیک.

بفرمایید. اوه! اونجا چه خبره؟

اینو ببینید. اینا کرافین‌ان.

یه کروسانه. مثل مافین به نظر می‌رسه، مثل دونات باهاش رفتار می‌شه.

اوه، بله. ممنونم. ممنونم.

خیلی ممنون. قرار نیست کمکم کنه مسابقه بدم، نه؟ آره.

ام... ممکنه براتون کاری داشته باشیم؟

آره، داریم. خب، ما این ون رو خیلی قشنگ بازسازی کردیم.

خیلی خوبه. ظاهرش خوبه و کارمون رو راه میندازه. متاسفانه...

یک کم بیشتر از چیزی که براش بودجه در نظر گرفته بودم، خرج برداشت. اوه...

Richard Hammond's Workshop subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Richard Hammond's Workshop

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left